خناس به چه معناست؟

خناس

در دل تاریکیِ وسوسه و در پس لایه‌های ناپیدای اندیشه، موجودی نهان نفس می‌کشد که نامش خناس است؛ آن‌که آرام و پنهان در گوش دل انسان نجوا می‌کند و راه روشنی را به تاریکی و بدی می‌کشاند. خناس، همان وسوسه‌گر خاموشی و بی‌صدایی است که گاه با صدایی نرم و موذی انسان را از یاد خدا غافل می‌کند و گاه در لحظه‌های ضعف و تردید، نیشی از شک و گناه بر روح و روان او می‌زند. در قرآن کریم، این موجود به‌عنوان دشمن فریبنده و پنهان انسان معرفی شده است؛ شیطانی که نه از بیرون، بلکه از درون حمله می‌کند و لابه‌های دل را نشانه می‌گیرد. شناخت خناس، یعنی شناخت دشمنی که بی‌صدا در کمین جان آدمی است. با معراج النبی همراه شوید تا با ویژگی‌های این موجود مکار آشنا شویم.

معنی کلمه خناس چیست؟

کلمه خناس صیغه‌ مبالغه‌ای از ریشه‌ «خنوس» است؛ ریشه‌ای که در زبان عربی معانی‌ مختلفی مانند انقباض، تأخیر، عقب‌نشینی، پنهان شدن و بازگشت دارد. از آن‌جا که شیاطین هنگام یاد شدن نام خداوند عقب می‌نشینند و از دیده‌ها پنهان می‌شوند، به آن‌ها لقب «خناس» داده‌اند؛ واژه‌ای که در اصل به معنای اختفا و نهان شدن نیز به کار می‌رود. در تفسیر المیزان آمده است که خناس به موجودی گفته می‌شود که همیشه آشکار می‌گردد و سپس دوباره پنهان می‌شود. همچون وسوسه‌گری که در دل انسان وسوسه می‌کپد و با یاد خدا خاموش می‌شود. در برخی روایات، «وسواس خناس» نام یکی از شیاطین است که انسان را با وعده و آرزو فریب می‌دهد؛ ابتدا او را به خیال رسیدن به خواسته‌هایش گناهکار می‌کند و سپس استغفار را از یادش می‌برد.

خناس چه کسی است؟

در روایات آمده که وقتی آدم و حوا از بهشت به زمین آمدند، ابلیس یکی از فرزندانش به نام خناس را کنار حوا قرار داد تا از او مراقبت کند. آدم وقتی برگشت و از ماجرا آگاه شد، خناس را کشت. اما هر بار که او را از بین می‌برد، شیطان دوباره او را زنده می‌کرد. در آخر، وقتی آدم خاکستر خناس را خورد، شیطان دوباره او را صدا زد و خناس پاسخ داد که در سینه و دل آدم جای گرفته است. بعد از آن شیطان او را مامور کرد تا تا ابد در دل انسان‌ها وسوسه کند و آرامش، ایمان و عمل صالح را از آن‌ها با فریب بگیرد.

خناس در قرآن به چه معنی آمده است؟

در قرآن کریم، واژه‌ «خَنَّس» دو بار آمده است.

  • آیه‌ ۱۵ سوره‌ تکویر: «فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ»؛ «سوگند به ستارگانی که بازمی‌گردند.»
  • آیه‌ ۴ سوره‌ ناس: «مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ»؛ «از شرّ وسوسه‌گر پنهان‌کار.»

مفسران درباره‌ معنای «خناس» در آیه‌ سوره‌ ناس دیدگاه‌های گوناگونی را مطرح کرده‌اند. بیشتر آنان بر این باور هستند که «خناس» از اوصاف شیطان است، زیرا او زمانی که انسان به یاد خدا می‌افتد، پنهان می‌شود و هرگاه انسان از یاد خدا غافل گردد، دوباره بازمی‌گردد و وسوسه‌های ویرانگر را آشکار می‌کند.

در تفسیر المیزان آمده است: خناس به کسی گفته می‌شود که همیشه و به طور مرتب ظاهر و سپس مخفی می‌شود. از همین رو، چون شیطان نیز چنین رفتاری دارد یعنی با یاد خدا پنهان می‌گردد و با غفلت انسان بازمی‌آید. واژه‌ خناس در این آیه به او اشاره دارد.

برخی مفسران نیز گفته‌اند که وسوسه‌ شیطان خناس با صدایی آشکار انجام نمی‌شود، بلکه او مقصود خود را به‌گونه‌ای پنهان، آرام و درونی، بی‌هیچ صدایی به دل انسان منتقل می‌کند.

زمخشری در تفسیر خود می‌گوید که مراد از شیطان در این آیه، تنها شیطان جنی نیست؛ بلکه شیطان انسانی را نیز شامل می‌شود، یعنی هر انسان وسوسه‌گری که دیگران را از راه حق منحرف می‌کند.

در تفسیر نمونه نیز آمده است که شیطان همواره اهداف خود را در پوشش مخفی‌کاری پیش می‌برد تا انسان گمان کند اندیشه‌ها و تصمیم‌های وسوسه‌انگیز از درون خود او ایجاد شده است. این پنهان‌کاری سبب می‌شود انسان آسان‌تر فریب بخورد. شیطان با همین روش، باطل را در لباس حق و گناه را در پوشش عبادت جلوه می‌دهد و راه گمراهی را مانند راه هدایت زییا نمایش می‌دهد.

خناس به چه معناست؟
خناس به چه معناست؟

بر پایه‌ دیدگاه عده‌ای از مفسران وسوسه‌های خناس تنها به اغفال فردی محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند به صورت ارزش‌های ساختگی و خیالی در جامعه جلوه کند و در نهایت، ارزش‌های الهی را از میان ببرد.

خناس از دیدگاه روایت‌های اسلامی

در برخی روایات، واژه‌ «خنّاس» به معنای شیطان به‌کار رفته است.

در روایتی آمده است که «وسواس خنّاس» از یاران شیطان است و وظیفه‌ او فریب دادن انسان از راه وعده‌ها و آرزوهای ظاهر فریب است. او ابتدا انسان را به امید رسیدن به آرزوهایش به گناه تشویق می‌کند و پس از ارتکاب گناه، یاد توبه و استغفار را از دل او می‌زداید.

در روایت دیگری ذیل آیه‌ چهارم سوره‌ ناس نقل شده است که با تولد هر انسان، وسواس خنّاسی در قلب او جای می‌گیرد، هرگاه انسان به یاد خدا باشد، این وسواس پنهان می‌شود و می‌رود، اما زمانی که از یاد خدا غافل شود، دوباره بازمی‌گردد و او را به گمراهی می‌کشاند.

همچنین در روایتی مشابه آمده است که شیطانِ خنّاس مانند خوکی است که در قلب انسان آویزان است. خداوند او را بر انسان مسلط کرده است تا هرگاه انسان از یاد خدا غافل شود، در وجود او نفوذ کند؛ اما زمانی که به یاد پروردگار می‌افتد، از قلب و بدن او دور می‌شود.

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: “شیطان پوزه خود را بر قلب هر انسان می‌گذارد؛ اگر انسان به یاد خدا بیفتد، شیطان فرار می‌کند و فاصله می‌گیرد، اما اگر خدا از یاد برود، دل انسان را می‌بلعد. این همان وسواس خناس است.”

ایشان همچنین فرمودند: “هیچ مؤمنی نیست مگر اینکه در قلبش دو گوش وجود دارد؛ از یک گوش، فرشته به او الهام و هدایت می‌کند و از گوش دیگر وسواس خناس وسوسه می‌نماید. خداوند متعال به وسیله فرشته، به انسان کمک می‌کند و این همان تأییدی است که فرموده: “وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ”؛ یعنی ایشان را به روحی از ناحیه خود تأیید می‌کند.”

چرا به شیطان خناس می‌گویند?

به شیطان «خناس» گفته می‌شود زیرا همیشه برنامه‌ها و وسوسه‌هایش را به‌صورت مخفیانه پیش می‌برد. او باطل را در پوششی زیبا از حق ارائه می‌دهد و انسان را به بیراهه می‌کشد، طوری که فرد گمان می‌کند این اندیشه‌ها از خودش سرچشمه گرفته‌اند و نه تحت تأثیر وسوسه‌ شیطان، بنابراین راحت‌تر آن‌ها را می‌پذیرد و برای دیگران هم راه مشخص می‌کند.

وسواس خناس چیست؟

در آخرین سوره قرآن کریم از وسواس خناس سخن گفته شده و خداوند به انسان دستور داده از دست آن به خود پناه ببرد: “قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ، مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ:”. اما وسواس خناس به چه معناست؟

در آیات بعد توضیح داده شده که خناس کیست یا چیست: خناس همان کسی است که در سینه‌های انسان وسوسه می‌کند (الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ) و وسوسه‌هایش می‌تواند از جن یا انسان باشد (مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ).

 واژه وسواس در اصل به معنای صدای آهسته‌ای است که از برخورد یا به هم خوردن اشیا ایجاد می‌شود. بر همین اساس، هر صدای آهسته‌ای را وسواس می‌نامیدند و سپس این واژه به افکار منفی و مناسبی که در دل انسان خطور می‌کرد و مانند صدایی آرام در گوش انسان زمزمه می‌شود نیز گفته می‌شود. در آیه مذکور، «وسواس» به معنای وسوسه‌گر و به صورت اسم فاعل آمده است.

سخن پایانی

خناس همان دشمن پنهان انسان است که آرام و بی‌صدا در دل‌ها نفوذ می‌کند. او با وسوسه و فریب، ایمان را تضعیف و دل را از یاد خدا دور می‌سازد. اما هر بار که انسان به یاد پروردگار می‌افتد با ایمان و ذکر، دل خود را روشن کند، خناس عقب‌نشینی می‌کند و قدرتش از بین می‌رود. پناه بردن به خدا و یاد همیشگی او، بهترین و‌ محکم‌ترین سپر در برابر وسوسه‌های خناس است.

سوره ناس – آیه 4 – کریم منصوری

مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ

از شرّ وسوسه‌گر پنهانکار

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *