تفسیر سوره مطففین- بخش چهارم

تفسیر سوره مطففین

سوره مطففین یکی از سوره‌های مکی قرآن کریم است. این سوره در جزء سی قرآن کریم قرار دارد و متشکل از 36 آیه کوتاه است. سوره مطففین پس از سوره عنکبوت و قبل از سوره بقره بر پیامبر (ص) نازل شده است و بر اساس ترتیب نزول هشتاد و ششمین سوره می‌باشد. از اهداف نزول این سوره می‌توان به تهدید و انزار کم فروشان به این امر که روز قیامتی برای جزاء است و آنان مبعوث می‌گردند تا حسابرسی انجام شود، اشاره کرد. در مطالب پیشین به تفسیر آیات اول تا دهم سوره پرداختیم، حال و در ادامه به تفسیر آیاتی دیگر خواهیم پرداخت.

تفسیر سوره مطففین
تفسیر سوره مطففین

آیات 11 تا 14 سوره مطففین

الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ ﴿۱۱﴾

وَ مَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ ﴿۱۲﴾

إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿۱۳﴾

كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿۱۴﴾

تفسیر آیات 11 تا 14

در آیه دهم که در مطلب «تفسیر سوره مطففین-بخش سوم» تفسیرش بیان شد، خداوند متعال به فرجام شوم آن‌هایی که تکذیب کننده بودند اشاره آشکاری نمود. حال و در آیات مورد بحث به معرفی این افراد می‌پردازد. در آیه یازدهم خداوند میفرماید: آنان کسانی هستند که روز جزا را منکر شده و تکذیب می‌کنند، سپس اضافه می‌کند: و تنها کسانی تکذیب کننده روز جزا هستند که متجاوز و گنهکار هستند.

این آیات نشان می‌دهند که ریشه تکذیب قیامت، تفکر، استدلال یا منطق نیست، بلکه آن گروه از انسان‌ها که می‌خواهند همواره به تجاوزها ادامه دهند و در معاصی غوطه ور باشند، قیامت را تکذیب می‌کنند. واژه «اثیم» صفت مشبهه می‌باشد و دلالت بر ادامه و استمرار گناه دارد.

در واقع آن‌ها می‌خواهند بدون هیچ احساس مسئولیتی و به گمان خود در نهایت آزادی و به دور از هر نوع فشار و عذاب وجدان به افعال زشت خود ادامه دهند و قانونی را به رسمیت نشناسند. این همانند چیزی است که خداوند در آیه پنجم سوره قیامت به آن اشاره کرده است؛ حق تعالی در آن آیه می‌فرماید: بلکه آدمی می‌خواهد در آینده عمر خود مسیر فجور را در پیش گیرد به همین دلیل قیامت را منکر می‌شود.

و به این ترتیب همانطور که اعتقاد در عمل موثر است، اعمالی که آلوده هستند در شکل گیری باورها تاثیر می‌گذارند (این معنا در تفسیر آیه‌های بعدی آشکارتر خواهد بود).

در آیه بعدی خداوند به وصف تکذیب کنندگان روز قیامت پرداخته و می‌فرماید: آن هنگام که آیات ما بر او تلاوت می‌شود گوید: این همان افسانه‌ها و مطالب بی اساس گذشتگان می‌باشد.

آنان علاوه بر این‌که متجاوز و گناهکار هستند آیه‌های خداوند را نیز به سخره می‌گیرند و آن را افسانه‌ای خیالی و بی ارزش همچون آن‌چه که از دوره‌های نخستین یادگار مانده است، قلمداد می‌کنند و به این بهانه می‌خواهند در مقابل آیات الهی از خود سلب مسئولیت کنند.

سوره مطففین
سوره مطففین

در آیات دیگری از قرآن نیز آمده که گنهکاران جسور برای آن‌که از اجابت کردن دعوت خداوند فرار نمایند به همین بهانه که این گفته‌ها (آیات قرآن) بی ارزش و موهوم هستند و همچون گفتار پیشینیان است متوسل می‌شدند. آیه 5 سوره فرقان و آیه 17 سوره احقاف از جمله این آیات می‌باشند.

برخی از مفسران بیان نمودند که آیه مورد بحث در ارتباط با پسر خاله پیامبر (ص)، نضر بن حارث بن کلده، از سران کفر، نازل شده است اما مشخص است که نزول یک آیه در رابطه با فرد یا مورد خاص مانعی برای این نیست که در ارتباط با دیگر افراد صادق نباشد.

در هر صورت همواره افراد طغیانگر برای رهایی از عذاب وجدان و اعتراضات مردم حقیقت جو، بهانه‌های واهی ایجاد می‌کنند. و آن‌چه که مایه تعجب است این است که آن‌ها معمولا برنامه‌ای هماهنگ و یکنواخت برای این امر داشته‌اند انگار که در طول تاریخ آن را در گوش یکدیگر فرو کرده‌اند.

در آیه بعد حق تعالی باری دیگر به ریشه سرکشی و طغیان این افراد اشاره نموده و می‌فرماید: این‌گونه نیست که آنان گمان می‌کنند بلکه اعمال بد آن‌ها همانند زنگاری بر قلوبشان نشسته و از درک حقیقت باز مانده‌اند.

این تعبیر، تعبیر تکان دهنده‌ای است. اعمال این افراد زنگار بر قلوب آن‌ها ایجاد می‌کند؛ زنگاری که نور و صفای فطری دل‌ها را از میان بر می‌دارد و به همین دلیل است که رخ حقیقت که همانند آفتاب روشن و پُر نوراست هیچ وقت در آن باز تابیده نمی‌شود و پرتو انوار وحی الهی در آن منعکس نمی‌گردد.

واژه «رَانَ» برگرفته از ماده «رین» بر وزن «عین» است. راغب در کتاب مفردات درباره این کلمه می‌گوید: همان زنگاری می‌باشد که بر روی اشیاء قیمتی می‌نشیند و به گفته برخی دیگر از اربابان لغت پوسته قرمز رنگی است که در اثر رطوبت هوا بر روی آهن و نظیر آن ایجاد می‌شود که در فارسی زنگ یا زنگار است. این پوسته عموما نشانه‌ای از ضایع شدن و پوسیدن آن فلز و در ادامه از میان رفتن شفافیت آن است.

گاهی این واژه در معنای غلبه و مسلط شدن چیزی بر چیز دیگر است یا افتادن در امری که راه رهایی از آن نیست؛ البته که این معانی نیز لازمه همان معنی اصلی کلمه است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *