چرا امام حسین (ع) با وجود اینکه از شهادت حضرت مسلم آگاه شدند؛ برنگشت؟
قیام عاشورا یکی از مهمترین و بزرگترین رویدادهای تاریخ اسلام است که ابعاد مختلف آن همچنان مورد توجه پژوهشگران و علاقهمندان به معارف دینی قرار دارد. در میان سوالات فراوانی که درباره نهضت امام حسین (ع) طرح میشود، این سؤال از جایگاه ویژهای برخوردار است که چرا آن حضرت با وجود آگاهی از شهادت حضرت مسلم بن عقیل (ع) و تغییر شرایط کوفه، از ادامه مسیر منصرف نشدند و به مکه یا مدینه بازنگشتند؟ برای پاسخ به این پرسش باید اهداف والای قیام حسینی، شرایط سیاسی و اجتماعی آن دوران و مسئولیت الهی امام (ع) را مورد بررسی قرار داد. در این مقاله از معراج النبی تلاش میکنیم با نگاهی مستند به منابع تاریخی و روایتها دلایل ادامه حرکت امام حسین (ع) پس از شهادت مسلم بن عقیل را بررسی کنیم.
دلایل عدم انصراف امام از قیام و ادامه دادن مسیر
در میان رویدادهای تاریخی نهضت عاشورا، یکی از پرسشهایی که همواره ذهن بسیاری از علاقهمندان به تاریخ اسلام را به خود مشغول کرده، این است که چرا امام حسین (علیهالسلام) پس از آگاهی از شهادت حضرت مسلم بن عقیل (ع) و دگرگون شدن اوضاع کوفه، مسیر خود را تغییر ندادند و به مدینه یا مکه بازنگشتند؟ آیا امکان نداشت با بازگشت از این سفر، جان خود و یارانشان را از خطر حفظ کنند؟ حال به چندین مورد مهم اشاره میشود.
مدینه هم برای سیدالشهدا امن نبود
برای این پرسش پاسخهای متعددی را مطرح میکنند که شاید مهمترین آنها این باشد که برخلاف تصور همگان نه کوفه که در آن زمان عاملان حکومت یزید همه جا را برای امام حسین (علیه السلام) نا امن کرده بودند تا جایی که خود حضرت در این باره فرمودند: «اگر در لانه مرغی باشم، مرا در خواهند آورد تا با کشتن من به هدف خود برسند و به خدا سوگند! همان گونه که قوم یهود احترام روز شنبه را در هم شکستند، اینها نیز احترام مرا در هم خواهند شکست.» به همین خاطر مدینه هم دیگر برای ایشان امن نبود؛ چون یزید به محض نشستن بر تخت حکومت در یک نامه به حاکم مدینه فرمان داد که از امام برای خلافتش بیعت بگیرد و اگر از بیعت سرپیچی کرد، سرِحضرت را از بدن جدا کرده و برای او به دمشق بفرستد.
گزارشهای ناقص مسلم و امید به وفاداری کوفیان
با وجود فشارها و تهدیدهایی که حکومت یزید برای امام حسین (ع) درست کرده بود، مردم کوفه که دوران عدالت و حکومت امیرالمؤمنین علی (ع) را تجربه کرده بودند، با ارسال هزاران نامه از امام دعوت کردند تا رهبری جامعه اسلامی را بر عهده بگیرند. در این نامهها، آنان ضمن اعلام نارضایتی از حکومت یزید، آمادگی خود را برای حمایت از امام و تشکیل حکومتی بر پایه حق و عدالت اعلام کرده بودند. هرچند با ورود عبیدالله بن زیاد به کوفه، شرایط خیلی سریع تغییر کرد و حضرت مسلم بن عقیل (ع)، نماینده امام، به شهادت رسید؛ اما خبر شهادت مسلم به تنهایی نمیتوانست دلیل کاملی برای پایان دادن به حرکت امام باشد. امام حسین (ع) وظیفه داشتند تا با ادامه راه، حق بودن نهضت خود و چهره واقعی حکومت بنیامیه را برای همه مردم آشکار کنند و حجت را بر مردم تمام سازند.
علاوه بر این، در آن زمان هنوز گزارشهای کامل و نهایی از وضعیت کوفه و سرنوشت دعوتکنندگان به دست امام نرسیده بود. به همین دلیل با توجه به حجم گسترده دعوتها و بیعتهای انجامشده، این احتمال همچنان وجود داشت که بخشی از مردم کوفه بر پیمان خود باقی مانده باشند. به همین دلیل، امام حسین (ع) تا روشن شدن کامل شرایط، به ادامه مسیر خود با امیدواری ادامه دادند.

توطئه ترور امام حسین (ع) در موسم حج
خطر برای امام حسین (علیهالسلام) تنها به مدینه محدود نمیشد؛ بلکه مکه نیز دیگر امنیت لازم را برای ایشان نداشت. یکی از دلایل مهمی که برای ترک مکه از سوی سیدالشهدا (ع) بیان شده، اطلاع یافتن آن حضرت از نقشه مأموران حکومت یزید برای ترور ایشان در جریان مراسم حج است. بر اساس برخی گزارشهای تاریخی، عوامل حکومت قصد داشتند حتی در حریم امن الهی نیز دست به این جنایت بزنند و امام را هنگام انجام مناسک به شهادت برسانند.
امام حسین (ع) که حفظ حرمت خانه خدا و پاسداری از قداست حرم الهی را وظیفهای بزرگ میدانستند، نخواستند خونشان در کنار کعبه ریخته و حرمت این مکان مقدس شکسته شود. به همین دلیل پیش از آغاز مناسک حج، مسیر خود را تغییر دادند و مکه را ترک کردند تا از وقوع چنین فاجعهای در حرم امن الهی جلوگیری نمایند.
آن حضرت در اشاره به این موضوع فرمودند: «اگر یک وجب بیرون از مکه کشته شوم، برایم بهتر است از آنکه در داخل حرم به قتل برسم؛ و اگر دو وجب دورتر کشته شوم، بهتر از آن است که یک وجب دورتر کشته شوم.» این سخن نشان میدهد که امام حسین (ع) تا چه اندازه به حفظ حرمت خانه خدا اهمیت میدادند و حاضر بودند جان خود را فدا کنند، اما قداست حرم الهی نشکند.
قصد بازگشت و رویایی با سپاه حر
کاروان امام حسین (ع) به مسیر خود ادامه داد تا سرانجام در منطقهای با سپاه حر بن یزید ریاحی روبهرو شد. حتی در آن مقطع نیز امام هنوز به وفاداری بخشی از مردم کوفه امیدوار بود. به همین دلیل، در نخستین گفتوگو با حر از او پرسیدند: «با مایی یا بر ما؟» حر در پاسخ گفت: «بر شما هستم.»
پس از این پاسخ، امام حسین (ع) به نامههای فراوان و دعوتهای مکرر مردم کوفه اشاره کردند و فرمودند که به درخواست آنان عزم این سرزمین کردهاند. آن حضرت همچنین اعلام کردند که اگر مردم از دعوت خود پشیمان شده و نظرشان تغییر کرده است، آماده هستند از همان راهی که آمدهاند بازگردند.
با این حال، حر گفتند که از نامهها و دعوتهای کوفیان اطلاعی ندارد و تنها مأموریتی که بر عهده او گذاشته شده، همراه کردن امام به سوی کوفه و معرفی ایشان به عبیدالله بن زیاد برای گرفتن بیعت با یزید است. امام حسین (ع) هرگز حاضر به پذیرش چنین خواستهای نشدند و تصمیم به بازگشت گرفتند؛ اما نیروهای حکومتی راه را بر کاروان بستند و آن را در محاصره خود قرار دادند. این رویارویی سرآغاز حوادثی شد که در نهایت به واقعه جانسوز عاشورا و شهادت امام حسین (ع) و یاران باوفایش انجامید.
سخن پایانی
بررسی حوادث منتهی به عاشورا معلوم میشود که ادامه مسیر امام حسین (علیهالسلام) پس از شهادت حضرت مسلم بن عقیل (ع)، تصمیمی از روی احساس یا بدون آگاهی از شرایط نبود؛ بلکه ریشه در مسئولیت الهی، رسالت مهم و شرایط سیاسی آن دوران داشت. مدینه و مکه دیگر امنیتی برای آن حضرت نداشتند و گزارشهای رسیده از کوفه هنوز به طور کامل ناامیدکننده نبود و از سوی دیگر، امام وظیفه داشتند حق را آشکار و چهره واقعی حکومت بنیامیه را برای تاریخ روشن کنند.
در حقیقت، نهضت عاشورا تنها یک حرکت سیاسی برای به دست گرفتن حکومت نبود؛ بلکه قیامی برای احیای ارزشهای اسلامی، مبارزه با ظلم و جلوگیری از تحریف و تخریب دین به شمار میرفت. به همین دلیل امام حسین (ع) حتی پس از شنیدن خبر شهادت مسلم بن عقیل (ع) نیز از مسیر خود بازنگشتند و با ایستادگی در برابر ستم، درسی سرشار از آزادگی، عزت و حقطلبی برای همه نسلها به یادگار گذاشتند؛ درسی که پس از گذشت قرنها همچنان الهامبخش آزادیخواهان و حقیقتجویان جهان محسوب میشود.