شرح دعای عهد –بخش ششم

دعای عهد

و گریه کنان آمدن تو را از خداوند می‌خواهیم؛ ای گل نرگس بیا و دردِ دلمان را مداوا کن که همه برای دیدار تو ای دوست بی قراریم … و در ادامه پنج نوشتار قبلی که فرازهایی از دعای عهد شرح داده شدند به شرح بخش دیگری از این دعای زیبا می‌پردازیم. به این امید که درک معنا و مفهوم آن قرائت را در هر صبح برای منتظر عاشق شیرین‌تر نماید.

دعای عهد
دعای عهد

شرح فرازهایی دیگر از دعای عهد

  •  وَ بِاسْمِکَ الَّذِی یَصْلَحُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ

و به آن نام خود که اولین و آخرین اهل عالم به آن اصلاح و تربیت می‌گردند.

و مقصود از این نام یا همان نامی است که در بخش‌های قبل به آن اشاره شد (اسم «نور عظیم» در ابتدای دعای عهد) یا مقصود اسم دیگری است که مظهر نور نام اول است همچون کرسی و نور وجه الله که در قسمت‌های قبلی به آن اشاره شده است. در هر صورت مرجع این موارد در این زمان امام مهدی (عج) است، به ویژه پس از ظهور که اصطلاح و تربیت مردم را موجب می‌گردد.

و اما مفهوم صلاح خلق نخستین و آخرین به این نام مبارک آن است که تمامی مخلوقات بر اساس نظم حکمت الهی، در جایگاه و منسب خود قرار می‌گیرند. واحدی به اندازه ذره‌ای نخواهد توانست مقدم بر مقام خویش یا موخر از آن باشد. این معنا در رسول خدا (ص) آشکار است چرا که ایشان، اقدم و اشرف از کل خلق نخستین و آخرین است. خورشید وجود ایشان (نوشته شده: جبه ج طفیل) در مقامات مختلفه و در روز اول به وجود آمده‌اند و در آخر هم منتهی الیه ایشان ، رسول خدا بوده و خواهد بود. وامام زمان (عج) نائب ایشان است. بنابراین در امثال این زمان که زمان او می‌باشد تمامی این فضائل به او منتهی می‌شوند و حقیقت صلاحیت اولین و آخرین از شروع خلقت تا این زمان و پس از این زمان به آن بزرگوار، این است که حقایق آفریده‌های نخستین و آخرین در هر دوره‌ای با آن حضرت موجود می‌باشند چرا که ملک و سلطنت خداوند، متحقق به او است و اگر که او نباشد، وجود نقص در مُلک، فرمانروایی و قدرت حق تعالی – نعوذ بالله- لازم می‌شود و لازم می‌گردد که در دوره‌ای حق تعالی صاحب «فیض»، «وجود» و حکمت نباشد. پس همه در هر زمانی هستند]؟![ پس صادق می‌باشد چه در زمان خود باشد.

یا صاحب الزمان
یا صاحب الزمان
  • یَا حَیّ قَبْلَ کُلِّ حَیٍّ

ای زنده و حی قبل از هر زنده‌ای.

در فرازهای ذکر شده از ابتدای دعا تا به این جا، به دوام ذات الهی، صفات و افعال او اشاره شده است به همین دلیل صراحتا به ازلیت اشاره شده و گفته می‌شود: ای زنده قبل از هر زنده‌ای.

مقتضای قدم، تقدم داشتن بر هر ممکنی می‌باشد که قائم بر اوست و این احتمال وجود دارد که این فراز نیز به زندگانی امام و لزوم وجود ایشان اشاره دارد چرا که ایشان قائم مقام خدای متعال بر روی زمین و در میان مخلوقات است و نماد صفت قدم او می‌باشد؛ پی مقدم بر کل ممکنات خواهد بود و جملگی به او قائم هستند، اگر چه در زمان خودش باشد، حتی خلق گذشته نیز بر پا به آن بزرگوار هستند به همان تقریبی که قبل‌تر بیان شد.

واژه «حی» به ویژه در جایگاه مضاف الیه «کل» به سبب اشرفیت احیاء است از دیگر اشیاء. بنابراین سایر اشیاء به طریق اولی موخر از خداوند هستند.

با آن‌که مقصود به مضاف الیه، مطلق هر چه است، که به حسب خویش برای او، روحی می‌باشد که به آن ممتاز و موجود می‌باشد و اثراتش غیر سایر اشیاء می‌باشد، بنابراین شامل جامدات و نحوشان هم میباشد چرا که آن‌ها را نیز به اندازه خود روح، شعور، تحمید و تسبیحی برای حق تعالی است همانطور که خداوند متعال فرمودند: … و هر موجودی تسبیح و حمد او را می‌گوید …[۱]

منبع:

[۱] سوره اسراء- ۴۴

برگرفته از سایت اهل البیت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

9 + 1 =