ثروت، خانه بزرگ، امکانات بیشتر و زندگی مرفه معمولاً چیزهایی هستند که در نگاه اول با موفقیت گره میخورند. خیلی وقتها وقتی زندگی فردی را میبینیم که از نظر مالی شرایط خوبی دارد، ناخودآگاه تصور میکنیم حتما مسیر درستی را طی کرده یا حتی مورد لطف و توجه بیشتری قرار گرفته است. اما آیا میتوان از روی داشتههای دنیوی درباره ارزش واقعی یک انسان قضاوت کرد؟ آیه ۳۳ سوره زخرف دقیقا ما را با همین سوال روبهرو میکند. در این آیه، قرآن از تصویری سخن میگوید که شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد: خانههایی با سقفهای نقرهای و نردبانها و راههایی که برای بالا رفتن از آنها ساخته شدهاند؛ آن هم برای کسانی که به خدای رحمان کفر میورزند.
چرا قرآن کریم چنین تصویری را مطرح میکند؟ آیا ثروت و رفاه نشانه رضایت خدای متعال از انسان نیست؟ اگر کسی با وجود بی ایمانی، زندگی بسیار مرفهی داشته باشد، این موضوع چه معنایی دارد؟ و منظور قرآن کریم در ابتدای آیه شریفه از اینکه مردم ممکن بود «یک امت» شوند چیست؟
برای پاسخ به این پرسشها، نمیتوان آیه ۳۳ سوره را جدا از آیات قبل و بعد آن بررسی کرد. این آیه بخشی از یک بحث گستردهتر درباره رحمت الهی، تفاوتهای مادی میان انسانها، ارزش دنیا و معیار واقعی برتری انسان است.
پس در ادامه، ابتدا متن و ترجمه آیه ۳۳ سوره زخرف را میخوانیم و سپس سراغ معنای دقیق آیه، مفهوم «سقفهای نقرهای» و «معارج»، ارتباط آن با آیات ۳۲ تا ۳۵ و دیدگاه مفسرانی همچون علامه طباطبایی، آیت الله مکارم شیرازی و حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا قرائتی میرویم. همچنین، بررسی میکنیم که قرآن درباره رابطه میان ثروت، ایمان و رضایت خداوند چه نگاهی دارد.
آیه ۳۳ سوره زخرف
“وَلَوْلَا أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ بِالرَّحْمَٰنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ“
ترجمه آیه ۳۳ سوره زخرف
«و اگر ترس آن نبود که همه مردم یک امت شوند، برای خانههای کسانی که به خدای رحمان کفر میورزند، سقفهایی از نقره و نردبانهایی قرار میدادیم که بر آنها بالا روند.»
تفسیر آیه ۳۳ سوره زخرف
در نگاه اول، تصویر آیه ۳۳ سوره زخرف کمی غیرمنتظره است. قرآن از خانههایی با سقفهای نقرهای و نردبانهایی برای بالا رفتن سخن میگوید و در عین حال این امکانات را در ارتباط با کسانی مطرح میکند که به خداوند رحمان کفر میورزند.
اما قرار نیست از این آیه فقط درباره شکل خانهها یا ارزش نقره صحبت کنیم. سؤال اصلی قرآن جای دیگری است: آیا برخورداری از ثروت و امکانات بیشتر، نشانه ارزشمندتر بودن انسان یا رضایت خداوند از اوست؟
پاسخ آیه منفی است.
قرآن کریم با مطرح کردن این فرض، نشان میدهد که حتی اگر کافران از امکانات بسیار گستردهای برخوردار باشند، این ثروت به خودی خود نمیتواند نشانه حقانیت یا جایگاه معنوی آنها باشد. خانههای نقرهای در اینجا بیشتر از آنکه یک موضوع اقتصادی باشند، نمونهای از بالاترین سطح برخورداری از دنیا هستند؛ یعنی حتی اگر تمام آنچه انسان از نظر مادی آرزو میکند در اختیارش قرار بگیرد، باز هم نباید آن را با ارزش واقعی او نزد خدا یکی دانست.
این نکته در فضای کلی سوره زخرف اهمیت بیشتری پیدا میکند. آیات قبل درباره نگاه مادی مخالفان پیامبر(ص) به جایگاه انسانها سخن میگویند و آیات بعد نیز امکاناتی مانند درها، تختها و زیورآلات را در ادامه همین بحث مطرح میکنند. در پایان، قرآن همه این جلوههای دنیوی را «متاع زندگی دنیا» مینامد؛؛ متاعی که قطعا فناپذیر است و این فنا بی ارزشی آن را نیز میتواند نشان دهد. و در مقابل، آخرت را برای پرهیزکاران معرفی میکند. آخرتی که ابدیست و خوشا به حال آنکه دنیای خود را در مسیر آبادی آخرت میسازد.
بنابراین، آیه ۳۳ زخرف نمیگوید ثروت داشتن بد است یا انسان نباید از امکانات زندگی برخوردار باشد. آنچه آیه زیر سؤال میبرد، تبدیل ثروت به معیار قضاوت درباره انسانهاست.
ممکن است فردی زندگی بسیار مرفهی داشته باشد و فرد دیگری از امکانات کمتری برخوردار باشد؛ اما هیچکدام از این دو وضعیت، بهتنهایی چیزی درباره میزان ایمان، تقوا یا ارزش واقعی آنها در پیشگاه خداوند ثابت نمیکند.
با این حال، هنوز مهمترین قسمت آیه باقی مانده است. چرا خداوند میفرماید اگر بیم آن نبود که مردم «أُمَّةً وَاحِدَةً» شوند، چنین امکاناتی را برای کافران قرار میداد؟ این عبارت، کلید فهم دقیقتر آیه است و مفسران درباره معنای آن دیدگاههای مختلفی مطرح کردهاند.
منظور از «أُمَّةً وَاحِدَةً» در آیه ۳۳ سوره زخرف چیست؟
شاید مهمترین بخش آیه ۳۳ سوره زخرف همین چند کلمه باشد: «أُمَّةً وَاحِدَةً»؛ یعنی «یک امت». اما یک سؤال مهم اینجاست: یک امت شدن مردم در چه چیزی؟
یکی از برداشتهای مطرح در تفسیر این آیه، که در تفسیر نور، نوشته محسن قرائتی نیز بهصراحت بیان شده، این است که اگر برخورداری کافران از ثروت و امکانات فراوان باعث نمیشد مردم همگی به سمت کفر کشیده شوند، خداوند میتوانست حتی خانههای آنان را با سقفهای نقرهای و امکانات بسیار تجملی بسازد.
برای فهم این برداشت، باید به نکتهای درباره نگاه انسان به دنیا توجه کنیم.
واقعیت این است که خیلی از آدمها ارزش را با چیزی که میبینند میسنجند. وقتی کسی خانهای بزرگ، ثروت فراوان، امکانات چشمگیر و زندگی بسیار مرفهی دارد، ممکن است دیگران بدون اینکه درباره حقیقت زندگی او چیزی بدانند، تصور کنند پس حتما آدم موفقتر، خوشبختتر یا حتی مورد توجه خداوند است.
حالا تصور کنید کافران نهتنها ثروتمند باشند، بلکه خانههایشان سقفهای نقرهای داشته باشد، نردبانهای نقرهای داشته باشند و هر چیزی که نماد رفاه و تجمل است در اختیارشان باشد. طبیعی است که برای بعضی افراد، دیدن چنین صحنهای میتواند این تصور را ایجاد کند که پس لابد راه این افراد درست است که خدا اینهمه نعمت به آنها داده است.
قرآن دقیقاً همین نقطه را مورد توجه قرار میدهد.
یعنی اگر قرار بود برخورداری گسترده کافران از دنیا باعث شود مردم حق و باطل را با میزان ثروت و رفاه اشتباه بگیرند و در نهایت همگی به سمت کفر بروند، این کار انجام نمیشد.
پس مسئله این نیست که مال دنیا آنقدر باارزش است که خدا نمیخواهد آن را به کافر بدهد. برعکس، در منطق این تفسیر، دنیا ارزشی ندارد که حتی میتوانست سقف خانه کافر هم از نقره باشد. آنچه مانع چنین وضعی میشود، تأثیری است که این ظاهر فریبنده میتواند بر دیگران بگذارد.
به زبان سادهتر، آیه میگوید:
اگر قرار نبود مردم از روی ظاهر زندگی کافران گمراه شوند، دنیا آنقدر بیارزش است که حتی میشد بالاترین امکانات مادی را در اختیار آنان گذاشت.
این برداشت، نکته مهمی درباره نگاه قرآن به ثروت هم به ما نشان میدهد. ثروت نه نشانه قطعی حقانیت است و نه نشانه قطعی بیایمانی. ممکن است انسان مؤمنی ثروتمند باشد و ممکن است فردی کافر از امکانات بسیار زیادی برخوردار باشد. بنابراین، صرفِ داشتن یا نداشتن مال، معیار مناسبی برای سنجش رابطه انسان با خدا نیست.
البته این تنها برداشتی نیست که مفسران از عبارت «أُمَّةً وَاحِدَةً» مطرح کردهاند. در برخی تفاسیر، این عبارت به یکدست شدن مردم در کفر یا گرایش شدید به دنیا تفسیر شده و در برخی دیدگاهها نیز نکات دیگری درباره تقسیم روزی و تفاوتهای مادی انسانها مطرح شده است.
به همین دلیل، برای فهم کامل آیه بهتر است دیدگاه چند مفسر را کنار هم ببینیم؛ چون هرکدام از زاویهای به این عبارت نگاه کردهاند و کنار هم قرار گرفتن این دیدگاهها، معنای آیه را روشنتر میکند.

تفسیر آیه ۳۳ سوره زخرف از نگاه مفسران شیعه
برای اینکه معنای آیه ۳۳ سوره زخرف را بهتر بفهمیم، بد نیست آن را از زاویه دید چند مفسر شیعه بررسی کنیم. نکته جالب اینجاست که اگرچه بیان مفسران با هم تفاوتهایی دارد، یک پیام در میان آنها پررنگ است: نباید امکانات دنیا را با ارزش واقعی انسان اشتباه گرفت.
تفسیر نور؛ اگر چشم مردم به دنیا خیره شود
در تفسیر نور، همان که در بخش قبلی گفتیم حجت الاسلام قرائتی آیه را با یک نکته بسیار روشن توضیح میدهد: اگر برخورداری کافران از این همه امکانات باعث نمیشد که مردم یکسره و یکدست به کفر کشیده شوند، خداوند میتوانست حتی سقف خانههای آنان را از نقره قرار دهد. نتیجهای که حاج آقا قرائتی از آیه میگیرد، صریح است:
«ثروت، نشانه عزّت در نزد خداوند نیست.»
«دنیا و مال دنیا ارزش بسیاری ندارد»، (میتوان گفت این امکانات در مقایسه با ارزشهای واقعی، آنقدر اهمیت ندارند که حتی میتوانستند در اختیار کافران باشند.)
اما یک مانع وجود دارد: ممکن است مردم فریب ظاهر را بخورند و بگویند اگر که این انسان ها باطل هستند چرا خداوند این همه نعمت به آن ها داده است.
در چنین شرایطی، ممکن بود خودِ ثروت به وسیلهای برای گمراه شدن دیگران تبدیل شود. بنابراین، در این برداشت، مسئله اصلی نه ارزش مال، بلکه اثر روانی و اجتماعیِ دیدن این همه رفاه در دست کافران است.
تفسیر نمونه؛ تفاوت انسانها برای همکاری است، نه برتری
در تفسیر نمونه، آیه ۳۳ سوره زخرف در ادامه آیه قبل معنا پیدا میکند. در آیه ۳۲، خداوند درباره تفاوتهایی که میان انسانها در زندگی دنیا وجود دارد سخن میگوید و میفرماید:
«وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّیَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِیًّا»
یعنی ما بعضی از آنها را نسبت به بعضی دیگر برتریهایی دادیم تا برخی، برخی دیگر را به خدمت بگیرند.
این قسمت از آیه ممکن است در نگاه اول چنین برداشتی ایجاد کند که پس خداوند بعضی انسانها را از بعضی دیگر «باارزشتر» آفریده است؛ اما منظور آیه چنین چیزی نیست. صحبت از تفاوت در امکانات، تواناییها و نقشهاست، نه تفاوت در ارزش انسانی.
برای اینکه موضوع روشنتر شود، میتوان زندگی انسان را با یک بدن مقایسه کرد. در بدن، قلب، مغز، ریه، روده و دیگر اندامها وظایف یکسانی ندارند. حتی ممکن است وظیفه یک عضو در نگاه ما مهمتر یا حیاتیتر به نظر برسد، اما این تفاوت وظیفه به این معنا نیست که ساختار بدن باید همه اعضا را در یک نقش قرار دهد. هر بخش کاری انجام میدهد و مجموعه بدن از همکاری همین بخشهای متفاوت شکل میگیرد.
جامعه انسانی هم به همین شکل است. یکی کشاورز است، دیگری پزشک؛ یکی معلم است، دیگری مهندس؛ یکی توانایی مالی بیشتری دارد و دیگری در دانش، مهارت یا نیروی کار توانمندتر است. این تفاوتها باعث میشود انسانها به یکدیگر نیاز داشته باشند و بخشی از نیازهای یکدیگر را برطرف کنند.
بنابراین، تفاوت جایگاهها برای شکلگیری زندگی اجتماعی است، نه اینکه یک انسان ذاتاً از انسان دیگری ارزشمندتر باشد.
تفسیر نمونه از همین زاویه به آیه ۳۳ میرسد. اگر ملاک ارزش انسان، فقط ثروت و امکانات مادی بود، باید ثروتمندترین افراد با ارزشترین انسانها میبودند و کافری که امکانات بیشتری دارد، از مؤمنی که زندگی سادهای دارد، برتر شمرده میشد. در حالی که قرآن چنین معیاری را نمیپذیرد.
حتی در همین آیه، خداوند میفرماید اگر نبود که مردم در برابر چنین جلوهای از ثروت گمراه شوند، میتوانست برای خانههای کافران سقفهایی از نقره و امکانات فراوان قرار دهد.
پس تفاوتهای مادی، یک موضوع است و ارزش انسان نزد خداوند موضوعی دیگر.
ممکن است فردی ثروت بیشتری داشته باشد و همین ثروت بخشی از نیازهای دیگران را برطرف کند؛ همانطور که فرد دیگری ممکن است علم، تخصص، مهارت یا توانایی دیگری داشته باشد و دیگران به آن نیازمند باشند. این تفاوتها وقتی در مسیر درست قرار بگیرند، جامعه را به سمت همکاری و تکمیل یکدیگر میبرند.
مشکل از جایی شروع میشود که انسان این تفاوتها را با ارزش ذاتی افراد اشتباه بگیرد؛ یعنی تصور کند هرکس پول بیشتری دارد، حتماً انسان بهتری است یا هرکس امکانات کمتری دارد، ارزش پایینتری دارد.
از این منظر، آیه ۳۳ سوره زخرف ادامه همان پیام آیه ۳۲ است: دنیا و امکانات آن میان انسانها متفاوت است، اما این تفاوت مادی نباید به معیار سنجش ارزش انسان تبدیل شود .آنچه انسان را نزد خداوند بالا میبرد، چیزی فراتر از میزان مال و موقعیت دنیوی اوست.
البته آیت الله مکارم شیرازی از دو موضوع احتمال گرویدن انسان ها به کفر و همچنین بی ارزشی مال دنیا که نصیب افراد بی ارزش یعنی کارفران می شود هم به مقدار کافی سخن گفته است که در این مجال فرصت پرداختن مفصل به آن وجود ندارد و توصیه می شود که قرآن دوستان صفحات 58 تا 64 جلد 21 تفسیر نمونه را مطالعه کنند.
تفسیر المیزان[1]؛ مال دنیا معیار ارزش انسان نیست
علامه طباطبایی در المیزان آیات ۳۲ تا ۳۵ سوره زخرف را جدا از هم نمیبیند و برای فهم آیه ۳۳، ارتباط آن با آیه قبل را مهم میداند. در آیه ۳۲ زخرف گفته میشود که خداوند زندگی مردم و امکانات معیشتی آنان را یکسان قرار نداده است؛ چون انسانها برای اداره زندگی به یکدیگر نیاز دارند و همین تفاوتها زمینه همکاری و شکلگیری زندگی اجتماعی را فراهم میکند.
اما نکته مهم اینجاست که تفاوت در امکانات زندگی، به معنای تفاوت در ارزش انسانها نیست. ممکن است کسی مال و امکانات بیشتری داشته باشد و دیگری کمتر، اما این تفاوت مادی به خودی خود نشان نمیدهد که یکی نزد خدا عزیزتر و دیگری بیارزشتر است.
بعد از این مقدمه، آیه ۳۳ یک تصویر بسیار قابل تأمل ارائه میکند: اگر قرار نبود دیدن ثروت و امکانات کافران باعث شود مردم تصور کنند این ثروت نشانه درستی راه آنهاست و همگی به همان مسیر گرایش پیدا کنند، خداوند میتوانست برای خانههای کافران سقفهایی از نقره و حتی وسایل و امکانات بسیار بیشتری قرار دهد.
از نگاه المیزان، این مثال در حقیقت ارزش واقعی زرق و برق دنیا را نشان میدهد. چیزی که ممکن است در نگاه انسان بسیار با ارزش باشد، در مقیاس ارزشهای الهی آنقدر تعیین کننده نیست که تصور میکنیم. بنابراین نباید میان «داشتن دنیا» و «داشتن جایگاه نزد خدا» رابطهای قطعی برقرار کرد.
در ادامه آیات نیز همین معنا دنبال میشود؛ نقره، طلا، خانههای مجلل و دیگر زینتهای زندگی دنیا، همه در یک سطح قرار میگیرند: امکاناتی که ممکن است در اختیار انسان باشند، اما قرار نیست معیار نهایی سنجش سعادت و ارزش او باشند.
نکته دیگری که در نگاه علامه اهمیت دارد این است که رزق و امکانات دنیایی الزاما بر اساس ایمان و کفر تقسیم نمیشوند. زندگی دنیا نظام و اسباب خودش را دارد و انسانها با تلاش، توانایی، شرایط و امکانات مختلف به بخشی از آن دست پیدا میکنند. بنابراین ممکن است فردی که از نظر اعتقادی جایگاه درستی ندارد، ثروت فراوانی داشته باشد و در مقابل، انسانی مؤمن زندگی سادهای را تجربه کند. این تفاوت، به خودی خود نشانه رضایت یا نارضایتی خداوند از هیچکدام نیست.
پس آیه ۳۳ سوره زخرف را نباید فقط درباره «ثروتمند شدن کافران» دانست. پیام عمیقتر آن این است که معیارهای مادی را با معیارهای الهی اشتباه نگیریم. خانه بزرگ، طلا، نقره و رفاه میتوانند بخشی از زندگی انسان باشند، اما نمیتوانند به تنهایی مشخص کنند چه کسی نزد خداوند ارزشمندتر است.
تفاوت ظریف میان این سه نگاه
اگر بخواهیم این سه تفسیر را کنار هم بگذاریم، میتوان گفت حجت الاسلام قرائتی در تفسیر نور بیشتر روی پیام تربیتی آیه دست میگذارد؛ یعنی ثروت را نباید نشانه عزت نزد خدا دانست.
تفسیر نمونه این مسئله را در چارچوب نظام ارزشی اسلام قرار میدهد و نشان میدهد که مال و مقام مادی معیار واقعی ارزش انسان نیست.
المیزان علامه طباطبایی نیز بحث را عمیقتر به سیاق آیات ۳۲ تا ۳۵ پیوند میدهد و توضیح میدهد که چرا قرآن بعد از سخن گفتن از تقسیم معیشت، ناگهان تصویر خانههای نقرهای و امکانات فراوان را مطرح میکند.
در نتیجه، خانههای نقرهای در آیه ۳۳ را نباید فقط یک تصویر عجیب از ثروت دانست. این تصویر در واقع یک سؤال جدی را پیش روی ما میگذارد:
اگر ثروت و رفاه نشانه قطعی رضایت خداوند نیست، پس چرا انسانها معمولاً آن را نشانه موفقیت و برتری میدانند؟
پاسخ این سؤال، ما را به مفهوم «أُمَّةً وَاحِدَةً» و دلیل نگرانی از یکسان شدن مردم در مسیر کفر یا دنیا طلبی میرساند.
دیدگاه تفاسیر اهلسنت درباره آیه ۳۳ سوره زخرف
در تفاسیر اهل سنت نیز آیه ۳۳ سوره زخرف بیشتر از آنکه درباره خودِ نقره و ثروت باشد، درباره برداشت انسانها از ثروت و تأثیر آن بر ایمان و انتخاب مسیر زندگی است. با این حال، مفسران در توضیح عبارت «أُمَّةً وَاحِدَةً» نکات متفاوتی را مطرح کردهاند.
طبری؛ مردم ممکن بود به خاطر دنیا یکدست شوند
طبری در تفسیر این آیه، دو احتمال را درباره «أُمَّةً وَاحِدَةً» نقل میکند. یک برداشت این است که اگر کافران چنان ثروتمند میشدند، مردم ممکن بود همگی به کفر گرایش پیدا کنند. برداشت دیگر این است که مردم به جای آخرت، یکسره دنیا را انتخاب کنند.
از نگاه طبری، عبارت «مَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ» نیز به نردبانها و پلکانهایی اشاره دارد که با آنها به طبقات بالاتر خانهها میرفتند. بنابراین تصویر آیه، تصویری از نهایت رفاه و تجمل دنیوی است؛ اما همین رفاه قرار نیست نشانه حقانیت صاحبانش باشد[2].
ابن کثیر؛ ثروت را با محبت خدا اشتباه نگیریم
ابن کثیر نکتهای را با صراحت بیشتری مطرح میکند: بسیاری از مردم ممکن است تصور کنند اگر خداوند به کسی مال و امکانات فراوان داده، پس حتما او را دوست دارد[3]. در چنین شرایطی، اگر کافران از همه امکانات مادی برخوردار میشدند، احتمال داشت عدهای صرفاً به خاطر ثروت به سمت آنان و در نهایت به سمت کفر بروند.
بنابراین از این دیدگاه، مسئله اصلی خودِ ثروت نیست؛ مشکل از جایی شروع میشود که انسان ثروت را نشانه رضایت خداوند و درستی راه صاحب ثروت بداند. ابنکثیر نیز «معارج» را به پلهها و نردبانهای نقرهای تفسیر کرده است.
قرطبی؛ دنیا آنقدر بیارزش است که…
قرطبی نیز بر حقارت و ناچیز بودن ارزش دنیا در برابر ارزشهای الهی تأکید میکند. در توضیح او، اگر علاقه شدید انسانها به دنیا نبود و ثروت کافران باعث نمیشد مردم به خاطر آن از آخرت و ایمان دست بکشند، دادن چنین امکاناتی به کافران مانعی نداشت؛ حتی اگر خانههایشان از طلا و نقره ساخته میشد[4].
این نگاه با مضمون کلی آیه هماهنگ است: خداوند میتواند بیشترین امکانات مادی را در اختیار کسی قرار دهد، بدون اینکه آن امکانات به معنای ارزشمندتر بودن او نزد خدا باشد.
اشتراک مهم این تفاسیر چیست؟
اگر دیدگاه طبری، ابنکثیر و قرطبی را کنار هم بگذاریم، یک نکته مشترک به چشم میآید: ثروت، بهتنهایی معیار حقانیت، محبوبیت نزد خدا یا ارزش معنوی انسان نیست.
تفاوت در این است که هر کدام روی جنبهای تأکید بیشتری دارند؛ طبری درباره معنای «أُمَّةً وَاحِدَةً» چند احتمال را نقل میکند، ابنکثیر بیشتر بر اشتباه گرفتن ثروت با محبت خدا تأکید دارد و قرطبی بر ناچیز بودن ارزش دنیا در برابر آخرت.
به همین دلیل، این بخش از آیه را نباید اینطور فهمید که «کافر بودن مساوی فقیر بودن» یا «مؤمن بودن مساوی ثروتمند بودن» است. آیه دقیقاً دارد هشدار میدهد که از ظاهر زندگی و مقدار دارایی افراد، درباره جایگاه واقعی آنان نزد خدا قضاوت نکنیم.
منظور از «سقفهای نقرهای» و «معارج» در آیه ۳۳ سوره زخرف چیست؟
وقتی آیه ۳۳ سوره زخرف میگوید اگر نگرانی از گمراه شدن مردم نبود، برای خانههای کافران «سقفهایی از نقره» و «معارجی» قرار میدادیم که بر آنها بالا روند، شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد؛ چرا باید برای توضیح یک حقیقت معنوی، چنین تصویر پرزرقوبرقی از خانه و زندگی مطرح شود؟
پاسخ را باید در ادامه همین آیات پیدا کرد.
«سُقُفًا مِنْ فِضَّةٍ» به معنای سقفهایی از نقره است و «مَعَارِج» به پلکانها و راههایی برای بالا رفتن گفته شده است. مفسران، «یَظْهَرُونَ» را نیز به معنای بالا رفتن و برآمدن بر این پلکانها دانستهاند. بنابراین آیه تصویری از خانههایی بسیار مجلل را پیش چشم مخاطب میگذارد؛ خانههایی که حتی سقف و مسیرهای صعود به بخشهای بالاتر آن از نقره ساخته شده باشد.
اما نکته اصلی آیه در خودِ نقره نیست.
خداوند در اینجا نمیخواهد بگوید نقره یا خانه مجلل ذاتاً چیز بدی است. اتفاقاً فرض آیه این است که اگر داشتن چنین امکاناتی باعث گمراهی مردم نمیشد، دادن آن به کسانی که به خدا کفر میورزند نیز مانعی نداشت. یعنی ارزش این امکانات آنقدر تعیینکننده نیست که بتوان آنها را معیار تشخیص حق و باطل قرار داد.
این معنا در آیه ۳۵ روشنتر میشود؛ جایی که بعد از برشمردن درها، تختها، زیورها و دیگر امکانات مادی، همه آنها در نهایت «مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا»معرفی میشوند؛ یعنی بهره و وسیلهای از زندگی دنیاست، نه ملاک نهایی سعادت انسان.
به همین دلیل، تصویر «سقفهای نقرهای» را میتوان یک مثال بسیار روشن برای مخاطب دانست: فرض کنید کسی به نهایت رفاه و تجمل دنیایی رسیده باشد؛ خانهای باشکوه داشته باشد و هر چیزی که از نظر مادی ارزشمند محسوب میشود در اختیارش باشد. آیا صرف دیدن این امکانات میتوان نتیجه گرفت که او نزد خداوند از دیگران عزیزتر است یا راهی که انتخاب کرده حتماً درست است؟
آیه دقیقاً جلوی همین برداشت را میگیرد.
حتی در تفاسیر اهلسنت نیز همین تصویر با چنین معنایی توضیح داده شده است. قرطبی از آیه برای بیان ناچیز بودن ارزش دنیا در برابر ارزشهای الهی استفاده میکند و ابنکثیر نیز هشدار میدهد که مردم ممکن است فراوانی مال را با محبت و رضایت خداوند اشتباه بگیرند.
پس «سقفهای نقرهای» در آیه ۳۳ قرار نیست یک توصیه درباره تجمل یا حتی یک بحث درباره خوب و بد بودن ثروت باشد؛ مثالی است برای نشان دادن اینکه امکانات دنیایی، هرقدر هم چشمگیر باشند، بهتنهایی نشانه ارزش انسان نزد خداوند نیستند.
پیامهای آیه ۳۳ سوره زخرف
- ثروت نشانه عزت نزد خداوند نیست. برخورداری از مال و امکانات فراوان، بهتنهایی نشاندهنده مقام معنوی انسان نیست.
- نباید ظاهر زندگی افراد را معیار حق و باطل قرار داد. ممکن است کسی از امکانات بسیار زیادی برخوردار باشد، اما این برخورداری دلیل درستی عقیده یا رفتار او نباشد.
- تفاوت در امکانات مادی، به معنای تفاوت در ارزش انسانها نیست. انسانها ممکن است از نظر دارایی و شرایط زندگی متفاوت باشند، اما این تفاوت نباید با ارزش حقیقی آنها نزد خداوند اشتباه گرفته شود.
- دلبستگی به دنیا میتواند انسان را از حقیقت دور کند. آیه هشدار میدهد که اگر مردم ثروت را نشانه حقانیت بدانند، ممکن است برای رسیدن به آن مسیر نادرستی را انتخاب کنند.
آیا ثروت نشانه رضایت خداوند است؟
آیه ۳۳ سوره زخرف یکی از روشنترین پاسخها به این برداشت اشتباه است که هرکس ثروتمندتر است، حتماً نزد خداوند محبوبتر است. خداوند حتی از این امکان سخن میگوید که خانههای کافران از نقره و طلا و امکانات فراوان برخوردار باشد؛ بنابراین داشتن مال و رفاه، بهتنهایی نمیتواند نشانه رضایت الهی باشد.
البته این آیه به معنای بد بودن ثروت یا ناپسند بودن زندگی مرفه نیست. مسئله، معیاری است که برای قضاوت انتخاب میکنیم. مال میتواند وسیلهای برای زندگی، آسایش، کمک به دیگران و انجام کارهای خیر باشد؛ اما وقتی انسان ثروت را دلیل برتری خودش یا نشانه حقانیت راهش بداند، همان چیزی که قرار بود یک وسیله باشد، به معیار قضاوت تبدیل شده است.
بنابراین اگر کسی ثروتمند است، نمیتوان فقط از روی دارایی او گفت خداوند از او راضی است؛ همانطور که فقر یک انسان نیز بهتنهایی دلیل بیارزشی یا دوری او از خدا نیست. معیار ارزش انسان را نباید در مقدار چیزی جستوجو کرد که در اختیار اوست، بلکه باید در شیوه استفاده از آن و جایگاه ایمان و عمل او دید.
جمعبندی تفسیر آیه ۳۳ سوره زخرف
آیه ۳۳ سوره زخرف با یک مثال بسیار ملموس، نگاه انسان به ثروت و امکانات دنیایی را به چالش میکشد. خداوند میفرماید اگر بیم آن نبود که مردم با دیدن رفاه کافران همگی به یک مسیر کشیده شوند، میتوانست برای خانههای آنان سقفهایی از نقره و امکانات بسیار بیشتری قرار دهد.
بنابراین، داشتن مال و رفاه نه نشانه حقانیت است و نه بهتنهایی نشانه رضایت خداوند .چیزی که ممکن است در نگاه انسان بسیار باارزش باشد، در مقیاس ارزشهای الهی معیار تعیینکنندهای برای سنجش انسان نیست.
پس پیام اصلی آیه را میتوان در یک جمله خلاصه کرد:
زیاد داشتن، لزوماً با ارزشتر بودن همراه نیست؛ همانطور که کم داشتن، نشانه بیارزش بودن نیست.
آنچه قرآن در این آیه زیر سؤال میبرد، خودِ مال نیست؛ بلکه اشتباه گرفتن مال با معیار حق و باطل و ارزش انسان است.
منابع:
[1] ترجمه تفسیر المیزان، جلد 17، ص 149
[2] تفسیر الطبری من کتابه جامع البیان، جلد 6، ص 520
[3] تفسير ابن كثير – ط العلميه ، جلد 7، ص 207
[4] تفسير القرطبي – ط دار إحياء، جلد 16، ص 84