سلفیه یا سلفی گری چیست؟

سلفی گری

سلفیه و سلفی گری از جریان‌های فکری و مذهبی در میان اهل سنت است که شناخت آن، برای درک قسمتی از تحولات فکری و اجتماعی جهان اسلام اهمیت زیادی دارد. این جریان با تاکید داشتن بر بازگشت به شیوه و آموزه‌های مسلمانان نخستین، بر این باور است که بسیاری از مشکلات جامعه اسلامی را می‌توان با پیروی از روش «سلف صالح» و بازگشت به منابع اولیه دین برطرف کرد. سلفیان با استناد به برخی آیات و روایات، به‌ویژه روایات مربوط به فضیلت نسل‌های نخست مسلمانان، برای فهم و تفسیر دین در دوره‌های ابتدایی اسلام جایگاه ویژه‌ای در نظر گرفته‌اند. در این مقاله، ضمن آشنایی با مفهوم سلفیه و سلفی گری، مبانی فکری، ویژگی‌ها و دیدگاه‌های این جریان و تفاوت آن با دیگر جریان‌های فکری اسلامی می‌پردازیم همراه ما باشید.

آشنایی با سلفیه و سلفی گری

سلفیه یکی از جریان‌های فکری در بین اهل سنت است که پیروان آن معتقد هستند برای فهم صحیح اسلام باید به روش و سیره سلف صالح؛ یعنی پیامبر اکرم (ص)، صحابه و تابعین (در برخی بیان‌ها نسل‌های نخست پس از آنان)، مراجعه کرد و مطالب و تعالیم دینی را بر اساس برداشت آنان تفسیر و اجرا کرد. سلفی‌ها قرآن کریم و سنت پیامبر (ص) را اصلی‌ترین منابع شناخت دین می‌دانند و بر این باور و عقیده هستند که مسلمانان باید از هرگونه برداشت یا عملی که از نگاه آنان با روش سلف سازگار نیست، دوری کنند.

پیدایش و شکل‌گیری سلفی گری

ریشه‌های فکری سلفی گری را می‌توان در جریان‌های اهل حدیث در سده‌های نخست اسلامی جست‌وجو کرد؛ جریان‌هایی که بر پایبندی به قرآن و سنت و پیروی از روش مسلمانان نخستین تأکید داشتند و نسبت به برخی روش‌های کلامی و فلسفی موضع انتقادی نشان می‌دادند. با گسترش مباحث کلامی و شکل‌گیری دیدگاه‌های مختلف درباره مسائل اعتقادی، گروهی از عالمان اهل‌سنت بر اهمیت بازگشت به نصوص دینی و فهم نسل‌های نخست مسلمانان تأکید بیشتری کردند.

احمد بن حنبل، عالم اهل‌سنت و از چهره‌های اصلی جریان اهل حدیث، یکی از مهم‌ترین پیشینه‌های فکری سلفی گری به شمار می‌رود. او بر پایبندی به قرآن و سنت تأکید داشت و در برابر برخی شیوه‌های کلامی رایج در زمان خود موضع انتقادی داشت. اندیشه‌های او بعدها در سنت حنبلی و در شکل‌گیری برخی دیدگاه‌های سلفی مورد توجه قرار گرفت.

چند قرن بعد، ابن‌تیمیه، عالم حنبلی قرن هفتم و هشتم هجری، بسیاری از مباحث مربوط به بازگشت به قرآن و سنت و پیروی از روش سلف را در آثار خود بسط داد. او با برخی برداشت‌های کلامی، فلسفی و صوفیانه مخالفت کرد و بر پایبندی به نصوص دینی و فهم سلف تأکید داشت. اندیشه‌های ابن‌تیمیه بعدها تأثیر قابل توجهی بر شماری از جریان‌های سلفی گذاشت.

در قرن دوازدهم هجری، محمد بن عبدالوهاب در منطقه نجد عربستان جنبشی دینی را با تأکید بر توحید، بازگشت به قرآن و سنت و مبارزه با آنچه بدعت و شرک می‌دانست، شکل داد. این جنبش با ائتلاف محمد بن عبدالوهاب و محمد بن سعود پیوند سیاسی پیدا کرد و بعدها در منابع مختلف با عنوان «وهابیت» شناخته شد. اندیشه‌های این جریان با برخی مبانی سلفی، به‌ویژه اندیشه‌های ابن‌تیمیه، ارتباط داشت؛ با این حال، سلفی گری و وهابیت را نباید کاملاً مترادف دانست.

در دوره معاصر نیز اندیشه‌های سلفی در مناطق مختلف جهان اسلام گسترش یافت و به شکل‌گیری جریان‌های متنوعی انجامید. به همین دلیل، سلفی گری امروزی یک جریان یکدست نیست و میان شاخه‌های مختلف آن، از جریان‌های علمی و دعوتی گرفته تا جریان‌های سیاسی و جهادی، تفاوت‌های قابل توجهی وجود دارد.

دو اصل رایج در سلفی گری

تفکر سلفی گری بر دو اصل اساسی استوار است. اول بازگشت به شیوه و سبک زندگی پیامبر و الگو قرار دادن فهم مسلمانان اولیه از قرآن و سنت، و دوم، مبارزه با بدعت؛ به این معنا که هر عقیده، رفتار یا روشی را که از نظر آنان پس از دوران سلف پدید آمده و ریشه‌ای در قرآن و سنت نداشته باشد، مردود و غیر قابل قبول است.

سلفی گری معاصر؛ زمینه‌ها و اهداف

سلفی گری در دوره معاصر یک جریان یکدست و واحد نیست و شاخه‌ها و گرایش‌های مختلفی را دربرمی‌گیرد. در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، برخی جریان‌های اصلاح‌طلب اسلامی نیز بر بازگشت به قرآن و سنت، مبارزه با جمود فکری و رهایی از تقلید تأکید داشتند. محمد عبده و برخی متفکران اصلاح‌طلب آن دوره در این جریان فکری نقش مهمی داشتند؛ با این حال، یکسان دانستن اصلاح‌طلبی اسلامی آن دوره با سلفی گری معاصر، در پژوهش‌های جدید محل بحث است.

سید جمال و محمد عبده معتقد بودند ریشه مشکلات مسلمانان در خود اسلام نیست، بلکه عواملی مانند جمود فکری، تقلید کورکورانه، اختلافات داخلی، استبداد و دور شدن از منابع اصلی دین باعث عقب‌ماندگی جوامع اسلامی شده است. از دیدگاه آنان، مسلمانان باید از تقلید رهایی پیدا کنند و دین را بر اساس منابع نخستین آن بشناسند و در فهم مسائل دینی از عقل و اندیشه نیز کمک بگیرند.

سلفی گری جدید تنها جنبه مذهبی نداشت و در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیز تأثیرگذار بود. اصلاح سیاسی و اجتماعی، مقابله با استعمار و ایجاد زمینه برای پیشرفت مسلمانان از دیگر اهداف این جریان به شمار می‌رفت.

با گذشت زمان، سلفی گری به شاخه‌ها و جریان‌های مختلفی تقسیم شد. به همین دلیل، بسیاری از گروه‌های سلفی امروزی را نمی‌توان کاملاً ادامه‌دهنده سلفی گری اصلاح‌طلبانه سید جمال و محمد عبده دانست؛ زیرا برخی از آنان بیشتر به برداشت‌های سنتی و قدیمی‌تر از سلفی گری نزدیک هستند.

ویژگی‌های فکری سلفی گری

این افراد دارای خط فکری خاص هستند که بر روی آن تاکید و اصرار می‌ورزند.

تأکید بر نقل و تضعیف عقل

سلفیان در بحث شناخت آموزه‌های دینی، از جمله عقاید و احکام، بر «نقل» یعنی آیات قرآن و احادیث، تأکید ویژه‌ای دارند و آن را بر استدلال عقلی مقدم و بهتر می‌دانند. ابن‌تیمیه، از مهم‌ترین چهره‌های فکری سلفیه، معتقد است که برای شناخت آموزه‌های دینی، جز قرآن و سنت، منبع مستقلی وجود ندارد. از دیدگاه او، استدلال عقلی به‌تنهایی اعتبار ندارد، بلکه کارکرد آن بیشتر در تصدیق، تأیید و تقویت محتوای متون دینی است.

ظاهرگرایی

یکی دیگر از ویژگی‌های مهم سلفیان، تأکید کردن بر ظاهر آیات و روایات و پرهیز از تأویل آنهاست. آنان بر این باور هستند که باید عبارات قرآن را تا حد امکان بر معنای ظاهری آن حمل کرد و از تأویل صفات الهی خودداری نمود. برای نمونه، بر اساس آیه «الرَّحْمٰنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى»، که در ظاهر از استواء خداوند بر عرش سخن می‌گوید، برخی سلفیان این تعبیر را به معنایی نزدیک به نشستن و قرارگرفتن بر عرش تفسیر می‌کنند. همچنین، درباره تعبیرهایی مانند «یَدُالله» در قرآن، آن را بر وجود «دست» برای خداوند حمل می‌کنند.

البته گفته شده که آن ها، در عین حال تأکید دارند که صفات خداوند نباید به صفات مخلوقات تشبیه شود. تفاوت در شیوه تفسیر این آیات، یکی از موضوعات مهم اختلاف میان سلفیان و برخی مکاتب کلامی اهل‌سنت، مانند اشاعره و ماتریدیه، است.

تکفیر

از دیگر مباحث مرتبط با جریان‌های سلفی، مسئله «تکفیر» است. در برخی از دیدگاه‌های منسوب به سلفیان، گروه‌هایی مانند فلاسفه، باطنیه، اسماعیلیه، شیعه اثناعشری، قدریه و اشاعره، در مواردی با اتهام کفر یا خروج از اسلام مواجه شده‌اند.

ابن‌تیمیه نیز در آثار خود برخی باورها و رفتارها را از مصادیق کفر دانسته است؛ از جمله واسطه قرار دادن میان انسان و خدا، تشبه به کفار، مخالفت با احادیث متواتر و مخالفت با اجماع البته میان دیدگاه‌های ابن‌تیمیه و جریان‌های سلفی معاصر تفاوت‌هایی وجود دارد و نمی‌توان همه گروه‌های سلفی را یکسان دانست. با این حال، برخی جریان‌های سلفی جدید که با عنوان «سلفیه تکفیری» شناخته می‌شوند، دامنه مفاهیم و مصادیق کفر را گسترش داده و در برخی موارد از تکفیر دیگران به‌عنوان مبنایی برای مشروعیت‌بخشی به اقدامات جهادی و خشونت‌آمیز استفاده کرده‌اند.

سلفیه و دشمنی با تشیع!

دیدگاه جریان‌های سلفی نسبت به تشیع در طول تاریخ یکسان نبوده است؛ با این حال، در برخی شاخه‌های سلفی و به‌ویژه جریان وهابی، مخالفت با باورها و آیین‌های شیعه به یکی از موضوعات مهم اعتقادی تبدیل شده است. این مخالفت در مسائلی مانند توسل، زیارت قبور و جایگاه اهل‌بیت(ع) نمود بیشتری دارد و برخی عالمان این جریان، بخشی از باورها و اعمال شیعیان را با مفاهیمی مانند بدعت یا شرک مرتبط دانسته‌اند. از این رو، اختلاف سلفیان با شیعه تنها به مسائل فقهی محدود نمانده و در برخی دوره‌ها به اختلافات شدید اعتقادی و اجتماعی نیز منجر شده است.

یکی از نمونه‌های تاریخی مهم، حمله نیروهای وابسته به دولت سعودی ـ وهابی به کربلا در اوایل قرن نوزدهم میلادی است. در این حمله، شهر کربلا غارت شد و حرم امام حسین(ع) نیز مورد تعرض قرار گرفت و شمار زیادی از ساکنان شیعه شهر کشته شدند. منابع تاریخی درباره تاریخ دقیق این حمله و تعداد قربانیان گزارش‌های متفاوتی ارائه کرده‌اند؛ برخی منابع تاریخ آن را ۱۸۰۱ و برخی ۱۸۰۲ میلادی ذکر کرده‌اند، اما اصل حمله و غارت کربلا و تعرض به حرم امام حسین(ع) در منابع تاریخی متعددی گزارش شده است.

با این حال، نمی‌توان مواضع و عملکرد جریان وهابی یا سلفی‌های تندرو را به همه جریان‌های سلفی تعمیم داد. سلفی گری در دوره معاصر شاخه‌ها و گرایش‌های مختلفی دارد و میان جریان‌های علمی و دعوتی، سیاسی و جهادی تفاوت‌های قابل توجهی دیده می‌شود. همچنین برخی جریان‌های اسلام‌گرا که با سنت اصلاح‌طلبانه و سلفی ارتباط تاریخی داشته‌اند، مانند اخوان‌المسلمین، در برخی دوره‌ها رویکرد متفاوتی نسبت به شیعیان داشته‌اند و در بعضی مسائل سیاسی، مواضع مشترکی با گروه‌های شیعه اتخاذ کرده‌اند. بنابراین، بررسی رابطه سلفیه و تشیع نیازمند تفکیک میان این جریان‌ها و پرهیز از یکسان دانستن همه آنهاست.

در مقابل، برخی جریان‌های سلفی تندرو و به‌ویژه جریان‌های تکفیری و جهادی، مواضع بسیار شدیدتری نسبت به شیعیان اتخاذ کرده‌اند. این جریان‌ها با استناد به برخی برداشت‌های خاص از توحید و مفهوم شرک، شماری از باورها و آیین‌های شیعی را انحراف از اسلام دانسته و در مواردی به تکفیر شیعیان روی آورده‌اند. در برخی موارد نیز این ادبیات تکفیری به توجیه خشونت علیه شیعیان و حمله به مساجد، زیارتگاه‌ها و اجتماعات آنان انجامیده است. از این جهت، سلفی گری تکفیری را باید از دیگر جریان‌های سلفی جدا دانست؛ هرچند بررسی مبانی فکری آن برای شناخت ریشه‌های اختلافات مذهبی و خشونت‌های فرقه‌ای در جهان اسلام اهمیت دارد.

سخن پایانی

سلفیه، جریانی فکری در میان اهل سنت است که شناخت آن، بدون آگاهی از پیشینه تاریخی، مبانی اعتقادی و تحولات فکری آن، امکان‌پذیر نیست. همان‌گونه که در این مقاله دیدیم، این جریان از اندیشه بازگشت به فهم سلف صالح آغاز شد، اما در طول تاریخ، شاخه‌ها و گرایش‌های مختلفی پیدا کرد؛ به‌گونه‌ای که نمی‌توان همه سلفی‌ها را دارای یک دیدگاه و عملکرد یکسان دانست.

در عین حال، برخی از جریان‌های سلفی، به‌ویژه شاخه‌های تندرو و تکفیری، با برداشت‌های خاص خود از آموزه‌های اسلامی، زمینه اختلاف، تکفیر و درگیری میان مسلمانان را فراهم کرده‌اند. این در حالی است که قرآن کریم مسلمانان را به وحدت، برادری، گفت‌وگو و پرهیز از تفرقه دعوت می‌کند و سیره پیامبر اکرم (ص) نیز بر رحمت، حکمت و دعوت همراه با اخلاق استوار بوده است.

به همین دلیل شناخت سلفیه نباید بر پایه احساسات، تبلیغات یا قضاوت‌های شتاب‌زده باشد، بلکه لازم است با مراجعه به منابع معتبر و بررسی منصفانه، ابعاد مختلف این جریان مورد مطالعه قرار گیرد. آگاهی صحیح از مبانی فکری سلفیه، ضمن آنکه به فهم بهتر تحولات جهان اسلام کمک می‌کند، زمینه گفت‌وگوی علمی و نقد مستند را نیز فراهم می‌سازد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *