سعی بین صفا و مروه، یکی از ارکان مهم و مقدس عبادات مسلمانان است که در سفر حج و عمره انجام می شود. این عمل، نمادی از تلاش انسان در راه کسب رضایت خداوند و پیروی از حضرت هاجر (علیها السلام) است که با عزم و ارادهای مثال زدنی، در جستجوی آب برای فرزند خود، حضرت اسماعیل (علیه السلام)، در میان این دو کوه مقدس، در حال رفت و برگشت بود. حکمت پنهان در این سعی، بالاتر از یک عمل عبادی است. این سعی نه تنها نمایانگر تلاش جسمی، بلکه تجسمی از جهاد درونی و عزمی راسخ در برابر مشکلات زندگی است. در حقیقت، سعی بین صفا و مروه به مسلمانان یاد میدهد که هرگز از تلاش و کوشش در راه رسیدن به هدف دست برندارد بلکه در هر شرایطی باید امید و اراده خود را حفظ کرده و به سوی مقصد حرکت کنند.. در ادامه همراه معراج النبی باشید تا بیشتر به حکمت سعی بین صفا و مروه پی ببریم.
معنی واژگان صفا و مروه
کلمه صفا در زبان عربی به معنای چیزی خالص و شفاف بدون تیرگی است و به سنگی محکم و صاف نیز گفته میشود. در احادیث آمده است که نام «صفا» از «مصطفی آدم» (خالص برگزیده) گرفته شده است، زیرا این مکان محل هبوط حضرت آدم (علیهالسلام) بوده است.
از طرف دیگر، کلمه مروه به معنای سنگ سفید و محکم است و در برخی منابع به معنای سنگی خشن نیز آمده است. در روایات اسلامی آمده است که نام «مروه» از «مراه» به معنای زن گرفته شده است، زیرا حضرت حوا (سلاماللهعلیها) در این مکان فرود آمده است.
«سعی»، که در لغت به معنای تلاش و راه رفتن سریع (هروله) است، در اصل به شیوه ابراهیمی اشاره دارد و یادآور تلاش مستمر حضرت هاجر (سلاماللهعلیها) برای پیدا کردن آب برای فرزندش حضرت اسماعیل (علیهالسلام) است.
حرکت و سعی میان صفا و مروه، نوعی «طواف» به محسوب میشود، زیرا طواف به معنی رفت و آمد پشت سر هم و مکرر است؛ چه به صورت دایرهای یا در مسیری طولی بین دو نقطه مانند صفا و مروه باشد. این حرکت مداوم و تکراری، نمادی از تلاش مداوم در راه دستیابی به هدفهای الهی است و در حقیقت، یک حرکت عاشقانه و بیپایان به سوی حضرت دوست است.
حکمت سعی بین صفا و مروه
رفت و آمد در این فضا به هر روشی که باشد، جلوهگر حضور قلبی انسان و تکاپوی جسم و روح برای درک بیشتر حضرت حقتعالی است.
یاد شعائر الهی
صفا و مروه، نشانهها و شعائر الهی هستند که انسان را به یاد خداوند و خاطرات مقدس میاندازند. در حقیقت، این مکانها خاطرات مبارزههای بزرگ مردان خدا را در دلها زنده میکنند. اگرچه مطالعه تاریخ و شنیدن داستان زندگی بزرگان انسان را به پیروی از راه آنان هدایت میکند، اما لمس و مشاهده مکانهای مقدس و تاریخساز تاثیر عمیق و بیشتر دارد. در این مکانها، انسان با برداشتن فاصلههای زمانی و درک حضور در همان محیط خود را در قلب و متن حادثه احساس میکند و انگار با چشمان خود آن حوادث و وقایع را از نزدیک میبیند. اثر تربیتی این تجربه، خیلی بیشتر و بالاتر از شنیدن سخنرانیها و خواندن کتابها است؛ زیرا اینجا با «احساس» روبهرو هستیم، نه فقط «ادراک». قرآن کریم میفرماید: «صفا و مروه از نشانههای خداوند است؛ پس کسی که حج یا عمره میکند، هیچ گناهی ندارد که میان این دو سعی کند، و کسی که در این کار نیکی کند، خداوند سپاسگزار و دانا است.» این آیه به اهمیت سعی و حرکت مداوم و منظم در مسیر خداوند اشاره دارد و یادآوری میکند که این اعمال، عباداتی معنوی و زنده هستند که روح انسان را به سوی رشد و تعالی سوق میدهند.
تردد بین صفا و مروه
سعی بین صفا و مروه، جلوهای از حرکت بین خوف (ترس) و رجا (امید) است. در این مسیر، انسان با امید به رحمت و آمرزش الهی حرکت میکند، در حالی که از عواقب اعمال گذشته و عذاب خداوند نیز ترس دارد. این تجربه، به نوعی یادآوری است که انسان در هر لحظه زندگی خود بین این دو احساس امید و ترس قرار دارد. همانطور که برخی بزرگان میفرمایند: «آیا در سعی بین صفا و مروه، نیت کردهای که در بین خوف و رجا هستی؟»
آیتالله جوادی آملی نیز در این باره مینویسد که مؤمن همیشه در زندگی خود بین خوف و رجا قرار دارد و شدت و ضعف آن دو در مراحل مختلف زندگی متفاوت است. این حالت در سعی میان صفا و مروه به وضوح نمایان است. کسی که در این مکان مقدس سعی میکند، در حقیقت به مانند کسی است که در درگاه پادشاهی وارد شده و در پی توجه و عنایت او است. همانطور که بار دوم امید دارد تا در نزد پادشاه دیده شود، سعی میان صفا و مروه نیز نمادی از بازگشت و رفتن و رسیدن تمامی موجودات به سوی خداوند است. این حرکت، جلوهای از تلاش بیپایان و امید به رحمت الهی است.
ایستادگی و استواری حکمت سعی بین صفا و مروه
در احادیث آمده است که حضرت ابراهیم ع به فرمان الهی، همسرش هاجر و فرزند خردسالش اسماعیل را در سرزمین خشک و سوزان مکه تنها گذاشت و از آنجا رفت. با شدت گرفتن تشنگی اسماعیل، هاجر با دلی سرشار از ایمان و اضطراب، در جستوجوی آب حرکت کرد و به راه افتاد. نخست بر کوه صفا ایستاد و فریاد زد: «هل بالوادی من انیس؟»؛ آیا در این وادی کسی هست؟ سپس به سوی مروه شتافت و این رفتوآمد را هفت بار تکرار کرد. سرانجام، هنگامی که به کنار کودک بازگشت، دید که اسماعیل با پای خود زمین را میساید و چشمه زمزم از همان نقطه میجوشد.
هاجر در پی آب و مونس بود، اما نتیجه آن تلاش خالصانه، چشمهای شد که هزاران سال است همچنان میجوشد و جانها را سیراب میکند.
آیتالله مکارم شیرازی در تبیین فلسفه سعی مینویسد: سعی بین صفا و مروه به ما میآموزد که ارزش این آیین و مرکز توحید را بشناسیم؛ چراکه انسانهایی با گذشتن از جان خود، این میراث الهی را برای آیندگان حفظ کردند. از همین رو خداوند بر زائران خانهاش واجب کرده است که با ظاهری ساده و به دور از هرگونه امتیاز، هفت بار میان این دو کوه رفتوآمد کنند تا آن خاطرههای بزرگ زنده بماند.
او در جای دیگری با یادآوری تکرار سعی مینویسد: هنگامی که داستان تلاش آن زن با ایمان برای نجات جان فرزند شیرخوارش در بیابانی خشک و سوزان را به یاد میآوریم، گویی پردههای زمان کنار میرود و خود را در کنار هاجر میبینیم؛ همگام با او میدویم و با تمام وجود درمییابیم که در راه خدا، بدون سعی و تلاش، هیچکس به مقصد نمیرسد.

مبارزه با انواع شیطان
در احادیث نقل شده است که شیطان خود را بر حضرت ابراهیم ع آشکار ساخت؛ اما ابراهیم برای آنکه وارد گفتوگو و وسوسه او نشود، از وی دوری کرد و فرار کرد. در روایتی دیگر آمده است که حضرت ابراهیم به فرمان جبرئیل بر شیطان حمله برد و او را از خود دور کرد. جمع میان این دو روایت نیز ممکن است؛ بدین معنا که ابراهیم ابتدا برای پرهیز از وسوسه، از شیطان فاصله گرفت و سپس به دستور الهی، با قاطعیت به مقابله با او برخاست و شیطان گریخت. بر همین اساس، هروله و شتاب در بخشی از مسیر سعی میان صفا و مروه، نمادی از گریز از وسوسههای شیطانی و شتاب در اطاعت فرمان خداوند به شمار میآید.
امید به رحمت خداوند
سعی یا رفتن بین صفا و مروه به ما یاد میدهد که در دل ناامیدی، امیدی بزرگ پنهان است. هاجر، مادر اسماعیل، در سرزمینی که هیچ نشانی از آب دیده نمیشد، دست از تلاش و تکاپو برنداشت و با ایمانی استوار به حرکت خود جهت سیراب کردن فرزندش ادامه داد. سرانجام خداوند از راهی که هرگز در تصور او نمیگنجید، چشمهای جوشاند و عطش را به سیرابی تبدیل کرد؛ پیامی روشن که تلاش همراه با توکل، بنبستها را میشکند. پس در هر حال به رحمت خداوند امیدوار باشیم.
استمرار و کثرت
هفت مرتبه سعی بین صفا و مروه، نمادی از کثرت و استمرار در تلاش است. این عمل به حجگزار میآموزد که در مواجهه با مشکلات، همواره تلاش کند و این تلاش را پیوسته ادامه دهد. او باید رفتوآمد خود را تکرار کند، بدون آنکه از دشواریها هراس داشته باشد، تا در نهایت به هدف خود برسد و به بندگی مطلوب دست یابد.
نجات از ۷ طبقه دوزخ
گرچه بسیاری از حقیقتها بر عدد هفت استوار است، هفت روز هفته، هفت آسمان، هفت زمین، هفت منزل سلوک، هفت شهر عشق، هفت دور طواف، هفت مرتبه سعی صفا و مروه، هفت بار رمی جمره و هفت دوزخ، اما فلسفه این عدد در زندگی انسان هنوز به طور کامل برای هیچکس روشن نیست.
شاید سعی میان صفا و مروه که با خلوص نیت و توجه به محبوب انجام میشود، نمادی از رحمت و لطف الهی باشد که انسان را از هفت طبقه دوزخ نجات میدهد و سودی بزرگ به او میبخشد. این بهره، که در میان دستاوردهای انسانی نایاب و کمنظیر است، میتواند در پاک کردن اعضای بدن از گناهان مانند چشم، گوش، زبان، دست، شکم و قدم باشد. بدین ترتیب، انسان با پیمان بستن با خداوند، بهمنظور حفظ این اعضا از هرگونه آلودگی، به سودی بیپایان دست مییابد.
سخن پایانی
سعی میان صفا و مروه نه تنها یک عمل عبادی است، بلکه نمادی از تلاش مستمر و عزم راسخ در برابر مشکلات زندگی است. این حرکت، یادآور ایثار و فداکاری حضرت هاجر در جستوجوی آب برای فرزندش، اسماعیل ع و نشانگر امیدی است که در دل ناامیدی وجود دارد. با هر قدم در این مسیر، انسان به یاد میآورد که در راه رسیدن به هدفهای الهی، هیچگاه نباید از تلاش دست بردارد و باید همواره با توکل بر خداوند، به سوی مقصود حرکت کند. سعی میان صفا و مروه، درس استقامت، امید و نزدیکی به خداوند است.