شرح دعای 13 صحیفه سجادیه-بخش پنجم

شرح دعای 13 صحیفه سجادیه

دعای 13 صحیفه سجادیه با موضوع طلب حاجات و نیازها از پروردگار جهانیان از دیگر ادعیه مأثور حضرت زین العابدین (ع) است. در این دعا حضرت به نعمات الهی که غیر قابل شمارش هستند اشاره نموده و به زیبایی از تغییر ناپذیر بودن حکمت او سخن به میان آورده است. همچنین حضرت در این دعا برخی از عواملی که موجب می‌شوند انسان از درگاه الهی دور گردد، را بر می‌شمرد. برخی از آموزه‌های این دعا با 25 فراز عبارتند از: غایت طلب درخواست کنندگان خدای متعال است، توفیق و عنایت پروردگار موجب دوری از گمراهی است، نیازمند بودن آفریده‌ها به خداوند و بی نیاز بودن خداوند به آفریده‌ها، سپردن تمامی امور به خدای متعال، عدم خسته شدن خداوند از دعا و درخواست بنده‌ها، درخواست از غیر الله باعث ناامیدی و محرومیت آدمی است، مشکلات تنها به دست قدرت الهی قابل حل هستند.

شرح دعای 13 صحیفه سجادیه
شرح دعای 13 صحیفه سجادیه

فراز هشتم

وَ يَا مَنْ لَا تُبَدِّلُ حِكْمَتَهُ الْوَسَائِلُ

شرح فراز هشتم دعای 13 صحیفه سجادیه

در فراز هشتم دعای 13 صحیفه سجادیه امام می‌فرمایند: ای آن‌که وسایل و دست آویزها، حکمت او را تغییر نمی‌دهد.

نظام علت و معلولی در این دنیا بر تمامی امور و افعال خلایق چه آنان که شعور دارند و چه آنان که فاقد آن هستند، حاکم می‌باشد و تخلف و تخطی از آن ناممکن است و هرگز مصلحت اندیشی انسان‌ها قادر نخواهد بود کوچکترین تغییری در حقیقت حاکم بر آن ایجاد نماید، بلکه همه مصلحت‌های فردی محکوم قوانین نظام علت و معلولی است و سرپیچی محال است. پس تمامی تصمیم‌ها و کارهای موجودات موثر از آن شکل می‌گیرند. خدای متعال آفریننده جهان و نظام علت و معلولی است و هر رابطه‌ی عِلی، یکی از افعال حق تعالی و قراردادهای او می‌باشدو ناممکن است پدیده‌ای روی دهد جز آن‌که دلیل قطعی آن در بیرون موجود باشد؛ پس می‌توان گفت: قانون علیت آفریده اراده‌ی ابدی آفریننده است و محال است حق تعالی محکوم افعال خویش باشد و آن‌چه خویش خلق نموده بر وی مسلط گردد.

بدین سبب است که در دعای کمیل آمده است: «و ذل لها کل شی» به این معنا که هیچ چیزی بر خدای متعال حاکم نبود و تسلط ندارد و همه چیز از علل و وسائل در اختیار خدا بوده و تابع اراده نامتناهی او هستند.

پس اگر که حکمت حق تعالی به امری تعلق گرفت، علت تام اراده‌ی خداوند است و این علیت به معلولیت حتمیت دارد؛ یعنی اگر اراده خداوند به موجود بودن چیزی تعلق گرفت آن امر بدون شک و قطعی محقق خواهد شد و به هیچ وجه تخلف در آن راه نخواهد داشت، اما این علت و اراده بر خداوند قادر متعال حاکم نمی‌باشد؛ به این معنا که این‌گونه نیست که اگر اراده الهی حاصل شود، خدا لازم است چنین یا چنان کند، بلکه خداوند قادر است بر خلاف همان اراده عمل نماید و اگر که اراده‌ای در تضاد ا اراده اول پیدا شد، در حقیقت دلیل تامه آن معلول، اراده دوم می‌باشد. پس آن چه خداوند اراده نماید، از حاکمیت مطلق پروردگار جهانیان نشأت می‌گیرد به این معنا که آن‌چه به اراده الهی تعلق دارد، تغییر نخواهد پذیرفت و این تغییر ناپذیری نیز از جانب خداوند است.

صحیفه سجادیه
صحیفه سجادیه

علامه طباطبایی که رحمت خداوند بر او باد در شرح و تفسیر آیه 17 سوره طه و چند آیه پس از آن که مرتبط با صحبت خداوند با حضرت موسی (ع) درباره عصای در دست اوست بیان می‌دارد: رمز و راز امر الهی آن‌جا که به موسی علیه السلام فرمود:

«ألقها یا موسی!؛ ای موسی! عصای خود را بنداز» و آن زمان که موسی اطاعت امر کرد و مشاهده کرد که عصایش به مار تبدیل شد، آن بود که موسی پیامبر نمی‌بایست در پاسخ به خداوند آن هنگام که از او پرسید: ای موسی! آن چیست که در دست توست؟ می‌گفت: «این عصا است»؛ او باید می‌گفت: «آن‌چه که در دست من است همان است که تو اراده می‌نمایی، آن‌چه تو خواهی همان می‌گردد» چرا که عصا بودن عصا برای فردی حتمی می‌باشد که به جز آن نخواهد و نتواند اما خداوندی که همه چیز در دست قدرت او می‌باشد، عصا بودن عصا برایش حتمی نمی‌باشد و به این علت به محض آن‌که موسی آن را به زمین انداخت به ماری هولناک بدل گشت. بنابراین علل حاکم بر نظام آفرینش، حکمت و مشیت الهی را متبدل نمی‌سازد و بر او حاکم نیست، بلکه حکمت و تدبیر خداوند است که علیت را به علت ومعلولیت را به معلول می‌بخشد.

در توضیح بیش‌تر این موضوع می‌توان این چنین گفت: در آن لحظه که حق تعالی عالَم را خلق نمود، همه چیز از اونشأت گرفت و در همان لحظه آفرینش اشیاء همه چیز از جمله قانون علیت به وجود آمد و چون که نسبت معلول له علت، حتمیت بود، آفرینش آن‌چه غیر خداست (ماسوا) در همان آن انجام شد و پیش از آفرینش نه علتی بود و نه معلولی و نه حقیقت معلول. پس هر آن‌چه که وجود دارد فعل خداوند است ودر چارچوب اراده او می‌باشد. پس اگر موثر بودن علت در معلول قطعی می‌باشد، خود این موضوع برخاسته از اراده خداوند و متعلق به آن است. به عنوان مثال می‌توان به دارو اشاره کرد. دارو درد را تسکین می‌دهد. این امر را خداوند در آن قرار داده است و اگر که او اراده می‌کرد می‌توانست همان دارو را بدون خاصیت و دردآور سازد. پس تمامی روابط در نظام خلقت همچون خود آفریده خداوند هستند.