یکی از سوالاتی که همیشه درباره احکام اسلامی مطرح میشود، این است که چرا اسلام برای برخی از جرمها مانند سرقت، مجازات قطع دست را در نظر گرفته است؟ آیا این حکم با رحمت و عدالت الهی سازگار است؟ پاسخ به این پرسش زمانی روشن میشود که فلسفه احکام الهی، شرایط بسیار سخت اجرای این مجازات و هدف اسلام از برقراری امنیت و حفظ حقوق مردم به خوبی شناخته شود. در حقیقت، اسلام قبل از آنکه به مجازات فکر کند، بر پیشگیری از جرم، برقراری عدالت اجتماعی، مبارزه با فقر و تربیت اخلاقی انسان تأکید دارد و تنها در شرایطی بسیار استثنایی و با تحقق همه شرایط شرعی، حکم قطع دست سارق اجرا میشود. در ادامه این مطلب از معراج النبی بیشتر به این موضوع مهم میپردازیم.
دلایل قطع کردن دست دزد از نگاه اسلام
حکم قطع کردن دست دزد از جمله حدود الهی است که همیشه مورد توجه و پرسش قرار گرفته است. برای درک درست فلسفه این حکم، باید آن را از دو جنبه اساسی مورد توجه، موشکافی و بررسی قرار داد.
اول آنکه اصل مجازات سارق، امری عقلانی و مورد قبول همه نظامهای حقوقی است؛ زیرا کسی که با ظلم و تجاوز به اموال دیگران امنیت و آرامش جامعه را بر هم میزند، باید در مقابل رفتار نادرست خود پاسخ بدهد و مجازاتی متناسب با جرمش ببیند. حفظ حقوق مردم و جلوگیری از گسترش دزدی از مهمترین اهداف هر نظام عادلانه است.
دوم آنکه در شریعت اسلام، برای سرقتی که همه شرایط شرعی آن محقق شده باشد، مجازات ویژهای یعنی قطع دست تعیین شده است. این بخش از حکم، بیانکننده شیوه اجرای حد در موارد خاص است؛ حکمی که بر پایه حکمت الهی، با هدف بازدارندگی، حفظ امنیت اجتماعی و نگهداری از حقوق افراد در نظر گرفته شده است. البته اجرای این حد، شرایط بسیار دقیق، محکم و سختی دارد و فقط در موارد استثنایی و خاص پس از تحقق کامل همه شرایط و برطرف شدن هرگونه شبهه و شک اجرا میشود.
احترام به حقوق دیگران؛ فلسفه مجازات سرقت در اسلام
یکی از اصول بنیادین اسلام، پاسداری از حقوق انسانها و احترام به اموال و داراییهای آنان است. به همین دلیل، اصل مجازات سارق، حکمی نیست که تنها به شریعت اسلام اختصاص داشته باشد. نگاهی به تاریخ زندگی بشر نشان میدهد که تمامی جوامع، از نخستین اجتماعات انسانی گرفته تا حکومتهای قبیلهای، پادشاهی، دموکراتیک و حتی نظامهای حقوقی معاصر، برای جرم سرقت مجازاتی در نظر گرفتهاند. این اتفاق نظر، نشاندهنده اهمیت حفظ امنیت اقتصادی و احترام به مالکیت افراد در همه تمدنهاست.
واقعیت آن است که ارزشمندترین سرمایه هر انسان، عمر و زندگی اوست. انسان بخش بزرگی از عمر خود را صرف تلاش، کار و کسب روزی میکند تا بتواند نیازهای خود و خانوادهاش را تامین کند. بنابراین، اموال و داراییهای مشروع، حاصل سالها زحمت، تلاش و رنج انسان هستند و تعرض به آنها، تنها از بین بردن چند شی یا مقداری پول نیست، بلکه بیاحترامی به ثمره عمر و کوشش یک انسان به شمار میآید.
از سوی دیگر، ارزش امنیت اموال، کمتر از ارزش خود اموال نیست. اگر جامعهای از امنیت مالی برخوردار نباشد و هرکس بتواند به آسانی دسترنج دیگران را به سرقت ببرد، انگیزه تلاش، تولید و سرمایهگذاری از میان میرود و آرامش اجتماعی جای خود را به ناامنی و بیاعتمادی خواهد داد. ازاینرو، حفظ امنیت اقتصادی، یکی از پایههای اساسی سلامت و پیشرفت هر جامعه است.
اسلام نیز با همین نگاه، برای صیانت از حقوق مردم و جلوگیری از گسترش فساد، قوانین بازدارندهای وضع کرده است. قرآن کریم درباره اهمیت حفظ امنیت و مقابله با فساد میفرماید:
«مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا»
«هر کس انسانی را بدون آنکه مرتکب قتل یا فسادی در زمین شده باشد، بکشد، گویی همه مردم را کشته است.» (سوره مائده، آیه ۳۲)
هرچند این آیه درباره حرمت جان انسانها حرف میزند، اما نشاندهنده اهمیت فوقالعاده حفظ امنیت و مبارزه با فساد در جامعه است. همانگونه که امنیت جان انسانها برای ماندگاری و بقای جامعه ضروری است، امنیت مالی نیز از ارکان و اهداف آرامش اجتماعی محسوب میشود.به همین جهت کسی که با سرقت، امنیت اقتصادی مردم را هدف قرار میدهد، مرتکب جرمی شده است که آثار آن تنها متوجه یک فرد نیست، بلکه آرامش و اعتماد عمومی را نیز تهدید میکند.
بر همین اساس، اسلام برای سرقتی که همه شرایط شرعی آن تحقق یافته باشد، مجازاتی خاص و سخت مقرر کرده است تا ضمن حمایت از حقوق مردم، زمینه کاهش جرم و حفظ امنیت جامعه فراهم شود. هدف این مجازات، انتقامگیری نیست، بلکه جلوگیری از گسترش ظلم، حمایت از دسترنج انسانها و برقراری عدالت در جامعه اسلامی است.
مصلحت جامعه یا مصلحت فرد؟
یکی از اصول مهم در قانونگذاری اسلامی، توجه همزمان به حقوق فرد و مصالح عمومی جامعه است. هرگاه جرمی رخ میدهد، تنها یک شخص آسیب نمیبیند؛ بلکه امنیت، آرامش و اعتماد عمومی نیز دجار آسیب میشود. به همین دلیل فلسفه مجازات در اسلام تنها اصلاح مجرم نیست، بلکه ترمیم آسیبی است که بر پیکره جامعه وارد شده و جلوگیری از تکرار جرم و گسترش ناامنی است.
در این بین، ممکن است این پرسش مطرح شود که آیا اسلام میان کسی که از روی فقر و تنگدستی مرتکب سرقت شده و فردی که سرقت را به حرفه و شیوه زندگی خود تبدیل کرده است، تفاوتی قائل نیست؟ آیا هر دو باید مجازات یکسانی داشته باشند؟
برای پاسخ به این پرسش، نخست باید به یک اصل فقهی توجه کرد. در احکام حدود، مجازات الهی تنها نسبت به جرمی اجرا میشود که با شرایط کامل و از راههای معتبر شرعی نزد حاکم اسلامی اثبات شده باشد. همچنین اگر فردی پیش از اجرای حد، چند بار مرتکب یک جرم شده باشد، در بسیاری از موارد تنها یک حد برای آخرین جرم ثابتشده اجرا میشود، نه به تعداد دفعاتی که مرتکب جرم شدهاست.
از طرف دیگر، باید توجه داشت که اجرای حد سرقت، شرایط بسیار دقیق و سختگیرانهای دارد و هر سرقتی مشمول آن نمیشود. فقر، اضطرار، گرسنگی، وجود شبهه، ناقص بودن شرایط اثبات جرم و عوامل گوناگون دیگر، میتوانند مانع اجرای حد شوند. از همین رو، تصور اینکه هر فرد نیازمند یا هر سرقت کوچکی به قطع دست منتهی میشود، با مبانی فقه اسلامی سازگار نیست.
اما اگر سرقتی با همه شرایط شرعی تحقق یابد و جرم نیز به صورت کامل نزد دادگاه صالح اثبات شود، آنچه در مرکز توجه قرار میگیرد، آسیبی است که این رفتار به امنیت اقتصادی جامعه وارد کرده است. از این منظر، تفاوتی ندارد که مال سرقتشده اندک باشد یا فراوان؛ زیرا اصل تجاوز به حریم امن اموال مردم، تعرض به یکی از ارکان مهم زندگی اجتماعی است. اسلام با وضع مجازات بازدارنده، در پی آن است که امنیت عمومی حفظ شود و هیچکس جرئت نکند دسترنج و حقوق دیگران را مورد تعرض قرار دهد.
بنابراین، هدف احکام کیفری اسلام، نادیده گرفتن شرایط افراد یا بیتوجهی به مشکلات اقتصادی نیست؛ بلکه این احکام در کنار تأکید بر عدالت اجتماعی، حمایت از نیازمندان و مبارزه با فقر، از امنیت و حقوق همه افراد جامعه نیز پاسداری میکنند. جامعهای که در آن امنیت مالی برقرار باشد، زمینه بیشتری برای رشد، اعتماد متقابل و تحقق عدالت خواهد داشت و این همان هدفی است که شریعت اسلامی در پی تحقق آن است.
چرا باید دست دزد را قطع کرد؟! زندان خطری بزرگتر
زندان، هرچند در بسیاری از موارد ضرورتی لازم است، اما همیشه به اصلاح مجرم ختم نمیشود. چهبسا به محیطی تبدیل شود که مجرمان در آن با یکدیگر آشنا شده، شیوههای تازه ارتکاب جرم را یاد بگیرند و پس از آزادی با تجربه بیشتری به فعالیتهای مجرمانه برگردند. به همین دلیل تعدادی از کارشناسان و جرمشناسان از زندان با عنوان «دانشگاه جرم» یاد کردهاند.
علاوه بر این، اداره زندانها و نگهداری زندانیان هزینههای سنگینی را بر جامعه تحمیل میکند؛ هزینههایی که اگر به اصلاح واقعی مجرم منجر نشود، هم خسارت اقتصادی در پی دارد و هم زمینه تکرار جرم را فراهم میسازد.
البته هیچ مجازاتی بهتنهایی نمیتواند جرم را ریشهکن کند، اما تجربه نشان داده است که قانون، در کنار تربیت، عدالت اجتماعی و فرهنگسازی، نقش مهمی در کاهش جرمها دارد. به همین جهت اسلام نیز حدود الهی را بخشی از یک نظام جامع میداند؛ نظامی که پیش از هر چیز بر پیشگیری، عدالت، مبارزه با فقر و تربیت اخلاقی تأکید دارد و تنها در شرایط خاص، مجازاتهای حدی را برای حفظ امنیت و حقوق مردم اجرا میکند.
سخن پایانی
حکم قطع دست دزد یکی از احکام الهی است که بدون شناخت فلسفه و شرایط آن، ممکن است نادرست جلوه داده شود. اسلام قبل از آنکه به مجازات فکر کند بر ساختن جامعهای عادل، تأمین نیازهای اساسی مردم، مبارزه با فقر، گسترش اخلاق و پیشگیری از جرم تأکید دارد.به همین دلیل اجرای حد سرقت تنها در شرایطی بسیار محدود، با تحقق همه شرایط شرعی و پس از اثبات کامل جرم امکانپذیر است.
آنچه در این حکم بیش از هر چیز مورد توجه قرار گرفته، حفظ امنیت جامعه پاسداری از حقوق مردم و صیانت از دسترنج انسانها است. در نگاه اسلام، امنیت اقتصادی جامعه نعمتی بزرگ است که بدون آن، آرامش، اعتماد و عدالت اجتماعی نیز آسیب خواهد دید. بنابراین، اخکام الهی برای انتقامگیری نیستند و راهی موثر برای پیشگیری از جرم، حمایت از مظلومان و برقراری نظم و عدالت آمدهاند.
منابع:
- سایت موسسه اهل البیت
- سایت تابناک
- سایت فارس نیوز