سوره انسان، که با نامهای سوره دهر یا هل أتی نیز شناخته میشود، هفتاد و ششمین سوره از قرآن کریم است؛ این سوره دارای ۳۱ آیه است و در جزء بیست و نهم جای دارد. بخشی از آیات آن در شأن اهلبیت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شده؛ جایی که از ایثار و خلوص حضرت علی، حضرت فاطمه زهرا، امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) در ماجرای نذر سه روزه آنان برای اطعام مسکین، یتیم و اسیر سخن گفته میشود. مضمون این سوره، دربرگیرنده مفاهیمی عمیق و انسان ساز است؛ از جمله خلقت انسان، هدایت الهی (تکوینی و تشریعی)، اراده آزاد انسان در انتخاب مسیر زندگی، توصیف حال کافران و پرهیزگاران در قیامت، و فضیلتهای اخلاقی همچون صبر، دوری از گناهکاران، و اخلاص در عمل. سوره انسان تصویری روشن و الهام بخش از مقام انسان، مسئولیتپذیری او و پاداش نیکوکاران ترسیم میکند.
ادامه تفسیر سوره انسان
خداوند متعال در آیههای پیشین به نجات ابرار و نیکان از عذابهای دردآور قیامت و لقای محبوب در کنار غرق بودن در سرور و شادمانی به صورت اجمالی اشاره کرد. حال و در ادامه آن آیات به شرح این نعمتها پرداخته است. خداوند در آیه های مورد بحث در این مطلب نعمات متعددی را میشمارد.
الله تعالی ابتدا به مسکن و لباس بهشتیان اشاره کرده و از آن سخن گفته و میفرماید: خداوند در مقابل صبر و شکیبایی آنان بهشت و لباس ها و فرشهایی از حریر را به آنها پاداش میدهد (و جزاهم بما صبروا جنه و حریرا).
بله؛ در مقابل آن همه ایستادگی و از خود گذشتگی که نمونه آن وفا نمودن به نذر، روزه گرفتن و بخشیدن غذای خود به مسکین، یتیم و اسیر که برای افطار به آن نیاز داشتند، خداوند آن ها را در باغهای مخصوصی از بهشت، جای خواهد داد و بهترین لباسها را بر آنان میپوشاند.
نه تنها در آیه دوازدهم سوره انسان، بلکه در آیات دیگری از قرآن کریم نیز این حقیقت ذکر شده که پاداشهای روز جزا، در برابر صبر و شکیبای آدمی است. صبری که انواع مختلفی دارد از جمله صبر در راه اطاعت خدا،صبر در برابر معصیت و گناه و صبر در برابر مشکلات و سختیها. در آیه 24 سوره رعد آمده که فرشتهها اینچنین به بهشتیان خوش آمد میگویند: درود بر شما به خاطر صبری که داشتید (سلام علیکم بما صبرتم …)
در آیه 111 سوره مومنون نیز آمده است: من امروز آنان را به جهت صبر و استقامتشان اجر و پاداش دادم، آنان پیروز و رستگار هستند.
در ادامه خداوند میفرماید: این در حالی است که آنان بر تختهای زیبا تکیه نموده، نه گرمی خورشید را مشاهده میکنند نه سردی هوا را (مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ ۖ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا ﴿١٣﴾)
بیان چنین حالتی (تکیه نمودن بر تختها) به آرامش و راحتی کامل آنان اشاره دارد. زیرا آدمی عمدتا در حالت آرامش در چنین حالتی به سر می برد. البته که ذیل آیه خداوند به اعتدال کامل هوای جنت اعلی اشاره نموده است. نه اینکه ماه و خورشید در آنجا وجود ندارد، تابش خورشید در آنجا به دلیل وجود سایه درختان ناراحت کننده نیست.
واژه «زمهریر» از ماده «زمهر» به معنای شدت سرما، شدت غضب، سرخ شدن چشم به سبب خشم است و در این آیه همان معنای اول مقصود است یعنی شدت سرما.
کلمه «ارائک» جمع «اریکه» است و در اصل به تخت هایی گفته می شود که در حجله عروس قرار داده می شوند. منظور در این آیه تختهای زیبا و فاخر است.
مفسر معروف اهل سنت – الوسی- در کتاب روح المعانی خود، در حدیثی از ابن عباس اینگونه نقل میکند: «بينا اهل الجنة فى الجنة اذا راوا ضوءا كضوء الشمس ، و قد اشرقت الجنان به فيقول اهل الجنة يا رضوان ما هذا؟ و قـد قـال ربـنـا لا يـرون فـيـهـا شـمـسـا و لا زمـهـريـرا، فـيـقـول لهـم رضـوان ليـس هـذا بـشـمـس ، و لا قـمر، و لكن على (عليه السلام ) و فاطمة (عليهاالسلام ) ضحكا، و اشرقت الجنان من نور ثغريهما!»؛ زمانی که بهشتیان در بهشت هستند ناگهان نوری همانند نور آفتاب می بینند که صحنه بهشت را روشن می سازد. بهشتیان به رضوان (فرشته مامور بهشت) می گویند که این نور چیست با اینکه خداوند فرموده در بهشت نه آفتاب را مشاهده می کنید نه سرما را؟! رضوان در پاسخ می گوید: این نور خورشید و ماه نیست، ولی علی و فاطمه (علیهم السلام) خندان شدهاند و بهشت از نور دندانهای آنان روشن گشته است!.
در ادامه ذکر نعمات بهشتی، خدای عز و جل در آیه 14 میفرماید: این در حالی است که سایههای درختان بهشتی بر آنان فرو افتاده و میوههایش به آسانی در دسترس است (وَدَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلَالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًا ﴿١٤﴾)
نه مشکلی در آنجا وجود دارد و نه خاری در دست کسی میرود. همچنین به تلاش و حرکتی برای چیدن میوهها نیاز نیست!
باید یادآور شد که اصول حاکم بر زندگی آدمی در جهان آخرت با آنچه که در این دنیا تجربه میکنیم متفاوت است و آنچه که در این آیه ها و آیات دیگر قرآن کریم که در توصیف بهشت آورده شده است تنها اشاراتی پُر معنا به آن مواهب بی نهایت است. ناگفته نماند که بر اساس تصریح برخی روایات در بهشت نعمتهایی است که نه چشمی قبلتر دیده است و نه گوشی درباره آن ها شنیده است و بر اندیشه کسی نگذشته است.
از ابن عباس در ذیل برخی از این آیات نقل شده است که میگوید: آنچه را که خدای متعال در قرآن از نعمات بهشتی نام برده است مثل و شبیهی در دنیا ندارد، اما حق تعالی آن را با نامی که برایمان شناخته شده است نام میبرد. به عنوان مثال از شراب طهوری نام میبرد که با زنجبیل ممزوج شده است و این ماده معطری بود که عرب به آن علاقمند بود.
در آیات 15 و 16 خداوند به توضیح بخشی از نحوه پذیرایی از مهمانان بهشتی، وسایلی که با آن ها پذیرایی میشود و پذیرایی کنندگان پرداخته و میفرماید: در گرداگرد آنان ظرفهایی از نقره و قدحهایی بلورین میگردانند. ظرفهای بلورینی از نقره! که آن را به اندازه لازم مهیا کردهاند (وَيُطَافُ عَلَيْهِمْ بِآنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَأَكْوَابٍ كَانَتْ قَوَارِيرَا ﴿١٥﴾ قَوَارِيرَ مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًا ﴿١٦﴾)
در این ظرفها انواع غذاهای بهشتی، و در قدحهای بلورین نوشیدنیهای لذت بخش و نشاط آور مختلف به مقداری که می خواهند و علاقه دارند، موجود است. در این میان خدمتکاران بهشتی همواره گِرد آن ها دور میزنند و به آنان این چیزها را عرضه میکنند.
واژه «آنیه» جمع «اناء» به معنای هر نوع ظرف است و «اکواب» جمع «کوب» که بر وزن خوب است، در معنای ظرف آب است که دسته ندارد. البته گاهی از آن به قدح تعبیر میشود.
واژه «قواریر» جمع «قاروره» در معنای ظرف بلورین و شیشهای است. عجیب آنکه حق تعالی میفرماید: ظرفهای بلورین بهشتی از نقره ساخته شده است! این در حالی است که در این دنیا چنین ظرفی اصلا وجود ندارد و ظروف بلورین عموما از سنگهای مخصوصی که ذوب میکنند، میسازند. اما همان خداوندی که این امکان را در سنگ تیره قرار داد که قابلیت تبدیل شدن به شیشه و بلور داشته باشد، میتواند این قابلیت را در فلزی مثل نقره قرار دهد.
در هر صورت از این تعبیر استفاده میشود که ظرفها و جامهای بهشتی هم صفا و شفافیت ظروف بلوری را دارد و هم درخشندگی و زیبایی نقره و نوشیدنیها در آنها دیده میشوند.
قابل توجه اینکه در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است که نور چشم آدمی در نقره بهشتی نفوذ میکند، آنگونه که در شیشه و بلور دنیا نفوذ دارد (ینفذ البصر فی فضه الجنه کما ینفذ فی الزجاج).
البته که در دوران ما دانشمندان به اشعههای پی بردهاند که از اجسام تیره نیز رد میشوند و درون آنها را نشان میدهند مثل اشعه ایکس که از پوست و گوشت انسان رد میشود و استخوان ها و ارگانهای داخلی را نشان میدهد گویی که پوست و گوشت خاصیت بلوری و شفاف پیدا کرده اند.
ابن عباس همچنین گفته است همه نعمات بهشتی شبیهی در دنیا دارند مگر ظروف بلورینی که از نقره هستند.
در ادامه – آیه 17- خداوند میافزاید: در آنجا از جامهایی سیراب میگردند که از شراب طهوری که با زنجبیل آمیخته است، لبریز هستند (وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنْجَبِيلًا ﴿١٧﴾)
بسیاری از تفسیرکنندگان تصریح نمودهاند که عرب جاهلی از شرابهای که آمیخته با زنجبیل بود، لذت میبرد چرا که تندی مخصوصی به شراب میداد و خداوند در این آیه از شرابهای طهوری سخن به میان میآورد که با زنجبیل آمیخته شده است. البته که بدیهی است که بین این شراب و آن شراب زمین تا آسمان تفاوت است.
به نظر میرسد که عرب دو نوع شراب با دو حالت مختلف داشته است. یکی از شرابها نشاط آور و محرک بوده است و دیگری سست کننده و آرام بخش که در اولین نوع آن زنجبیل وجود دارد و در دومین نوع کافور.
به سبب آنکه حقایق آخرت در قالب الفاظ و واژگان دنیایی نمیگنجد چارهای نیست جز اینکه الفاظ با معانی وسیعتر و والاتری برای آن حقایق عظیم استخدام شود.
اگر چه درباره معنای زنجبیل تفاسیر مختلفی نقل شده است اما اغلب به همان ریشه معطر و خوشبویی که در ادویه مخصوص غذا و نوشیدنیها استفاده میشود، تفسیر کردهاند.
در آیه 18 خدای متعال میفرماید: این جامها از چشمهای در بهشت پُر میشوند که سلسبیل نامیده میشود (عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّىٰ سَلْسَبِيلًا ﴿١٨﴾)
به نوشیدنی بسیار لذیذی، سلسبیل گویند که به راحتی در دهان و گلو جاری می شوند و گوارا است. بسیاری بر این باور هستند که از ماده «سلاسه» به معنای «روانی» گرفته شده است، همانطور که به عبارت روان و جالب نیز سلیس گویند.
برخی نیز معتقدند که این واژه از «تسلسل» گرفته شده است که به معنی حرکت پی در پی است و در نتیجه تداعی کننده روان بودن چیزی است. پس هر دو معنا به هم نزدیک است و در هر حال حرف «ب» در آن اضافی است.
در این میان برخی بر این باورند که سلسبیل مرکب از دو کلمه «سال» و «سبیل» است که میتواند معنای کنایی گوارا را داشته باشد.
بعضی نیز صراحتا گفتهاند که در لغت عرب این کلمه نبوده است و از ابداعات قرآن است.
البته که معنای اول از تمامی معانی گفته شده مشهورتر و مناسبتر میباشد.
سوره انسان – استاد پرهیزگار