افسانه غرانیق یا داستان غرانیق که به آیات شیطانی معروف است، رخدادیست ساخته و پرداخته مشرکان و دست آویزیست برای آنان که به دنبال ضربه زدن به قرآن، اسلام و زیر سوال بردن پیامبری محمد مصطفی (ص) هستند. این داستان ادعایی است مبنی بر اینکه رسول خدا(ص) زمانیکه آیاتی از سوره نجم بر ایشان نازل شد، تحت تاثیر شیطان دو عبارتی که جزو آیات نبود را خوانده و تصور میشد که این دو عبارت نیز کلام وحی هستند و در آخر جبرئیل حضرت را آگاه کردند … در این محتوا داستان را نقل کرده و استدلالهای وارد شده در رد این افسانه را با شما به اشتراک میگذاریم.
البته پیش از شروع اشاره مختصری به معنی غرانیق خواهد شد.
معنای غرانیق
نام پرنده دریایی سفید رنگ که پاهای درازی دارد، “غرنوق” و “غرنیق” است. به این پرنده مالک الحزین نیز میگویند. اهل شرک که بت میپرستند، بتها و خداهای خود را به این پرندگان تشبیه کردهاند که در آسمان به پرواز در میآیند و در واقع نزدیک به خدا هستند و آن ها را شفاعت میکنند! از این رو لقب “غرانیق” را که جمع غرنوق است را برای بت های خود استفاده میکردند.
داستان غرانیق
در کتاب “الصحیح من سیره النبی الاعظم” از سید جعفر مرتضی عاملی آمده که منابعی همچون “الدر المنثور”، “السیره الحلبیه”، “تفسیر طبری” روایاتی گفتهاند که بر این اساس، رسول خدا حدود دو ماه بعد از هجرت مسلمانان به سرزمین حبشه در جمع مشرکان بود که سوره مبارکه نجم بر ایشان نازل شد. حضرت که درود خدا و فرشتگان بر او و اهل بیتش باد، این سوره را تلاوت کرد تا به آیات 19 و 20 رسید. در همین حین ایشان تحت تاثیر ابلیس قرار گرفت و گمان کرد عبارت “تِلْکَ الْغَرانیقُ الْعُلی وَإنّ شَفاعَتَهُنَّ لَتُرْتَجی؛ آنها(بت های لات و عُزّی و منات) پرندگان زیبای بلند مرتبه هستند و از آنها امید شفاعت می رود” که در میان مشرکان مشهور است و مورد قبول آنان نیز میباشد، جزو سوره نجم است و در ادامه آیات 19 و 20 آن را بیان نمود که خوشحالی و همراهی مشرکان را به دنبال داشت. شب روزی که این اتفاق افتاد، جبرئیل نزد حضرت رفت و ایشان سوره نجم را همراه با آن دو عبارت تلاوت نمود. فرشته وحی این دو عبارت را انکار کرد و آنها را جزو آیات وحی نداست. حضرت که چنین دید فرمود: چیزی را به خداوند نسبت دادم که نفرموده است؟… پس از این رخداد خدای متعال آیات 73 تا 75 سوره مبارکه اسراء را به رسول خدا (ص) وحی کرد که به این معنا و مفهوم را دارند که نزدیک بود تو را از آنچه که به تو وحی نمودیم گمراه کنند تا غیر از آن را بر ما ببندی و بعد تو را به دوستی خود گیرند و اگر که تو را استوار نمی داشتیم بدون شک نزدیک بود کمی به سمتشان متمایل شوی؛ در آن صورت، حتما به تو عذابی دو برابر در زندگی و در مرگ می چشاندیم. آنگاه در مقابلمان برای خویش یاور و کمک کننده پیدا نمی کردی.
ادله رد داستان غرانیق
اگر چه این داستان در برخی از منابع اهل سنت آمده اما بعضی از عالمان اهل سنت، و شیعه از باطل و ساختگی بودن این داستان گفتهاند و ادله کلامی، سندی، قرآنی و … بیان کردهاند. در این بخش به برخی از این ادله اشاره میشود.
ادله قرآنی
ادله قرآنی به عصمت پیامبر خدا، حفاظت از قرآن و راه نداشتن شیطان به بندههای مخلَص و بیهوده سخن نگفتن پیامبر (ص) اشاره دارند:
- در آیات 3 و 4 سوره نجم خداوند آنچه را که حضرت به عنوان قرآن بیان میکند وحی الهی میداند و بیان میدارد: «و از روی هوا و هوس سخن نمیگوید؛ گفتار او چیزی جز وحی که بر او نازل میگردد، نیست».
این در حالیست که مطابق با افسانه غرانیق، عبارتهایی مخالف با آیه های توحیدی، بر زبان رسول الله جاری شده که خب منافات دارد.
- در آیههایی همچون آیه 15 سوره حجر، آیات 99 و 100 سوره نحل و آیههای 82 و 83 سوره ص، الله تعالی بیان نموده که شیطان بر بندگان خاص خداوند، آنان که بر خدا توکل میکنند و بندگان مخلَص نفوذ، تاثیر یا سلطهای نخواهد داشت.
بدون شک رسول الله روحی و ارواح العالمین له الفداء، یکی از این افراد است. پس این مورد که ابلیس عباراتی را القا نموده است و نفوذ داشته است، رد میشود.
- آیه های 74 و 75 سوره اسراء دلالت بر عصمت پیامبر دارند و در واقع کمترین گرایش ایشان به مشرکان نفی شده است.
پس با فرض درستی و صحت سند، میان متن افسانه غرانیق و آیات قرآنی تعارض وجود دارد و این بهترین گواه بر کذب بودن آن است.
- بر اساس آیاتی همچون 27 و 28 سوره جن، حق تعالی برای رسیدن بی کم و کاست پیام وحی به مردم نگاهبانانی از فرشته ها در پیش رو و پشت سر پیامبران قرار میدهد. همچنین در آیههایی مانند آیه 75 سوره قیامت و آیه 9 سوره حجر، خداوند جمع، قرائت و حفظ قرآن را خود بر عهده گرفته است.
بر این اساس چگونه ممکن است ابلیس بتواند عباراتی را القا کند؟! بدون شک شیطان نمیتواند خللی در آیات قرآن ایجاد کند.
ادله کلامی
از ادله کلامی موجود در رد این افسانه میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- امت اسلام به این اجماع رسیدهاند که رسول خدا از بیان عبارات و کلماتی که کفرآمیز هستند همانند مدح و ستایش بتها و در تبلیغ دین از تسلط ابلیس معصوم بوده است.
- چنین داستانی تردید در راستگویی پیامبر، حقانیت ره آورد او که دین مبین اسلام است و سلب اعتماد از او را در پی خواهد داشت. در واقع اگر در این مورد القای شیطان ثابت گردد، این احتمال برای دیگر آیه های قرآن کریم و روایات وجود خواهد داشت. بدون شک خدای باری تعالی که رسول خود را برای تبلیغ ارسال کرده و معجزاتی را در اختیار او قرار داده، چنین فرصتی را به شیطان نخواهد داد.
- از عقل به دور است که خداوند فردی را مبعوث کند و به او قدرت شناخت فرشته وحی از شیطان را ندهد تا به اشتباه افتاده و عبارات القایی شیطان را به جای فرشته وحی پذیرفته و به گوش مردم برساند و در آخر او را از خطایی که انجام داده آگاه نماید.
- در کنار این موارد، بیان چنین عباراتی از رسول خدا در حال غفلت و بی توجهی مورد قبول نخواهد بود، چونکه این دو عبارت هموزن با آیات 19 و 20 سوره هستند و بیانشان در حالت بی توجهی ممکن نخواهد بود.
ادله مرتبط با حدیث شناسی
در حیطه حدیث شناسی در رد و زدن خط بطلان بر این افسانه میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- سند تمامی روایت های غرانیق منقطع هستند. در حقیقت راویان این رخداد از تابعین و پس از آنها بودهاند و در زمان وقوع رخداد آنان به دنیا نیامدهاند. البته از میان آنها تنها ابن عباس از صحابه رسول الله(ص) است که خب تولد او نیز سه سال بعد از زمانی است که به این واقعه اختصاص داده شده است. در حقیقت اگر چنین ماجرایی رخ داده باشد، باید از میان مسلمان و غیر مسلمانی که در زمان واقعه حضور داشتند، این اتفاق نقل میشد. در حالی که چنین نیست.
- از منظر حدیث شناسی در صورتی که واقعه دارای سند صحیح باشد اما با قرآن کریم مخالف باشد، از اعتبار ساقط است و بدون شک ساختگی است.
- این واقعه با مدنی بودن برخی از آیات منافات دارد. در واقع بر اساس آنچه در طبری در شرح این ماجرا آورده است، آیه 52 سوره حج و آیه های 73 و 75 سوره اسراء برای کم کردن اندوه نبی خدا نازل شدهاند.
سوره حج مدنی است و داستان غرانیق برای سال 5 بعثت میباشد و رخدادی است که در شهر مکه اتفاق افتاده است. قطعا امکان ندارد که حادثه نگران کنندهای در سال 5 بعثت اتفاق بیافتد و بعد از حداقل 8 سال در شهر مدینه برای رفع نگرانی آیاتی نازل شوند.
- پیامبر خدا شخص هوشمندی بودند که حتی منکران نبوتش نیز در آن تردید ندارند، چرا که انسانی امی در جزیره العرب نمیتواند کتابی بیاورد که هزاران دانشمند عالم را متوجه و شیفته خود نماید. پس چطور امکان دارد که چنین فردی ناهماهنگی و تناقض ممکن عبارات با آیه پس از آن ها را که در نکوهش بتها ذکر شده را درک ننموده و چنین حرفی بر زبان جاری سازد! با چنین استنادی عبارات افسانه غرانیق و آیه 23 سوره نجم اگر پشت سر هم آورده شوند چنین معنا و مفهومی را میدهند: «آیا بتها لات، منات و عزی را دیدید؟ آن ها جوانانی سفید رو و زیبا هستند (معنای دیگر غرانیق این است) که امید شفاعت از آنها میرود. آنها چیزی جز نامهایی(پوچ) که شما خود گذاشتهاید نیستند و الله تعالی هیچ دلیلی بر این نامگذاریها نفرستاده است»
علاوه بر این چگونه میشود مسلمانانی که خود اهل لغت عرب بودند این تناقض را نفهمیدند و اگر متوجه شدند چرا در باور و اعتقاد خود که مدت زیادی از آن نگذشته است، متزلزل نشدند؟
- میدانیم که دشمنان دین اسلام از هیچ اقدامی برای زمین زدن رسول خدا و دین اسلام فروگذار نمیکردند. اگر که این رخداد اتفاق افتاده است چرا از آن به عنوان دستاویز برای کوبیدن حضرت و اسلام استفاده نکردند؟
- مهمترین محور دعوت پیامبر توحید و مبارزه با بتپرستی است. ایشان با تمام آزارهایی که دیدند از تبلیغ و دعوت دست نکشیدند. چگونه ممکن است به یک باره از مهمترین محور تبلیغ خود که مبارزه با بتها است دست کشیده و به تجلیل و تمجید بتها آن هم در حضور دوست و دشمن بپردازد.
کلام آخر
کلام آخر به ریشه احتمالی این داستان جعلی اختصاص داده میشود. گفته شده که مبارزه با شرک و بت پرستی در رأس برنامههای پیامبر بود و هر زمان از بت ها چیزی میگفت در جهت نفی آن ها بود و خب از این شیوه اهل شرک عربستان آگاه بودند. در این میان اهل شرک به هم توصیه می کردند که به قرآن گوش ندهند و در ضمن تلاوت آن بیهوده گویند و سر و صدا و جنجال کنند. در کنار این دو مشرکان مکه به شفاعت بتهای خود امیدوار بودند و وقتی کعبه را طواف می کردند این سرود را میخواندند: «و اللات و العزی و مناه الثالثه الاخری، فانهن الغرانیق العلی و ان شفاعتهن لترتجی». پس این احتمال وجود دارد که وقتی پیامبر خدا آیات 19 و 20 سوره نجم را تلاوت کرد و مشرکان میدانستند که همچون همیشه رسول خدا به نفی و نکوهش بت ها میپردازد و از سمتی تمایل داشتند در هنگام قرائت آیات وحی جنجال و سر و صدا کنند، دو عبارت تجلیل از بت ها را با صدای بلند تکرار کردند و در این هنگام افرادی که دورتر از پیامبر بودند گمان کرده باشند که این جمله را که هم وزن با آیات قبلی سوره نجم است هم پیامبر گفته است یا خود آن مشرکان این چنین شایعه کردهاند.
در کنار این احتمال، به شکل جدی مطرح شده که این داستان از روایات اسرائیلی یا همان اسرائیلیات است که برای استفاده تبلیغاتی ضد اسلام به دست بعضی از عالمان یهود و مسیحی ساخته شده و وارد روایات اسلامی شده اند.