در دل تاریخ اسلام، داستانهایی از شجاعت و دلاوری بزرگترین فرماندهان مسلمانان به ثبت رسیده است که هر کدام در نوع خود بینظیر و الهامبخش است. یکی از درخشانترین این داستانها، غزوه ذات السلاسل است؛ نبردی که در آن امام علی (ع)، با شجاعت و تدبیر بیهمتا، به عنوان تنها فرماندهای که توانست دشمنان را به شکست بکشاند، نمایان شد. در این نبرد، امام علی (ع) با قدرت ایمان و فطرتی قوی، بار دیگر عظمت خود را به اثبات رساند و نشان داد که در میدانهای جنگ، تنها شجاعت نیست که تعیینکننده است، بلکه تدبیر و حکمت نیز از ارکان اصلی پیروزی است.
و اما شرح غزوه ذات السلاسل:
غزوه ذات السلاسل در هشتمین سال هجری، پس از فتح خیبر و قبل از فتح مکه، اتفاق افتاد. شبی در مدینه، پیامبر اسلام (ص) خبری را دریافت کردند به این مضمون که قبایل بَلی و قُضاعه در وادی رمل جمع شدهاند تا در وقت درست، به مدینه حمله کنند. این حمله، تهدیدی جدی برای به شمار می رفت. از این رو پیامبر (ص) که نمیخواست در برابر این تهدید ساکت بماند و مسلمانان را با جنگ و … در شهر مدینه رو به رو کند، تصمیم گرفت به سرعت اقدام کرده و سپاهی به سوی دشمن در وادی رمل روانه کند.
پس پیامبر خدا مسلمانان را جمع کرد و آن ها را از این خبر مطلع نمود و از آن ها خواست تا افرادی که می توانند در جنگ حضور داشته باشند اعلام آمادگی کنند. گفته شد که تعدادی از مهاجران و انصار اعلام آمادگی کردند و از رسول خدا خواستند که برایشان فرماندهی انتخاب کند.
در ابتدا، پیامبر اکرم (ص) ابوبکر را برای فرماندهی سپاه انتخاب کرد. ابوبکر با تعدادی از افراد آماده برای جنگ، به سمت دشمن حرکت کرد، اما در میانه راه و در مواجهه با دشمن، به نتیجهای نرسیدند و پس از چند روز به مدینه بازگشتند. پیامبر (ص) که از این نتیجه ناامید نشده بود، این بار عمر بن خطاب را برای ادامه ماموریت اعزام کرد. اما باری دیگر، سپاه اسلام نتوانست به پیروزی دست یابد و به مدینه برگشت.

حضرت محمد (ص) این بار عمرو بن عاص را به فرماندهی سپاه منصوب کرد. گفته شده عمرو بن عاص با تدابیر هوشمندانهای به میدان رفت، اما حتی او هم از مواجهه با تعداد زیاد دشمن نگران شد و از پیامبر (ص) درخواست نیروی کمکی کرد … اما همچنان پیروزی حاصل نشد.
همه چیز با آمدن امام علی (ع) تغییر کرد. پیامبر (ص) تصمیم گرفت این بار پرچم را به دست علی (ع) بسپارد؛ کسی که نه تنها در میدانهای جنگ، بلکه در تمام عرصهها، به عنوان نمونهای از شجاعت و حکمت شناخته میشد. با تدابیر نظامی خاص امام علی (ع) و شجاعت بینظیر او، دشمنان یکی پس از دیگری شکست خوردند و این نبرد به پیروزی بزرگ مسلمانان تبدیل شد. در واقع امام علی علیه السلام از راهی ناشناخته سپاه را به سمت دشمن برد. او امر نمود که سپاهیان در شب حرکت کنند و در روز مخفی شوند و به استراحت بگذرانند تا شناسایی نشوند. ایشان زمانی که سپاه به نزدیکی محل استقرار دشمن رسید دستور داد تا دهان اسب ها بسته شود و سر و صدای آن ها باعث آگاهی دشمنان نشود و در زمان مناسب، که دشمن گمان نمی کرد حمله ای صورت بگیرد به دشمنان حمله کردند. به علت عدم آمادگی غنیمت های خوبی را مسلمانان به دست آورند و عده ای نیز پس از نبرد به اسارت گرفته شدند.
نکاتی درباره ذات السلاسل
- گفته شده در این نبرد اسرا با طناب به یکدیگر بسته شدند، به گونه ای که همانند یک زنجیر به هم پیوسته بودند (زنجیره ای از آدم ها). زنجیر در عربی “سلسله” است و به همین دلیل این جنگ به ذات السلاسل شهرت پیدا کرد.
- در منابع اهل سنت جنگ به صورتی دیگر روایت شده و فرمانده موفق جنگ، عمرو بن عاص گفته شده است.
- همچنین بیان شده که در این نبرد عمرو بن عاص چون با دیدن تدابیری که علی علیه السلام اندیشیده بود، پیروزی را قطعی می دانست، در صدد ایجاد کارشکنی و بر هم زدن نظم سپاه بود اما مسلمانان او را برای محقق کردن چیزی که در سر داشت همراهی نکردند.
کلام آخر
غزوه ذات السلاسل تنها یک پیروزی نظامی نبود؛ بلکه نمادی از ایمان قوی، تدبیر صحیح و شجاعت بینظیر در میدان نبرد بود. در این نبرد، امام علی (ع) بار دیگر نشان داد که نه تنها در جنگها، بلکه در تمامی عرصهها، به عنوان یک پیشوای عظیم اسلامی شناخته میشود.
گفته شده که سوره عادیات در این باره است
سوره عادیات – سعد الغامدی