نقل شده که وقتی پیامبر خدا نامهای به خسرو پرویز نوشت و پیک آن را برای پادشاه ایرانی آورد، پادشاه با اثبات اینکه دین اسلام چیزی برای گفتن ندارد و ایران قرنهاست به این آموزهها رسیده نامه را پاره میکند. اما خب حقیقت چیز دیگریست. در این مطلب از معراج النبی به شبهه رفتار خسرو پرویز با پیک پیامبر خدا(ص) پرداخته شده است. ابتدا متنی که به عنوان گفتگوی خسرو پرویز و پیک رسول خدا (ص) نقل شده را به اشتراک گذاشته شده و در ادامه پاسخ به آن بیان شده است.
متن شبهه وارد شده
فردی از سوی اسلام ( محمد ) به ایران نزد خسرو پرویز آمد .او نامه پیامبر را به پادشاه ایرانی عرضه کرد و گفت: در دین ما پرستش خدا مهمترین چیز است.
خسرو پرویز پاسخ داد : ما ۱۱۰۰ سال است که خدا را می پرستیم !
فرستنده پیامبر گفت : در اسلام زنده به گور نمودن دختران حرام است.
پادشاه گفت : مگر این عمل را انجام میدادید!؟ ننگ بر شما !! دخترانمان الهههای سرزمینمان هستند !
پیک ادامه داد : در اسلام برده داری حرام است
خسرو پرویز پاسخ داد: ما از دوران کورش بزرگ برده داری نکردیم !
پیک ادامه داد : در اسلام همه با هم برابر هستند
خسرو پرویز جواب داد: در ایران من هم اگر خطایی کنم به دادگاه میروم.
و تا آنجا بحث ادامه پیدا کرد که ثابت شد اسلام نه تنها چیز جدیدی برای ایران ندارد که قرنها نیز از فرهنگ ایران عقب تر است
و اینگونه شد که، خسروپرویز، پادشاه ایرانی آن نامه را پاره کرد و گفت :
اگر شما الان می خواهید راه انسانیت را به ما نشان دهید ما ۱۱۰۰ سال پیش آن را پیدا کردهایم.
و اما پاسخ به شبهه رفتار خسرو پرویز با پیک پیامبر خدا(ص)
در تاریخ اسلام، وقایع مختلفی میان پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) و شخصیتهای تاریخی بسیاری در کشورهای مختلف اتفاق افتاده است. یکی از این شخصیتها که در تاریخ ایران و اسلام جایگاه ویژهای دارد، خسرو پرویز پادشاه ساسانی است. در دوران سلطنت او پیامبری بزرگترین تحول تاریخ بشر، حضرت محمد (ص)، به رسالت خود ادامه میداد و دنیای آن زمان شاهد برخوردهای فرهنگی، سیاسی و دیپلماتیک میان دو تمدن بزرگ عربی و ایرانی بود.
یکی از وقایع مهم و جذاب در این زمینه، نامهای است که پیامبر اسلام (ص) به خسرو پرویز ارسال کرد و واکنشهای او به این پیام را در بر داشت. این نامه که در سال 6 هجری توسط حضرت محمد (ص) به خسرو پرویز فرستاده شد، دربردارنده دعوت به اسلام بود. اما خسرو پرویز که به عنوان یک پادشاه قدرتمند و درگیر در سیاستهای زمانه خود بود، واکنشی عجیب به این دعوت نشان داد. طبق منابع تاریخی، وقتی پیک پیامبر (ص) نامه را به خسرو پرویز تحویل داد، پادشاه ساسانی آن را به شدت نادیده گرفت و به بدترین شکل ممکن به رفتار با پیامبر (ص) و نمایندهاش پرداخته بود. در ادامه مطلب بیشتر به این حادثه تاریخی میپردازیم.
اثبات گفتگوی پیک رسول (ص) و خسرو پرویز
درستی یا نادرستی گفتههای خسرو پرویز با فرستاده پیامبر را از دو جنبه بررسی میکنیم: ابتدا از نظر سندی و بعد از نظر محتوایی.
بررسی از جهت سند
مطالعات و پژوهشهای تاریخی نشان میدهد که گفتگویی که ادعا میشود میان پادشاه وقت ایران، خسرو پرویز، و فرستاده پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) رخ داده در هیچ یک از منابع معتبر تاریخی آورده نشده است. تنها مطالبی که در منابعی چون تاریخ طبری درباره محتوای نامه پیامبر (صلى الله علیه و آله) به خسرو پرویز و واکنش او آمده است، به شرح زیر است:
«به نام خداوند بخشنده مهربان. از محمد پیامبر خدا به خسرو بزرگ پارسیان، درود بر کسی که هدایت را پیروی کند و به خدا و پیامبر او ایمان آورد و شهادت دهد که خدایی جز خدای یگانه نیست و من پیامبر خدا هستم برای هدایت مردم. اسلام بیاور تا سالم بمانی و اگر از این امر امتناع کنی، گناه مجوسان به گردن تو خواهد بود».
خسرو پرویز پس از دریافت این نامه، آن را پاره کرد و گفت: «این نامه را به من نوشته، در حالی که او (پیامبر) بنده من است!» (۱)
بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که ادعای مطرحشده از نظر سندی کاملاً بیپایه و ساختگی است.
بررسی گفتگو از جهت محتوایی
در بررسی محتوای گفتگوی میان خسروپرویز و فرستاده رسول اکرم ص باید گفت که ادعاهایی که در آن مطرح شده، هیچگونه تطابقی با واقعیات جامعه ایران در آن زمان ندارد. حقیقت تلخی که در تاریخ آن دوره منعکس است، کاملاً با موارد ادعا شده در سخنان متفاوت است. چرا که در آن زمان نه از خداپرستی واقعی و توحید ناب خبری بود، و نه از تکریم و منزلت زنان و دختران، بلکه وضعیت اجتماعی زنان و مردان با واقعیتهای کاملاً متفاوتی مواجه بود. در آن روزگار نه اثری از آزادی و برابری در اجتماع وجود داشت، و نه حقوق انسانی و عدالت اجتماعی برای همه افراد جامعه بهدرستی رعایت میشد. علاوه بر این، شرایطی همچون بردهداری، ازدواج با محارم و نابرابریهای اجتماعی در آن زمان بخشی از واقعیتهای ناگوار و تلخ جامعه بود که به هیچوجه با ادعاهای مطرحشده در آن دیالوگ مطابقت ندارد
گواهی تاریخ بر گفتههای خسروپرویز
تاریخ همیشه بهترین سخنان را از خود به یادگار میگذارد.
ادعای خداپرستان
نخستین ادعای نادرستی که برای اثبات مخالفت خسرو پرویز با اسلام مطرح شده و هیچگونه تطابقی با واقعیتهای ایرانِ آن روزگار ندارد، ادعای «۱۱۰۰ سال خداپرستی یکپارچهی ایرانیان» است.
بدون شک وجود پیامبری به نام زرتشت و دینی منتسب به او، حقیقتی تاریخی است که حتی در متنهای اسلامی نیز مورد تأیید قرار گرفته است؛ اما مسئله مهم و قابل تامل، میزان پایبندی واقعی جامعه ایرانی به این دین و اصالت تعالیم آن در طول زمان است. واقعیت تلخ آن است که آیین زرتشت بهتدریج دچار تحریف شد و از بخش مهمی از آموزههای اصیل آن دچار نقصان و خرابی شدهاست.
شایان توجه است که تا قبل از دوران ساسانیان، زرتشت هرگز بهعنوان دین رسمی ایران شناخته نمیشد و حکومتها نهتنها برای ترویج آن تلاش نمیکردند، بلکه این آیین نقش پررنگی در سیاست و حیات اجتماعی بر عهده نداشت. در دوره ساسانی نیز آنچه بهعنوان دین رسمی معرفی شد، نسخهای تحریفشده از آیین زرتشت بود؛ دینی که در آن خرافات، برداشتهای سلیقهای و دستورالعملهای جاهلانهی افراد، جایگزین تعالیم الهی و اصیل شده بود.
از نظر اعتقادی نیز، آیین زرتشت از توحیدی کامل و ناب برخوردار نبود. پیروان این دین به وجود مجموعهای از موجودات مقدس و الهیگونه باور داشتند و اعتقاد به ثنویت یعنی دو مبدأ مستقل خیر و شر در آفرینش واقعیتی انکار ناپذیر در باور عمومی آن دوران بود. همین مسئله جامعه ایرانِ پیش از اسلام را از خداپرستی خالص و توحید ناب دور ساخته بود.
الهه دانستن زنان ایرانی
یکی از ادعاهای نادرستی که برای توجیه رد اسلام از سوی خسرو پرویز مطرح شده، الهه دانستن دختران نزد ایرانیان باستان است؛ ادعایی که هیچ پشتوانه تاریخی و دینی ندارد. شواهد تاریخی و متون زرتشتی نشان میدهد که در دوره ساسانی، زنان نهتنها جایگاه الهی نداشتند، بلکه با تحقیر آمیز ترین رفتارها روزگار میگذراندند.
در برخی منابع زرتشتی، زن موجودی پست معرفی شده و شوهر مالک او به شمار میآمد. بهگونهای که اگر به زنی تجاوز میشد، این عمل تجاوز به «دارایی شوهر» تلقی میگردید و جریمه به شوهر پرداخت میشد. حتی فروش زن و فرزندان توسط مرد خانواده در شرایطی مانند فقر مجاز دانسته میشد.
احکام مربوط به زن حائض نیز بسیار توهینآمیز بود؛ از ناپاک دانستن غذا و آب در نزدیکی او گرفته تا ممنوعیت تماس با انسانها، طبیعت و حتی نگاه به عناصر مقدس. این احکام نشاندهنده نگاهی شدیداً تبعیضآمیز نسبت به زنان است.
از دیگر مظاهر ظلم، نگاه ابزاری به زنان و رواج چند همسری و حرمسرا در میان شاهان، موبدان و ثروتمندان بود، در حالی که بسیاری از مردان عادی با کمبود زن روبهرو بودند. به همین دلیل، قباد ساسانی حتی دستور به نوعی «اشتراک در همسر» داد.
همچنین رسم عجیب ازدواج زنان با مردگان وجود داشت؛ به این معنا که زن با مرد زنده ازدواج میکرد اما فرزندان به نام مرده ثبت میشدند و از او ارث میبردند. مجموع این شواهد بهروشنی نشان میدهد که ادعای الهه بودن زنان در ایران باستان، با واقعیتهای تاریخی فاصلهای بسیار زیاد دارد.
بررسی منابع نامه پیامبر به خسروپرویز
داستان نامهنگاری پیامبر اسلام با خسرو پرویز تنها در منابع اسلامیِ چند قرن پس از زمان پیامبر نقل شده و در منابع قدیمیتر مانند قرآن، متون ایران باستان و یا نوشتههای دیگر ملتها، اشارهای به آن دیده نمیشود. این مسئله باعث شده است که اعتبار تاریخی این روایت محل بحث باشد.
در منابع اسلامی، دو روایت اصلی درباره این ماجرا وجود دارد: روایت مشهور تاریخ طبری که بارها توسط مورخان بعدی مانند ابن بلخی و ابن اثیر تکرار شده، و روایت یعقوبی که کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
تاریخ طبری
بر اساس روایت طبری، پیامبر اسلام نامهای خطاب به خسرو پرویز فرستاد و او را به پذیرش اسلام دعوت کرد. خسرو پرویز نامه را پاره کرد و سپس به باذان، فرماندار ساسانی یمن، دستور داد دو نفر را نزد پیامبر بفرستد تا او را نزد شاه ایران بیاورند. این فرستادگان با پیامبر دیدار کردند و پیامبر ضمن دعوت آنان به اسلام، مرگ قریبالوقوع خسرو پرویز را پیشبینی کرد. پس از تحقق این پیشبینی، باذان و دیگر ایرانیان مقیم یمن مسلمان شدند.
در تاریخ طبری تنها به پاره شدن نامه اشاره شده و دلیلی برای این کار ذکر نشده است، اما در فارسنامه ابن بلخی آمده که خسرو پرویز از اینکه نام پیامبر پیش از نام او در نامه آمده بود خشمگین شد و به همین دلیل نامه را درید.
بهطور کلی، این روایتها همگی متکی بر نقلهای متأخر اسلامی هستند و در منابع غیر اسلامی یا معاصر با دوره ساسانی، اثری از چنین نامهنگاری دیده نمیشود.
تاریخ یعقوبی
یعقوبی یکی از منابع قدیمی اسلامی است که به ماجرای نامه پیامبر اسلام به خسرو پرویز اشاره میکند، اما برخلاف روایت مشهور طبری، گزارش متفاوتی نیز اورده است. یعقوبی علاوه بر اصل نامهنگاری، از پاسخ خسرو پرویز به پیامبر سخن میگوید.
بر اساس روایت یعقوبی، خسرو پرویز در پاسخ به نامه پیامبر، نامهای نوشت و آن را میان دو لایه حریر قرار داد و در میان آنها مُشک گذاشت. هنگامی که این نامه به دست پیامبر رسید، ایشان آن را گشود، مقداری از مشک را بویید و میان یاران خود تقسیم کرد، اما نامه را نخواند و فرمود که به حریر نیازی ندارد و این پوشاک، پوشاک او نیست. سپس پیامبر اعلام کرد که خسرو باید به دین اسلام درآید، وگرنه خود پیامبر و یارانش به سراغ او خواهند آمد و فرمان خداوند از هر چیز شتابانتر است. در نهایت، نامه بدون آنکه خوانده شود، بازگردانده شد و فرستاده نزد خسرو بازگشت.
یعقوبی در ادامه، بهصورت کوتاه، به روایت دیگری نیز اشاره میکند و مینویسد که «گفته شده» خسرو پرویز پس از دریافت نامه پیامبر، که بر تکهای چرم نوشته شده بود، آن را پاره کرد. لحن یعقوبی نشان میدهد که این روایت دوم را با قطعیت و سند محکم نقل نمیکند، زیرا روایت پاسخ خسرو را با جزئیات بیان کرده و روایت پاره کردن نامه را تنها در یک جمله و به صورت نقل قول غیرمستقیم آورده است. این شیوه نگارش نشان میدهد که حتی در زمان یعقوبی نیز روایتهای متفاوت و گاه متناقضی درباره این واقعه وجود داشته است.
نظر قرآن کریم
از سوی دیگر، در قرآن که معتبرترین منبع دینی و تاریخی اسلام به شمار میرود، هیچ اشارهای به نامهنگاری پیامبر با خسرو پرویز یا دیگر فرمانروایان جهان دیده نمیشود. این در حالی است که قرآن به برخی حوادث مهم تاریخی، مانند شکست رومیان از ایرانیان و پیشبینی پیروزی دوباره روم (سوره روم، آیات ۱ تا ۶)، به صراحت اشاره کرده است. با وجود این، نه از ارسال نامه به شاه ایران حرفی زده شده و نه از پیشبینی نابودی شاهنشاهی ساسانی.
این سکوت قرآنی، در کنار اختلاف روایتها در منابع تاریخی متأخر، این پرسش را مطرح میکند که چرا واقعهای که در تاریخنگاری اسلامی بعدی بسیار مهم جلوه داده شده، در قرآن هیچ اشارهای به آن نشده است؛ موضوعی که میتواند نشاندهنده شکلگیری تدریجی و آرام این داستان در سدههای بعد از صدر اسلام باشد.
سخن پایانی
بررسی تاریخی ماجرای نامه پیامبر اسلام (ص) به خسرو پرویز نشان میدهد که این روایت تنها در منابع اسلامیِ متاخر نقل شده و در قرآن، منابع ساسانی و نوشتههای مربوط به آن دوره اثری از آن دیده نمیشود. همچنین خود منابع اسلامی نیز روایتهای یکسانی ندارند، چنانکه گزارش طبری با روایت یعقوبی تفاوت دارد و یعقوبی به وجود نقلهای مخالف اشاره میکند.
از نظر سندی، گفتوگوهای نسبت داده شده به خسرو پرویز و فرستاده پیامبر پشتوانه تاریخی محکمی ندارد و از نظر محتوایی نیز بسیاری از ادعاهای مطرحشده با واقعیتهای جامعه ایران ساسانی همخوانی ندارد. سکوت قرآن در کنار این اختلافها، این احتمال مهم و بزرگ را تقویت میکند که داستان نامهنگاری بهتدریج در تاریخنگاری اسلامی شکل گرفته باشد.
بنابراین، این موضوع بیش از آنکه یک واقعه قطعی تاریخی باشد، به نگاه انتقادی، بررسی دقیق منابع و پرهیز از داوریهای شتابزده نیاز دارد.