ُسید عبدالکریم کفاش و حل مشکل اجاره نشینی او توسط امام زمان (عج)

تشرف به محضر امام زمان (عج)

حل مشکل اجاره نشینی سید عبدالکریم کفاش توسط امام زمان (عج)

یکی از سخت‌ترین بخش‌های زندگی در دوران غیبت کبری، زندگی کردن در زمانه‌ای است که امام خود را داریم، اما از دیدن ایشان محروم هستیم. امام مهدی (عج) از نظرها غایب‌ است، اما این به معنای بی‌خبری یا نبودن ایشان در میان مردم نیست. با این حال، برای بسیاری از منتظران، این سؤال همیشه وجود داشته که آیا در دوران غیبت کبری راهی برای دیدار امام عصر (عج) وجود دارد یا نه؟

در دوران غیبت صغری، شیعیان از طریق نواب اربعه با امام زمان (عج) ارتباط داشتند و حتی برخی افراد توفیق دیدار حضرت را پیدا می‌کردند. اما با آغاز غیبت کبری، این ارتباط مستقیم پایان یافت و دوران طولانی انتظار و فراق آغاز شد؛ دورانی که اکنون بیش از دوازده قرن از آن می‌گذرد. شاید به همین دلیل است که در دعای ندبه، این دلتنگی با چنین عبارتی بیان می‌شود: «عَزیزٌ عَلَیَّ اَنْ اَرَی الْخَلْقَ وَلا تُری»؛ برای من سخت است که مردم را ببینم، اما تو دیده نشوی.

با این همه، در طول قرن‌های گذشته، حکایت‌هایی از ملاقات با امام زمان (عج) و تشرف برخی عالمان و افراد صالح به محضر حضرت نقل شده است. بسیاری از علما اصل امکان چنین دیدارهایی را در دوران غیبت کبری پذیرفته‌اند؛ البته این به آن معنا نیست که هر داستانی درباره دیدار با امام زمان را بتوان بدون بررسی پذیرفت.

در برخی از این حکایت‌ها، تشرف در شرایط اضطرار و گرفتاری رخ داده و در برخی دیگر، از مقام معنوی و شرایط ویژه فرد سخن گفته شده است. از طرفی، نداشتن چنین تجربه‌ای هم به هیچ وجه به معنای دور بودن انسان از امام نیست؛ چراکه هدف اصلی در دوران غیبت، فقط رسیدن به دیدار ظاهری حضرت نیست، بلکه شناخت امام، حفظ ارتباط قلبی با ایشان و عمل به وظایف یک منتظر واقعی است.

اما این دیدارها چگونه اتفاق افتاده‌اند؟ چه کسانی ادعای تشرف به محضر امام زمان (عج) داشته‌اند و این حکایت‌ها در چه منابعی نقل شده‌اند؟ در ادامه، سراغ یکی از قابل‌ توجه‌ترین حکایت‌های تشرف به محضر امام زمان (عج) یعنی تشرف سید عبدالکریم کفاش می‌رویم.

در واقع آنچه که در ادامه می‌خوانید نقل روایت تشرف سید عبدالکریم کفاش یا پینه دوز به محضر مولایمان امام عصر (عج) و حل مشکل اجاره نشینی این مرد خداست. روایت در کتب مختلف با جزئیات متفاوت بیان شده است. به همین دلیل با اقتباس از روایات موجود در کتاب‌های… و …. و به شکل داستانی بیان می‌کنیم. امید اینکه اضافاتی ذکر نشوند.

و اما روایت حل مشکل اجاره نشینی سید عبدالکریم کفاش

سید عبدالکریم شیفته مولای خود بود. به گونه ای که در یکی از دیدارها حضرت به ایشان فرموده بود که اگر ما را نمی‌دیدی چه می کردی و سید در پاسخ گفته بود که می‌مُردم و این حرفش حرفی بود که از دلش برآمده بود چرا که عاشق و شیفته امام عصر بود. سید عبدالکریم کفاش اهل دنیا نبود. او در مغازه‌ کوچکی در بازار تهران به پینه دوزی  و کفاشی مشغول بود و گاهی اهل علم به او سر می‌زدند. او حتی خانه ای برای خود نداشت و در خانه یکی از بازاری‌ها در کوچه غریبان مستأجر بود. البته که صاحب خانه نیز رعایت حال او را می‌کرد.

در روزی از روزها و در زمانی که موعد اجاره به پایان رسید صاحب خانه عذر سید عبدالکریم کفاش را خواست. او خود به آن خانه نیاز پیدا کرده بود و نمی‌خواست دیگر کسی اجاره نشین خانه باشد. صاحب خانه به سید مهلت ده روزه داد تا بتواند خانه‌ای پیدا کند.

سید عبدالکریم کفاش نیز به دنبال خانه گشت اما خانه‌ای که با شرایط او هماهنگ بود را پیدا نمی کرد.

در آخر تصمیم گرفت که وسایل خود را از خانه بیرون ببرد و در گوشه‌ای از کوچه بگذارد تا وقتی که گشایشی ایجاد شود.

(در جای دیگری گفته شده که صاحب خانه گفته که دیگر راضی نیست در خانه بمانند و عبدالکریم چون نارضایتی صاحب خانه را دید وسایلش خانه رو بیرون بُرد)

در همان  وقت که سید عبدالکریم ناراحت از اوضاع بود دید که امام عجل الله تعالی فرجه الشریف به سمت او می‌آید. پس خود پیش قدم شده و به سمت امام می‌رود و عرض سلام، اخلاص و تحیتی میکند.

امام به او می‌گوید: سید عبدالکریم کفاش چه می‌کنی؟

سید در پاسخ می‌گوید: سرورم خودتان بهتر می‌دانید.

سید عبدالکریم کفاش و دیدار با امام مهدی (عج)
سید عبدالکریم کفاش و دیدار با امام مهدی (عج)

امام (عج) می‌فرماید: دوستانمان باید در فراز و فرودها صبور باشند، اجداد ما مصیبت‌های بسیاری کشیده‌اند.

سید عبدالکریم کفاش می‌گوید: درست است؛ خاندان رسول خدا (ص) در راه خدا هر نوع سختی، رنج، آوارگی و زندان و اسارت و شهادت دیده‌اند. ولی خدا را شکر که مصیبت اجاره نشینی ندیده‌اند که در زمستان از خانه بیرون شوند.

امام با شنیدن پاسخ این بنده خدا تبسمی کرده و سخنی به این مضمون بیان می کنند: آری؛ مهم نیست، نگران نباش و درست می‌شود. ما ترتیب کار را داده‌ایم. من می‌روم بعد از چند دقیقه مشکل حل خواهد شد. حضرت می‌رود و سید در کوچه می‌ماند.

ناگهان پس از دقایقی فردی که از تجار خوب تهران بود و مقداری از عظمت معنوی سید عبدالکریم کفاش باخبر بود داخل کوچه می‌شود و وقتی سید را آنجا می‌بیند متعجب و حیرت زده می‌شود.

او به سید عبدالکریم می‌گوید که دیشب در خواب حضرت مهدی (عج) را می‌بیند که از او می‌خواهد صبح فردا فلان منزل در فلان جا را به نام سید کریم بخرد و سپس در فلان ساعت به فلان کوچه رفته و آن سید را در آنجا دیده و کلید خانه را تحویل او دهد.

در ادامه تاجر به سید می‌گوید: صبح به همان آدرسی که در خواب گفته شده بود رفتم دیدم که همان خانه برای فروش گذاشته شده و صاحب خانه میگفت که دیشب به امام عصر (عج) برای فروش خانه متوسل شده است چرا که به پول آن نیاز دارد. آن را خریدم و به آدرس دوم آمدم و شما را دیدم.

کلید خانه به سید عبدالکریم کفاش داده شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *