توسل در میان اهل ‌سنت

توسل در میان اهل ‌سنت

توسل در میان اهل سنت چگونه است؟ آیا آنان نیز متوسل می‌شوند؟ یا توسل در میان آنان نوعی شرک است؟ در این مطلب از معراج النبی به توسل از منظر عقل و مستندات قرآنی پرداخته و  در راستای پاسخ به وجود توسل در میان اهل سنت به مستندات نقلی در این باره اشاره می‌کنیم.

توسل راهی است برای نزدیک‌تر شدن به خداوند با دلی فروتن و امیدوار. وقتی انسان در دعا، به اعمال نیک، نام‌های زیبای الهی و جایگاه بندگان صالح خدا توجه می‌کند، در حقیقت بیش از پیش به رحمت پروردگار مهربان و دانا پی و در نهایت پناه می‌برد. توسل یعنی اعتراف به نیازمندی انسان و اعتماد کامل به لطف خدا؛ یعنی دعا کردن با قلبی آگاه‌تر و ارتباطی زنده‌تر با سنت پیامبران و صالحان. در این نگاه، توسل نه جایگزین توحید، بلکه جلوه‌ای از ایمان عمیق و ادب در برابر خداوند متعال است.

دلایل عقلی و قرآنی وجود توسل

مسئلۀ «توسّل»، با توجه به جایگاه ضروری و بنیادین آن در معارف دینی از یک‌ طرف، و هجوم گستردۀ و زیاد شبهات و تبلیغات نامناسب و منفی از سوی دیگر، نیازمند پاسخی منطقی، عمیق، تحلیلی و همه‌جانبه و دقیق است. از این ‌رو، پاسخ به این پرسش را می‌توان در چند محور اساسی بررسی کرد.

الف) دلیل عقلی

انسان، در ذات خویش موجودی محتاج و نیازمند است؛ زیرا هستی او عین ذاتش نیست، بلکه وجودی وابسته دارد. فقر، نه یک حالت عارضی، بلکه حقیقت همیشگی وجود انسان است. به تعبیر قرآن کریم:

یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَی اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ

«ای مردم! شما همگی نیازمند خدا هستید و تنها خداوند است که بی‌نیاز و ستوده است».

بر این اساس، تا زمانی که انسان فقیر است و این فقر همیشگی و دائم است و  راهی برای رسیدن به کمال ندارد، مگر از طریق بهره‌گیری از وسایل و واسطه‌ها؛ چه در امور مادی و چه در امور معنوی.

واقعیت آن است که انسان در ساده‌ترین نیازهای زندگی نیز بدون واسطه و ابزار ناتوان است؛ نه می‌تواند نفسی بکشد، نه حتی آب بنوشد، نه سخنی بیاموزد و نه حتی کلمه‌ای بر زبان بیاورد مگر با فراهم بودن اسباب و وسایل لازم. حال چه طور ممکن است گمان شود که در مهم‌ترین عرصه زندگی، یعنی دینداری، هدایت و تقرب به خداوند، می‌توان بدون توسل به وسیله و واسطه قدمی برداشت؟

کدام یک از فیوضات الهی در امور مادی یا معنوی تاکنون بدون واسطه نازل شده است که انسان فکر  کند می‌تواند بی‌واسطه و بدون وسیله به سرچشمۀ فیض الهی دست یابد؟ توسل، نه امری زائد یا تحمیلی، بلکه اقتضای عقل، فطرت و ساختار وجودی انسان نیازمند است.

ب) مستندات قرآنی

تمام آیاتی که در قرآن کریم بر ولایت‌پذیری، اطاعت و پیروی از پیامبر اکرم(ص)، الگو قرار دادن آن حضرت و همچنین بر دستورات مؤکد ایشان نسبت به ولایت، امامت و تأسی به معصومان(ع) دلالت دارند، همگی گواهی مطمئن و روشن بر ضرورت و اجتناب‌ناپذیری «توسل» هستند. زیرا که هیچ‌یک از این امور، خود هدف نهایی به شمار نمی‌آیند؛ بلکه هدف غایی، تنها ذات اقدس الهی است و این‌ها همگی وسیله و ابزاری برای دستیابی و رسیدن به کمال، قرب و رضایت خداوند متعال‌اند.

علاوه بر این دلالت‌های غیرمستقیم، قرآن کریم به‌صراحت و روشنی نیز مؤمنان را به توسل دعوت کرده و می‌فرماید:

﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا پروا کنید و برای تقرب به سوی او، وسیله‌ای بجویید و در راهش جهاد کنید؛ شاید که رستگار شوید.»

شایان توجه است که این فرمان، به‌طور خاص خطاب به مؤمنان صادر شده است؛ زیرا مقصد نهایی ایمان، قرب الهی است. خداوند متعال نیز برای تحقق این مقصد، راه و روش آن را مشخص کرده و مؤمنان را به جست‌وجوی «وسیله» برای تقرب به خویش فراخوانده است؛ امری که حقیقت و فلسفه توسل را به‌روشنی تبیین می‌کند.

حال که از نظر عقل و قرآن به وجود توسل اشاره شده است. در ادامه و برای بررسی وجود توسل میان اهل سنت به مستندات نقلی ذکر شده در منابع اهل سنت پرداخته خواهد شد.

مستندات نقلی در منابع اهل سنت

روشن است که نقل روایات از منابع اهل سنت، به‌تنهایی نمی‌تواند معیار نهایی برای اثبات درستی یا نادرستی یک باور اعتقادی باشد؛ چنان‌که حتی اعتبار این احادیث نیز زمانی به‌طور کامل پذیرفته می‌شود که با روایات و آموزه‌های نقل‌شده از اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) در منابع معتبر شیعی هماهنگ و منطبق باشد.

با این حال، هدف از اشاره به این نقل‌ها در این‌جا، اثبات این نکته است که «توسل» نه‌تنها در نگاه شیعه امری مشروع و پسندیده است، بلکه در منابع معتبر اهل سنت نیز جایگاهی روشن و پذیرفته‌شده دارد؛ تا برادران و خواهران اهل سنت نیز بدانند که این باور، مطابق با مبانی مذهبی خود آنان نیز ممدوح و معتبر است.

پس در این زمینه، به چند نمونه از روایات منقول در منابع اهل‌ سنت اشاره می‌شود:

  1. گروهی از بزرگان حدیث، از جمله احمد بن حنبل، ترمذی و حاکم (که آن را بر اساس معیار بخاری صحیح دانسته است)، و نیز ابن خزیمه، طبرانی، منذری و ابن ماجه، از عثمان بن حنیف روایت کرده‌اند:

مردی نابینا به محضر پیامبر اکرم(ص) آمد و عرض کرد: «ای رسول خدا! از خداوند بخواه بینایی‌ام را به من بازگرداند.» پیامبر(ص) فرمود: «اگر بخواهی، تو را بر همین حال واگذارم.» مرد نابینا عرض کرد: «ای رسول خدا! نابینایی مرا دچار سختی و مشقت کرده است.»

پس پیامبر(ص) فرمود: «برو وضو بگیر، دو رکعت نماز بخوان و سپس بگو: پروردگارا! از تو می‌خواهم و به درگاهت رو می‌آورم، با توسل به پیامبر رحمت، محمد. ای محمد! من به‌واسطه تو به سوی پروردگارم روی آورده‌ام تا بینایی‌ام را بازگرداند. خدایا! او را شفیع من قرار ده و مرا نیز شفاعت‌پذیر گردان.» راوی می‌گوید: خداوند به‌سبب این توسل، بینایی او را بازگرداند.

  1. بخاری از انس بن مالک نقل می‌کند که در دوران خلافت خلیفه دوم، مدینه دچار خشکسالی شد. در آن هنگام، او به عباس بن عبدالمطلب، عموی پیامبر(ص)، متوسل شد و چنین دعا کرد: «خدایا! ما پیش‌تر به‌وسیله پیامبرمان به تو متوسل می‌شدیم و تو ما را سیراب می‌کردی؛ اکنون نیز به‌وسیله عموی پیامبر ما به تو متوسل می‌شویم، پس ما را با باران سیراب فرما.» راوی می‌گوید: در پی این دعا، خداوند باران نازل کرد و مردم سیراب شدند.
  2. نکته قابل‌توجه آن است که در میان اهل سنت، توسل به قبور اهل‌بیت(ع) و حتی قبور علمای بزرگ خودشان نیز امری رایج و پذیرفته‌شده بوده است؛ از جمله:

ابن حبّان در کتاب الثقات تصریح می‌کند که بارها به زیارت قبر علی بن موسی‌الرضا(ع) رفته و هرگاه در طوس دچار مشکلی می‌شده، به زیارت آن حضرت می‌رفته و از خداوند رفع مشکل می‌خواسته است؛ و بارها این کار را آزموده و نتیجه گرفته است.

ابوعلی خلال، از بزرگان حنابله، می‌گوید هرگاه با مشکلی روبه‌رو می‌شده، قبر موسی بن جعفر(ع) را زیارت می‌کرده و به ایشان متوسل می‌شده و خداوند مشکلش را برطرف می‌ساخته است.

نقل شده است که محمد بن ادریس شافعی به قبر ابوحنیفه متوسل می‌شده و احمد بن حنبل نیز به قبر شافعی توسل می‌جسته است.

قسطلانی نیز تصریح می‌کند که شایسته است زائر در کنار قبر پیامبر(ص) بسیار دعا کند، استغاثه نماید، متوسل شود و طلب شفاعت کند، و امید داشته باشد که خداوند شفاعت پیامبر را در حق او بپذیرد.

مجموع این شواهد به‌روشنی نشان می‌دهد که اصل «توسل» نه‌تنها ریشه‌ای عمیق در آموزه‌های دینی و اسلامی دارد، بلکه در معتبرترین منابع و سیره عملی علمای اهل سنت نیز مورد پذیرش و عمل بوده است.

سخن پایانی

در یک جمع‌بندی منصفانه می‌توان گفت که «توسل» در نگاه اهل سنت، نه بدعت است و نه انحراف از توحید، بلکه جلوه‌ای عقلانی، قرآنی و ریشه‌دار از ایمان و بندگی خداوند متعال به شمار می‌آید. عقل انسانِ نیازمند، او را به بهره‌گیری از وسیله و واسطه در مسیر کمال رهنمون می‌شود؛ قرآن کریم صریحاً فرمان به جست‌وجوی «وسیله» می‌دهد؛ و سیره پیامبر اکرم(ص)، صحابه و بزرگان اهل سنت نیز نشان می‌دهد که توسل، رفتاری قابل قبول و رایج در میان مسلمانان صدر اسلام و پس از آن بوده است.

توسل، در حقیقت اعتراف آگاهانه به فقر ذاتی انسان و اعتقاد راسخ به غنای مطلق خداوند است؛ حرکتی است از خودبینی به خدا‌بینی، و از اتکای صرف بر خویش به اعتماد کامل بر لطف و رحمت الهی. در این نگاه، اولیای الهی نه رقیب خداوند، بلکه نشانه‌ها و راهنمایانی برای تقرب بیشتر به او هستند.

از این رو، اگر توسل با اصول و مرزهای توحید، با نیت خالص و در چارچوب آموزه‌های دینی انجام گیرد، نه‌تنها با ایمان و باور قلبی منافات ندارد، بلکه می‌تواند ایمان را عمیق‌تر، دعا را زنده‌تر و رابطه بنده با پروردگار را صمیمی‌تر و مؤثرتر سازد.

آیه 15 سوره فاطر – حامد شاکر نژاد

يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ ۖ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ

ای مردم شما (همگی) نیازمند به خدائید؛ تنها خداوند است که بی‌نیاز و شایسته هر گونه حمد و ستایش است!

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *