سیره پیامبران در احادیث- اخلاق فردی و اجتماعی

سیره پیامبران در احادیث

آدمی چنان خلق شده که الگو می‌پذیرد و بر اساس الگوی عمل می‌کند. الگوی او بد باشد او نیز مسلک بدی را در پیش می‌گیرد و اگر که شخص یا اشخاص خوبی را به عنوان اسوه انتخاب کند، راه و روشی عالی برای حیات خواهد یافت. پیامبران که اولیاء الله هستند و موصوف به صفاتی نیک می‌باشند، الگوی حسنه‌ای هستند که می‌توان به سیره آن‌ها برای درست زندگی کردن تمسک جست چرا که آنان مسیر درست را در پیش گرفته‌اند و آن‌چه را که حق تعالی امر فرموده و تماما برای حیات دنیوی و اخروی مناسب است را انجام داده‌اند. لازمه تمسک جستن به سیره پیامبران اطلاع از آن است. علاوه بر آن‌چه که در قرآن آمده است در کتب معتبر حدیثی نیز از ائمه معصوم علیهم السلام روایات و احادیثی نقل شده است که مطالعه آن‌ها برای به متصف شدن به آن ویژگی‌ها و الگو قراردادن سیره پیامبران خالی از لطف نیست. از این رو بر آن شدیم تا در این مطلب به بخش اخلاقی سیره پیامبران در احادیث پرداخته و احادیثی مرتبط با این امر را برای بهره مندی شما به نگارش در آوریم.

سیره پیامبران در احادیث
سیره پیامبران در احادیث

سیره پیامبران در احادیث- اخلاق

رسول اکرم (ص)

  • إِنَّ مِنْ مَکارِمِ أَخْلاقِ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصّالحینَ، الَبشاشهَ إِذا تَزاوَرُوا، وَ الْمُصافَحهَ وَ التَّرحیبَ اِذَا التَقَوا[۱]

همانا از مکارم اخلاق پیامبران، صدیقین، شهدا و صالحین خوش رویی در هنگام زیارت (یکدیگر)، دست دادن و خوش آمدگویی در زمان ملاقات یا همان دیدار است. (مقصود حُسن خُلق است که از والاترین فضیلت‌های اخلاقی به شمار می‌رود)

  • … إِنّا مَعاشِرَ الْأَنْبِیاءِ لانَشْهَدُ عَلَى الْجَنَفِ[۲]

… ما انبیاء هیچگاه بر باطل شهادت نمی‌دهیم.

  • نَحْنُ مَعاشِرَ الْأَنْبِیاءِ وَ الْأُمَناءِ وَ الأَتْقِیاءِ بُرَآءٌ مِنَ التَّـکَلُّفِ[۳]

ما انبیاء و پاسداران (وحی خداوند) و اهل تقوا از تکلف، تشریفات و زحمت دادن (به خویش و دیگر افراد) بیزار هستیم.

( در حقیقت مقصود این است که ساده زیستی و دور بودن از تکلف موجب راحتی آدم و دیگران است)

  • أداءُ الْحُـقُوقِ وَ حِفْظُ الْأَماناتِ دینى وَ دیـنُ الْأَنْبِـیاءِ علیهم السلام[۴]

ادا نمودن حقوق و حفظ کردن امانات دین من و آیین انبیاء می‌باشد.

امام علی (ع)

  • …فَلَوْ رَخَّصَ اللّه ُ فِی الْکِبْرِ لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِهِ لَرَخَّصَ فِیهِ لِخَاصَّهِ أَنْبِیَائِهِ وَأَوْلِیَائِهِ ؛ وَلکِنَّهُ سُبْحَانَهُ کَرَّهَ إِلَیْهِمُ التَّکَابُرَ، وَرَضِیَ لَهُمُ التَّوَاضُعَ، فَأَلْصَقُوا بِالْأَرْضِ خُدُودَهُمْ، وَعَفَّرُوا فِی التُّرَابِ وُجُوهَهُمْ وَخَفَضُوا أَجْنِحَتَهُمْ لِلْمُؤْمِنِینَ، وَکَانُوا قَوْما مُسْتَضْعَفِینَ. قَدِ اخْتَبَرَهُمُ اللّه ُ بِالْمَخْمَصَهِ، وَابْتَلاَهُمْ بِالْمَجْهَدَهِ، وَامْتَحَنَهُمْ بِالْمَخَاوِفِ، وَمَخَضَهُمْ بِالْمَکَارِهِ[۵]

اگر که خدای متعال اجازه تکبر نمودن را به بنده‌ای از بنده‌هایش می‌داد، قطعا در مرحله نخست آن را ویژه انبیاء و اولیا خویش می‌گردانید؛ ولی خدای عز و جل تکبر ورزیدن و خود را برتر دیدن را برای تمامی آنان منفور دانسته و تواضع و فروتنی را برای آنان شایسته، انبیاء الهی گونه‌ها را بر زمین قرار می‌دادند و صورت‌هایشان را بر خاک می‌سائیدند و پَر و بال خود را برای اهل ایمان می‌گستراندند تا جایی که مردم بی خبر آنان را ناتوان و ضعیف به شمار می‌آوردند؛ حق تعالی آنان را با گرسنگی آزمود و به مشقت و ناراحتی مبتلا کرد، با امور خوفناک آزمایش کرد و با سختی و مشکلات خالص نمود و از بوته آزمایش پیروز خارج شدند.

  • قالَ أَمیرُالْمُؤْمنینَ علیه السلام قالَ: رَسُولُ اللّه ِ صلی الله علیه و آله: إِنّا مَعاشِرَالْأَنْبِیاءِ أُمِرْنا أَنْ نُکَلِّمَ النّاسَ بِقَدْرِ عُقُولِهِمْ. قالَ فَقالَ النَّبِىُّ صلی الله علیه و آله: أَمَرَنى رَبّى بِمُداراهِ النّاسِ کَما أَمَرَنا بِإِقامَهِ الْفَرائِضِ.[۶]

حضرت امیر فرمودند که پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: همانا ما انبیاء مامور به صحبت با مردم به اندازه درک آنان هستیم و باز رسول خدا (ص) فرمود: پروردگارم به من امر نموده که با مردم مدارا نمایم همانطور که مامور به پا داشتن امور واجب هستیم.

  • إِنَّ الصَّبْرَ وَ حُسْنَ الْخُلْقِ وَ الْبِرَّ وَ الْحِلْمَ مِنْ أَخْـلاقِ الْأَنْبِـیاءِ علیهم السلام[۷]

همانا صبر، حُسن خُلق و بردباری از اخلاق پیامبران علیهم السلام است.

امام حسن (ع)

  • قالَ رَسُولُ اللّه ِ صلی الله علیه و آله: إِنَّ الْأَنْبِیاءَ علیهم السلام إِنَّما فَضَّلَهُمُ اللّه ُ عَلى خَلْقِهِ بِشِدَّهِ مُداراتِهِمْ لِأَعْداءِ دین اللّه ِ وَ حُسْنِ تَقِیَّتِهِمْ لِأَجْلِ إِخْوانِهِمْ فِى اللّه[۸]

امام حسن علیه السلام فرمودند که حضرت رسول (ص) می‌فرمایند: همانا پیامبران (ع) را خدای متعال به جهت مدارا کردن آنان با دشمنان و با تقیه رفتار کردن با آن‌ها به جهت مراعات برادران دینی خود بر دیگر افراد برتری داده است.

(این حدیث در واقع بیان کننده آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا می‌باشد چرا که تند برخورد نمودن و سخت گیری موجب رنجش انسان‌ها می‌شود)

امام صادق (ع)

  • ما بَعَثَ اللّه ُ نَبِیًّا قَطُّ حَتّى یَسْتَرْعِیَهُ الْغَنَمَ یُعَلِّمُهُ بِذلِکَ رَعْىَ النّاسِ[۹]

خدای متعال هیچ رسولی را برای رسالت مبعوث نساخت جز این‌که او را به چوپانی گوسفندان واداشت تا رهبری مردم را به او یاد دهد.

(در حقیقت هدایت جامعه و پیامبری امری است که به مدیریت نیازمند است. از جلوه‌های مدیریت در زندگی عادی انسان‌ها، می‌توان به چوپانی اشاره کرد. شخصی که چوپان است، هر روز یک گله از گوسفندان را به چرا می‌برد. مراتع را می‌شناسد، نحوه مراقبت از گوسفندان را می‌داند و به گرگ‌ها آشنا است و نمی‌گذارد که آنان گوسفندان را طعمه کنند و آن‌چه که به مصلحت گله است را رعایت می‌کند و …)

  • إِنَ اللّه َ تَبارکَ وَتَعالى خَصَ الاَْنْبِیاءَ بِمَکارِمِ الْأَخْلاقِ، فَمَنْ کانَتْ فیهِ فَلْیَحْمِدِاللّه َ عَلى ذلِکَ وَ مَنْ لَمْ تَکُنْ فیهِ فَلْیَتَضرَّعْ إِلىَ اللّه ِ وَ لِیَسْأَلْهُ إِیّاهُ. قالَ قُلْتُ : جُعِلْتُ فِداکَ وَ ماهِىَ؟ قالَ علیه السلام: اَلْوَرَعُ وَ الْقُنُوعُ، وَ الصَّبْرُ، وَ الشُّکْرُ، وَ الْحِلْمُ وَ الْحَیـاءُ وَ السَّـخاءُ وَ الشَّـجاعَهُ، وَالْغِیْرَهُ وَ الْبِرُّ وَ صِدْقُ الْحَدیثِ وَ أَداءُ الْأَمانَهِ[۱۰]

امام صادق فرمودند: همانا خداوند تبارک و تعالی انبیاء خویش را به اخلاق نیکو مختص نموده است هر که آن اخلاق نیکو را دارا باشد خدا را سپاس گوید و هر کس که آن‌ها را نداشته باشد، ملتمسانه از حق تعالی درخواست کند که به او عطا نماید. عبدالله بن بُکیر که خود نقل کننده این حدیث است می‌گوید: گفتم: فدایتان گردم آن اوصاف چه هستند؟ حضرت پاسخ داد: پرهیزکاری، قناعت بیشه کردن، صبر، سپاسگزاری، بردباری، شرم و حیا، بخشش، دلیری، غیرت، احسان، صداقت و امانت‌داری کردن.

  • مِنْ أَخْلاقِ الأَنْبِیاءِ صَلَّى اللّه ُ عَلَیْهِمْ حُبُّ النِّساءِ[۱۱]

از اخلاق پیامبران (ع) مهرورزی و دوست داشتن زنان است.

(در حقیقت مهرورزی نمودن به همسر و دوست داشتن آن بنیان خانواده را مستحکم کرده و نوعی قدردانی از زحمات آن است. )

منابع:

[۱] کنزالعمال ۳۹:۹ ح۲۴۸۲۶

[۲] من لا یحضره الفقیه۶۹:۳ ح۳۳۴۹

[۳] محجبه الیضاء ۳۴۷:۳

[۴] کنزالعمال ۴۰۸:۱ ح۲۰۹۵

[۵] نهج البلاغه-خطبه۱۹۲

[۶] بحارالانوار ۶۹:۲ ح۲۳

[۷] جامع الاخبار ۳۱۷ح۸۸۷

[۸] بحارالانوار۴۰۱:۷۵

[۹] بحارالانوار۶۴:۱۱ ح۷

[۱۰] امالی مفید ۱۹۲ ح۲۲

[۱۱] کافی ۳۲:۵ ح۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

23 − 16 =