شرح دعای شانزدهم صحیفه سجادیه – بخش پنجم

دعای شانزدهم صحیفه سجادیه

دعای شانزدهم صحیفه سجادیه از دیگر دعاهای ماثور امام سجاد علیه السلام است که در 34 فراز تنظیم گردیده است. در این دعا امام به طلب آمرزش گناهان از حق تعالی با بیان اوصاف خداوند و اقرار کاستی های خویش پرداخته است. علاوه بر این ها امام به سبقت رحمت الهی بر غضبش اشاره نموده و از بردباری خدا در مواخذه بنده ها سخن به میان آورده است. حضرت زین العابدین علیه السلام در این دعا به چهل ریشه معصیت و دعا اشاره نمود و با توسل به نام های الله تعالی برای رفع گرفتاری و بخشش معاصی از او طلب کمک نموده است.

فرازهای هفدهم و هجدهم دعای شانزدهم صحیفه سجادیه

إِلَهِي فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ لَا تُعْرِضْ عَنِّي وَ قَدْ أَقْبَلْتُ عَلَيْكَ ، وَ لَا تَحْرِمْنِي وَ قَدْ رَغِبْتُ إِلَيْكَ ، وَ لَا تَجْبَهْنِي بِالرَّدِّ وَ قَدِ انْتَصَبْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ  إِلَهِي فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ لَا تُعْرِضْ عَنِّي وَ قَدْ أَقْبَلْتُ عَلَيْكَ ، وَ لَا تَحْرِمْنِي وَ قَدْ رَغِبْتُ إِلَيْكَ ، وَ لَا تَجْبَهْنِي بِالرَّدِّ وَ قَدِ انْتَصَبْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ  (17). أَنْتَ الَّذِي وَصَفْتَ نَفْسَكَ بِالرَّحْمَةِ ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ ارْحَمْنِي ، وَ أَنْتَ الَّذِي سَمَّيْتَ نَفْسَكَ بِالْعَفْوِ فَاعْفِ عَنّي (18)

خداوندا، بر محمد و خاندان او درود فرست و از من روی نگردان چرا که من به تو روی آورده ام و محرومم مکن چرا که من به تو مشتاق بوده و رغبت دارم؛ و دست رد به پیشانی من نزن که در محضر تو ایستاده ام. تویی که خویشتن را به رحمت ستوده ای، پس بر محمد و خاندان او سلام فرست و بر من رحم نما؛ و تویی که خویش را به عفو ستوده ای، پس بر من عفو نما.

شرح فرازهای هفدهم و هجدهم دعا

روی گردانی و اعراض خداوند از بنده برای آدمی سخت ترین وضعیت حیات را به دنبال خواهد داشت زیرا که در این صورت او هیچ گونه پناهگاه مطمئنی ندارد و از تمامی جهت ها مورد هدف بلاهای دنیایی قرار می گیرد و در انجام واجبات و ترک کردن محرمات توفیق از دست می دهد و به اموری دست می زند که خطر دو دنیا و ناخشنودی مردم را در پی دارد. هیچ بیچارگی همچون این بیچارگی و در به دری نیست. حتی اگر که فرض شود اربابی برده ناتوانی را از خدمت عفو کرده و او را براند. او نیز به هر سو که برود رانده شود، مأیوس به گوشه ای خزیده و در نهایت جان می سپارد؛ حال این برده ناتوان هیچ گاه با شخصی که خدای متعال او را به خود واگذارده قابل قیا نخواهد بود.

آن هنگام که آدمی از درگاه حق تعالی رانده می شود همه عناصر عالم هستی با او متضاد می شوند زیرا تمامی اجزاء این عالم همه به سمت خداوند روان هستند و در خط فرمان او می باشند. اویی که هندسه وجودی و جغرافیای شروع و خاتمه همه چیز را مشخص و ترسیم کرده است. به همین دلیل آدمی می بایست با عِِلم و اختیار همان مسیری را که فلک، ملک و عالم عناصر رهرو آن بوده و بر اساس آن شاکله دستگاه شکل گرفت انتخاب کند و به همان سمت حرکت نماید.

صحیفه سجادیه
صحیفه سجادیه

اما آنکه در مسیر طغیان و کج راهی و بر خلاف همه موجودات حرکت می کند و طریق او با راه همه متفاوت است، اگر چه ظاهرا حیاتش را ادامه می دهد اما در حالتی است که هر آن مورد تهدید است و هیچگونه فریادرسی ندارد. بدین سبب است که سیدالساجدین در این دو فراز لحن دعا را آنگونه قرار داده که رحمت خداوند را جلب نماید و از این بلا ایمن باشد؛ پس می فرماید: من به تو رو آورده ام پس دست رد به پیشانی ام نزن و در مقابلت به نیاز ایستاده ام و نام تو غفور و رحیم است؛ پس رحمت خویش را شامل حالم فرما …

در حدیثی که از رسول اکرم (ص) نقل شده چنین آمده: اگر که فردی رابطه خود را با خالق قطع نماید و به مخلوق روی آورد حق تعالی درباره اش می فرماید: «قطعت أسبابب السماوات و أسباب الارض من دونه»؛ و این بدین معنا خواهد بود که نه تنها رابطه او با مبداء هستی – خدای متعال- قطع می شود بلکه به امر خداوند همه عناصر عالم او را رها می نمایند و در دایره وجود به طور واقعی تنها و غریب می ماند …

و این چه غم انگیز است. خداوندا ما را لحظه ای به حال خودمان رهایمان نکن …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *