تفسیر سوره قیامت – آیات ۱ تا ۷

تفسیر سوره قیامت

در این مطلب به تفسیر سوره قیامت می پردازیم. سوره قیامت با لحنی تکان‌دهنده روح انسان را از خواب غفلت بیدار می‌کند و او را در برابر صحنه‌ای قرار می‌دهد که گریز از آن ممکن نیست؛ روزی که پرده از اسرار انسان برداشته می‌شود و افراد در برابر پروردگار خویش حاضر می‌گردند. این سوره از آغاز با سوگند به دو حقیقت بزرگ، یعنی قیامت و نفس لوّامه، یادآور می‌شود که در پس این جهان زودگذر، عالمی جاوید وجود دارد.

آیات ابتدایی این سوره، گفت‌وگوی الهی با انسان درباره مرگ، رستاخیز و بازگشت به خدا است. در این بخش، خداوند با بیانی ساده، رسا و استوار، افرادی را که دچار تردید شده‌اند به اندیشه درباره آفرینش نخستین دعوت می‌کند و در پاسخ به تردید آنان در زنده شدن مردگان، به نشانه‌های آشکار قدرت خویش اشاره می‌نماید. این آیات نه تنها حقیقت رستاخیز را تبیین می‌کنند، بلکه از درون انسان نیز سخن می‌گویند؛ از وجدانی بیدار که خود را سرزنش می‌کند و به حساب درون خویش می‌پردازد..

در تفسیر سوره قیامت، جلوه‌هایی از حکمت، هشدار و امید در کنار هم دیده می‌شود و هشداری است به غافلان. در نوشتن این مطلب علاوه بر بررسی متن قرآن، از تفسیر نمونه نیز بهره گرفتیم تا دیدگاهی جامع و مستند از پیام این سوره مبارک به شما علاقه‌مندان ارائه شود.

تفسیر سوره قیامت

بررسی آیات ۱، ۲ سوره قیامت

  1. لا أقسم بيوم القيامة. (سوگند به روز قيامت)
  2. و لا أقسم بالنفس الوامة( و سوگند به نفس لوامه ، وجدان بيدار و ملامتگر، (كه رستاخيز حق است)

سوره قیامت با دو سوگند پُر مفهوم و جالب آغاز می‌شود؛ ابتدا: سوگند به روزی بزرگ و سرنوشت‌ساز، روزی که همه انسان‌ها در برابر عدل الهی حاضر می‌شوند: «سوگند به روز قیامت» (لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ).

و سپس سوگند به وجدان انسان، همان نفس لوّامه که در مسیر خطا، او را سرزنش می‌کند و به بازگشت فرا می‌خواند: «و سوگند به نفس ملامت‌گر» (وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ).

–         نظرات مفسران در مورد( لا)

درباره‌ی کلمه «لا» در این دو آیه، میان مفسران اختلاف نظر‌هایی وجود دارد. گروهی آن را زائده‌ تأکیدی دانسته‌اند که بر میزان سوگند می‌افزاید؛ گویی خداوند می‌فرماید: «به روز قیامت سوگند، که حقیقتی قطعی و بی‌انکار است». گروهی دیگر بر این باور هستند که «لا» در اینجا نافی است، نه برای انکار سوگند، بلکه برای تعظیم و تأکید بیشتر؛ طوری‌که در زبان مردم نیز گفته می‌شود: «به جانت سوگند یاد نمی‌کنم»، یعنی حقیقتی والاتر از سوگند است.

 آیات اول سوره قیامت با چه نشانه‌هابی آغاز می‌شود؟

سوره قیامت در آغاز خود با دو نشانه‌ عظیم، قیامت کبری در بیرون و قیامت وجدانی در درون سخن را آغاز می‌کند تا انسان را متوجه دو میدان و مکان حساب‌رسی کند: یکی در پیشگاه خدا، و دیگری در محکمه‌ وجدان و درون خودش.

بیشتر مفسران، تفسیر اول را انتخاب کرده‌اند در حالی که گروهی دیگر تفسیر دوم را قبول هستند و بر این باور هستند که «لا» نمی‌تواند در آغاز جمله بیاید، زیرا در زبان عربی معمولاً «لا»ی زائده در وسط جمله به‌کار می‌رود.

با این حال، تفسیر اول بهتر و قابل فهم‌تر به نظر می‌رسد، زیرا قرآن پیش از این نیز به مسائلی بسیار بزرگ‌تر از قیامت، همچون ذات پاک خداوند، سوگند یاد کرده است؛ بنابراین، هیچ موردی ندارد که در اینجا نیز به روز قیامت سوگند یاد شود. از سوی دیگر، کاربرد «لا»ی زائده در آغاز جمله، نمونه‌هایی در زبان عربی دارد؛ چنان‌که از اشعار «امراء القیس» نقل شده است که او نیز در آغاز برخی از قصاید خود «لا» زائده را به کار برده است.

از نظر آین آیات بین سوگند به قیامت و نفس لوامه چه رابطه‌ای وجود دارد؟

در حقیقت، یکی از دلایل روشن و مبرهن بر وجود معاد، وجود دادگاه وجدان در درون انسان است. وجدان همان نیروی الهی و درونی است که هنگام انجام کار نیک، روح انسان را سرشار از آرامش و شادی می‌سازد و از این راه، پاداشش را می‌دهد؛ و هنگام ارتکاب گناه یا ظلم، وجود آدمی را به‌شدت در تنگنا و ناراحتی قرار می‌دهد، تا جایی که گاهی انسان برای رهایی از فشار وجدان دست به خودکشی می‌زند. در واقع، وجدان حکم اعدام او را صادر کرده و به دست خودش اجرا می‌کند.

بازتاب نفس لوّامه در وجود انسان بسیار گسترده است و از جنبه‌های گوناگون قابل بررسی است.

اکنون اگر «عالم صغیر» یعنی وجود انسان، در درون خود چنین محکمه‌ای قوی دارد، چگونه ممکن است عالم کبیر، یعنی جهان آفرینش با آن عظمت و نظم، از داشتن دادگاه عدل الهی بی‌بهره باشد؟ از همین‌جا است که ما از وجود وجدان اخلاقی، به وجود رستاخیز و قیامت پی می‌بریم.

در حقیقت میان این دو سوگند، رابطه‌ای عمیق و منطقی وجود دارد: سوگند به وجدان بیدار، دلیلی است بر سوگند به روز قیامت. به بیان دیگر، وجود محاکمه درونی انسان، نشانه‌ای است از وجود دادگاه بزرگ آخرت می‌‌تواند باشد.

مراد از (نفس لوامه ) در این آیات چيست؟

مفسران تفسيرهاى مختلفى براى آن آورده‌اند. يك تفسير معروف يعنى وجدان اخلاقى كه انسان را به هنگام اعمال خلاف در اين دنيا سرزنش مى‌كند، و به جبران و تجديد نظر مجبور می‌کند.

تـفـسـير ديگر اينكه منظور ملامت كردن همه انسانها در قيامت نسبت به خود فرد است ، مؤمنان بـه ايـن جهت خود را ملامت مى كنند كه چرا اعمال صالح كم انجام داده‌‌اند و كافران از اين جهت كه چرا راه كفر و شرك و گناه را رفته‌اند.

ديـگـر ايـنـكـه مـنـظـور تـنـهـا نـفـس كـافـران اسـت كـه در قـيـامـت آن‌ها را بـه خـاطـر اعمال بدشان ملامت و سرزنش مى كند.

آرى اين دادگاه وجدان آنقدر عظمت و احترام دارد كه خداوند به آن سوگند ياد مى كند، و آن را بـزرگ مـى شـمـرد، و بـه راسـتـى بـزرگ اسـت ، چـرا كـه يـكـى از عـوامـل مـهـم نـجـات انـسـان است، به شرط آنكه وجدان بيدار باشد و بر اثر زیادی گناه ضعيف و ناتوان نشود.

پیشنهاد می شود برای آنکه بدانید نفس انسان چه مراتبی دارد مطلب «مراتب نفس انسان» را مطالعه کنید.

نگاهی به آیه سوم سوره قیامت

ایحسب الانسان ان لن نجمع عظامه( آيا انسان فکر می‌کند كه استخوانهاى او را جمع نخواهيم كرد)

خداوند می‌فرماید ما توان آن را داریم که حتی انگشتان انسان، یعنی همان خطوط ظریف سرانگشتان او را نیز به همان صورت نخستین و با همان نظم و هماهنگی به حال اول بازگردانیم.

در روایت آمده است که یکی از مشرکان لجوج، به نام علی بن ابی‌ربیعه که در همسایگی پیامبر اکرم (ص) زندگی می‌کرد، پیش آن حضرت آمد و با لحنی مسخره پرسید: «ای محمد! قیامت چه‌طور خواهد بود و چه زمانی از راه می‌رسد؟ اگر خود آن روز را ببینم نیز سخن تو را باور نمی‌کنم! آیا ممکن است خداوند این استخوان‌های پوسیده را دوباره جمع کند؟ این باورکردنی نیست.

قرآن
قرآن

در همین هنگام، آیات یاد شده بر پیامبر نازل شد و پاسخ او را داد. پیامبر اکرم (ص) نیز در مورد این همسایه‌ کینه‌ای و بدسرشت فرمود:

«اللهم اكفني شرّ جاري السوء»؛

خدایا، شرّ این همسایه‌ بد را از من دور کن.

همین مفهوم در آیات دیگری از قرآن نیز دیده می‌شود؛ مثل آیه‌ ۷۸ سوره‌ «یس»، آنجا که یکی از منکران معاد، استخوان پوسیده‌ای را در دست گرفته بود و با حالتی خاص و مسخره گفت:

«مَن يُحيي العِظامَ وَهيَ رَميم؟»

چه کسی می‌تواند این استخوان‌ها را زنده کند در حالی که پوسیده‌اند؟

تعبیر «يَحسَبُ» از ریشه‌ حسبان، به معنای گمان اشاره دارد به این‌که این منکران در حقیقت به گفته‌های خود هم ایمان نداشتند، بلکه تنها بر پندارهای پوچ و گمان‌های بی‌پایه تکیه می‌کردند.

 چرا قرآن به‌طور ویژه روی استخوان‌ها تأکید کرده است؟

  • ابتدا به این دلیل که دوام و ماندگاری استخوان‌ها بیش از دیگر اعضای بدن است. از این‌رو وقتی استخوان‌ها نیز پوسیده و خاک شوند و ذرات آن‌ها پراکنده گردد، در نگاه سطحیِ انسان‌های ناآگاه، امیدی به بازگشت آن‌ها نمی‌ماند.
  • دوم آن‌که استخوان‌ها اصلی‌ترین ستون‌های بدن انسان هستند. تمامی حرکات، فعالیت‌ها و جابه‌جایی‌های بدن بر پایه‌ی استخوان‌ها صورت می‌گیرد. تنوع، شکل‌ها و اندازه‌های گوناگون استخوان‌ها از شگفتی‌های آفرینش الهی است. کافی است یکی از مهره‌های کوچک ستون فقرات از کار بیفتد تا معلوم شود چه نقشی حیاتی در سلامت بدن دارد، چراکه فلج‌شدن بدن در پی آن، نشانه‌ همین وابستگی است. واژه‌ی «بَنان» در لغت به معنی «انگشتان» و گاه به معنی «سر انگشتان» آمده است. بنابراین آیه اشاره دارد که خداوند نه تنها استخوان‌ها را گردآوری و به حالت نخست بازمی‌گرداند، بلکه حتی استخوان‌های ظریف و دقیق انگشتان را نیز در جای خود قرار می‌دهد و از آن فراتر، خطوط منظم و منحصر‌به‌فرد سرانگشتان را دوباره می‌آفریند.

نگاهی به آیه ۴ سوره مبارکه قیامت

بلى قادرين على أن نسوى بنانه( بله ما قادر هستیم كه (حتى خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتب كنيم.)

در این آیه اشاره‌ لطیفی به خطوط سر انگشت انسان‌ها که امروزه ثابت شده است در هیچ دو انسان مثل هم نیست. به بیان دیگر، این خطوط حساس و ظریف، امضای خلقت الهی و نشانه‌ هویت هر فرد است. امروزه علم «انگشت‌نگاری» بر اساس همین ویژگی کار می‌کند. به کمک آن، بسیاری از مجرمان شناسایی و جرائم کشف می‌شود؛ چنان‌که اگر سارقی تنها دست خود را بر دستگیره‌ در یا شیشه‌ی اتاق بگذارد، اثر انگشتش باقی می‌ماند و مأموران با نمونه‌برداری از آن، هویت او را آشکار می‌کنند.

نگاهی به آیه ۵ در تفسیر سوره قیامت

بَلْ يُريدُ الإِنسـانُ لِيَفجُرَ أمامَهُ

در این این آیه قرآن به علت اصلی انکار معاد اشاره می‌کند و می‌فرماید: مشکل این افراد در ناتوان دانستن خداوند نیست، بلکه انگیزه‌ پنهان آن‌ها چیزی دیگر است:

یعنی انسان می‌خواهد تا آخر عمر آزادانه گناه کند.

او انکار قیامت را دستاویزی می‌کند برای رهایی از هر قید و بند اخلاقی و الهی، تا بتواند بدون ترس و نگرانی به هوس‌بازی و ظلم بپردازد. با انکار معاد، هم وجدان خویش را فریب می‌دهد و هم خود را در برابر خدا و خلق از مسئولیت آزاد می‌بیند. در حالی که ایمان به معاد و باور به دادگاه عدل الهی، بزرگ‌ترین مانع در برابر عصیان و گناه است. این انسان می‌کوشد این مانع را در هم بشکند تا بتواند آزادانه هر آنچه می‌خواهد انجام دهد.

این روحیه تنها به دوران گذشته اختصاص ندارد. در روزگار ما نیز یکی از عوامل گرایش به مادی‌گرایی و انکار خدا و قیامت، همان تمایل به رهایی از مسئولیت و کسب آزادی برای گناه و بی‌بندوباری است. وگرنه، دلایل اثبات خدا و معاد برای هر انسان منصفی روشن و آشکار است.

نگاهی به آیه ۶

يسأل أيان يوم القيمة

انسان‌های لجوج و منکر، برای فرار از مسئولیت‌های اخلاقی و دینی، با استفهام انکاری درباره‌ی زمان برپایی قیامت سوال می‌کنند، تا راه را برای فسق، فجور و هوس‌رانی خود باز کنند.

لازم است توجه داشت که پرسش آن‌ها درباره‌ زمان وقوع قیامت به این معنا نیست که اصل وقوع آن را قبول داشته باشند. بلکه این سؤال، مقدمه‌ای برای انکار اصل قیامت است. درست مانند کسی که می‌گوید: «فلان شخص از سفر می‌آید.» و وقتی مدت طولانی گذشت و آن شخص نرسید، فرد دیگری که منکر آمدن اوست، می‌گوید: «پس این مسافر کی خواهد آمد؟»

بررسی آیه 7

فاذا برق البصر

در آن زمان چشم‌ها از شدت وحشت به گردش در مى آيد.

آیه ۷ به بعد پاسخی روشن به منکران روز قیامت است. در این آیات ابتدا به حوادث قبل از رستاخیز اشاره می‌شود؛ همان دگرگونی عظیمی که در جهان رخ می‌دهد و نظم کنونی کاملا از بین می‌رود. خداوند می‌فرماید: «آنگاه که چشم‌ها از شدت هراس و وحشت، ناباورانه و با اضطراب به گردش درمی‌آیند. رویایی انسان با این تحولات او را در بهت فرو می‌برد، به همین دلیل است که چشمانش از حیرت و تعجب حالت غیر عادی به خود می‌گیرد.

سخن پایانی

آیات ۱تا ۷ سوره قیامت با بیانی کوبنده و موثر انسان را از خواب غفلت بیدار می‌کند و او را در برابر حقیقتی انکارناپذیر قرار می‌دهد؛ روزی که همه پرده‌ها کنار می‌رود و اعمال نیک و بد انسان آشکار می‌شود. خداوند با اشاره به روز قیامت و فس لوّامه دو حقیقت بیرونی و درونی را به هم پیوند می‌دهد تا نشان دهد همان‌گونه که وجدان درون انسان دادگاهی بیدار است، در عالم بزرگ نیز دادگاه عدل الهی برپا خواهد شد. این آیات هشداری جدی است برای بیداری وجدان، ترک گناه و آمادگی برای آن روز بزرگ که هیچ‌کس را راه گریز از آن نیست.

سوره قیامت – عبدالباسط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *