شرح حکمت ۱۰۴ نهج‌ البلاغه

نهج البلاغه

در گستره‌ بی‌پایان و سرشار از پند سخنان امیر سخن، علی‌بن‌ابی‌طالب(ع)، هر کلامی نوری است برای هدایت انسان در مسیر زندگی. حکمت ۱۰۴ نهج‌ البلاغه از درخشان‌ترین گوهرهای این دریای عمیق معرفت و دانش است؛ سخنی که معیار رهبری، تعلیم و تربیت را نه در کلمات، بلکه در کردار و خودسازی می‌جوید. در زمانی که بسیاری به نصیحت دیگران می‌پردازند بی‌آنکه خود عمل کنند، امام علی(ع) با بیانی کوتاه اما ژرف، حقیقتی جاودان را آشکار می‌سازد. در ادامه با این فراز سخن ارزشمند مولای متقیان بیشتر آشنا می‌شویم.

متن عربی حکمت ۱۰۴ نهج البلاغه

وَ عَنْ نَوْفٍ الْبَكَّائِيِّ قَالَ: رَأَيْتُ أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ (ع) ذَاتَ لَيْلَةٍ وَ قَدْ خَرَجَ مِنْ فِرَاشِهِ فَنَظَرَ فِي النُّجُومِ، فَقَالَ لِي يَا نَوْفُ أَ رَاقِدٌ أَنْتَ أَمْ رَامِقٌ؟ فَقُلْتُ بَلْ رَامِقٌ [يَا أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ]. قَالَ: يَا نَوْفُ طُوبَى لِلزَّاهِدِينَ فِي الدُّنْيَا، الرَّاغِبِينَ فِي الْآخِرَةِ، أُولَئِكَ قَوْمٌ اتَّخَذُوا الْأَرْضَ بِسَاطاً وَ تُرَابَهَا فِرَاشاً وَ مَاءَهَا طِيباً وَ الْقُرْآنَ شِعَاراً وَ الدُّعَاءَ دِثَاراً، ثُمَّ قَرَضُوا الدُّنْيَا قَرْضاً عَلَى مِنْهَاجِ الْمَسِيحِ. يَا نَوْفُ إِنَّ دَاوُدَ (علیه السلام) قَامَ فِي مِثْلِ هَذِهِ السَّاعَةِ مِنَ اللَّيْلِ، فَقَالَ إِنَّهَا لَسَاعَةٌ لَا يَدْعُو فِيهَا عَبْدٌ إِلَّا اسْتُجِيبَ لَهُ، إِلَّا أَنْ يَكُونَ عَشَّاراً أَوْ عَرِيفاً أَوْ شُرْطِيّاً أَوْ صَاحِبَ عَرْطَبَةٍ وَ هِيَ الطُّنْبُورُ أَوْ صَاحِبَ [كُوبَةٍ] كَوْبَةٍ وَ هِيَ الطَّبْلُ.

(وَ قَدْ قِيلَ أَيْضاً إِنَّ الْعَرْطَبَةَ الطَّبْلُ وَ [الْكُوبَةَ] الْكَوْبَةَ الطُّنْبُور).

شرح حکمت

نوف بَکالی می‌گوید: شبی امیر مؤمنان علی(ع) را دیدم که برای عبادت از رختخواب خود بلند شد. نگاهی آرام و عمیق به آسمان و ستارگان کرد، مثل اینکه با خالق هستی حرف می‌زند. بعد به من روی من نگاه کرد و فرمود:

ای نوف، در خوابی یا بیدار؟

عرض کردم: “بیدارم، ای امیر مؤمنان”

آنگاه امام(ع) در حالی که چهره‌اش از نور ایمان می‌درخشید، فرمود:

“ای نوف، خوشا به حال زاهدان در دنیا، آنان که حواسشان به آخرت است. این بندگان برگزیده، زمین را فرش و خاکش را بستر خود ساخته‌اند، و آب را نوشیدنی گوارای خویش. قرآن را زیور درون جانشان کرده‌اند و دعا را لباس بیرونی خود؛ و چنین است که دنیا را مانند عیسی‌بن‌مریم(ع) به سادگی و بی‌دلبستگی پشت سر نهاده‌اند.”

این تعبیر که زمین را فرش و خاک را بستر خویش ساخته‌اند، نمایی از نهایت سادگی در زندگی آنان است؛ ساده‌زیستی نه از سر فقر، بلکه از سر بینش و بی‌میلی به زرق‌وبرق دنیا می‌باشد.

و آن‌گاه که فرمود: “قرآن را لباس زیرین و دعا را لباس رویین خویش کردند” اشاره‌ای لطیف به این معنا است که قرآن در عمق وجودشان نفوذ کرده و سراسر وجودشان را به نور هدایت آراسته است؛ و دعا، همدم لب‌ها و همراه لحظه‌هایشان است. آنان در هر حال، در خلوت و جمع، قیام و قعود، دست نیاز به سوی خدا دارند و لحظه‌ای از یاد او غافل نمی‌‌شوند.

گذشته از این‌ها همان‌طور که لباس، انسان را از آفات و آسیب‌ها دور می‌کند، دعا نیز برای زاهدان سپری در برابر لغزش‌ها، خطرها و عذاب‌های دنیا و آخرت است. آنان با پناه بردن به دعا، خویشتن را از انحرافات اخلاقی، وسوسه‌ها و غفلت‌ها دور می‌کنند.

این‌گونه است که امام علی(ع) در چند جمله کوتاه، تصویر روشنی از بندگان خدا به دیگران نشان می‌دهد بندگانی که دل از دنیا بریده‌اند، به آرامش آخرت دل سپرده‌اند و ساده‌زیستی را نشانه بزرگی روح خود ساخته‌اند.

امام علی علیه السلام
امام علی علیه السلام – شرح حکمت 104 نهج البلاغه

قَرَضُوا الدُّنْيا در این حکمت به چه معنی آمده‌است

امام علی(ع) در این حکمت با جمله‌ای کوتاه و عمیق، به چگونه زیستن حضرت مسیح(ع) اشاره می‌کند؛ آنجا که فرمود: “زاهدان حقیقی دنیا را مانند مسیح گذرانده‌اند”

واژه‌ “قَرَضُوا’ در اینجا، به معنای بریدن، گذشتن و پشت سر نهادن است؛ یعنی زاهدان واقعی، همان‌گونه که حضرت مسیح(ع) از دنیا دل برید، از آن عبور کرده‌اند، بدون اینکه در آن توقف کنند یا دلبستگی پیدا کنند.

امام(ع) در خطبه ۱۶۰ نهج‌البلاغه، تصویری روشن‌تر از این سلوک زاهدانه ترسیم می‌کند:

«اگر بخواهی، از زندگی عیسی بن مریم(ع) برایت بگویم؛ او سنگ را بالش خود می‌کرد، لباسی خشن بر تن می‌کرد و نان خشک می‌خورد. غذای او گرسنگی و چراغ شب‌هایش، نور ماه بود. در سرمای زمستان، آسمان را سقف خود و مشرق و مغرب زمین را پناهگاه خود می‌دانست. نه همسری داشت که دلبستگی آورد، نه فرزندی که غمی بر دل او بگذارد، نه مالی که سرگرم کند و نه طمعی که او را خوار کند. مرکب او پاهایش و خدمت‌کارش دستانش بود

در این توصیف عمیق امام علی(ع) نه تنها شیوه‌ زندگی کردن حضرت مسیح(ع) را بیان می‌کند، بلکه حقیقت زهد را نمایش می‌دهد. زهد یعنی آزادگی از قید تعلقات دنیا، سبک بالی از اموال دنیا، و آرامش در سایه‌ی رضای الهی.

زاهد حقیقی کسی است که با دنیا همراه است، اما اسیر آن نیست؛ از نعمت‌ها استفاده می‌کند، اما دل به آن‌ها نمی‌سپرد.

ساعات استجابت دعا در حکمت ۱۰۴

 امام علی(ع) به ارزش بیداری در آن لحظه‌های عمیق شب و راز و نیاز با پروردگار اشاره نمودند و فرمودند:

«ای نوف، داوود پیامبر(ع) نیز در چنین ساعتی از شب بلند می‌شد و می‌گفت: این زمان وقتی است که هیچ بنده‌ای دعا نمی‌کند، مگر آن‌که دعایش در محضر خداوند مستجاب شود‌. مگر کسانی که در خدمت ستمکاران هستند، چون ماموران گردآوری مالیات برای حاکمان ظالم، جاسوسان ، مأموران زور و سرکوب، یا آنان که دل به ساز و نغمه‌های لهو خوش کرده‌اند، مانند نوازندگان تنبور و طبل

در این بیان، امام(ع) بیدار ماندن در شب را نشانه بیداری دل می‌داند؛ ساعتی که درهای رحمت الهی باز است و نغمه دعا در آسمان مستجاب می‌شود. اما آنان که دلشان در بند دنیا و در خدمت ظلم است، از این نسیم رحمت بی‌بهره می‌مانند.

چند نکته مهم در مورد حکمت ۱۰۴ نهج‌البلاغه

در آیت حکمت به چند موضوع مهم بر می‌خوریم که به شرح زیر است.

معرفی نوف

نوف بَکّالی بر وزن خوف از یاران نزدیک و احتمالاً از خادمان وفادار امیر مؤمنان علی(علیه‌السلام) بود. درباره تلفظ نام او اندکى اختلاف وجود دارد؛ برخی آن را «بِکال» (بر وزن کتاب)، بعضى بَکال (بر وزن طواف) و گروهى نیز «بَکّال» (بر وزن فعال) دانسته‌اند. در هر صورت، او را از شاخه‌ای از قبیله بزرگ هَمدان یا «حِمْیَر» می‌دانند که در ناحیه یمن سکونت داشتند.

نوف از کسانی بود که عشق و ایمانش به امام علی(ع) او را تا آخرین لحظه در کنار آن حضرت نگاه داشت. در امالی شیخ صدوق به نقل از قاموس الرجال مرحوم شوشتری روایتی مفصل از گفت‌وگوی نوف با امیر مؤمنان آمده است. در بخشی از آن، امام(ع) با لحنی مهرآمیز و در عین حال هشداردهنده فرمود:

«ای نوف! اگر می‌خواهی در روز قیامت همراه من باشی، هرگز یار و یاور ستمگران مباش. ای نوف! هر کس ما را دوست بدارد، روز رستاخیز با ما خواهد بود؛ حتی اگر کسی سنگی را دوست بدارد، خداوند او را با همان سنگ محشور می‌کند.»

این روایت، جلوه‌ای از رابطه عمیق و عاطفی میان امام(ع) و یاران صادق او را نشان می‌دهد و بیانگر آن است که ملاک هم‌نشینی در آخرت، پیوند قلبی و پرهیز از همیاری با ظلم و ستم است.

راز و نیاز در شب

هنگامی که بیشتر مردم در خواب‌ هستند و شب در سکوت و آرامش است، پارسایان و اهل معرفت از خواب بیدار می‌شوند و در خلوت شب به راز و نیاز با خدای خود می‌پردازند. به‌ویژه در نیمه دوم شب و سحرگاهان، این عبادت تاثیر عمیقی بر جان و روح انسان دارد؛ زیرا در آن زمان، هیچ‌چیز حواس انسان را از یاد خدا غافل نمی‌کند و خلوتی صادقانه میان بنده و معبود شکل می‌گیرد.

به همین دلیل، خداوند به پیامبر اکرم(ص) به سبب شب زنده داری شبانه، مقام محمود عطا فرمود:

«وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَکَ عَسى أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً.»

پاداش شب‌زنده‌داران نیز آن‌قدر عظیم است که در تصور هیچ‌کس جا نمی‌شود:

«فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْیُن جَزاءً بِما کانُوا یَعْمَلُونَ.»

امام صادق(ع) نیز فرموده‌اند: هیچ عمل نیکی نیست مگر آنکه پاداش آن در قرآن بیان شده، جز نماز شب که خداوند به خاطر عظمت ثواب آن را آشکار نکرده و تنها فرموده است:

نماز شب
نماز شب

«پهلویشان از بسترها جدا می‌شود، پروردگار خود را با بیم و امید می‌خوانند و از آنچه که برایشان روزی کرده‌ایم انفاق می‌کنند. هیچ‌کس نمی‌داند چه پاداش‌هایی که روشنی چشم است برای آنان پنهان کرده‌ایم.

به‌این‌ترتیب، نماز شب نماد خلوص، عشق و ارتباط عمیق انسان با خداوند است و پاداشی بی‌کران نزد او دارد.

موسیقی حلال و حرام در حکمت 1۰۴

امام(ع) در سخنی پر از نور، چند مانع مهم استجابت دعای مومنان را بیان می‌فرمایند: همکاری با ستمگران، جاسوسی برای آنان، خدمت در دستگاه ظلم، و همچنین نواختن سازهایی مانند طنبور و طبل. البته این موارد تنها نمونه‌هایی از عواملی هستند که باعث می‌شوند، دعا مستجاب نشود.

یاری رساندن به ظالمان و کسب درآمد از راه‌های حرام، از جمله نوازندگی در مجالس لهو، از آشکارترین این موانع است؛ زیرا مالی که از راه نادرست به‌دست آید حرام است، و کسی که با غذای حرام روزی خود را آلوده کند، دعایش نیز به اجابت نمی‌رسد.

موسیقی به دو نوع تقسیم می‌شود:

  • موسیقی لهوی و حرام که مخصوص مجالس گناه، عیش و فساد است. این نوع موسیقی آثار زیان‌باری بر اعصاب و روان دارد و مانند مواد مخدر، انسان را دچار نوعی بی‌حسی روحی و غفلت از یاد خدا می‌کند.
  • موسیقی مباح و مفید که نه‌تنها ممنوع نیست، بلکه در مواردی توصیه نیز شده است؛ مانند تلاوت قرآن با صوت زیبا، نواهای رزمی در جنگ، آهنگ‌های حماسی در ورزش‌های سنتی و استفاده از طبل و سنج برای نظم‌بخشی به آیین‌های مذهبی مانند عزاداری در محرم، بهتر است بدانید مرز بین موسیقی حرام و حلال را عرف آگاه و متدین تشخیص می‌دهد.

در پایان، حدیثی زیبا از پیامبر(ص) این حقیقت را روشن‌تر می‌سازد:

‘فرشتگان وارد خانه‌ای نمی‌شوند که در آن شراب، قمار یا آلات موسیقی باشد؛ در چنین خانه‌ای دعاها مستجاب نمی‌شود و برکت از آن برداشته می‌شود.”

بنابراین، موسیقی‌های لهوی نه‌تنها روح انسان را از یاد خدا دور می‌کنند، بلکه مانعی بزرگ در مسیر اجابت دعا و نزول برکت الهی به شمار می‌آیند.

سخن پایانی

حکمت ۱۰۴ نهج‌ البلاغه، سرشار از مطالبی است که اگرچه گفت‌وگویی شبانه میان امام علی(ع) و یار وفادارش نوف بَکّالی است، اما در حقیقت، چراغی روشن است برای تمام انسان‌ها در همه زمان‌ها. این کلام نورانی، راه رهایی از وابستگی‌های مادی و رسیدن به آرامش روحی و معنوی را به مومنان نشان می‌دهد؛ راهی که با زهد، ساده‌زیستی، دعا و ارتباط صادقانه با خداوند شروع می‌شود.

درسی که از این حکمت جاودانه می‌گیریم، آن است که انسانِ مومن نباید به دنیا بچسبد و بتواند از مظاهر فریبنده دنیا عبور کند، اما در عین حال از نعمت‌های الهی به اندازه و با شکرگزاری استفاده کند. شب‌زنده‌داری، دعا و انس با قرآن، او را به سرچشمه رحمت نزدیک می‌سازد و از لغزش‌ها و آلودگی‌ها دور می‌کند. امیدوارم این مطلب از سری مطالب مرتبط با نهج البلاغه سایت معراج النبی مفید بوده باشد.

سوره اسرا – آیه 79 – ماهر المعیقلی

وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ عَسَىٰ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا

و پاسی از شب را (از خواب برخیز، و) قرآن (و نماز) بخوان! این یک وظیفه اضافی برای توست؛ امید است پروردگارت تو را به مقامی در خور ستایش برانگیزد!

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *