و در ادامه شرحهایی که از کلام امیرالمؤمنین علی علیه السلام با شما به اشتراک گذاشتیم به حکمت صد و پنجم نهج البلاغه رسیدیم. به جایی که در آن حضرت به اطاعت از اوامر و نواهی الله تعالی اشاره کرده و از آن سخن گفته است. از امام علیه السلام نقل شده که میفرمایند: همانا خداوند متعال واجباتی را بر عهده شما گذاشته است، پس آنها را ضایع نکنید. و برای شما حدودی معین کرده است، پس از آنها نگذرید. و شما را از چیزهایی نهی نموده است، پس با انجامشان حرمت آنان را نشکنید؛ و از اموری برایتان نگفته است و این به معنای فراموشی آنها نیست! پس خویش را درباره آنها به زحمت نندازید.
شرح حکمت (برگرفته از پیام امام امیر المومنین از آیت الله مکارم شیرازی)
امام علی علیه السلام در این سخن وظایف ما را در چهار قسمت خلاصه نموده است و برای هر قسمت تکلیفی که به گردنمان است را مشخص و روشن ساخته است.
حضرت ابتدا میفرماید: همانا خداوند متعال واجباتی را بر عهده شما گذاشته است، پس آنها را ضابع نکنید(إِنَّ اللَّهَ [تَعَالَى] افْتَرَضَ عَلَيْكُمْ فَرَائِضَ فَلَا تُضَيِّعُوهَا).
این قسمت اشاره به واجباتی مانند نماز، روزه، حج و زکات دارد. بدون شک هر یک از این فریضهها مصالحی را به دنبال دارد. مصالحی که گاه انسان به آن ها پی میبرد و گاه نه؛ و عبد بودن به درگاه پروردگار پس از رسیدن به یقین یعنی انجام آنچه خداوند واجب نموده بی چون و چرا. در این قسمت امام به حفظ این فرائض اشاره کرده و ضایع نکردن آن ها که شاید ترک کردنشان یا انجام ناقص آن ها است را تکلیف دانسته است. همانگونه که در حدیثی از امام محمد باقر (ع) آمده که همانا نماز زمانی که در اول وقت خود ادا شود به آسمان رفته و سپس به سوی صاحب خویش روشن و درخشان باز میگردد و به او میگوید من را محافظت کردی خداوند تو را حفظ نماید و زمانی که در غیر وقت و بدون رعایت دستورات و حدود آن انجام شود به سوی صاحب خویش باز میگردد در حالیکه سیاه است و ظلمانی و به او میگوید: من را ضایع نمودی خداوند تو را ضایع سازد(إِنَّ الصَّلاَةَ إِذَا ارْتَفَعَتْ فِی أَوَّلِ وَقْتِهَا رَجَعَتْ إِلَى صَاحِبِهَا وَهِیَ بَیْضَاءُ مُشْرِقَةٌ تَقُولُ حَفِظْتَنِی حَفِظَکَ اللَّهُ وَإِذَا ارْتَفَعَتْ فِی غَیْرِ وَقْتِهَا بِغَیْرِ حُدُودِهَا رَجَعَتْ إِلَى صَاحِبِهَا وَهِیَ سَوْدَاءُ مُظْلِمَةٌ تَقُولُ ضَیَّعْتَنِی ضَیَّعَکَ اللَّهُ)( کافى، ج 3، ص 268، ح 4)
در ادامه مولای ما میفرماید: و برای شما حدودی معین کرده است، پس از آنها نگذرید(وَ حَدَّ لَكُمْ حُدُوداً فَلَا تَعْتَدُوهَا).
مقصود از این حدود به عنوان مثال سهامی است که در ارث تعیین شده است و در قرآن سوره نساء آیه 13 خداوند پس از آن که قسمتی از میراثها را ذکر میکند میفرماید: “تلک حدود الله” و در آیه 14 آنان که از این حدود گذشته و تعدی کنند را به جاودانگی در آتش جهنم تهدید کرده است. علاوه بر این درباره وظایف زن و شوهر در زمان طلاق نیز تعبیر “حدود الله” به کار رفته است(در آیه 1 سوره طلاق و آیه 229 سوره بقره). پس حدود، به شرایط، کیفیت و برنامه های خاصی اشاره دارد که برای حقوق آدمیان در کتاب و سنت آمده است که تجاوز از آنها حقی را پایمال می سازد و یا به ناحق شخصی را صاحب اموالی میکند.

سپس در سومین فراز این حکمت چنین فرموده است: و شما را از چیزهایی نهی نموده است، پس با انجامشان حرمت آنان را نشکنید(وَ نَهَاكُمْ عَنْ أَشْيَاءَ فَلَا تَنْتَهِكُوهَا)
مشخص است که این بخش از سخن امام به معصیت های بزرگ و کوچک اشاره دارد که در کتاب و سنت آمدهاند و عموم آنها به جهت مفاسدی که در آن ها برای دین و دنیای مردم وجود دارد، تحریم گشتهاند.
واژه “تَنتهکُوها” از ماده “نهک” بر وزن محو است که به معنی هتک حرمت و پرده دری میباشد. انگار خداوند بین انسانها و گناهان پردهای کشیده است تا در حریمشان وارد نشوند و به آن فکر نکنند؛ اما آنها که معصیت میکنند پردهها ر دریده و به سراغ آن معاصی میروند.
و در چهارمین فراز میفرماید: و از اموری برایتان نگفته است و این به معنای فراموشی آنها نیست! پس خویش را درباره آنها به زحمت نندازید(وَ سَكَتَ لَكُمْ عَنْ أَشْيَاءَ وَ لَمْ يَدَعْهَا نِسْيَاناً فَلَا تَتَكَلَّفُوهَا)
این کلام مولا از آیه 101 سوره مائده گرفته شده است آنجا که خدای متعال فرموده است: ای کسانی که ایمان آوردهاید از چیزهایی سوال نکنید که اگر برای شما روشن شود شما را ناراحت میسازد اما اگر در هنگام نزول قرآن از آنها سوال نمایید برای شما آشکار میگردد. خداوند آنان را بخشیده، خداوند آمرزنده و دارای حُلم و بردباری است(یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ وَإِنْ تَسْئَلُوا عَنْها حینَ یُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَکُمْ عَفَا اللّهُ عَنْها وَاللّهُ غَفُورٌ حَلیمٌ).
همانطور که در شأن نزول آیه 101 سوره مائده آمده است زمانی که امر پروردگار درباره حج ناز شد مردی که عکاشه یا سراقه نام داشت، گفت: ای رسول خدا! آیا امر حج برای هر سال است یا یک سال، پیغمبر به پرسش او جوابی نداد. اما آن شخص دو یا سه بار دیگر سوالش را تکرار کرد. حضرت (ص) فرمود: وای بر تو چرا این همه اصرار داری؟ اگر در جوابت بگویم آری حج در همه سال بر شما واجب میگردد و زیاد به زحمت میافتد و اگر مخالفت نمایید گناهکار خواهید بود، پس تا زمانی که چیزی نگفتهام بر آن اصرار ننمایید… در ادامه فرمود: زمانی که شما را به چیزی امر نمودم به اندازه توانایی خویش آن را انجام دهید( تفسیر مجمع البیان و درّ المنثور ذیل آیه پیش گفته).
این را احتمالا شنیدهاید که وقتی برای پیدا کردن قاتل بنی اسرائیل امر شد که گاوی ذبح کنند اگر مطابق امری که شد هر نوع گاوی را انتخاب میکردند کافی بود اما آنان پشت سر هم اصرار نمودند و رنگ و سن و شرایط دیگر آن گاو را سوال کردند. در نتیجه آن قدر تکلیف محدود و سخت شد که برای پیدا کردن آن گاو به زحمت افتادند و هزینه بسیاری پرداخت نمودند و این درس عبرتی گردید برا همه در طول تاریخ.
در دین مبین اسلام از زیادی سوال و پی جویی بسیار نهی گردیده و چه بسا مردم اموری را میخواستند برایشان آشکار شود که اگر آشکار میشدند مشکلاتی پیش میآمد. به عنوان مثال پرسش درباره پایان عمر یا جزئیات و قیود احکام شرع مشکلات بزرگی را باعث میشوند.
آیه 101 سوره مائده – حذیری علی عبدالرحمن
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِنْ تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْهَا ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ
ای کسانی که ایمان آوردهاید! از چیزهایی نپرسید که اگر برای شما آشکار گردد، شما را ناراحت میکند! و اگر به هنگام نزول قرآن، از آنها سؤال کنید، برای شما آشکار میشود؛ خداوند آنها را بخشیده (و نادیده گرفته) است. و خداوند، آمرزنده و بردبار است.