در ادامه آیاتی که در بخش قبل تفسیر شدند به تفسیر آیات بعدی می پردازیم. در آيات اول تا چهارم پس از آنکه انسان ها به دو گروه شکر گزار و کفور یا همان کفران کننده نعمات تقسیم شدند، به مجازات سخت کفران کنندگان اشاراتی شد. حال و در آیه های مورد بحث از پاداش انسان هایی که شکر گزار هستند سخن به میان آمده است.
تفسیر آیاتی از سوره انسان
در آیه پنجم خداوند میفرماید: همانا نیکان از جامی می نوشند که با عطری خوش آمیخته است(ان الابرار یشربون من کاس کان مزاجها کافورا).
واژه ابرار جمع بر(بر وزن رب) است و در اصل به معنای گستردگی است. به همین دلیل است که صحراهای بزرگ را “بر” می نامند؛ و از آنجا که اعمال افراد نیک کردار در نتایج گستردهای در جامعه دارند، این کلمه برای آن ها به کار می رود، و “بر” به کسر حرف “ب” به معنای نیکوکاری است.
برخی گفته اند که تفاوت میان آن و خیر در این است که “بر” به معنی نیکی همراه با توجه است. این در حالی است که خیر معنای اعمی دارد.
کلمه کافور در لغت معناهای مختلفی دارد که یکی از آن ها بوی خوش است. علاوه بر این گیاهی خوشبو می باشد. یکی دیگر از معانی آن همان کافوری است که بوی تندی دارد و برای مصارف طبی مثل ضدعفونی کردن از آن استفاده می کنند.
در هر صورت آیه پنجم نشان می دهد که این نوع شراب طهور بهشتی بسیار معطر و خوش بو می باشد که ذائقه و شامه هر دو از آن لذت می برند.
البته برخی مفسران ییان کردند که کافور یکی از چشمه های بهشتی است. این تفسیر با تعبیری که به کار رفته (کان مزاجها کافورا) یعنی آمیخته شده با کافور سازگاری ندارد.
همچین به سبب اینکه واژه کافور از ماده کفر به معنای پوشش است برخی از متخصصان در حوزه لغت مثل راغب نویسنده مفردات بر این باور هستند که انتخاب این نام به دلیل آن است که میوه درختی که از آن ماده کافور گرفته می سود در غلاف ها پوشیده شده است. بعضی نیز تعبیر کافور را به سفیدی فوق العاده و خنک بودن آن ارتباط داده اند.
ولی در کل تفسیر اول مناسب تر به نظر می رسد. به ویژه این که گاهی کافور هم ردیف با مشک و عنبر آورده می شود که از بهترین بوها می باشند
در ادامه خداوند می فرماید: آن جام از چشمه ای اس که همیشه بنده های خدا از آن می نوشند و آن را به دلخواه خود هر گونه که بخواهند جاری می کنند (عینا یشرب بها عباد الله یفجرونها تفجیرا (6)). خداوند در این آیه در واقع به چشمه ای که این جام طهور از آن پُر می شود اشاره می کند. این چشمه آنچنان در اختیار نیکان و عباد الله است که هر جا اراده نمایند از همانجا سر بر می آورد. جالب اینکه در حدیثی از امام محمد باقر (ع) در توصیف آن آمده است: این چشمه ای است در خانه رسول خدا که از آن جا به خانه دیگر انبیاء و مومنان جاری می گردد (هی عین فی دار النبی (ص) تفجر الی دور الانبیاء و المومنین).

آری! همانگونه که در این جهان علم و رحمت از خانه حضرت محمد (ص) به سمت بندگان خدا و ابرار سرازیر می شود در سرای آخرت نیز که تجسم عظیمی از این برنامه است چشمه شراب طهور خداوند از همین خانه وحی می جوشد و شاخه هایش به خانه های اهل ایمان سرازیر می شود.
واژه یفجرون از ریشه فجر و از ماده تفجیر است که به شکافتن وسیع معنا می شود. حال این شکافتن خواه شکافتن زمین باشد یا چیز دیگر. و به سبب آنکه نور صبح انگار که پرده شب را می شکافد به آن فحر می گویند. به شخص فاسق نیز به این دلیل فاجر گویند که پرده حیا و پاکی را دریده و از راه حق خارج گشته است.
در آیه ششم این کلمه برای شکافتن زمین به کار رفته است.
لازم به ذکر است که در بین نعمات بی شمار بهشتی که در سوره انسان به آن ها اشاره شده، اولین نعمت، شراب طهور معطر خاص گفته شده است و این شاید بدان سبب باشد که بعد از فارغ گشتن از حساب روز جزاء در اولین قدمی که در بهشت بر می دارند با نوشیدن از این شراب هر گونه ناراحتی و ناخالصی را از درون جان خویش می شویند و از عشق حق سرمست، به استفاده از دیگر موهبت های بهشتی می پردازند.
در آیات بعدی خداوند به اعمال و اوصاف نیکان می پردازد. او با بیان پنج ویژگی دلیل شایستگی آن ها به استفاده از این نعمات بهشتی بی نظیر را توضیح می دهد.
در آیه هفتم آمده است: آنان به نذر خویش وفا می کنند و از روزی که عذاب و شر آن گسترده است هراسناکند (یوفون بالنذر و یخافون بوما کان شره مستطیرا (7)).
“یوفون” و “یخافون” و جملات پس از آن که همه هم به شکل فعل مضارع آمده اند نشان می دهند که این برنامه مستمر و همیشگی آن ها می باشد.
البته همانطور که در شأن نزول آمده مصداق اتم و اکمل این آیه ها امام علی علیه السلام، حضرت فاطمه (س) و فرزندانشان امام حسن و حسین علیهم السلام است که نذر خویش را درباره روزه گرفتن سه روز ادا نمودند و جز با آب افطار نکردند و دلشان از خوف خداوند و خوف قیامت مملو بود.
آخرین واژه آیه هفتم سوره انسان “مستطیرا” است. مستطیر در معنای گسترده و پراکنده است و به عذاب های مختلف و گسترده روز قیامت اشاره می کند. در هر صورت، زمانی که آن ها به نذرهایی که بر خود واجب کرده اند وفا نمایند و به طریق اولی واجباتی که خداوند مشخص کرده را محترم شمرده و برای انجامشان تلاش می کنند.
و اما ترس آن ها از آن روز بزرگ به ایمان آن ها به موضوع معاد از اصول دین و احساس مسئولیت شدید در مقابل دستور الهی است. آن ها به یقین درباره معاد رسیده و به تمامی کیفرهای بدکاران در آن روز ایمان دارند و اثر این یقین و ایمان در اعمالشان به طور کامل مشهود است(در این آیه ترس و وفای به عهد دو ویژگی منحصر به فرد نیکان به شمار می روند).
الله تعالی در ادامه به سومین ویژگی این گروه می پردازد. در آیه هشتم از سوره آمده است: آنان غذای خویش را در حالی که به آن نیازدارند و دوست دارند به مسکین، یتیم و اسیر می دهند (ویطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا(8)).
اطعام نمودن آن ها ساده نیست. اطعام آن ها با ایثار در حالی که به آن نیاز شدید دارند همراه است. از سوی دیگر اطعام آنان گسترده است که انواع نیازمندان را از مسکین، یتیم و اسیر شامل می گردد و به این ترتیب، رحمت آنان عام و خدمتشان گسترده و وسیع است.
ضمیر در “علی حبه” به طعام بر می گردد و به این معنا می باشد که با وجود علاقه ای که به آن طعام داشتند آن را انفاق می کنند و به این ترتیب شبیه به چیزی می شود که خداوند در آیه 92 سوره آل عمران به آن اشاره کرده است: هیچ گاه به حقیقت نیکوکاری دست پیدا نمی کنید تا آنچه که دوست دارید را انفاق نمایید.
برخی از مفسران نیز گفته اند که ضمیر به “الله” بر می گردد که در آیه های گذشته آمده است و به این معنا می شود که به عشق پرودگار غذا را اطعام می کنند اما با توجه به چیزی که در آیه نهم خواهد آمد، معنای اول درست تر به نظر می رسد.
معنای مسکین، یتیم و اسیر کاملا واضح است، ولی در اینکه این اسیر به کدام اسیر اشاره دارد در میان مفسران بحث است.
بسیاری بیان کردند مقصود اسیرانی است که از مشرکان و کفار می گرفتند و به قلمرو اسلامی مثلا مدینه آورده می شدند.. برخی نیز گفته اند که ممکن است به بردگانی اشاره داشته باشد که اسیر دست مالک خود هستند. برخی نیز آنان را به زندانیانی تفسیر کرده اند. ولی با این وجود تفسیر نخست مناسب تر و مشهودتر است.
سوالی که در اینجا پیش می آید این است که عموما اسرا در زندان هستند؛ پس چگونه برای تامین غذا به درب خانه آمده اند؟ با دقت در تاریخ پاسخ روشن است. در دوران رسول خدا (ص) به طور مطلق زندان وجود نداشت. حضرت اسیران را در میان مسلمانان تقسیم می کرد تا مراقب آن ها باشند. همچنین نیکی کردن به آن ها را سفارش می کرد. گاهی مسلمانان نمی توانستند غذای این افراد را تامین کنند؛ پس از دیگر مسلمانان برای اطعام کمک می گرفتند. مسلمانان اسیرانی که در دست داشتند را به همراه خود یا بدون خود به سراغ دیگر مسلمانان می فرستادند تا به آن ها کمک شود زیرا در آن دوران مسلمانان در مضیقه و سختی بودند.
البته باید یاد آور شد که با گسترش حکومت اسلامی، ازدیاد اسرا و همچنین بالا رفتن جرم زندان ها شکل گرفتند.
در هر صورت بر اساس این آیه مشخص می شود که یکی از بهترین اعمال اطعام محرومان و نیازمندان است خواه آن نیازمند مسلمان باشد یا نه.
سوره انسان – عبدالباسط