در این مطلب از معراج النبی یکی از داستان های کوتاه ذکر شده در کتاب “مردان علم در میدان عمل” از سید نعمت الله حسینی را به شکل بازنویسی شده با شما به اشتراک گذاشتهایم. داستانی از نحوه کمک سید علی آقا قاضی به شخص مستمند.
سید علی آقا قاضی و خرید کاهوهای خراب!
«نقل شده است که فرد موثقی از عالمان شهر نجف در بازار شهر سید علی آقا قاضی صاحب کتاب المیزان را میبیند که در دکانی مشغول خرید کاهو بود؛ اما او بر خلاف دیگر مشتریان که کاهوی خوب را انتخاب میکردند کاهوی نامرغوب و آنچه که استفاده نمیشد را جدا میکرد و پول آن را حساب کرد و رفت. عالم که این حرکت آیت الله قاضی را دید به دنبال او رفت و وقتی که به او رسید گفت: چرا شما کاهوهای خوبی را انتخاب نکردید؟ صاحب المیزان گفت: فروشنده کاهو، فرد فقیری است؛ من قصد دارم به او کمک کنم. علاوه بر این نمیخوام شخصیت و حیثیت او خدشه دار شود نمیخوام به او پول مجانی بدهم تا به آن عادت کند. کاهوهایی که انتخاب کردم را کسی نمیخرد. پس آنها را برمیدارم و به او پول میدهم.»
این نکته و درس را میتوان برگرفته از سیره آل الله دانست که صاحب المیزان به خوبی آن را از بر کرده است. از زراره نقل شده که میگوید: مردی به نزد امام صادق علیه السلام رفت و عرض کرد: ای پسر پیامبر خدا، دست من ناسالم است و من نمیتوانم با آن خوب کار کنم و سرمایهای ندارم که با آن کاسبی کنم. من شخصی محروم و مستمند هستم.
امام در پاسخ به این شخص فرمود: کار کن و روی سر خودت بار بگذار و ببر و از مردم بی نیاز باش[1].
کلام آخر
در دستورات دین اسلام بیکار بودن، مفتخوری کردن و تکدی گری کردن و به طور کلی سربار مردم بودن بسیار نکوهیده شده است. از این رو شخصی که به امور و فرامین اسلامی گوش فرا میدهد در این راستا تلاش کرده و سببی برای تکدی گری نمی شود و کمک میکند آن فرد تلاش کرده و پول در آورد نه اینکه تنبل شود.
[1]محجه البیضاء، ج3، ص 143