واقعه حدیث کسا

واقعه حدیث کسا

در این مطلب به واقعه حدیث کسا  به شکلی داستان‌گونه[۱] خواهیم پرداخت. واقعه‌ای که اگر چه به شکل متعدد و در احادیث مختلف به آن اشاره شده و از آن به جهت مهم بودن صحبت شده است اما به صورت کامل بیان نگردیده است.

واقعه حدیث کسا
واقعه حدیث کسا

در روزی از روزها و در یکی از سال‌های هجرت به مدینه رسول خدا (ص) تصمیم گرفت به خانه همسر خویش ام سلمه برود و در آن‌جا روز خود را بگذراند. پس وارد خانه شد و به همسر خود سلام کرد و احوالش را جویا شد. ام سلمه می‌دانست که همچون همیشه ممکن است مسلمانان برای دیدار با پیامبر (ص) به خانه او بیایند. پس برای این امر نیز آماده بود. اما رسول خدا (ص) این بار فرصتی برای ملاقات نداشت! او منتظر پیامی مهم از سوی خداوند متعال بود. پس رو به همسر خویش کرد و به او گفت که امروز به هیچ کس اجازه ورود ندهد. ام سلمه نیز اطاعات امر نمود.

از سوی دیگر فاطمه، دردانه رسول خدا (ص) در خانه خویش برای پدر عزیزتر از جانش غذای خوشمزه‌ای (کاچی) را درست کرد و آن را در ظرف و بر روی طبقی گذاشت تا برای پدر ببرد. فاطمه (س) آماده شد و به خانه ام سلمه رفت و از او خواست که به نزد پدرش برود. اگر چه رسول خدا (ص) گفته بود که به هیچ کس اجازه ورود داده نشود اما فاطمه با همه فرق داشت. ام سلمه نیز این را می‌دانست. پس مانع شد و اجازه داد که فاطمه به نزد رسول خدا (ص) برود. فاطمه به نزد پدر رفت و به او سلامی کرد و غذایی که آورده بود را تقدیمش کرد. اما حضور فاطمه به تنهایی کافی نبود. حضرت رو به دختر خود کرد و فرمود: فاطمه جان، دخترم! برو و همسر و دو فرزند خویش را نیز با خود بیاور.  فاطمه بدون لحظه‌ای درنگ به خانه خود رفت و به علی علیه السلام گفت که پیامبر آن‌ها را به حضور خوانده است. پس هر چهار نفر آماده شده و به خانه ام سلمه و به دیدار پیامبر (ص) رفتند. پیامبر (ص)، ام سلمه، فاطمه و خانواده کوچکش (همسر و دو فرزندش) در کنار هم نشسته بودند که رسول خدا (ص) به ام سلمه اشاره کوچکی کرد تا مجلس خصوصی‌تر شود. ام سلمه با اشاره پیامبر به کناری رفت و مشغول نماز شد.

حدیث کسا
حدیث کسا

حال تنها علی (ع)، فاطمه (س)، حسن و حسین علیهم السلام که دو ریحانه رسول خدا (ص) بودند، در کنار حضرت و بر سر سفره‌ای که کاچی فاطمه (س) در آن بود، حضور داشتند. پیامبر (ص) همواره عادت داشت زمانی که در خانه بود، غذا را با حضور همسر تناول کند اما این بار  همه چیز با هر وقت دیگری فرق داشت چرا که قرار بود اهل بیت پیامبر که خداوند آنان را از هر نوع پلیدی دور نگاه داشته و پاکشان گردیده است، با نزول آیه ۳۳ احزاب برای مسلمانان مشخص شوند. پس پیامبر (ص) همسرش را برای خوردن کاچی در کنارشان دعوت نمی‌کند. در همین هنگام بود که فرشته وحی، روح الامین بر پیامبر (ص) نازل شده و این آیه را تلاوت می‌کند: همانا (بی گمان) خداوند اراده نموده است تا آلودگی را از شما اهل بیت (رسول خدا (ص)) زدوده و شما را پاک و پاکیزه نماید[۲].

پس از نزول این آیه، حضرت کساء خیبری را بر خود، علی، فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام کشید و با دست راست به آسمان اشاره نموده و فرمود: این‌ها اهل بیت من هستند، پس هر نوع پلیدی را از آنان دور فرما و آن‌ها را کاملا پاکیزه گردان[۳].

ام سلمه که کم و بیش شاهد این رخداد معنوی (واقعه حدیث کسا) بود، دیگر تاب نیاورد و به آن جمع نورانی نزدیک شد. پس گوشه‌ای از کساء را بلند نمود تا او نیز بهره و نصیبی ببرد اما حضرت قاطعانه کساء را از دست او کشید و از ورودش به آن فضا جلوگیری کرد. ام سلمه از این رفتار حضرت کمی دلگیر شد، پس رو به پیامبر عرض نمود: آیا من جزو اهل بیت شما نیستم؟! حضرت پاسخ دادند: تو به سوی خیر و نیکی می‌باشی، تو از همسران رسول خدایی …

گفته شده که پس از آن حضرت همواره اصحاب کساء را «اهل بیت» خود می‌خواند و برایشان دعا می‌نمود.

منابع:

[۱] برگرفته شده از کتاب اهل بیت در قرآن و حدیث محمد ری شهری نگاشته شده در سایت حدیث نت

[۲] سوره احزاب، آیه ۳۳

[۳] در این باره چندین قول و گفته دیگر نیز بیان شده است.

  • تلاوت آیه ۳۳ سوره احزاب-محمد جبریل

وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّهِ الْأُولَىٰ ۖ وَأَقِمْنَ الصَّلَاهَ وَآتِینَ الزَّکَاهَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ ۚ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا

و در خانه‏ های خود بمانید و همچون جاهلیت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید، و نماز را بر پا دارید و زکاه را ادا کنید، و خدا و رسولش را اطاعت نمائید خداوند فقط می‏خواهد پلیدی و گناه را از شما اهلبیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد.

دانلود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

62 + = 70