آیت الله سید قاضی طباطبایی، از چهرههای درخشان علم و ایمان، مردی بود که زندگی او سرشار از عشق به خدا، خدمت به مردم و پایداری در راه حق و دین مبین بود. او نهتنها عالمی وارسته و فقیهی دانا بود، بلکه با بینشی روشن و روحی الهی، طلایهدار مبارزه با ظلم و بیداد در روزگار خفقان و ستم شد. سادگی در رفتار، صداقت در گفتار و استواری در ایمان، از ویژگیهای برجسته این عالم ربانی بود که هم در سنگر علم و معرفت و هم در میدان جهاد و دفاع از ارزشهای اسلامی، درخشید. زندگی او، مهر تأییدی بود بر اخلاص و صداقت مسیری که برگزید؛ مسیری که بهسوی رضای الهی و سربلندی اسلام و دین ختم میشد. در ادامه همراه با معراج النبی باشید تا بیشتر در مورد این مرد نستوه بدانیم.
تولد، پدر و مادر
آیت الله سید علی قاضی طباطبایی، فرزند سید حسین قاضی، در هفتم فروردین سال ۱۲۴۸ هجری شمسی در شهر تبریز به دنیا آمد. برخی از تذکرهنویسان تاریخ تولد او را نهم اردیبهشت ۱۲۴۵ نیز ذکر کردهاند. خاندان او از سادات طباطبایی و از تبار پاک امام حسن مجتبی(ع) بودند.
پدر او آیتالله سید حسین قاضی، از شاگردان برجسته آیتالله العظمی سید محمدحسن شیرازی، معروف به میرزای بزرگ، در حوزه علمیه سامرا محسوب میشد. او پس از سالها تحصیل و استفاده از محضر استادان بزرگ، به تبریز بازگشت و به تدریس و تفسیر قرآن مشغول شد. از آثار ارزشمند وی میتوان از تفسیری مختصر بر قرآن، تفسیر سوره حمد و بخشی ناتمام از تفسیر سوره انعام نام برد.
از سوی مادری نیز، سید علی قاضی از خاندان علم و تقوا بود. پدر مادرش، میرزا محسن قاضی تبریزی، از عالمان برجسته و عابدان زمان خود بهشمار میرفت و مدتی نیز با حکیم عالیمقام حاج ملاهادی سبزواری، در بحث و درس همنشینی و مراوده داشت.
ازدواج و فرزندان آیت الله سید علی قاضی طباطبایی
آیت الله سید علی قاضی طباطبایی در طول زندگی خود چهار بار ازدواج کرد و ثمره این ازدواجها یازده پسر و پانزده دختر بود. در بین فرزندان او، چند تن از فرزندان راه پدر خود را در مسیر علم، عرفان و تقوا ادامه دادند که از جمله آنان میتوان به سید محمدحسن، سید مهدی و سید محمدعلی نام برد. همچنین یکی از دامادهای ایشان، میرزا ابراهیم شریفی، از شاگردان برجسته و همراهان ایشان در سیر و سلوک عرفانی به شمار میرفت.
سید محمدحسن قاضی، فرزند ارشد، کتاب ارزشمند بحر المعارف اثر عبدالصمد همدانی را در کنار پدر خود یاد گرفت و بعدها مجموعهای دهجلدی با عنوان صفحات من تاریخ الاعلام تالیف کرد. جلد نخست این کتاب ارزشمند شامل اشعار پدر بزرگوارش است و جلد دوم آن با نام آیتالحق، توسط برادرش سید محمدعلی قاضینیا، استاد دانشکده الهیات دانشگاه تهران به فارسی ترجمه و در سال ۱۳۸۹ در تهران به چاپ رسید.
سید مهدی قاضی نیز از علمای معروف و استادان بزرگ و برجسته حوزههای علمیه بود و از جمله شاگردان او میتوان از آیت الله حسن حسنزاده آملی نام برد که خود بعدها از اشخاص معروف، جاودان و ماندگار عرفان و فلسفه اسلامی شد.
اساتید آیت الله سید قاضی طباطبایی
قاضی طباطبائی تحصیلات ابتدایی علوم دینی و ادبی خود را در زادگاهش یعنی تبریز شروع کرد و در کنار پدرش تفسیر کشاف را به خوبی یاد گرفت. علاوه بر پدر، از دیگر استادان او میتوان به موسی تبریزی، نویسنده حاشیه بر رسائل شیخ انصاری و محمدعلی قراچهداغی مؤلف حاشیه بر شرح لمعه اشاره کرد.
او ادبیات فارسی و عربی را نیز نزد محمدتقی نیر تبریزی آموخت و به توصیه پدرش مدتی برای تهذیب نفس در محضر امام قلی نخجوانی شاگردی کرد
در سال ۱۳۰۸ قمری برای کامل کردن تحصیلات خود به نجف اشرف رفت و در کنار بزرگانی مثل محمد فاضل شربیانی، محمدحسن مامقانی، شیخالشریعه اصفهانی، آخوند خراسانی و حسین خلیلی تهرانی، علوم فقه، اصول، حدیث و تفسیر را آموخت. در بیت این بزرگواران، حسین خلیلی تهرانی استاد اخلاق او نیز بود.
قاضی طباطبائی در مسیر سیر و سلوک معنوی، چند سال در محضر سید احمد کربلایی و محمد بهاری از شاگردان برجسته ملا حسینقلی همدانی به تهذیب نفس مشغول شد.
اگرچه شهرت او بیشتر در مورد عرفان و اخلاق است، اما در حدیث، فقه و تفسیر نیز توانایی بسیار بالایی داشت. او در درسهای خارج فقه علمایی مانند سید محمدکاظم یزدی و سید محمد اصفهانی شرکت میکرد و گفتهاند هفت دوره در درس خارج کتاب الطهاره شیخ مرتضی انصاری حاضر شده بود.
شاگردان آیتالله سید قاضی طباطبایی
آیت الله سید علی قاضی طباطبایی در دوران زندگی خود در نجف، در زمینههای عرفان، اخلاق و تهذیب نفس شاگردان بسیاری را تربیت کرد. جلسات درس او معمولاً بهصورت خصوصی و در فضایی صمیمی و محرمانه برگزار میشد. او در مدرسه هندی حجرهای داشت که محل دیدار و تعلیم شاگردان برجستهاش بود.
در بین شاگردان مکتب اخلاقی و عرفانی قاضی، گروهی از بزرگترین عالمان و مراجع تقلید شیعه رشد کرده و برخاستهاند. مهمترین آنان عبارتاند از:
سید محمدحسین طباطبایی، صاحب تفسیر المیزان و از بستگان قاضی. او در آغاز به قاضی شهرت داشت، اما برای احترام استاد خود نام خانوادگی طباطبایی را برای خود انتخاب کرد. او به همراه برادرش سید محمدحسن الهی طباطبایی و عباس هاتف قوچانی بهمدت سیزده سال در محضر قاضی شاگردی کرد و از سیر و سلوک عرفانی او استفاده خوبی برد.
سید هاشم حداد، عارف بزرگ، که بیستوهشت سال شاگرد قاضی بود. درباره او گفتهاند استادش فرموده است:
“او توحید را چنان چشیده و لمس کرده که هیچ چیز قادر نیست در آن خللی وارد سازد.”

سید حسن اصفهانی مسقطی، از دیگر شاگردان برجسته قاضی، که در نجف به تدریس شفا و اسفار مشغول بود. او به توصیه استاد خود و بنا بر حکم آیتالله سید ابوالحسن اصفهانی، مرجع بزرگ شیعیان آن روزگار، ناچار به هجرت از نجف و اقامت در مسقط شد.
سید ابوالقاسم خویی از مراجع بزرگ تقلید، نیز از کسانی بود که از محضر قاضی بهره برد. او به دستور استاد، چلهنشینی عجیبی انجام داد که در پایان آن، مکاشفهای برایش رخ داد و در آن آینده خود، از جمله تدریس و رسیدن به مقام مرجعیت را مشاهده کرد.
کتابها و آثار برجای مانده از آیتالله
این عالم برجسته دارای آثار متعددی است که در ادامه با آنها آشنا میشوید.
- شرحی ناتمام بر دعای سِمات: او در دو سال آخر عمر خود به نگارش شرح دعای سمات روی آورد. این شرح را به زبان عربی نوشت، اما بهسبب بیماری فرصت نیافت آن را به پایان برساند و تنها حدود یکسوم دعا را شرح کرد. نخستینبار این اثر در تهران به چاپ رسید. جلسات قرائت و شرح دعای سمات عصرهای جمعه در منزل او در نجف برگزار میشد.
- تفسیر قرآن کریم:او تفسیر قرآن را تا آیه ۹۱ از ۰سوره انعام ادامه داد و ظاهراً نسخهای از آن در لندن نگهداری میشود. وی را میتوان از پایهگذاران روش تفسیر قرآن به قرآن دانست؛ روشی که بعدها در تفسیر شاگرد برجستهاش، علامه سید محمدحسین طباطبایی در اثر ماندگار المیزان نیز تأثیرگذار بود.
- تصحیح و تحقیق کتاب الارشاد، اثر شیخ مفید، او در سن ۲۱ سالگی به تصحیح و تحقیق کتاب الارشاد، اثر گرانسنگ شیخ مفید، دست به کار شد. این اثر در همان زمان در تهران بهصورت چاپ سنگی منتشر شد.
قاضی افزون بر الارشاد، بر برخی آثار دیگر نیز حواشی و تعلیقات نگاشته است؛ از جمله بر مثنوی معنوی مولوی و الفتوحات المکیه ابن عربی، که تاکنون چاپ نشدهاند.
او در ادبیات عرب بسیار توانمند بود و مهارت داشت و طبع شعر هم داشت. از جمله سرودههای مشهور او، قصیده غدیریه به زبان عربی است که در سال ۱۳۱۶ شمسی سروده شد و شهرت خوبی پیدا کرد. همچنین غدیریهای به زبان فارسی نیز از او به یادگار مانده است.
سیر و طریقت عرفانی سید علی قاضی
علامه سید محمدحسین طباطبایی گفته که سید علی قاضی با هیچ کدام از سلسلههای رسمی صوفیه ارتباطی نداشت. به گفته او، روش عرفانی قاضی همان روشی بود که از ملا حسینقلی همدانی و استادش سید علی شوشتری شروع میشد و در پایان به عارفی ناشناس به نام جولا پایان مییافت.
بهتر است بدانید فرزند او سید محمدحسن قاضی نظر دیگری دارد. او معتقد است پدرش بر شیوه سلوکی شاگردان ملا حسینقلی همدانی نبوده، بلکه بر مسلک پدر خود، سید حسین قاضی، رفتار میکرد. سید حسین در مکتب تربیتی امامقلی نخجوانی پرورش یافت و امامقلی شاگرد سید محمد قریشی قزوینی بود. این سلسله تربیتی از محراب گیلانی اصفهانی به محمد بیدآبادی و سپس به سید قطبالدین محمد نیریزی، از مشایخ طریقت ذهبیه، میرسید.
همچنین از خود سید علی قاضی نقل شده است که وابستگی به چنین سلسلهای را نمیپذیرفت و راه خود را طریقت علما و فقها میدانست، نه طریقت صوفیان.
این عارف راه خدا حدود ده سال ملازم و همنشین سید مرتضی کشمیری بود، اما از نظر اخلاقی و عرفانی شاگرد او به شمار نمیرفت؛ زیرا کشمیری بهشدت با اندیشهها و آثار ابن عربی مخالفت میورزید، در حالی که قاضی دیدگاهی متفاوت داشت و به مبانی عرفان نظری نزدیکتر بود. از دیدگاه قاضی، رسیدن به مقام توحید و سیر صحیح الیالله بدون پذیرش ولایت امامان شیعه و حضرت زهرا (س) ممکن نیست. او میفرمود:
«من اگر به جایی رسیده باشم، از دو چیز است: قرآن کریم و زیارت امام حسین (ع).»
به گفته حسینی طهرانی، روش سلوکی قاضی همان روش سیر و سلوک ملا حسینقلی همدانی بود؛ در این مسیر، سالک باید برای دفع تشویش درونی و تمرکز درونی، هر روز حداقل نیم ساعت را برای توجه به نفس خویش قرار میدهد تا کم کم به معرفت نفس دست یابد. علاوه بر آن برای رفع حجابها و موانع سلوک، باید با توسل به امام حسین (ع)، راه تقرب به خدا را آماده سازد.
طی الارض آیتالله سید علی قاضی طباطبائی
علامه آیتالله سید محمدحسین حسینی طهرانی در شرح یکی از جلوههای معنوی آیتالله قاضی طباطبایی، ماجرایی عجیب از قدرت طیالارض ایشان بیان کرده است. حجتالاسلام حاج سید محمدرضا خلخالی، از علمای نجف، روایت میکرد: یکی از کسبه بازار ساعت نجف برای زیارت به مشهد مقدس رفته بود. در آنجا، گذرنامهاش با مشکلی مواجه میشود که حل آن از توان خودش خارج بوده است. از این رو به سراغ آیتالله قاضی میرود که در همان زمان، ایشان را در مشهد میبیند و ماجرا را شرح میدهد. آیتالله قاضی گذرنامه را از او میگیرد و میفرماید:
“فردا برو شهربانی، گذرنامهات آماده است”
روز بعد، آن مرد به شهربانی مراجعه میکند و با شگفتی میبیند که گذرنامهاش بدون هیچ دردسری اصلاح و آماده شده است. او گذرنامه را میگیرد و به نجف بر میگردد. وقتی داستان را برای دوستانش بیان میکند، همه تعجب میکنند و میگویند:
“آقای قاضی در تمام این مدت در نجف بوده و به مشهد نرفتهاند”
مرد حیرت زده و مضطرب پیش آیتالله قاضی میرود و ماجرا را شرح میدهد اما ایشان با خنده و به آرام میفرمایند:
“همه اهل نجف میدانند که من از این شهر خارج نشدهام”
این ماجرا به گوش بزرگان و علمای نجف، از جمله حاج شیخ محمدتقی آملی، حاج شیخ علیمحمد بروجردی، و حاج سید علی خلخالی میرسد. آنها با شنیدن به روایت، به دیدار آیتالله قاضی میروند و با اصرار فراوان از ایشان میخواهند تا برای گروهی از فضلا، جلسهای اخلاقی برگزار کنند.
در آن زمان، آیتالله قاضی هنوز چندان معروف نبود و کسی از مقامات معنوی این مرد بزرگ آگاه نبود. اما همان ماجرا سبب شد تا نخستین جلسات اخلاقی ایشان تشکیل شود.
وفات آیتالله سید علی قاضی طباطبائی
آیتالله سید علی قاضی طباطبایی سرانجام پس از سالها تلاش علمی و سلوک عرفانی، در ۸ بهمن ۱۳۲۵ خورشیدی در سن ۷۷ سالگی دار فانی را وداع گفت. پیکر مطهر این عارف نستوه با حضور شاگردان و دوستداران این مرد بزرگ در نجف اشرف تشییع شد و در قبرستان وادیالسلام، در کنار مرقد پدر بزرگوارش، به خاک سپرده شد.
سخن پایانی
آیت الله سید علی قاضی طباطبایی، نمونهای درخشان از انسان کامل، عالم عامل و عارف واصل بود؛ مردی که در میدان علم و اندیشه و در عرصه تهذیب نفس و معرفت الهی، کوشا بود. او با نگاهی عمیق و ایمانی محکم راهی را انتخاب کرد که به حقیقت قرآن و ولایت اهلبیت(ع) ختم میشود.
او با تربیت شاگردانی چون علامه طباطبایی، آیتالله بهجت و سید هاشم حداد، مکتب اخلاقی و عرفانی را پایهگذاری کرد که تا امروز الهامبخش سالکان طریق عرفان و سیر و سلوک شدهاست.
آثار ماندگار این عالم دانا نه تنها در آثار و نوشتههایش، بلکه در سیرت و روش زندگی او آشکار است؛ سادهزیستی، اخلاص، عبادت و پیوند عاشقانه با قرآن و امام حسین(ع) نام و یاد او را تا همیشه در تاریخ علم و عرفان اسلامی جاودان خواهد کرد. زیرا او در زندگی ۷۷ ساله جز برای خدا قدمی برنداشت و جز در راه حق سخنی نگفت.