در ادامه شرح فرازهایی از دعای شانزدهم صحیفه سجادیه به دو فراز 27 و 28 آن میرسیم. در این دو فراز امام سجاد علیه السلام به بی شمار بودن عیوب انسان و طمع آدمی به مهربانی خداوند اشاره کرده و میفرماید: «بَلْ أَنَا ، يَا إِلَهِي ، أَكْثَرُ ذُنُوباً ، وَ أَقْبَحُ آثَاراً ، وَ أَشْنَعُ أَفْعَالًا ، وَ أَشَدُّ فِي الْبَاطِلِ تَهَوُّراً ، وَ أَضْعَفُ عِنْدَ طَاعَتِكَ تَيَقُّظاً ، وَ أَقَلُّ لِوَعِيدِكَ انْتِبَاهاً وَ ارْتِقَاباً مِنْ أَنْ أُحْصِيَ لَكَ عُيُوبِي ، أَوْ أَقْدِرَ عَلَي ذِكْرِ ذُنُوبِ (27) وَ إِنَّمَا أُوَبِّخُ بِهَذَا نَفْسِي طَمَعاً فِي رَأْفَتِكَ الَّتِي بِهَا صَلَاحُ أَمْرِ الْمُذْنِبِينَ ، وَ رَجَاءً لِرَحْمَتِكَ الَّتِي بِهَا فَكَاكُ رِقَابِ الْخَاطِئِينَوَ إِنَّمَا أُوَبِّخُ بِهَذَا نَفْسِي طَمَعاً فِي رَأْفَتِكَ الَّتِي بِهَا صَلَاحُ أَمْرِ الْمُذْنِبِينَ ، وَ رَجَاءً لِرَحْمَتِكَ الَّتِي بِهَا فَكَاكُ رِقَابِ الْخَاطِئِينَ (28)»؛ و گر نه معبودا، گناهان من فراوانتر و آثار من زشتتر و کردار من شنیعتر و گستاخی من در باطل بی باکتر و بیداری من برای فرمانبرداری تو بسیار ضعیفتر و هوشیاری من و مراقبتم در برابر هشدار تو کمتر از آن است که بتوانم عیوب و کاستیهای خود را در نزد تو بشمارم یا توانایی یاد کردن گناهان خویش را داشته باشم(27) و خویشتن را بدین صورت نکوهش میکنم، چرا که به مهر تو چشم طمع دارم (برای جلب رأفت تو) که اصلاح کار تبهکاران به مهرت بستگی دارد و هم از باب امید به رحمت تو است که آزادی آنان که خطا میکنند در گرو آن میباشد (28).
و اما شرح دو فراز 27 و 28 دعای شانزدهم صحیفه
یادآوری: شرح برگرفته از کتاب شهود و شناخت حسن ممدوحی کرمانشاهی است.
ناتوانی انسان از عذرخواهی واقعی و امید به رحمت بیپایان خداوند
در فرازهای ۲۷ و ۲۸ از دعای شانزدهم صحیفه سجادیه، امام سجاد علیهالسلام به یکی از عمیقترین واقعیتهای وجود انسان اشاره میفرماید: ناتوانی بشر در جبران واقعی خطاها.
بندهی آگاه، زمانی که به گناهان خود اعتراف میکند، به خوبی میداند که هیچ تلاشی برای عذرخواهی، توان جبران کوتاهیهای گذشته را ندارد. او همیشه کمتر از آنچه باید، تلاش کرده و در مسیر بندگی کاستیهایی داشته است.
در منطق انسانی، عذرپذیری محدود است؛ تنها خطاهای کوچک، آن هم در صورت عدم تکرار، قابل گذشت هستند. اما اگر کسی عمری به دیگری ستم کرده باشد و حتی از مدارای او سوء استفاده کرده باشد، خود به خوبی میداند که هیچ عذری درخور جبران حتی کمترین خطای او نخواهد بود. با این حال، در درگاه خداوند متعال، قضیه کاملاً متفاوت است.

- رحمت الهی، فراگیرتر از هر رابطه انسانی
بر خلاف روابط انسانی که بر اساس عدالت خشک و مجازاتهای محدود شکل گرفتهاند، رحمت الهی بینهایت، همواره گشوده و در دسترس است. حتی اگر بندهای سالها غرق گناه باشد، باز هم خداوند به او مهربانتر از آن است که تصور میکند. در منابع روایی آمده است که رأفت الهی نسبت به بندگان، بیش از پانصد هزار برابر محبت مادر به فرزند خود است. از همین رو، هیچ انسانی نباید از درِ رحمت خدا مأیوس شود یا خود را محکوم به تباهی و عذاب بداند. نظام تربیتی و کیفر الهی، همانند قوانین خشک انسانی نیست. مجرم در دستگاه عدلیهی بشری ممکن است تنها راه نجات را در پذیرش حکم و مرگ ببیند، اما در نظام الهی، درِ توبه و بازگشت همیشه باز است.
- پشیمانی عمیق، کلید گشایش درهای رحمت
اگر انسانی پس از تأمل در کردار خود، دچار شرم، تنفر از خویش و احساس ندامت شود، و به راستی اعمالش را شایسته هیچ بخششی نداند، این حالت نه تنها نقطه سقوط او نخواهد بود، بلکه آغاز سیر صعودش به سوی رحمت خداوند است. اینجاست که فضل بیکران خداوند، دست این بنده شکستهدل را میگیرد و از وادی حیرت و ناامیدی، به سوی عفو و آمرزش هدایت میکند. در روایتها آمده است که خداوند، دل شکسته و فروتن را از هر عبادت دیگری بیشتر دوست دارد.
- بندگان صالح؛ الگوی شتاب در طلب رحمت
یکی از بارزترین ویژگیهای بندگان شایستهی خداوند، شتاب در طلب رحمت الهی است. زندگی آنها در یک واژه خلاصه میشود: «بندگی». این افراد هر اقدامی را تنها با نیت رضایت الهی انجام میدهند، و با وجود پاکی و اخلاص، لحظهای خود را از رحمت و مغفرت الهی بینیاز نمیبینند. همیشه دست طلب به سوی خدا دراز دارند و از او توفیق و تأیید میخواهند. حال اگر حال و روز بندگان صالح چنین است، تکلیف انسانهای غافل روشنتر خواهد بود. آنها بیش از هر کس به توجه، بخشش و دگرگونی نیاز دارند؛ و چه پناهگاهی مهربانتر از رحمت بیکران پروردگار؟