واقعه افک روایت شده در برخی از منابع شیعی

داستان قرآنی

درباره واقعه افک به طور مفصل و داستان گونه در مطالب «داستان افک – بخش اول» و «داستان افک –بخش دوم» سخن گفته شده و آن‌چه که به عنوان شأن نزول آیات در منابع اهل سنت و برخی از منابع شیعی آمده است، شرح داده شد و در نهایت برخی از ایرادات وارد شده درباره آن شأن نزول بیان شدند. حال و در ادامه آن دو مطلب و برای بررسی تکمیلی واقعه افک، روایتی که در برخی از کتب شیعه آمده است [۱] را به شکلی داستان گونه ذکر کرده و در آخر به اشکالاتی که به این روایت وارد شده نیز اشاره می‌گردد.

حضرت محمد (ص) پیامبر خاتم
حضرت محمد (ص) پیامبر خاتم

ماریه قبطیه که بود؟

سال ششم هجری قمری بود و رسول خدا (ص) به تازگی از حدیبیه به مدینه بازگشته بود. او برای دعوت حاکمان دیگر سرزمین‌ها به توحید و اسلام نامه‌هایی را مکتوب و به وسیله اصحاب و برخی از افراد مورد اعتماد به کشورهای دیگر ارسال می‌کرد. در این میان حضرت نامه‌ای را به حاکم اسکندریه که «مقوقس» نام داشت فرستاد و او را به اسلام دعوت نمود. مقوقس اسلام را نپذیرفت اما با ادب و احترام با نامه و فرستاده پیامبر (ص) برخورد نمود و پاسخ نامه را به همراه نامه و هدایایی از جمله دو کنیز به نام های سیرین و ماریه برای رسول خدا (ص) ارسال کرد. او در نامه و خطاب به حضرت درباره کنیزان اظهار داشت که این دو کنیز از جایگاه و منزلت بزرگی در نبط برخوردار هستند.

زمانی که سیرین و ماریه به شهر مدینه وارد شدند، پیامبر (ص) آن ها را به ام سلیم سپرد و در خانه این بانو با آنان دیدار کرد و به دین اسلام دعوت نمود. سیرین و ماریه پس از شنیدن سخنان پیامبر (ص) و به دلیل برخورداری از آگاهی بالا درباره عقیده و مذهب خویش، اسلام آوردند. حضرت (ص) سیرین را به حسان بن ثابت هدیه نمود و ماریه را به همسری خویش گرفت.

ماریه به امر حضرت ابتدا در همسایگی مسجد و در خانه حارثه بن نعمان اقامت داشت ولی برخی از همسران رسول خدا نظیر عایشه به او به سبب زیبایی، جوانی و تازه وارد بودن حسادت کرده و او را اذیت می‌کردند. همین آزارها باعث شد تا حضرت او را به مشربه ام ابراهیم (باغ یا بستانی در شمال منطقه بنی قریظه) انتقال داده و خود برای دیدن او به آن بخش رفت و آمد می‌نمود. اما این کار پیامبر (ص) سبب شد تا حسادت نسبت به ماریه بیشتر شده و پس از باردار شدن ماریه به ابراهیم شدت بگیرد، چرا که او باری را حمل می‌نمود که همسران پیامبر در آرزوی آن بودند.

مدتی گذشت و در نهایت پسر پیامبر در مشربه ام ابراهیم به دنیا آمد. حضرت از تولد ابراهیم شادمان شد اما پس از چند ماه ابراهیم از دنیا رفت و در بقیع به خاک سپرده شد و این امر سبب ناراحتی پیامبر شد …

واقعه افک، اتهامی به ماریه!!

پس از وفات ابراهیم حضرت محزون و ناراحت بود. در روزی از روزها که عایشه رسول خدا (ص) را ناراحت دید، گفت: به چه دلیل بر این کودک گریه می‌کنی؟ او که فرزند تو نبود، ابراهیم فرزند خادم ماریه، جریح بود.

حضرت زمانی که این سخن را از زبان عایشه شنید به شدت عصبانی شد، پس حضرت علی (ع) را صدا کرد و به او دستور داد تا جریح را به قتل برساند. پس علی علیه السلام به مشربه ام ابراهیم رفت، جریح قبطی در حیاط بود که علی علیه السلام دق الباب کرد. جریح به سمت در رفت تا آن را باز کند اما امام علی (ع) را ناراحت و با صورتی بر افروخته مشاهده کرد. پس منصرف شد و فرار را بر ماندن ترجیح داد. حضرت علی (ع) که جریح را چنین دید. درب را شکست (یا از دیوار پرید) و وارد مشربه شد و به دنبال جریج رفت. جریح از ترسی که به جانش افتاده بود به بالای نخل رفت. حضرت نیز به بالای درخت رفت که ناگهان جریح خود را به پایین انداخت. در همان حین عورت جریج آشکار شد و امام دید که او آلت مردانه‌ای ندارد [۲].

پس حضرت به نزد رسول خدا بازگشت و آن‌چه را رخ داده و مشاهده کرده است را برای او بازگو نمود و این چنین شد که بی گناهی ماریه قبطیه اثبات شد. پس از آن آیه ۱۱ سوره نور بر پیامبر خدا (ص) نازل گردید.

اشکالات وارده در روایت شیعی

  • اولین اشکال وارد شده این است که در آیه یازدهم سوره نور بیان شده که گروهی تهمت بزرگی زدند، در حالی که در واقعه افک روایت شده مرتبط با ماریه، عایشه تنها تهمت زننده بود.
  • دومین اشکال مرتبط با کتاب تفسیر قمی علی بن ابراهیم است. بعضی از علمای معاصر شیعی نظیر «آقا بزرگ تهرانی» در منتسب نمودن کتاب تفسیر قمی به علی بن ابراهیم شک کرده‌اند (آقا بزرگ تهرانی همه‌ی تفسیر را از علی بن ابراهیم نمی‌داند و آیت الله محمد هادی معرفت انتساب این تفسیر را به علی بن ابراهیم قبول ندارد).
  • طبق این روایت رسول اکرم (ص) تنها با استناد به سخن عایشه و شهادت او، بدون هیچ تحقیقی امر به قتل شخصی بی گناه داد! این گونه رفتار از حضرت به دور بوده و قابل قبول نیست.
  • بر مقتضای بی گناهی ماریه می‌بایست حد الهی بر عایشه جاری می‌شد، در حالی که چنین نشد.

نتیجه گیری نهایی واقعه افک

درباره واقعه افک باید گفت که به هر یک از دو روایت ذکر شده ایراد و اشکال وارد شده است و هیچ یک از آن‌ها نمی‌تواند مورد اعتماد کامل باشد و آن را شأن نزول حتمی بیان کرد. اما می‌توان این چنین گفت که شأن نزول این آیه درباره شخص بی گناهی که از قضا فرد مهمی به شمار می‌رود، است که مورد اتهام واقع شده است به گونه‌ای که آن اتهام در جامعه پخش شده است.

آیت الله مکارم شیرازی این گونه بیان نمودند که در هر صورت چه عایشه مورد اتهام باشد و چه ماریه، آن‌چه که مشخص و مورد اتفاق است، این است که با نازل شدن آیه ۱۱سوره نور همسران رسول خدا از این چنین اتهام اخلاقی پیراسته و پاک شده‌اند و شیعیان نیز به تبعیت از این کلام الهی و با دلایل عقلی در هیچ زمانی عایشه همسر پیامبر (ص) را به چنین چیزی متهم نکرده‌اند به گونه‌ای که مخالفان مذهب شیعه نیز به این امر اعتراف نموده‌اند.

منابع:

[۱] تفسیر قمی یکی از این منابع است.

[۲] در جایی دیگر گفته شده که امام علی به بالای درخت نرفت و بادی وزید که باعث شد عورتش نمایان شود.

  • تلاوت ترتیل آیه ۱۱ سوره نور – محمد جبریل

إِنَّ الَّذِینَ جَاءُوا بِالْإِفْکِ عُصْبَهٌ مِنْکُمْ ۚ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ ۖ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ۚ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ ۚ وَالَّذِی تَوَلَّىٰ کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِیمٌ

مسلّماً کسانی که آن تهمت عظیم را عنوان کردند گروهی (متشکّل و توطئه‌گر) از شما بودند؛ امّا گمان نکنید این ماجرا برای شما بد است، بلکه خیر شما در آن است؛ آنها هر کدام سهم خود را از این گناهی که مرتکب شدند دارند؛ و از آنان کسی که بخش مهمّ آن را بر عهده داشت عذاب عظیمی برای اوست!

دانلود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

47 − 42 =