یحیی بن اکثم بن محمد تمیمی از بزرگان اهل سنت زمان خود بود. او 20 سال منصب قضاوت را در اختیار داشت و جزو افرادی بود که نزد مامون عباسی جایگاه بالایی داشتند به صورتی که توانست منصب “قاضی القضات” را هم از آن خود کند. از این فرد مناظرات علمی بسیاری نقل شده به گونهای که حتی مامون عباسی خلیفه وقت، از او خوست تا درباره جانشین رسول خدا (ص) با یکدیگر گفت و گو و مناظره کنند. علاوه بر اینها، یحیی بن اکثم تمیمی مناظرات و مکاتباتی با برخی از امامان از جمله امام هادی علیه السلام داشت که در ادامه به یکی از این مکاتبات و مناظرات با اقتباس از آنچه در تحف العقول ترجمه جنتی[1] آمده است، میپردازیم.
پاسخ امام هادی (ع) به سوالات «یحیی بن اکثم»
موسی مبرقع برادر امام هادی علیه السلام نقل میکند: در روزی از روزها یحیی بن اکثم را در دار العام ملاقات کردم. او پس از سلام و تحیت سوالاتی از من پرسید. من به آن ها پاسخی ندادم و به نزد برادرم امام علی بن محمد الهادی (ع) رفتم. برادرم پس از تحیت، من را موعظه کرد و باعث شد تا در حق او بصیرت پیدا کنم و لزوم اطاعت او را بشناسم. سپس من رو به ایشان کردم و گفتم: قربانت، یحیی بن اکثم، مسائلی را به صورت مکتوب از من پرسید که پاسخ دهم. امام علیه السلام خندید و فرمود: فتوا دادی؟ عرض کردم: نه نمی دانستم. پس فرمود: سوالات چه بودند که در پاسخ سوالات را گفتم و از این قرار بودند:
- در آیه 40 سوره نحل آمده است: «آن که علمی از کتاب داشت (مقصود آصف بن برخیا وزیر سلیمان است) گفت: من آن تخت بلقیس را قبل از آنکه چشم بر هم بزنی حاضر می کنم». مگر پیامبر خدا به علم آصف نیاز داشت؟
- درباره آیه 100 سوره یوسف «پدر و مادر خود را بر فراز تخت برد و (همه) در برابر او به سجده افتادند». چگونه میشود یعقوب و فرزندان او که پیامبر بودند برای یوسف نبی سجده کردند؟
- در آیه 94 سوره یونس آمده «اگر از آنچه که بر تو نازل نمودیم در شک هستی، از آنان که قبل از تو کتاب میخواندند بپرس». این آیه خطاب به چه کسی است؟ اگر به پیامبر است چگونه او شک دارد و اگر به دیگری است، قرآن کریم بر چه کسی نازل شده است؟
- در آیه 27 سوره لقمان خداوند فرموده است «اگر آنچه درخت در زمین است همه قلم باشد و دریا به ضمیمه هفت دریای دیگر مرکب شود «کلمات» خدا تمام نمی شود». این دریاها چه هستند و کجا قرار دارند؟
- در آیه 71 سوره زخرف خداوند درباره بهشت فرموده است: «هر چه دل بخواهد و چشم از آن لذت ببرد در آن موجود است». دل آدم گندم خواست و آن را خورد، پس به چه دلیل او را مجازات کرد؟
- در آیه 50 سوره شوری (البته به گونه ای که یحیی بن اکثم فهمیده[2]) خداوند می فرماید: «یا پسران و دختران را به آن ها تزویج کنیم». آنجا که خدا پسران را به بندگان خود تزویج میکند، چگونه قومی را بر این کردار کیفر داده است؟
- چطور میشود که در برخی از دعواها شهادت زنِ تنها مسموع است با اینکه خداوند در آیه 2 سوره طلاق فرموده است: «دو مرد عادل را به شهادت بگیرید».
- در ارتباط با «خنثی» که علی علیه السلام امر نموده (برای تشخیص زن و مرد بودنش و تعیین نمودن ارث) ببینید از کدام مجرا ادرا میکند، این جریان را چه کسی باید ببیند؟ اگر مرد نگاه کند شاید او زن باشد و اگر زنی ببیند شاید که آن شخص مرد باشد و این دو جایز نیست (مثل اینکه ابن اکثم نگاه مرد به عورت مرد و زن به عورت زن را جایز می دانستند) و ادعای خود فرد هم که مورد قبول نیست به این دلیل که ذی نفع است.
- درباره مردی که دید چوپان با گوسفندی جمع شده و چون چشم او به صاحب گله افتاد کنار رفت و گوسفند مورد نظر در میان دیگر گوسفندان گم شد. این گوسفندان چگونه سر بریده میشوند؟ و گوشت آنان حلال است یا حرام؟
- نماز صبح به چه دلیل بلند خوانده میشود؟ با اینکه جزو نمازهای روزانه است و بلند خواندن نمازها به نمازهای شب ربط دارد.
- علی علیه السلام به ابن جرموز (قاتل زبیر) فرمود: «ابن صفیه (مقصود زبیر است) را به آتش بشارت بده (با این عبارت به او فهماند که تو اهل آتش هستی) چطور آن که خود امام بود این قاتل را نکشت؟».
- به چه دلیل علی علیه السلام در جنگ صفین تمامی لشکریان دشمن را می کشت، چه مهاجم، چه فراری و چه زخمی، ولی در جنگ جمل با آنان که فراری و مجروح بودند کاری نداشت و اعلام نموده بود که هر کس به خانه خود برود ایمن است، هر کس سلاح خود را به زمین بیاندازد ایمن است، این اختلاف رویه به چه دلیل بود؟ و اگر حکم نخست درست بود ناچار دوم اشتباه بوده است.
- آنکه به لواط اقرار نماید باید حد بخورد؟
سوالاتی که یحیی بن اکثم پرسیده بود تمام شدند. حال امام رو به من کرد و فرمود: بنویس. گفتم: چه بنویسم: امام هادی (ع) ادامه داد: بنویس “بسم الله الرحمن الرحیم” خداوند تو را به راه راست هدایت نماید، نامه تو به دست من رسید. میخواستی ما را با خرده گیریها آزمایش کنی تا شاید نقطه ضعفی در ما پیدا کنی و عیب جویی کنی. خداوند تو را به سوء نیتی که داری مکافات کند، مواردی که پرسیدی را مشروح پاسخ دادیم، گوش کن! فهمت را نیز برای درکشان آماده نما و حواس خود را جمع کن که حجت بر تو تمام شد و السلام.
و اما پاسخ های حضرت چنین بودند:
- آن کس که علمی از کتاب داشت، «آصف بن برخیا» بود و سلیمان نبی از شناسایی آنچه آصف می شناخت ناتوان نبود، او می خواست به امت خویش از جن و انس بفهماند که حجت پس از او آصف است و آن علم را حضرت سلیمان به امر الهی به او سپرده بود و او را تعلیم داده بود تا در امامت و راهنمایی خلاف ننماید آنچنان که در دوران حضرت داوود هم (مسائلی از سوی حق تعالی) به سلیمان تعلیم شد تا پیامبری و پیشوایی او بعد از پدر مشخص شود و حجت بر خلق الهی مستحکم شود.
- سجده یعقوب نبی و فرزندان او برای اطاعت الهی بود و اظهار محبت به یوسف پیامبر(نه برای یوسف) آنگونه که سجده فرشتگان بر آدم نبود، اطاعت فرمان خداوند بود و اظهار محبت به آدم، سجده یعقوب پیامبر و فرزندان او در کنار یوسف نیز به شُکرانه جمع شدن دوباره و پایان یافتن فراق و جدایی بود، نمیبینی که در همان لحظه در جایگاه شُکر می گوید: پروردگارا، من را پادشاهی دادی و علم تعبیر خواب آموختی (آیه 101 سوره یوسف).
- در آیه «فان کنت فی شک …»، مخاطب پیامبر خدا است ولی ایشان در وحی منزل شک نداشتند. نادان ها می گفتند: به چه دلیل خداوند فرشته ای را به رسالت نفرستاده است و پیامبر خود را با ما فرقی نگذاشته، او هم می خورد، می نوشد و در بازارها راه می رود؟ خداوند وحی نمود که در حضور این جاهلان از آنان که قبل از تو با کتاب های آسمانی آشنا بودند سوال کن آیا خدا تا به الان پیامبری برای انسان ها فرستاده است که نه می خورد و نه می نوشد و نه در بازارها حرکت می کند؟ تو هم مانند آنان. و تعبیر «اگر شک داری» با اینکه او شک نداشن از لحاظ مماشات و همراهی با طرف است، آن گونه که در آیه مباهله قرآن امر می کند بگو: «بیایید تا فرزندانمان و فرزندانتان، و زنان ما و زنان شما و خود ما و خود شما را دعوت کنیم، سپس نفرین نماییم و لعنت خداوند را بر دروغگوها قرار دهیم» (آیه 61 آل عمران). (البته که دروغگوها نصاری بودند و در این باره تردیدی نبود اما) اگر می گفت لعنت خداوند را بر شما قرار دهیم به مباهله رضایت نمی دادند و خداوند می دانست پیامبرش رسالت های او را ابلاغ می نماید و دروغ نمی گوید، اینجا نیز رسول خدا به راستگویی خویش مطمئن بود اما می خواست با مدعی به عنوان بی طرف صحبت کند.
- و اما درباره آیه «و لو ان ما فی الارض شجره اقلام …»؛ بله چنین است، اگر درختهای دنیا قلم گردندن و دریا را هفت دریا مدد نماید و چشمه ها از زمین بجوشد، آبها تمام شود، قبل از آنکه کلمات خدا پایان یابند، و هفت دریا عبارتند از: چشمه کبریت، چشمه «نمر»، چشمه برهوت، چشمه طبریه (شاید همان دریاچه طبریه در شمال فلسطین است)، آب گرم ماسبندان (گفته شده محلی است در استان خوزستان)، آب گرم افریقیه معروف به «لسان» و چشمه بحرون. و کلمات پایان ناپذیر خداوند ما هستیم که فضل ما از درک و وهم خارج است.
- اما بهشت، البته که هر نوع خوراکی، نوشیدنی و سرگرمی که دل بخواهد و چشم لذت برد، در آن وجود دارد و تمامی آن ها را هم خداوند برای آدمی حلال نموده بود، ولی آن درختی که آدم ابو البشر و همسرش را از آن نهی کرده بود، درخت حسد بود (که به عنوان استعاره نام درخت بر آن قرار داده شده). خداوند به آن ها توصیه کرده بود که به چشم حسد بر آنان که خدا بر مخلوقات دیگر آنان را فضلیت داده نگاه نکنند، آدم علیه السلام فراموش کرد و بر آن ها حسادت کرد و عزم و تصمیمی نداشت.
- و اما آیه «… یزوجهم ذکرانا و اناثا …» مفهوم این است که گاهی نوزاد دو تا میباشد، یکی پسر و یکی دختر و به هر دو تایی که با هم قرین هستند، جفت گفته میشود، هر یک جفت دیگری است (مراد ازدواج نیست). پناه بر خداوند که مقصود پروردگار جلیل نیرنگهایی باشد که تو بر خود ساخته ای تا مجوز بزهکاری تو باشد. «هر کس مرتکب این گناه گردد کیفر بیند، روز قیامت عذاب او دو برابر شده و خوار و زبون تا به ابد در عذاب ماند (آیات 68 و 69)» البته اگر توبه ننموده باشد.
- و اما پذیرش شهادت و گواه یک زن، مربوط به «قابله» است (و موضوع زنده یا مرده بودن نوزاد در هنگام تولد است) که شهادت و اگر پسندیده (و موثق) باشد، مورد قبول است و اگر پسندیده نباشد کمتر از دو زن کفایت نمی کند، و به حکم ضرورت به جای دو مرد حساب می شوند، زیرا مرد نمی تواند زن را به عهده گیرد و اگر یک زن (نامطمئن) بیش نبود، گواهش با قسم مورد قبول است.
- درباره مسئله خنثی، امر همانی است که علی علیه السلام فرموده است، ولی به این شکل که مردان عادلی رو به روی آینه می ایستند، شخص خنثی پشت سر آنان برهنه میشود، شهود عکس او را در آینه دیده و شهادت می دهند.
- درباره گوسفند و چوپان، اگر گوسفند معلوم بود می بایست آن را سر بریده و بسوزانند، در غیر این صورت (با قرعه مشخص می کنند) گله را دو نصف می کنند و قرعه می کِشند، به نام هر یک افتاد، نصف دیگر آزاد است. در ادامه همان نصف دوباره دو نیم میشود و قرعه کشیده می شود و این عمل ادامه می یابد تا دو گوسفند بیشتر باقی نماند و قرعه به نام هر یک افتاد آن را سر بریده و میسوزانند و مابقی آزاد می شوند.
- درباره بلند خواندن نماز صبح، دلیل این است که رسول خدا (ص) آن را زمانی می خواند که هوا تاریک بود. به همین دلیل به حکم قرائتهای شبانه خواهد بود.
- و اما جریان علی علیه السلام و قاتل زبیر که فرمود: قاتل ابن صفیه را به جهنم مژده بده. این بشارتی بود که قبلا پیامبر خدا (ص) داده بود و قاتل از خوارج بود که در جنگ نهروان شرکت کرد و علی علیه السلام از این بابت او را نکشت چون می دانس در فتنه نهروان کشته می شود.
- و اما رمز و راز اختلاف روش علی علیه السلام در دو جنگ صفین و جمل این بود که فرماده و رهبر جنگ جمل (طلحه و زبیر) کشته شده بود و دیگر (پایگاه) و جمعیتی نداشتند که به آن برگردند و (فتنه از سر گرفته شود) همه به خانه برگشته و دیگر نه جنگجو بودند، نه مخالف و نه معارض، راضی بودند که کسی با آنان کاری نداشته باشد و قهرا وظیفه درباره آنان که دیگر به فکر جمع آوری سپاه و از سر گرفتن نبرد نبودند، برداشتن شمشیر و خودداری از آزار آنان بود. ولی اهل صفین به اردو و پایگاهی مجهز باز میگشتند و باز رهبر و فرماندهی داشتند که اسلحه، زره، نیزه و شمشیر برایشان فراهم می نمود، جایزه هایی در میان آنان پخش میکرد و آذوقه آنان را تهیه میکرد، بیمار را عیادت و آنان که دست و پایشان شکسته است را شکسته بندی می کرد، زخمیها را درمان می کرد، به پیاده ها مَرکب میداد و به برهنه ها جامه می پوشاند و باز دوباره همه را به سمت میدان نبرد گسیل می کرد و برای جنگ مهیا مینمود. به همین دلیل علی (ع) این دو را به یک چشم ندید که وظیفه را در جنگ با گویندگان لا اله الا الله خوب میدانست، حق را برای آنان شرح میداد و هر که قبول نمی کرد، شمشیر بر او میکشید.
- و آن شخصی که خود به لواط اعتراف می کند، اگر شاهدی نباشد و به دلخواه اعتراف نموده، حاکم شرع میتواند بر او منت گذارده (چون خود اعتراف نموده معاف کند) آنچنان که حق دارد از سوی خدا او را کیفر نماید، نشنیدهای که خدای متعال به سلیمان نبی فرمود:«این عطای ماست… (خواهی منت گذار و بی حساب ببخش و خواهی نگه دار – سوره ص آیه 39)».
امام در آخر چنین فرمود: آنچه که پرسیده بودی، همه را جواب دادیم، آگاه باش.
[1] تحف العقول، ترجمه جنتی، ص 761
[2] در تحف العقول آمده که او لواطکار بوده است (جلد یک، صفحه 761).
آیه 50 سوره شوری – احمد دباغ
أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَانًا وَإِنَاثًا ۖ وَيَجْعَلُ مَنْ يَشَاءُ عَقِيمًا ۚ إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ
یا (اگر بخواهد) پسر و دختر -هر دو- را برای آنان جمع میکند و هر کس را بخواهد عقیم میگذارد؛ زیرا که او دانا و قادر است.