شرح حکمت ۱۰۲ نهج البلاغه

حکمت 102 نهج البلاغه

در حکمت ۱۰۲ نهج البلاغه سید رضی از امام علی علیه السلام نقل نموده که فرمودند: بر مردم روزگاری خواهد آمد که مقرب نبود جز سخن چین و خوش طبع. به شمار نیاید جز شخص تبهکار، و مردمی که منصف هستند را ناتوان خوانند و صدقه را غرامت دانند و صله رحم را منت گذاردن و عبادت را برتری فروختن بر مردم. در این حال، حکومت با مشورت زنان است و امارت برای خردان و تدبیر امور به دست خواجگان

این کلام امیر المومنین(ع) خبری از غیب درباره زمان آینده است.

در شرح حکمت 102 نهج البلاغه آیت الله مکارم شیرازی چنین می‌گوید (شرح به مضمون است):

این سخن پر محتوا یکی از اخبار غیبی امام علی علیه السلام است که درباره آینده بیان شده است و هشداری برای یاران و پیروان آن حضرت به شمار می‌رود.

حضرت امیرالمومنین (ع) وقتی را پیش بینی نموده که سه گروه بی ارزش، با ارزش دانسته شده و سه عمل نیک زشت و بد به حساب می‌آیند و سه گروه نالایق زمام حکومت را به دست می‌گیرند.

ایشان نخست می‌فرماید: بر مردم زمانی می آید که تنها حیله گرِ سخن چین مقرب گردد و تنها فاجر بدکار لطیف به شمار می رود و فرد منصف ناتوان محسوب می‌شود. این بخش از کلام مولا اشاره دارد به اینکه در آن زمان نظام ارزشی اسلام و احکامی که از سوی خدا صادر شده‌اند و در واقع کتاب و سنت الهی وارونه می‌شود. همچنین افرادی که سیرت زشتی دارند و گنهکار هستند بر سر کار می آیند و افراد نیک سیرت از صحنه اجتماع عقب رانده می‌شوند. در این شرایط منکر، معروف می شود و معروف، منکر خواهد شد. در این بخش امام از تعبیر «ماحِل» استفاده کرده است. این کلمه از ماده «مَحل» (بر وزن جهل) به معنی مکر و حیله است و در اصل به معنی خشک و بی حاصل بودن زمین است و به سبب همین خاصیت به افراد حیله گر، سخن چین و مکار اطلاق می‌شود. تعبیر بعدی به کار رفته، «فاجر» است. فاجر به اشخاصی اطلاق می شود که بی بند و بار بوده و هر چه بر زبانشان آمد، می گویند و از انجام شوخی‌های رکیک و زشت ترسی ندارند و آن را نوعی شوخ طبعی، ظرافت و لطافت می‌دانند. تعبیر بعدی واژه «منصف» است. این واژه برای افرادی به کار می رود که حق مردم را به خوبی ادا می کنند. چنین افرادی در محیطی که زشت کاران روی کار هستند، ضعیف و بی دست و پا محسوب می شود. در نظر زشت کاران، افرادی که مال و منال بسیاری را از مسیر حرام و غضب حقوق مردم به دست می آورند انسان های زرنگ و لایق هستند.

در ادامه حکمت 102 نهج البلاغه آمده: در آن وقت یاری نیازمندان خسارت، صله رحم، منت و عبادت وسیله برتری جویی بر مردم خواهد بود. آری؛ هنگامی که ایمان و اخلاق از جامعه برچیده ود، مردم دلیلی برای یاری نیازمندان نمی بیند و بر اساس محاسبه های ظاهری می گویند که فلان مقدار را به فلان نیازمندان دادیم و به همان مقدار از سرمایه ما کم شد و این ضرر و خسارت است. همچنین وقتی به دیدار بستگان می روند، آن را یک دِین شرعی، اخلاقی و انسانی به حساب نمی آورند، بلکه انگار نعمتی بزرگ به آن ها داده و بر آنان منت می گذارند. علاوه بر این ها، وقتی عبادت می‌کنند و به وظیفه خود در این باره عمل می‌کنند، به جای آنکه خضوع آن‌ها بیشتر شود، برعکس خویشتن را از دیگران برتر می‌بینند. در واقع آن زمان از اعمال به ظاهر نیک خود، نتایج وارونه می‌گیرند.

این بخش از سخن حضرت که میفرماید: «يَعُدُّونَ الصَّدَقَةَ فيهِ غُرْماً»؛ به آنچه که خداوند متعال در آیه 98 سوره توبه فرموده شبیه است. در این آیه آمده: «وَمِنَ الاْعْرابِ مَنْ يَتَّخِذُ ما يُنْفِقُ مَغْرَماً»؛ و برخی از اعراب (عرب بادیه نشین که از تعالیم الهی دور هستند) آنچه را که در راه خدا انفاق می کند، غرامت و خسران برای خود می پندارند.

همچنین عبارت «صِلَةُ الرَّحِمِ منّاً» شبیه به آیه 17 سوره حجرات است. خداوند در آن آیه می‌فرماید: آنان بر تو منت می‌گذارند که اسلام آورده‌اند، بگو اسلام آوردن خود را بر من منت ننهید، خداوند بر شما منت می‌نهد که شما را به سمت ایمان هدایت کرده است اگر (در ادعای ایمان) صادق هستید. آشکار است که ایمان آوردن به پیامبر الهی نه تنها وظیفه، بلکه برنامه سعادت، تکامل و افتخار است. در واقع چیزی نیست که سبب منت بر پیامبر شود.

صله رحم یک وظیفه دینی و انسانی است که هر شخصی موفق به انجام آن شود باید شُکر الهی را به جای آورد و مفتخر باشد نه این که آن را وسیله منت قرار دهد. علاوه بر این، عبادت مکتب عالی تربیت آدمی است و باید موجب تواضع و خضوع آدمی در پیشگاه رب العالمین گردد نه سببی برای برتری جویی بر مردم.

سپس امام علی (ع) به سه عامل فساد در جامعه‌ای این چنین اشاره می کند که سرچشمه آن، اعمال نادرست است. امام علیه السلام می فرماید: در آن هنگام حکومت به مشورت زنان، فرمانروایی کودکان و تدبیر خواجه ها خواهد بود.

قطعا زنان در دین مبین اسلام در بسیاری از حقوق با مردان برابر هستند، بلکه گاهی از آن‌ها پیشی هم میگیرند. اما به سبب عاطفه‌‌ای که در آنها نهادینه شده است، برخی از امور از توان آن ها خارج است؛ به همین جهت در تمامی دنیا حتی در عصر ما که مساوات زن و مرد در جهان غرب همه جا را پُر کرده است،ابتکار همه حکومت ها و پست‌های مهم سیاسی،اقتصادی، جنگی و دفاعی – جز در موارد معدود- در دست مردان است زیرا آن ها برای چنین مواردی آمادگی بیشتری دارند. حال آنکه اگر حکومت با مشورت زنان باشد مشکلات غیر قابل انکاری ایجاد می شود.

“در برخی از نسخه ها و حتی نسخه خود مرحوم سید رضی در خصائص الائمه به جای واژه «نساء» کلمه «إماء» ذکر شده است. این واژه به کنیزانی اشاره دارد که در دربار خلفا بودند و بسیار مورد علاقه آنان بودند. این بانوان از علاقه موجود استفاده کرده و در مسائل حکومتی دخالت می‌کردند و حتی افرادی که می خواستند در امور حکومت تاثیر بگذارند نیز گاهی به کمک این زنان در خلیفه یا پادشاه نفوذ می کردند. امروزه برخی از روانشناسان بر این باور هستند که زنان در امور جزئی از مردان دقیق تر هستند اما در تصمیم گیری های کلان مشکل دارند و به همین علت امر حکومت که به نگرش کلان نیاز دارد برای آن ها مشکل است”

مقصود از عبارت «امارة الصبيان» یا همان حکومت کودکان، احتمال می رود که مفهوم ظاهری آن باشد که در طول تاریخ بارها کودکان به حکومت رسیده و زمام امور به دست مادر یا نزدیکان انجام می شد. این احتمال نیز وجود دارد که معنی کنایی آن مقصود باشد و افرادی که افکار بچه گانه دارند و دورنگر با افکار و اندیشه عمیق نیستند حکومت را به دست می گیرند. عبارت سوم «تدبیر خواجه ها» است. در شرح این عبارت می‌توان دو احتمال را در نظر گرفت: احتمال اول همان معنی ظاهری است. در برخی از دوران خلفا و پادشاهان دارای حرمسرا بودند. بر این حرمسراها مردانی گمارده می شدند که خواجه بودند تا مورد اطمینان باشند. این مردان با کمک همسران پُر نفوذ پادشاهان و خلفا، خواسته‌های خود را در حکومت اجرا می کردند و افرادی که در حاشیه بودند از نفوذ آن‌ها استفاده کرده و به این صورت نظام جامعه در مسیر اشتباه و همسو با منافع افراد خاص قرار می گرفت. البته این گمان نیز وجود دارد که معنای کنایی آن منظور حضرت باشد. زیرا خواجه ها به سبب از دست دادن مردانگی ظاهری خویش بسیاری از صفات مردان را از دست می دادند و تدبیر آن ها ضعیف می شد …

آیه 98 سوره توبه – سعد الغامدی

وَمِنَ الْأَعْرَابِ مَنْ يَتَّخِذُ مَا يُنْفِقُ مَغْرَمًا وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوَائِرَ ۚ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ

گروهی از (این) اعراب بادیه‌نشین، چیزی را که (در راه خدا) انفاق می‌کنند، غرامت محسوب می‌دارند؛ و انتظار حوادث دردناکی برای شما می‌کشند؛ حوادث دردناک برای خود آنهاست؛ و خداوند شنوا و داناست!

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *