شرح حکمت 106 نهج البلاغه

نهج البلاغه

از امام علی علیه السلام در حکمت ۱۰۶ نهج البلاغه روایت شده  که می‌فرماید: مردم هیچ یک از امور دینی خود را در جهت اصلاح و بهبود امور دنیایشان ترک نکنند مگر آنکه خداوند برای آن ها وضعی پیش می‌آورد که ضرر آن بیش از سودش است (وَ قَالَ (علیه السلام): لَا يَتْرُكُ النَّاسُ شَيْئاً مِنْ أَمْرِ دِينِهِمْ لِاسْتِصْلَاحِ دُنْيَاهُمْ، إِلَّا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مَا هُوَ أَضَرُّ مِنْهُ).

و اما شرح حکمت 106 نهج البلاغه

“این شرح برگرفته از شرح نهج البلاغه آیت الله مکارم شیرازی است.”

این گفتار حکیمانه حضرت امیر به نکته مهمی در ارتباط با تعارض میان دین و دنیا و آن‌هایی که دنیایشان را بر احکام دینی خود ترجیح می‌دهند، اشاره دارد. و اشاره دارد به اینکه در بسیاری از اوقات امور دینی و سودهای دنیایی در مقابل‌ هم قرار می‌گیرند و رسیدگی به یکی ضایع شدن دیگری را سبب می‌شود.

آدم‌هایی که یکتاپرست حقیقی هستند هیچ موثری را در جهان هستی جز ذیل امر و فرمان الهی نمی‌دانند. آن ها به منافع مادی و دنیایی‌شان پشت کرده و برای حفظ دین، ایمان و فرمانبرداری از دستورات الهی سعی و تلاش می‌کنند. به همین سبب رحمت خداوند بر آنان نازل شده و بهتر از آن نصیبشان می‌شود.

و به عکس آن گروهی که دین و فرامین الهی را فدای دنیا و منافع مادی می‌کنند الله تعالی بدتر از آنچه که می ترسند به سرشان بیاید، به سراغ آنان خواهد فرستاد.

نقل شده که امام محمد باقر علیه السلام فرموده‌اند: هیچ فردی حاجتی از حاجت های دنیایی را بر حج مقدم نمی دارد جز آنکه ناگهان می بیند حجاج خانه خدا که آثار حج در صورت آنان آشکار است از سفر برگشته‌اند قبل از آنکه نیاز و حاجت او برآورده شده باشد(مَا مِنْ عَبْد یُؤْثِرُ عَلَى الْحَجِّ حَاجَةً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْیَا إِلاَّ نَظَرَ إِلَى الْمُحَلِّقِینَ قَدِ انْصَرَفُوا قَبْلَ أَنْ تُقْضَى لَهُ تِلْکَ الْحَاجَةُ[1]).

از امام صادق علیه السلام نیز در کتاب کافی[2] روایت شده که حضرت به یکی از صحابه  خاص خود که سماعه نام داشت فرمودند که به چه دلیل امسال به حج نمی روی؟ آن شخص در پاسخ گفته  که معامله ای بین او و گروهی  وجود دارد و گرفتاری هایی دارد و شاید خیر و خوبی در آن باشد. امام علیه السلام در پاسخ فرمودند که چنین نیست (مَا لَکَ لاَ تَحُجُّ فِی الْعَامِ فَقُلْتُ مُعَامَلَةٌ کَانَتْ بَیْنِی وَبَیْنَ قَوْم وَأَشْغَالٌ وَعَسَى أَنْ یَکُونَ ذَلِکَ خِیَرَةٌ فَقَالَ لاَ وَاللَّهِ مَا فَعَلَ اللَّهُ لَکَ فِی ذَلِکَ مِنْ خِیَرَة).

به عنوان مثال برخی اوقات آدمی نماز خود را به دلایل دنیایی با سرعت تمام می کند و چه بسا ارکانش را آنگونه که باید انجام نمی‌دهد. چنین انسانی که نماز خود را فدای منافع خویش می‌کند به گفته امام علی علیه السلام به جایی نمی‌رسد.

در حدیثی[3] آمده است: زمانی که انسانی به نماز مشغول شود و نماز خود را (برای امور دنیایی) کوتاه نماید، خدای متعال به فرشتگان خود می‌فرماید: آیا این بنده‌ام را نمی‌بینید انگار گمان می‌کند بر آورده شدن حاجات او به دست دیگری است. آیا نمی‌داند برآورده ساختن حوائج او همه در دست من است؟(إِذَا قَامَ الْعَبْدُ فِی الصَّلاَةِ فَخَفَّفَ صَلاَتَهُ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَتَعَالَى لِمَلاَئِکَتِهِ أَمَا تَرَوْنَ إِلَى عَبْدِی کَأَنَّهُ یَرَى أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِ غَیْرِی أَمَا یَعْلَمُ أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِی)

آنچه بیان شد در ارتباط با حوائج و نیازهای فردی‌ست. اما حوائج و نیازهای اجتماعی نه تنها مستثنی از این قاعده نیستند بلکه شمول آن قوی تر است.

به عنوان مثال مرحوم مغنیه در شرح نهج البلاغه خود گفته بود که سران کشورهای اسلامی امروز جهاد و دفاع از حریم اسلام و کیان مسلمانان را برای منافع مادی که دولت های استعماری به آن ها می دهند رها نموده و و خداوند آنان را از هر دو محروم کرده است؛ در دست بیگانگان خوار گشته و دنیایشان نیز تامین نشده است.

اگر که دقت شود می‌توان متوجه شد که آنچه امام در این کلام فرموده است به اصل توحید افعالی برمی گردد و جلوه ای از «» به شمار می‌رود.

در آیه 96 سوره اعراف خدای متعال فرموده است: اگر که اهل شهرها و آبادیها ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‌کردند درب های برکت آسمان و زمین را برایشان باز می کردیم اما (انبیاء الهی و دستورات ما را) تکذیب نمودند و ما آنان را به نتیجه اعمالشان گرفتار نمودیم.

منابع:

[1] من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 220، ح 2226

[2] کافى، ج 4، ص 270، ح 1

[3] همان، ج 3، ص 269، ح 10

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *