کتاب “نخلستان مثل” نوشته رحمت پوریزدی، مجموعهای خواندنی از تشبیهها و تمثیلهای اهلبیت علیهمالسلام است که نویسنده در کنار آنها توضیحی کوتاه و در برخی موارد مَثَلی فارسی آورده است. مطالعه این کتاب فرصتی فراهم میکند تا با دریچهای تازه به حکمتهای ناب معصومین علیهمالسلام نگاه کنیم و بهرهای معنوی از آن ببریم. در این مطلب نیز بخشی از این تمثیلات ارزشمند را مرور خواهیم کرد.
اگر بخش نخست این مجموعه را مطالعه نکردهاید، پیشنهاد میکنیم “گزیدهای از نخلستان مثل” را هم بخوانید.
(آنچه در ادامه میخوانید، بازنویسی و نقل به مضمون روایتها و مَثَلهاست.)
گزیدهای از نخلستان مثل
- شیعیان و زنبور عسل
امام علی (ع): إِنَّمَا مَثَلُ شِيعَتِنَا مَثَلُ النَّحْلِ فِي الطَّيْرِ لَيْسَ شَيْءٌ مِنَ الطَّيْرِ إِلَّا وَ هُوَ يَسْتَضْعِفُهَا وَ لَوْ أَنَّ الطَّيْرَ تَعْلَمُ مَا فِي أَجْوَافِهَا مِنَ الْبَرَكَةِ لَمْ تَفْعَلْ بِهَا ذَلِكَ[1].
همانا مَثَل شیعیانمان همانند زنبور عسل در بین پرندگان است، هیچ پرندهای نیست جز اینکه او را (زنبور عسل) حقیر داند؛ ولی اگر پرندگان میدانستند که چه برکاتی در شکمش نهان است با او اینگونه رفتار نمیکردند.
“بدون شک عظمت و بزرگی هر چیزی به قد، قامت و صورت ظاهری آن نیست، بلکه به میزان منفعت رساندن آن است”
- استغفار و برگ درختان
امام رضا (ع): مَثَلُ الِاسْتِغْفَارِ مَثَلُ وَرَقٍ عَلَى شَجَرَةٍ تُحَرَّكُ فَيَتَنَاثَر[2]
مَثل توبه و استغفار همانند برگ روی درخت است که چون درخت تکانی میخورد، برگها ریخته و پراکنده میشوند.
شرح: توبه به درگاه خداوند موجب ریزش گناهان میشود گویی که آن فرد گناهی نکرده است. البته توبه چهار مرحله دارد که عبارتند از: قلب، زبان، عمل و عدم بازگشت به گناه. در واقع آدمی باید قلبی نخواهد که آن گناه را انجام دهد، زبانش به استغفار آشنا گردد و دائما استغفار کند، با عمل اگر که بر اثر آن گناه حق الناسی ایجاد شده آن را جبران نماید و دیگر به آن گناه برنگردد.
“این درگه ما درگه نومیدی نیست صد بار اگر توبه شکستی بازآ”
- فرزند ناخلف و انگشت اضافه!
منسوب به امیر مومنان: الوَلَدُ العاقِ كَالإصبعِ الزائدةِ إن تَرَكتَ شانَت وَ إن قَطَعَت آلمت[3]
فرزند ناخلف همچون انگشت اضافی است که اگر آن را رها کنی، عیب است و اگر قطع شود، درد به همراه دارد.
شرح: آدمی اگر که فرزند نافرمان خویش را از خود دور کند، دچار غم و غصه میشود (به سبب محبتی که بین والدین و فرزندان وجود دارد) و اگر که به حال خود رها کند، آبرو ریزی و خجالت را به دنبال خواهد داشت.
“زنان باردار ای مرد هشیار اگر وقت ولادت مار زایند … از آن بهتر به نزدیک خردمند که فرزندان ناهموار زایند”
- کودکی و علم و دانش
حضرت محمد (ص): مَثَلُ الَّذِي يَتَعَلَّمُ الْعِلْمَ فِي صِغَرِهِ كَالنَّقْشِ عَلَى الْحَجَرِ وَ مَثَلُ الَّذِي يَتَعَلَّمُ الْعِلْمَ فِي كِبَرِهِ كَالَّذِي يَكْتُبُ عَلَى الْمَاء[4]
مَثل آنکه در کودکی علم بیاموزد، همانند نقش بر روی سنگ باشد و آنکه در بزرگی دانشی فراگیرد همانند نوشتن بر آب است.
شرح: تحصیل علم در سنین پایین توصیه شده است زیرا کودکی همچون زمینی آماده کِشت است و دانشی که کسب میکند ماندگارتر است نسبت به یادگیری در سنین بالاتر. در بزرگ سالی این امکان وجود دارد که علم و دانش کم و بیش از حافظه پاک شود.
“درخت تو گر بار دانش بگیرد به زیر آوری چرخ نیلوفری را”
شما در این باره چه شعر و حدیثی به ذهنتان میرسد؟ در بخش دیدگاه ها با ما و دیگران به اشتراک بگذارید.
- دانشمند و سنگ
حضرت عیسی (ع): مَثَلُ عُلَمَاءِ السَّوْءِ مَثَلُ صَخْرَةٍ وَقَعَتْ عَلَى فَمِ النَّهَرِ لَا هِيَ تَشْرَبُ الْمَاءَ وَ لَا هِيَ تَتْرُكُ الْمَاءَ يَخْلُصُ إِلَى الزَّرْع[5]
مَثل علمای ناشایست مَثل سنگی است که بر دهانه رود میافتد که نه خود آب میآشامد و نه اجازه میدهد آب به کشتزار برسد.
شرح: سزاوار است به خویش نگاه کنیم تا در اثر غفلت به سنگی این چنین تبدیل نشویم. زیرا هم خود را از راه و رسم درست زندگی محروم میکنیم و هم دیگر افراد را از حیات حقیقی بی بهره خواهیم کرد.
- منافق و حنظل!
امیرمومنان علی (ع): مَثَلُ الْمُنَافِقِ كَالْحَنْظَلَةِ الْخَضِرَةِ أَوْرَاقُهَا الْمُرِّ مَذَاقُهَا[6]
مَثل شخص منافق همچون میوه حنظل است که برگهایش سبز است و طعم آن تلخ است.
شرح: فردی که منافق است دارای ظاهر و باطنی کاملا متفاوت است. از این رو به هندوانه ابوجهل تشبیه شده است که ظاهر سبزی دارد اما مزه آن تلخ است.
“ای بسا ریشِ سفید و دل چون قیر … ای بسا ریشِ سیاه و دلِ منیر”
- انفاق و ساقه گندم
قرآن کریم (بقره/261): مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ في سَبيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ في كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ.
مَثل کسانیکه مال خود را در راه خداوند انفاق میکنند همچون دانهای است که از آن هفت خوشه بروید و در هر خوشه، صد دانه باشد و الله تعالی از این مقدار هم برای هر آن کس که بخواهد بیفزاید و خداوند دارای رحمت بی انتهاست و به همه چیز دانا است.
شرح: در دفتر حساب الهی، میزان پاداش انفاق را کسی جز خداوند نمی داند. خداوند است که روزی دهنده است و اوست که می خواهد اینگونه به انفاق کننده لطف نماید. الله تعالی است که کاهی را کوهی می بخشد و دریای رحمتش نامتناهی است.
- امر به معروف و قطره دریا
حضرت علی (ع): مَا أَعْمَالُ الْبِرِّ كُلُّهَا وَ الْجِهَادُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ عِنْدَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنْ الْمُنْكَرِ إِلَّا كَنَفْثَةٍ فِي بَحْرٍ لُجِّي[7]
همه کارهای نیک و جهاد در راه خدا در مقابل امر به معروف و نهی کردن از منکر، همانند قطره ای در مقابل دریای مواج و وسیع است.
شرح: امر به خوبی و نهی از بدی، هر چیز نیک و هر چیز شر یا بد را شامل می شود. از مصادیق امر به نیکی می توان به ورزش کردن، غذای سالم خوردن، خوب سخن گفتن، مدارا نمودن و اهل گذشت بودن اشاره کرد و از مصادیق نهی از منکر و بدی میتوان غیبت نکردن، تهمت نزدن، سوء ظن نداشتن و ربا نخوردن را نام برد و هزاران کار بد کوچک و بزرگ.
در این نحوه برطرف کردن منکر تمثیلی از حجت الاسلام قرائتی وجود دارد که پرداختن به آن خالی از لطف نیست(نقل به مضمون است).
برخی اوقات گرد و غبار روی لباستان می نشیند و گاهی دوده. گرد و غبار با ضربه محکمی که به لباس می زنید برطرف می شود ولی اگر این ضربه به دوده زده شود علاوه بر اینکه دستتان سیاه می شود، دوده داخل بافت لباس می رود. دوده را با فوت کردن می توان از بین برد و غبار را با ضربه. پس هر منکری باید به شکلی خاص برطرف شود.
- تخته سنگ و مگس
رسول الله (ص): إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَيَرَى ذَنْبَهُ كَأَنَّهُ صَخْرَةٌ يَخَافُ أَنْ تَقَعَ عَلَيْهِ وَ إِنَّ الْكَافِرَ يَرَى ذَنْبَهُ كَأَنَّهُ ذُبَابٌ مَرَّ عَلَى أَنْفِه[8]
همانا فرد با ایمان گناه خویش را همانند تخته سنگ بزرگی میبیند که میترسد به رویش بیفتد و همانا شخص کافر گناه خویش را همچون مگسی مشاهده میکند که از جلوی بینیاش عبور میکند.
شرح: از عواملی که سبب میشود آدمی گناه کند، کوچک شمردن گناه است. شخصی که حقیقت گناه را بداند و آثار بسیار مخرب آن ها را به خوبی بشناسد از انجام آن حذر میکند.
- زنده در بین مردگان!
پیامبر اکرم (ص): الْعَالِمُ بَيْنَ الْجُهَّالِ كَالْحَيِّ بَيْنَ الْأَمْوَاتِ[9]
شخص عالم و دانا در بین مردم جاهل همانند زندهای است میان مردگان.
شرح: حیات حقیقی آدمی به علم و دانش است و افرادی که در پی کسب علم و دانش نیستند در واقع مرده به شمار می روند و شخص مرده را هیچ خاصیتی نیست.
“بُوَد معلومِ هر آزاده و بنده که نادان مرده و داناست زنده”
منبع:
[1] بحارالانوار، ج 65، ص75
[2] الکافی، ج2، ص54
[3] شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج2، ح 427
[4] منیه المرید، ص 225
[5] مجموعه ورام، ج ۱، ص ۸۴
[6] تصنیف غررالحکم و درر الکلم، ح ۱۰۴۸۱
[7] نهج البلاغه، حکمت 380
[8] مکارم الاخلاق، 460
[9] إرشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۶۵
آیه 41 سوره عنکبوت – ایمن سوید آموزشی
مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا ۖ وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ ۖ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ
مثَل کسانی که غیر از خدا را اولیای خود برگزیدند، مثَل عنکبوت است که خانهای برای خود انتخاب کرده؛ در حالی که سستترین خانههای خانه عنکبوت است اگر میدانستند!