تفسیر سوره مطففین – بخش هشتم

تفسیر سوره مطففین

در مطلب «تفسیر سوره مطففین – بخش هفتم» تفسیری از پنج آیه 24 تا 28 سوره بیان شد. در این آیات خدای متعال به شرح برخی از نعمات بهشتی برای ابرار یا همان نیکوکاران پرداخته است و صورت‌ آن‌ها را مملو از سرور و نشاط گفته است. در ادامه که آیات مورد بحث در این مطلب هستند خداوند رنج و زحمت این افراد در دنیا را به تصویر کشیده است. اشاره به زحمات این افراد برای آن است که آشکار شود هیچ چیز بدون حساب نیست حتی آن پاداش‌های عظیم.

آیه‌های 29 تا 31 سوره مطففین

إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ ﴿۲۹﴾

وَ إِذَا مَرُّوا بِهِمْ يَتَغَامَزُونَ ﴿۳۰﴾

وَ إِذَا انْقَلَبُوا إِلَى أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَكِهِينَ ﴿۳۱﴾

تفسیر سوره مطففین
تفسیر سوره مطففین

تفسیر آیات 29 تا 31

برای آیه‌های بیست و نهم به بعد مفسران دو شأن نزول را بیان کردند:

  • اول این‌که در یکی از روزها حضرت علی (ع) و گروهی از مومنان از کنار جمعی از کافران مکه عبور کردند. کفار به امیر مومنان (ع) و مومنان خندیده و آن‌ها را مسخره کردند. پس این آیات نازل شدند و فرجام کافران استهزاء کننده مشخص گردید.

در کتاب شواهد التنزیل از این عباس این گونه نقل شده است: مقصود از ابتدای آیه 29 (ان الذین اجرموا) منافقان قریش و منظور از (الذین امنوا) علی (ع) و یاران او است.

  • دوم اینکه آیه‌های مورد بحث در ارتباط با افرادی نظیر عمار، خباب، بلال، صهیب و دیگر مومنان فقیر است که توسط مشرکان قریش همچون ابوجهل، عاص بن وائل و ولید بن مغیره مورد تمسخر قرار گرفته‌اند.

در هر صورت جمع میان این دو شأن نیز ممکن است.

و اما در تفسیر این آیات آمده است[1]:

در آیه‌های مورد بحث خداوند به موضع‌گیری و برخورد زشت کافران با اهل ایمان سخن می‌گوید و عکس العمل کافران در مقابل مومنان را بازگو می‌کند.

در آیه 29 آمده است: کافران و بدکاران همواره از مومنان می‌خندیدند.

خنده کفار، خنده‌ای تمسخر آمیز بود. خنده‌ای بود که تحقیر طرف مقابل در آن مشهود بود. این خنده ناشی از سرکشی، غرور، کبر و غفلت است. همواره آنان که سبُک سر و مغرور هستند در مقابل مومنان چنین خنده‌ای داشته‌اند.

خدای متعال در این آیه از واژه «اجرموا» استفاده کرده است. استفاده از این تعبیر نشان دهنده این امر است که آنان که کافر هستند را می‌توان از کردار ناشایست و گناهانشان شناخت زیرا کفر منشاء جُرم و سرکشی است.

در آیه 30 خداوند دومین برخورد زشت اهل کفر را می‌گوید. خداوند می‌فرماید: و زمانی‌که مشرکان از کنار گروه مومنان عبور می‌کنند آنان را با اشاره چشم و ابرو به استهزاء می‌گیرند.

کافران با این اشارات بیان میکنند که این بی سر و پاها را نظاره‌گر باشید که از مقربان درگاه احدیت شده‌اند. این‌ها را ببینید. آستین لباسشان پاره است و پا برهنه هستند آن وقت ادعا دارند که وحی الهی بر آن‌ها نازل می‌شود. این گروه نادان را به تماشا بنشینید؛ این‌ها معتقد هستند استخوانی که پوسیده و خاک شده است باری دیگر زنده می‌شود! و …

به نظر می‌آید که خنده آشکاری که مشرکان می‌کند، برای وقتی بوده که اهل ایمان از کنار آن‌ها رد می‌شدند. همچنین اشارات آن‌ها برای زمانی بوده که بر عکس آن‌ها از کنار مومنین می‌گذشتند و چون‌که در میان جمع به راحتی نمی‌توانستند مومنان را به استهزاء بگیرند، پس با علامت و اشاره موضوع را به یکدیگر می‌فهماندند. اما جایی که جمع اهل کفر و شرک بود و مسلمان یا مسلمانانی عبور می‌کردند، جسارتشان بیش‌تر بوده است.

آیه اول سوره مطففین
آیه اول سوره مطففین

واژه «یتغامزون» از «غمز» بر وزن طنز گرفته شده است که در معنای اشارات به کمک چشم و دست به چیزی است که مورد عیبجویی قرار می‌گیرد.

البته گاهی این کلمه در معنی هر نوع عیبجویی نیز استفاده می‌شود هر چند که با زبان باشد نه اشاره. همچنین تعبیر به تغامز که بر وزن تفاعل است دلیلی بر این امر است که تمامی آنان در برابر یکدیگر در این کار مشارکت داشتند، هر کدام از آن‌ها با اشاره‌ای به دیگری چیزی را حالی می‌کرد که تمامی آن چیزها تمسخر آمیز است.

این موارد همه در برخورد آنان با اهل ایمان است. آن‌ها در جلسات خصوصی خود نیز همین برنامه را بازگو می‌کنند و غیابا به تمسخر می‌پردازند. همانطور که در آیه 31 آمده است: زمانی‌که به خانواده خویش بازمی‌گشتند خندان و شاد بودند و از آن‌چه که انجام داده‌اند، خوشحالی نموده و مسرور هستند. انگار که پیروزی نصیب آنان شده که فخر فروشی می‌کنند و باز هم در غیاب، همان استهزا و مسخره کردن ادامه پیدا می‌کند.

کلمه «فاکهین» جمع واژه «فکه» است که صفت مشبهه‌ای است که بر خشن است. در حقیقت از فکاهه که بر وزن قباله است و در معنای مزاح نمودن و خندیدن است گرفته شده است. البته اصل آن به فاکهه که میوه است بر می‌گردد. انگار که این شوخی‌ها و خندیدن‌ها همانند میوه‌هایی است که دیدن، بوییدن و خوردن آن لذت می‌برند. ناگفته نماند که به مکالمه شیرین و دوستانه فکاهه گویند.

در این آیه کلمه «اهل» دیده می‌شود. اهل عمدتا در معنای خانواده و خویشاوندان نزدیک است اما احتمال می‌رود که در این آیه معنای گسترده‌تری داشته باشد و دوستان نزدیک را نیز شامل شود.

منبع:

[1] تفسیر نگاشته شده بر اساس تفسیر نمونه است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *