شرح حکمت 103 نهج البلاغه

حکمت 102 نهج البلاغه

در حکمت 103 نهج البلاغه آمده است که امام علی علیه السلام لباسی کهنه و وصله داری به تن داشت. شخصی از حضرت درباره آن سوال کرد و مقصودش از سوال این بود که به چه دلیل ایشان با وجود امکانات جامه‌ای این چنینی به تن کرده است. امیر المومنان(ع) در پاسخ فرمودند: دل به سببِ آن خاشع می‌شود و نفس به خاطرش خوار می‌گردد و اهل ایمان به آن اقتدا می‌کنند (از آن سرمشق گیرند). سپس ادامه می‌دهد: همانا دنیا و آخرت دو دشمن متفاوت هستند و دو مسیر مختلف می‌باشند. پس آنکه دنیا را دوست داشته باشد و بدان عشق بورزد، آخرت را دشمن خواهد داشت و با آن دشمنی می‌کند. این دو همانند مشرق و مغرب هستند و آدمی همانند شخصی که بین این دو در حرکت است، هر گاه به یکی نزدیک شود از دیگری دور خواهد شد و این دو همانند دو همسر یک مرد هستند(همسران یک مَرد عموما با هم در رقابت هستند).

شرح حکمت 103 نهج البلاغه

(شرح نگاشته شده برگرفته از شرح امیرالمومنان آیت الله مکارم شیرازی است)

در این گفتار حکیمانه از امیرمومنان تضاد دنیاپرستی و علاقه به آخرت، به تصویر کشیده شده است. همانطور که در ابتدا گفته شد، امام جامه‌ای کهنه به تن داشت و شخصی ایشان را دید و دلیل انتخاب چنین لباسی را سوال کرده است و حضرت پاسخ او را اینگونه می‌دهد: دل به سببِ آن خاشع می‌شود و نفس به خاطرش خوار می‌گردد و اهل ایمان به آن اقتدا می‌کنند (از آن سرمشق گیرند)؛ يَخْشَعُ لَهُ الْقَلْبُ، وَتَذِلُّ بِهِ النَّفْسُ، وَيَقْتَدِي بِهِ الْمُؤْمِنُونَ.

در دوره خلفا فتوحات اسلامی بسیاری انجام شدند. این فتوحات به شرق، غرب، شمال و جنوب کشیده شده بود و کشورهایی همچون ایران و روم زیر پرچم اسلام قرار گرفتند. علاوه بر این‌ها غنائم و اموال بسیاری هم نصیب مسلمانان شد. این موضوع ضرر و زیان‌هایی به دنبال داشت. عده‌ای از مسلمانان در ثروت اندوزی با هم رقابت می‌کردند، آنان خانه‌های مجلل برای خود تهیه می‌کردند و سفرهایشان رنگین بود و مرکب‌های زیبا اختیار می‌کردند. گروهی نیز در دنیا غرق شده و مادیات ارزش شد و در واقع نظام ارزشی اسلام که بر اساس تقوا و امور اخلاقی و دینی بود، تغییر پیدا کرد.

امام در این کلام برای آنکه مسلمانانی که دچار انحراف شده‌اند را به راه راست و مسیری که اسلام ناب محمدی مشخص کرده است برگرداند، مظاهر زهد خود را آشکار کرد که از جمله آن‌ها به تن کردن جامه‌های ساده و کم ارزش بود. این موضوع شگفتی افرادی که با ایشان برخورد داشتند را در پی داشت تا جایی که به حضرت امیرالمومنان(ع) ایراد گرفتند و امام پاسخی داد که درسی بزرگ برای تمامی افراد در همه اعصار بود. ایشان در بخش نخست کلام خود پوشیدن این لباس را با سه فایده مهم برای خود، همراه دانست:

  • اول اینکه قلب و روحشان در مقابل آن خضوع می‌کند و خودبرتربینی که منشا معاصی بزرگ است از ایشان دور می‌گردد.
  • دوم اینکه نفس سرکش به خاطر آن رام می‌گردد و وسوسه‌های نفس که آدمی را به مسیرهای شیطانی سوق می‌دهد، فرو می‌نشینند.
  • سوم اینکه اهل ایمان به آن اقتدا کرده و از زندگی تجملاتی که باعث غفلت آدمی از خداوند می‌شود، دور می‌شوند. در این صورت هیچ کس از به تن کردن جامه‌های ساده و داشتن وسایلی که تجملاتی و پر زرق و برق نیستند، دچار حقارت و خود کم بینی نمی‌شود.

در ادامه حضرت به اصلی کلی در ارتباط با دنیا و آخرت اشاره می‌کند که انتخاب جامه بخشی کوچک از آن است. امام می‌فرماید: همانا دنیا و آخرت دو دشمن متفاوت هستند و دو مسیر مختلف می‌باشند. پس آنکه دنیا را دوست داشته باشد و بدان عشق بورزد، آخرت را دشمن خواهد داشت و با آن دشمنی می‌کند؛ (إِنَّ الدُّنْيَا وَالاْخِرَةَ عَدُوَّانِ مُتَفَاوِتَانِ، وَسَبِيلاَنِ مُخْتَلِفَانِ، فَمَنْ أَحَبَّ الدُّنْيَا وَ تَوَلاَّهَا أَبْغَضَ الاْخِرَةَ وَعَادَاهَا).

مقصود از دنیا در این بخش از سخن امیرمومنان یکی از سه چیز یا هر سه چیزی است که در ادامه به آن‌ها اشاره می‌شود:

  • مقصود دنیایی است که از راه حرام و اموال نامشروع و مقاماتی که غصب شده‌اند، به دست می‌آید که راهش بدون شک از راه آخرت جدا است.
  • به دنیایی اشاره دارد که هدف باشد نه وسیله‌ای برای عاقبت به خیر شدن در آخرت. زیرا اگر دنیا که فانی‌ست، هدف اصلی آدمی شود، آخرت فراموش می‌شود و دیگر هدف نهایی آدمی نخواهد بود. ولی اگر دنیا مزرعه، پل یا گذرگاه و به طور کلی وسیله‌ای برای رسیدن به آخرت در نظر گرفته شود نه تنها تضاد و اختلاف و دشمنی بین آن‌ها وجود ندارد، بلکه آن را تقویت می‌کند، همانگونه که در روایات به آن اشاره شده است.
  • مقصود دنیای تجملاتی و پُر زرق و برق است. زمانی که آدمی غرق چنین دنیایی می‌شود، هر چند از مسیر حلال به دست آمده باشد، آخرت فراموش می‌شود. زیرا آدمی هر روز به فکر زینت و تجملی جدید است و چنین انسانی هر چند دنبال حرام نرود هم خدا را فراموش می‌کند و هم معاد را.
امام علی علیه السلام
امام علی علیه السلام

در این بخش از سخن مولا دو تعبیر دیگر به کار رفته است که عبارتند از: «عَدُوان» و «سَبیلان». استفاده از این تعابیر در واقع شبیه به تنزل از چیزی به چیز دیگر است، چونکه ابتدا می‌فرماید: دو دشمن هستند که همدیگر را تخریب می‌کنند و در ادامه آن‌ها را دو مسیر مختلف با دو مقصد متفاوت می‌داند خواه با هم دشمنی داشته باشند یا نه. چیزی که در عبارت «فمن احب الدنیا» آمده است در حقیقت به منزله نتیجه گیری از سخنان قبلی است.

در انتهای کلام، امام علی علیه السلام دو مثال جالب و واضح برای دنیا و آخرت و ارتباط آن دو با هم ذکر می‌کند. ایشان می‍فرماید: این دو همانند مشرق و مغرب هستند و آدمی همانند شخصی که بین این دو در حرکت است، هر گاه به یکی نزدیک شود از دیگری دور خواهد شد و این دو همانند دو همسر یک مرد هستند؛ وَ هُمَا بِمَنْزِلَةِ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ، وَ مَاشٍ بَيْنَهُمَا كُلَّمَا قَرُبَ مِنْ وَاحِدٍ بَعُدَ مِنَ الْآخَرِ، وَ هُمَا بَعْدُ ضَرَّتَانِ.

گفته شده این دو مثال نسبت به دو تعبیری که حضرت علی(ع) درباره دنیا بیان نموده یعنی «عَدُوان» و «سبیلان» از قبیل لف و نشر مشوش است. «ضَرتان» مثالی برای «عَدُوان» است و «مشرق و مغرب» مثالی برای «سبیلان» خواهد بود.

البته این احتمال هست که تعبیر به مشرق و مغرب نسبت به دنیا و آخرت نیز از قبیل لف و نشر مشوش باشد؛ بدین صورت که مشرق که خاستگاه نور آفتاب است به منزله آخرت است و مغرب که به سمت ظلمات و تاریکی می‌رود به دنیا اشاره دارد.

بله اگر دنیا و حرام مهیا شود یا هدف نهایی آدمی باشد و یا انسان در تجملات آن غرق گردد هیچ گاه به آخرت و امور آن نمی‌رسد، بلکه روز به روز از سعادت اخروی دورتر می‌شود.

روایاتی از ائمه اطهار علیهم السلام نیز این کلام را تائید می کنند که در ادامه به برخی از آن‌ها اشاراتی خواهیم کرد:

  • رسول خدا(ص): «إِنَّ فِي طَلَبِ الدُّنْيَا إِضْرَاراً بِالاْخِرَةِ وَفِي طَلَبِ الاْخِرَةِ إِضْرَاراً بِالدُّنْيَا فَأَضِرُّوا بِالدُّنْيَا فَإِنَّهَا أَحَقُّ بِالاِْضْرَارِ»؛ همانا طلب دنیا به آخرت آدمی ضرر می‌رساند و طلب آخرت نیز برای دنیا زیان آور است. پس ضرر دنیا را پذیرا باشید که شایسته‌تر به زیان است[1].
  • امام علی(ع): «إنْ جَعَلْتَ دینَکَ تَبَعاً لِدُنْیاکَ أهْلَکْتَ دینَکَ وَدُنْیاکَ وَکُنْتَ فِی الاْخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ»؛ اگر دینت را تابع دنیای خود نمایی، دین دنیای تو را تباه نموده و در آخرت از زیانکاران خواهی بود و اگر دنیا را تابع دین نمایی هم دین خود را به دست می‌آوری و هم دنیایت را و در آخرت جزو رستگاران خواهی شد[2].

لازم به یادآوری است که این روایات ناظر بر شخصی است که دنیا را هدف خود دانسته است و بدون لحاظ کردن حلال و حرام و حق و ناحق همواره ه دنبال آن می‌رود. اما فردی که دنیا را از مسیر حلال می‌خواهد و آن را وسیله‌ای برای وصول به آخرت قرار می‌دهد نه تنها مورد نکوهش نیست بلکه ستایش نیز می‌شود.

منابع:

[1] بحارالانوار، ج 70، ص 61، ح 30

[2] همان، ج14، ص327، ح 50 – غرر الحکم، ح 2220

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *