تفسیر سوره بروج-بخش سوم

سوره مبارکه بروج

در این مطلب و در ادامه دو مطلب قبلی که تفسیر آیات یک تا سه سوره بروج به عنوان یکی از سوره‌های مکی جزء سی‌ام قرآن کریم مطابق با تفسیر نمونه، گفته شد، آیات دیگری از این سوره مبارکه تفسیر می‌گردند. نام این سوره از آیه اول آن گرفته شده و دارای ۲۲ آیه کوتاه است. خدای متعال این سوره را با سوگند به آسمان، و ستارگان آن (بروج)، روز جزاء و شاهد و مشهود آغاز نموده و در ادامه به سرگذشت اصحاب اخدود و قساوت دشمنان دین اشاره کرده و از عذاب افراد ستمگر و اجر و پاداش اهل ایمان در آخرت سخن به میان آورده و در انتها به ناکامی ظالمان در این جهان پرداخته است.

سوره مبارکه بروج
سوره مبارکه بروج

آیه‌هایی از سوره

قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ ﴿۴﴾

النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ ﴿۵﴾

إِذْ هُمْ عَلَیْهَا قُعُودٌ ﴿۶﴾

وَهُمْ عَلَى مَا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ ﴿۷﴾

تفسیر سوره بروج

پس از چهار سوگند ابتدایی سوره، خدای متعال در آیه‌های چهارم تا هفتم می‌فرماید: مرگ بر صاحبان گودال شکنجه (مقصود اصحاب الاخدود هست)، همان گودال‌های مملو از آتش و پُر هیزم که شعله‌های عظیم داشت، در آن زمان که در کنار آن گودال شکنجه ( که مملوء از آتش است) (با خونسردی) نشسته‌اند، و به آن‌چه که با اهل ایمان انجام می‌دادند، شهود بودند (خود بر عمل خویش گواه بودند).

واژه «اخدود» به بیان راغب در مفردات به شکافی عمیق، وسیع و گسترده در زمین اطلاق می‌گردد و یا به تعبیری دیگر به گودال یا خندقی که بزرگ است، گفته می‌شود و جمع آن کلمه «اخادید» است و اصالتا از واژه «خد» که به دو فرو رفتگی اطراف بینی (سمت لپ‌ها که عموما اشک بر آن‌ها جاری می‌شود) گفته می‌شود، گرفته شده است. این واژه در ابتدا به صورت کنایه برای گودالی که بر صورت زمین آشکار می‌شد، استفاده می‌گردید و پس از آن به شکل یک معنای حقیقی در آمده است.

در این امر که گروهی که شکنجه می‌کردند که بودند و در چه دوره‌ای زندگی می‌کردند مفسران قرآن کریم و همچنین تاریخ‌دانان آرا مختلفی را بیان کرده‌اند که در ادامه به آن‌ها اشاره خواهد شد اما آن‌چه که مسلم است آن است که این گروه خندق‌هایی بزرگ از آتش را مهیا کرده‌اند و اهل ایمان را مجبور می‌ساختند که از ایمان خود دست کشیده و از دین رویگردان شوند. آن‌ها زمانی‌که با استقامت مومنان رو به رو گشتند آنان را در این خندق‌ها که همچون کوره‌‌هایی داغ بودند می‌انداختند و آنان را به آتش می‌کشیدند.

ماده آتش افروز را وقود گویند (هیزم نوعی وقود است) و به کار گیری تعبیر «ذات الوقود» با توجه به این امر که تمامی آتش‌ها به مواد آتش زا نیازمند هستند به زیاد بودن مواد آتش زایی که به کار گرفته‌اند اشاره دارد که همین امر موجب ایجاد آتشی وسیع و پُر شعله شده است و اگر که برخی مفسران این عبارت «ذات الوقود» را در این آیه به معنای آتش شعله ور تفسیر نموده‌اند ظاهرا به همین سبب می‌باشد نه آن‌چه که بعضی گمان کرده‌اند که واژه وقود دو معنی دارد که یکی از آن‌ها هیزم و دیگری شعله است.

و اما مقصود این آیه « إِذْ هُمْ عَلَیْهَا قُعُودٌ» و آیه پس از آن که « وَهُمْ عَلَىٰ مَا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ» می‌باشد این است که گروهی در نهایت خونسردی در اطراف این خندق‌ها نشسته‌ و صحنه‌های شکنجه را تماشا می‌کردند و از آن لذت می‌بردند که خب این امر خود نشان دهنده‌ی نهایت قساوت قلب است.

تفسیر سوره بروج-آیه ششم
تفسیر سوره بروج-آیه ششم

برخی مفسران بیان نمودند که این گروه مامور بودند که از مومنان بازجویی کرده و آن‌ها را مجبور به ترک دین حق کنند.

برخی اما این افراد را دو گروه مجزا دانسته‌اند که گروهی متشکل از شکنجه‌گرها بوده و گروه دیگر افراد تماشاچی را شامل می‌شود. و به جهت این‌که تماشاچیان به این امر رضایت داشتند پس این فعل به تمامی آن‌ها منسوب شده است. البته طبیعی خواهد بود که در چنین برنامه‌ای گروهی عامل و گروهی تماشاگر خواهند بود؛ و از سویی دیگر همواره دستور از سران بالا به عاملان که از قشر پایین هستند دیکته می‌شود.

علاوه بر این‌ها گفته شده که در این میان گروهی ناظر بر کار عاملان شکنجه بودند تا مبادا از برنامه خویش تخلف نمایند. همچنین وظیفه بردن گزارش به نزد فرمانروا را داشتند و به نوعی شاهد بر این اتفاق برای گواه دادن به انجام درست کار در نزد پادشاه بودند.

در هر صورت کلمه «یفعلون» به شکل مضارع بیان گردیده که خود دلالت بر این موضوع دارد که این عمل مدتی استمرار داشتع و یک حادثه زودگذر نبوده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

92 − = 91