گاهی یک خاطره واقعی میتواند از صدها موعظه موثرتر باشد. این روایت از آیتالله سید محسن حکیم، از مراجع بزرگ شیعه و عضو خانوادهای که بیش از هفتاد شهید تقدیم اسلام کردهاند، یکی از آن خاطرههای تأملبرانگیز است؛ خاطرهای که به اهمیت انجام حج واجب و خطرات ترک آن در لحظه مرگ میپردازد[1].
روایت آیت الله حکیم از خوابی عجیب
در روزی از روزها آیت الله حکیم در جمعی نشسته بود و میخواست از حج واجب و اهمیت آن بگوید که با خاطرهای شروع میکند. او چنین نقل میکند: من رفیق مومنی داشتم. او اهل بغداد بود و به شغل تجارت مشغول بود. من و او با هم قرار گذاشته بودیم که هر یک از ما زودتر بمیرد به خواب آن که زنده است بیاید و از شب اول قبر بگوید که چه سوالاتی کردند و چه جواب هایی دادیم. خلاصه اینکه گذشت تا رفیق مومنم به رحمت خدا رفت. طبق قولی که به هم داده بودیم منتظر ماندم اما به خوابم نیامد. یک سال از فوت دوستم گذشته بود که یک مرتبه به خوابم آمد. به او گفتم که یک سال است که منتظر هستم به خوابم بیایی چرا نیامدی؟ رفیقم گفت: گرفتار حج بودم. من به او گفتم: یعنی چی؟ او تعریف کرد: لحظه ای که مُردم به من گفتند یا یهودی بمیر یا مسیحی. من جواب دادم: من؟! من شیعه امیر مومنان هستم، یهودی بمیرم؟! به من گفتند: آری، شیعه علی هستی، اما کسی که حج واجب به گردن اوست، طفره برود، در لحظه مرگ به او میگویند یا یهودی بمیر یا مسیحی. لحظه مرگ به من میگفتند یهودی بمیر …!
“مطابق با برخی از روایتهای موجود، رفتارها و کردارهایی وجود دارند که در نهایت باعث میشوند تا یک انسان که ظاهرا مسلمان است، مرگش همچون مرگ یهودیان یا مسیحیان باشد. در اینجا به برخی از این احادیث اشاره میکنیم:
- امام صادق (ع): آنکه امام را انکار نماید، بر دین یهودیان یا مسیحیان خواهد مرد[2]
- پیامبر خدا(ص): آنکه زاد و توشه کافی داشته باشد (در واقع استطاعت داشته باشد) ولی به حج نرود با دین یهودیها و مسیحیها به میمیرد (و آنکس که حج را به تأخیر اندازد تا این که بمیرد، خداوند او را در روز قیامت یهودی یا مسیحی مبعوث میگرداند).
- امام صادق (ع): هر که مانع قیراتی (مقدار کم) از زکات گردد، یهودی یا مسیحی میمیرد
- پیامبر اکرم (ص): حضرت به امام علی علیه السلام فرمود: آنکه تو را دوست بدارد در روز جزا با انبیا و در درجه آن ها قرار دارد و هر انکه بمیرد و تو را دشمن بدارد باکی نیست که یهودی یا مسیحی بمیرد.

مقصود از روایات این است که آنان با چنین رفتارها و منشهایی دیگر نمیتوانند خویشتن را در زمره مسلمانان بدانند و دیگر تفاوتی ندارد که در چه گروهی و با چه کسانی محشور شوند.”
ناگهان دیدم چهارده معصوم علیهم السلام نشستند؛ حضرت زهرا سلام الله علیها بود؛ یکی یکی به امامان میگفتم: من یهودی بمیرم؟! یک عمر مومن بودم، یهودی بمیرم؟! دیدم نه، قضیه کاملا جدی است. پس این بار به حضرت زهرا (س) گفتم: یا زهرا! یا زهرا! من یهودی بمیرم؟! حضرت سلام الله علیها رو به امام مهدی (عج) اشاره کرد و فرمود: مهدی جان! امسال که به مکه میروی، به نیابت ایشان برو، ایشان را نجات بده. سپس به من فرمود: شما فعلا باشید تا امام مهدی حج را به جا آورده و تمام کند.
پس من تا زمانی که اعمال حج امام عصر ارواح العالمین له الفداء تمام شود، بازداشت بودم.
[1] برگرفته از سایت حجت الاسلام قرائتی
[2] برقی، ابو جعفر احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق، مصحح، محدث، جلال الدین، ج 1، ص 92، قم، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1371ق