در حکمت 100 نهج البلاغه آمده است که گروهی رو در روی امام علی علیه السلام به مدح و ستایش ایشان پرداختند. امام که چنین دید فرمود: خداوندا تو به من از خودم آگاهتر هستی و من نسبت به خودم از آنها آگاهترم. سپس ادامه داد: خدایا ما را از آنچه که گمان میکنند بهتر قرار ده و آنچه را که نمیدانند بر ما ببخش.
در شرح این حکمت پُر معنی از آیت الله مکارم شیرازی چنین آمده است:
“نقل به مضمون میباشد”
شرح حکمت 100 نهج البلاغه
از اموری که در روایتهای اسلامی به شدت نهی شده است به گونهای که در برخی از این روایات ذبح دانسته شده، مدح و ستایش کردن افراد در مقابل خود آنها است.
این کار آثار بسیار مخربی به همراه دارد. در واقع از یک جهت باعث غرور آدمی میشود؛ غروری که مانعی برای تکامل به شمار میرود. از جهتی دیگر سبب میشود تا فرد عیوب و نقصهایی که دارد را نبیند و گاهی آنها را حُسن دانسته و برای اصلاح خویش قدمی برندارد.
همچنین این کار موجب میشود تا انسان به فرد یا افرادی که مدح او را میکنند علاقه پیدا کرده در حالی که آنها خواسته یا خواستههای نادرستی دارند و انسان برای انجام آنهاخویش را توجیه میکند.
در رابطه با این حکمت یا همان کلام امیرمومنان سوالی پیش میآید به این مضمون که چطور امام علیه السلام که در مقام عصمت قرار دارد به نقص یا گناه در خویش میکند و از خداوند طلب مغفرت میکند؟
چنین تعبیراتی را در دعاهای مختلف از ائمه معصومین (ع) میتوان مشاهده کرد. برخی از اندیشمندان در این حوزه میگویند که چنین سخنانی از اولیا الله همه به عنوان سرمشقی برای مردم شناخته میشوند و آن بزرگواران به آن نیازی نداشتند.
چنین توجیهی درست به نظر نمیرسد و با لحنی که ادعیه دارند، سازگار نمیباشد، به ویژه این که آمده است که ائمه علیهم السلام هنگام خواندن آنها حالت خشوع، خضوع و بی تابی داشتند.
برخی از اندیشمندان نیز بر این باور هستند که این سخن و اقرار همگی به دلیل ترک اولیهایی است که آن حضرات انجام دادهاند. معنی ترک اولی این نیست که پناه بر خدا، خلافی از آنان سر زده است، بلکه به این معنا است که از مستحب مهمتری به مستحب کمتری منتقل شدهاند. به عنوان مثال شخصی در اطراف خانهاش دو مسجد وجود دارد که یکی از این دو دور است و شلوغ و دیگری نزدیک است و کم جمعیت. یقینا نماز جماعت پُر جمعیت ثواب بیشتری دارد. حال اگر شخص به مسجد کم جمعیت برود و در آن نماز بخواند مستحب مهمی انجام داده است اما عمل “ترک اولی” که شرکت نکردن در نماز جماعت پر جمعیت است از او سرزده است. چنین اعمالی برای عامه مردم و حتی گروهی که در مسیر سیر و سلوک قرار گرفتهاند عیب و نقصی به شمار نمی رود اما انبیاء و امامان چنین اموری را برای خویش گناه دانسته و به استغفار میپردازند.

گاهی نیز همه تلاش خویش را به کار میبستند اما باز هم عمل خویش را لایق مقام ربوبی نمیدیدند و از آن استغفار میکردند؛ همچون فردی که مهمان عزیز و بسیار محترمی دارد و آخرین تلاشهای خویش را برای پذیرایی از آن خرج میکند و بعد میگوید: از این که بیش از این نتوانستم عذرخواه و شرمنده هستم.
اساسا ائمه علیهم السلام با توجه به بزرگی الله تعالی عبادات خویش را لایق او ندانسته و میفرمودند: و تو را آنگونه که لایق آن هستی عبادت نکردیم( و ما عبدناک حق عبادتک[1]).
دو حدیث در نکوهش چنین مدحی:
- پیامبر خدا (ص):زمانی که برادر خود را در مقابل او مدح و ستایش نمایی، همانند این است که کاردی بر گلوی او میکِشی(إذا مَدَحْتَ أخاکَ فى وَجْهِهِ فَکَأنَّما أمْرَرْتَ عَلى حِلْقِهِ الْمُوسى[2]).
- امام علی(ع): نادانترین مردم شخصی است که به حرف ستایش کنندهای که از مسیر تملق زشتیها را در نظر او زیبا و زیباییها را مبغوض میدارد، مغرور گردد(أجْهَلُ النّاسِ الْمُغْتَرُّ بِقَوْلِ مادِح مُتَمَلَّق یُحْسِنُ لَهُ الْقَبیحُ وَ یُبَغِّضة إلَیْهِ النَّصیحُ[3])
[1] بحارالانوار، ج68، ص23
[2] محجة البیضاء، ج 5، ص 283
[3] غررالحکم، ح 1137