در نظام حقوقی و اخلاقی اسلام، ازدواج بهعنوان یک رابطه مقدس و بنیادین، همواره با اصول و موازین خاصی همراه است که باید در تمامی ابعاد آن رعایت شود. یکی از مسائلی که در متون دینی و فقهی مورد توجه قرار گرفته، موضوع ازدواج با زنانی است که در بند ازدواج دیگری هستند. قرآن کریم در آیه ۲۴ سوره نساء، به صراحت چنین ازدواجی را حرام اعلام کرده است و تنها در شرایط خاصی که زن در اسارت و تحت مالکیت مرد قرار گیرد، این محدودیت را استثنا میکند. این حکم الهی نهتنها به رعایت حقوق فردی و اجتماعی افراد تأکید دارد، بلکه نشان از اهمیت حفظ حرمت خانوادهها و جلوگیری از هرگونه بیعدالتی در روابط انسانی است. بنابراین، بررسی این موضوع از جهت دینی و شرعی، به درک بهتر، عمیقتر و دقیقتری از موازین اسلامی و اهمیت رعایت اصول اخلاقی در جامعه کمک میکند. با معراج النبی همراه شوید تا پاسخی مناسب به شبهه ازدواج با زن اسیر شوهردار بدهیم.
توجه و دقت در نکتهای بسیار مهم قبل از پاسخ به شبهه
توجه و دقت در نکتهای بسیار مهم قبل از پاسخ به شبهه قبل از بحث و صحبت کردن در مورد این شبه لازم است به یک حقیقت تاریخی توجه شود: بردهگیری از اسیران جنگی، در زمان ظهور اسلام، رفتاری زشت و پذیرفتهشده در میان تمام تمدنها و ملل آن روزگار بود؛ از اعراب گرفته تا ایران و روم و دیگر قدرتهای بزرگ جهان. برای نمونه، در ایران عصر ساسانی، بردهداری بهصورت گسترده رواج داشت و از راههای مختلفی انجام میگرفت. از جمله مهمترین آنها، اسیر گرفتن در جنگها بود که رواج زیادی داشت. استفاده اصطلاح انشهریگ (به معنای بیگانه یا خارجی) برای بردگان، دلیل و شاهد آن است که بخش عمدهای از بردگان از همین گروه بودند. گذشته از اینها خرید کودکان از پدرانشان، بردهکردن افرادی که بهطور موقت بهعنوان وثیقه بدهی در اختیار طلبکار قرار میگرفتند، و نیز برده شمردهشدن فرزندان بردگان، از دیگر شیوههای معمول بردهسازی در آن دوران بود. در چنین نظامی، برده ملک مطلق صاحبش محسوب میشد و مالک، اختیار تمام منافع او در دست صاحبش بود. اگر برده زن بود، ارباب نهتنها حق بهرهکشی جنسی از او را برای خود محفوظ میدانست، بلکه میتوانست او را برای همین منظور در اختیار دیگران نیز قرار دهد. حتی اگر آن کنیز از صاحب خود یا شخصی دیگر باردار میشد، فرزند او نیز برده به حساب میآمد و سرنوشتی جز تداوم همان چرخه نداشت. در چنین فضای تیره و پر از ظلم، اسلام ظهور کرد؛ دینی که بیش از هر چیز، ندای کرامت و آزادی انسان را سر داد. اسلام، برخلاف رویه رایج تمام ملتها، بسیاری از راههای بردهگیری را بهصراحت ممنوع ساخت و تنها یک مورد، یعنی اسارت در جنگ، را آن هم با قیود و احکام محدودکننده باقی گذاشت. اما چه میتوان کرد که مخالفان اسلام، در بیشتر موارد، نهتنها این واقعیتهای تاریخی را نادیده میگیرند، بلکه محاسن آشکار و اصلاحات اساسی و بنیادین آن را نیز از روی عمد یا از سر تعصب، به هیچ میانگارند.
پاسخ به شبهه ازدواج با زن اسیر شوهر دار
برای روشنتر شدن بحث فرض کنید که اسلام اساساً اجازهای در خصوص اسیران زن نمیداد. در این صورت باید دید چه گزینههایی در برابر جامعه اسلامی قرار میگرفت و هر یک از این گزینهها تا چه حد منطقی، انسانی و واقعبینانه است. در مجموع، سه راهحل برای این موضوع مهم وجود دارد.
- بازگرداندن زنان اسیرشده به همسر و قوم خود
- زندانی کردن آنان تا پایان جنگ و سپس بازگرداندن به سرزمینشان
- بهکارگیری آنان بهعنوان کنیز،
بازگرداندن زن اسیر به قوم و خانواده
بدون جواز ازدواج یا رابطه به دلیل داشتن همسر برگرداندن زنان اسیرشده اسلام در اصل با آزادی اسیران مخالفتی ندارد و حتی اختیار آن را به حاکم اسلامی واگذار کرده است که اسیران جنگی را یا بدون دریافت چیزی آزاد کند، یا در برابر فدیه و مبادله اسیر آزاد سازد. قرآن کریم در اینباره میفرماید: پس اسیران را محکم به بند کشید، سپس یا بر آنان منت نهید و آزادشان کنید، یا فدیه بگیرید. با این حال، باید توجه داشت که آزادی اسیران همواره تصمیمی ساده و بیهزینه نیست. در شرایط واقعی جنگ، بازگرداندن اسیران گاه به معنای تقویت دوباره دشمن است؛ دشمنی که نهتنها به سرزمین اسلامی تجاوز کرده، بلکه در صورت پیروزی، خود زنان و مردان مسلمان را به اسارت میگرفت و به بردگی میکشاند. افزون بر این، اسیران معمولاً مدتی در میان نیروهای پیروز حضور دارند و طبیعی است که در این مدت اطلاعاتی از وضعیت داخلی، توان نظامی و شرایط اجتماعی آنان به دست آورند. بازگرداندن چنین افرادی بدون ملاحظات امنیتی، میتوانست عملاً به انتقال رایگان اطلاعات مهم به دشمن بینجامد و از نظر نظامی اقدامی سادهلوحانه تلقی شود. ۱۰ز این رو، گرچه آزادی اسیران در برخی شرایط بهترین انتخاب است، اما نمیتوان آن را در همه زمانها و موقعیتها تنها گزینه درست دانست.
زندانی کردن زنان اسیر تا پایان جنگ
در دنیای امروز، با پیدا شدن دولتهای مدرن و امکانات گسترده، زندانی کردن اسیران جنگی بهعنوان یک راهحل پذیرفتهشده شناخته میشود. اما چنین امکانی در صدر اسلام عملاً وجود نداشت. جامعه اسلامی آن روزگار، جامعهای نوپا و کمامکانات بود. ایجاد زندان، نگهداری اسیران، تأمین خوراک، پوشاک و امنیت آنان، هزینههایی داشت که از توان اقتصادی آن روزگار خارج بود. همچنین زندان بهطور طبیعی فرد را از زندگی عادی جدا میکرد و فشارهای روحی و عاطفی شدیدی بر او وارد میساخت، فشاری که برای زنان، بهویژه در شرایط جنگ و دوری از خانواده، سنگینتر نیز میشد. در مقابل، قرار گرفتن اسیران در قالب نظام بردگیِ محدود آن زمان، به آنان امکان میداد در چارچوب یک خانواده زندگی کنند، از امنیت نسبی برخوردار شوند و از توصیههای جدی اسلام درباره خوشرفتاری، تغذیه مناسب و حفظ کرامت انسانی بهرهمند گردند؛ بهجای آنکه سالها در انزوای زندان سپری شوند.
زنان اسیر کنیز بمانند، ازدواج با آنها حرام است
مسئله را به خوبی تصور کنید: زنی شوهردار از کفار به اسارت مسلمانان درمیآید. اکنون او کاملاً از شوهرش جدا شده و در حقیقت مانند زن شوهر مرده و حالا او همسری ندارد. اسلام ازدواج با این زن را حرام دانسته و قرار است تا آخر عمر به این شکل در جامعه اسلامی، آن هم به عنوان یک عضو غریب و بدون حامی، به سر ببرد. آیا این قانون به زودی باعث نخواهد شد که تعداد زیادی از این زنان که قید و بندی به احکام محکم اسلام ندارند، به راه فحشا، فساد و حتی تنفروشی کشیده شوند یا وادار شوند و جامعه اسلامی را فاسد کنند و احیاناً فرزندان ناپاک به بار آورند که نه پدر و نه حامی مشخصی دارند؟ بر فرض رعایت این قانون توسط همه مسلمانان و خود این زنان که به روشنی غیرممکن است. این زنان باید تا پایان عمر میل جنسی را در خود سرکوب کنند، زیرا اسلام به آنها اجازه ازدواج و بهره جنسی نمیدهد. آنها باید تا آخر عمر خود میلی فطری به عنوان یک زن به مادر شدن و مهرورزی مادرانه را نادیده بگیرند. پس میبینید که معقولترین و بهترین راه حل همان است که اسلام انتخاب و به پیروان خود معرفی کرده است؛ یعنی جدایی این زنان از همسرانشان را که از ابتدا ازدواجشان بر پایه اسلام نبوده، رسمیت بدهد و بدون احساسات، زنی را که دیگر شوهر ندارد، همچون زن بدون شوهر بداند و ازدواج با او را مجاز شمرد. چنانکه همین رفتار را با زن مسلمانی میکند که شوهر او مفقود شده است؛ یعنی میگوید اگر زنی همسرش چند سال مفقود شود، میتواند ازدواج کند و دیگر مانند یک زن شوهردار نیست که ازدواج با او حرام باشد.
قوانین حامی زن اسیر در اسلام
اسلام قوانینی جالب، حمایتکننده متعددی در این مورد مشخص کرده است.
- اسلام بر خلاف سایر ملتها آن زمان و شیوه معمول در بین خود عربها وادار کردن کنیزها به زنا را ممنوع نمود. (آیه 33 نور)
- قید و نشان بردگی را از گردن فرزندانی که این کنیزان از مالک خود باردار میشدند برداشت و اعلام کرد که آنان دیگر همچون گذشته برده محسوب نمیشوند.
- کنیزانی که از مالک خود فرزندی به دنیا میآوردند را ام ولد خوانده به آنان با این کار شخصیت و احترام داد و مقرر کرد که این کنیزان بعد از مرگ صاحب خود، به عنوان سهم الارث فرزند خود از پدرش به حساب آمده و آزاد می شوند.
- همیشه پیروان خود را به رفتار خوب با بردگان توصیه کرد. (آیه 36 سوره نساء)
سخن پایانی
بحث ازدواج با زن اسیر شوهردار در اسلام، موضوعی است که در متون دینی و فقهی مورد توجه قرار گرفته است. قرآن کریم در آیه ۲۴ سوره نساء، ازدواج با زنانی که در قید ازدواج دیگری هستند را حرام اعلام کرده است، مگر در شرایط خاصی که زن در اسارت و تحت مالکیت مرد قرار گیرد. در زمان ظهور اسلام، بردهداری رفتاری رایج در میان تمدنها بود. اسلام با ظهور خود، بسیاری از راههای بردهگیری را ممنوع و تنها اسارت در جنگ را با قیود و احکام محدودکننده، باقی گذاشت بنابراین، اسلام با در نظر گرفتن شرایط و محدودیتهای زمان خود، راهحلی مناسب و انسانی برای موضوع ازدواج با زن اسیر شوهردار ارائه داده است که هم به حفظ حقوق فردی و اجتماعی افراد تأکید دارد و هم از بیعدالتی جلوگیری میکند.