شرح دعای دهم صحیفه سجادیه – بخش سوم

دعای دهم صحیفه سجادیه

در این مقاله به شرح فرازهایی دیگر از دعای دهم صحیفه سجادیه که به عنوان یکی از دعاهای مأثور آن حضرت شناخته می‌شود، خواهیم پرداخت. در این دعا حضرت زین العابدین علیه السلام از خداوند متعال طلب فریاد رسی دارد و از او می‌خواهد که به فضل و رحمت خویش با بنده‌های خود برخورد نماید نه به عدالت خود، چرا که اگر به عدالت با بندگان رفتار کند بدون شک به جز آن‌هایی که مخلص هستند، کسی نخواهد توانست از عقاب و عذاب الهی در امان باشد و آدم طاقت و تحمل عذاب را ندارد …

فراز سوم دعای دهم صحیفه سجادیه

یَا غَنِیَّ الْأَغْنِیَاءِ، هَا، نَحْنُ عِبَادُکَ بَیْنَ یَدَیْکَ، وَ أَنَا أَفْقَرُ الْفُقَرَاءِ إِلَیْکَ، فَاجْبُرْ فَاقَتَنَا بِوُسْعِکَ، وَ لَا تَقْطَعْ رَجَاءَنَا بِمَنْعِکَ، فَتَکُونَ قَدْ أَشْقَیْتَ مَنِ اسْتَسْعَدَ بِکَ، وَ حَرَمْتَ مَنِ اسْتَرْفَدَ فَضْلَکَ.

ای غنی‌ترین اغنیاء، هم اکنون ما بنده‌های تو در اختیار تو هستیم و من فقیرترین فقیران، در پیشگاه تو می‌باشم، پس تهیدستی‌مان را به وسعت رحمت خود جبران نما و امیدمان را به منع خویش (راندن ما)، قطع نکن! چرا که اگر این چنین نمایی، آن‌که خویش را به تو خوشبخت خواسته، بذبخت نموده‌ای و آن‌کس که فضل و احسان تو را طلب نموده محروم کرده‌ای.

دعای دهم صحیفه سجادیه
دعای دهم صحیفه سجادیه

شرح فراز سوم دعای دهم صحیفه سجادیه

موضوع و مبحث غنی و فقیر در میان آفریننده و مخلوق از نوع غنی و فقیری که در نظام اجتماعی و عقلایی وجود دارد، نیست و به امر دیگری اشاره دارد که در عرفان و فلسفه به شکل گسترده به آن پرداخته شده است.

فقر مخلوق نسبت به آفریننده در مرحله اصل هستی می‌باشد و همچنین غنای باری تعالی مرتبط با اصل هستی است. به این معنا که هستی، ذاتی پروردگار است و تمامی ماسوا محض حاجت و ربط با او هستند. در واقع مقصود این است که حاجت و نیاز در اصل هستی در ماسوی حق تعالی، حاکم است که پروردگار متعال افاضه لحظه به لحظه می‌کند. یعنی که جبران نمودن فقر (نیازمندی) و بینوایی از سوی مبداء در نظام مخلوق همواره جاری است، چرا که اگر این چنین نبود اثر و نشانی از چیزی باقی نمی‌ماند. خداوند در آیه پانزدهم سوره فاطر می‌فرماید: ای مردم، شما به خداوند نیازمند هستید و تنها خداوند است که بی نیاز و ستوده (سزاوار هر نوع حمد و ستایش) می‌باشد.

البته کاملا آشکار است که آدمی در تمامی نظام وجودی خویش نظیر تندرستی، ثروت، عزتمندی، مرگ، زندگی، دانش، ایمان و رفاه به خداوند عز و جل نیازمند است و می‌بایست برای تکامل روحی و اخلاقی خویش همه چیز را از حق تعالی طلب کند، چرا که اگر از سوی حضرت حق منع فیضی نسبت به بندگان انجام گیرد، وصول و نائل آمدن به سعادت هیچ گاه و به هیچ صورت ممکن نیست و به جز محروم ماندن از همه‌ی فیض‌های الهی نتیجه‌ای نخواهد داشت.

با توجه به آن‌چه که بیان شد اگر که آدمی نسبت به نظام هستی شناخت درستی پیدا کند به خوبی به این واقعیت دست پیدا خواهد کرد که باهوش‌ترین و زیرک‌ترین شخص در کل جهان فردی است که در طریق اطاعت الهی در آید و در بندگی و عبودیت او امهال و کوتاهی نکند زیرا همه چیز از عزت و ذلت گرفته تا مرگ و زندگی به دست قدرت ابدی و لایزال حق تعالی است.

به قول شاعر بزرگوار هاتف اصفهانی که می‌گوید:

چشم دل باز کن که جان بینی

آن‌چه نادیدنی ست آن بینی

آنچه نشنیده گوشت آن شنوى

و آنچه نادیده چشمت آن بینى
از مضیق حیات در گذرى
وسعت ملک لامکان بینى
تا به جایى رساندت که یکى
از جهان و جهانیان بینى
با یکى عشق ورز از دل و جان
تا بعین الیقین عیان بینى
که یکى هست و هیچ نیست جز او
وحده لا اله الا هو

فراز چهارم دعای دهم صحیفه سجادیه

فَإِلَى مَنْ حِینَئِذٍ مُنْقَلَبُنَا عَنْکَ ، وَ إِلَى أَیْنَ مَذْهَبُنَا عَنْ بَابِکَ ، سُبْحَانَکَ نَحْنُ الْمُضْطَرُّونَ الَّذِینَ أَوْجَبْتَ إِجَابَتَهُمْ ، وَ أَهْلُ السُّوءِ الَّذِینَ وَعَدْتَ الْکَشْفَ عَنْهُمْ

(خداوندا) پس بدین وصف از درگاه تو به کجا روی آوریم؟ و کدام ملجأ را برگزینیم؟ تو پاک و منزه هستی از این که ما مضطران را که اجابت دعای آنان را واجب نمودی و گرفتارانی را که برطرف نمودن گرفتاری آنان را وعده داده‌ای از درگاه خویش برانی.

شرح فراز چهارم دعای دهم صحیفه سجادیه

این فراز را تنها شخصی می‌تواند از عمق جان بیان کند که موقف و جایگاه بندگی را بداند، شناخت کاملی از قدرت لایزال الهی داشته باشد و معنای و مفهوم «قیوم» را بفهمد، آن وقت است که بی اختیار و از عمق جان خواهد گفت: که من از در خانه تو به کجا پناه برم؟! آن‌گاه است که از چشم او اشک بسیار بر چهره‌اش می‌غلطد و با تمام وجود متوسل به «اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ» که بخشی از آیه دوم سوره نمل است، می‌شود.

برخی بر این توهم هستند که اضطرار آدمی تنها در زمان بیماری، ضعف، در هنگام تنگ دستی و یا در آن لحظه که جان آدمی از بدن او در حال جدا شدن است، اتفاق می‌افتد و در غیر این اوقات به حق تعالی نیازی نیست و جملگی سکنات، حرکات و حالات انسان مستقل از نیرو و قدرت خدا و متکی به خود انسان است و اگر که نمازی نیز ادا می‌شود، سپاس و شکرگزاری عظیمی است که آدمی به پیشگاه حق تعالی عرضه داشته است و لا غیر. در واقع این گونه افراد به نقطه مرکزی وابستگی خویش به حق تعالی بی توجه بوده و با غفلتی تمام سرگرم زندگی زود گذر و فانی دنیا شده‌اند و نمی‌دانند که ارتباطی که میان آفریننده و مخلوقات وجود دارد آن گونه به هم مرتبط و پیوسته است که در هیچ آن و لحظه‌ای مخلوق از خالق خویش بی نیاز نمی‌گردد. حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام در دعای عرفه چه زیبا خدا را مخاطب قرار می‌دهد آن‌گاه که می‌فرماید: إِلَهِی أَنَا الْفَقِیرُ فِی غِنَایَ فَکَیْفَ لا أَکُونُ فَقِیرا فِی فَقْرِی، إِلَهِی أَنَا الْجَاهِلُ فِی عِلْمِی فَکَیْفَ لا أَکُونُ جَهُولا فِی جَهْلِی.

خداوندا! من آن‌گاه که از امکانات مادی برخوردار هستم، فقیرم، پسر چطور است زمانی که خویش را بیرون از آن امکانات می‌یابم (فقر مادی را احساس می‌کنم) فقیر نباشم؟!

خدایا آن هنگام که با برخورداری از علم به مفاهیم، هیچ نمی‌دانم (جاهل هستم)، چگونه می‌شود آن وقتی که در برابر انوار بزرگ تو قرار می‌گیرم و معلوم می‌گردد که هیچ نمیدانم، جاهل نباشم؟!

هر چه علم و غنای آدمی بیشتر باشد به عطای خداوند محتاج تر و به او وابسته تر است چرا که بیشتر از دیگران در گرو عنایات پروردگار بوده است. در واقع اضطرار انسان از اعانت خداوند متعال هیچ گاه جدا نمی‌شود.

ایمان به خدا
ایمان به خدا

آن فردی که نیازمندی خود را به خدا مشاهده می‌کند، آگاه است که حق تعالی برای برآورده شدن حاجات او کافی است و هرگز قدرت و توانی را بالاتر از قدرت خداوند ندیده و در هیچ اوقاتی برای برآورده شدن نیازهای خود بر در ارباب بی مروت دنیا نمی‌نشیند و هیچ زمانی در خویش احساس حاجتی نسبت به غیر او در خود نمی‌بیند.

و چه زیبا و پر معناست کلام امیر مومنان برای پایان دادن به این فراز آن هنگام که در مناجات شعبانیه به معبود خویش می‌فرماید:

وَ مَنْ لاذَ بِکَ غَیْرُ مَخْذُول، وَ مَنْ اَقْبَلْتَ عَلَیْهِ غَیْرُ مَمْلُوک، اِلهی اِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِکَ لَمُسْتَنیرٌ، وَ اِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِکَ لَمُسْتَجیرٌ

خداوندا هر آن‌کس که به تو پناهنده گشت، بیچاره نیست و هر آن‌که تو به او رو نمایی در سلطه احدی نمی‌باشد و هر که مسیر را به وسیله تو و به سوی تو جستجو کند، همراه نور و روشنایی است و آن کس که به تو چنگ زند و به تو تمسک جوید در پناهگاهی مستحکم و قوی خواهد بود.

  • تلاوت ترتیل سوره فاطر آیه ۱۵ – عبدالرحمن سدیس

۞ یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ ۖ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ

ای مردم شما (همگی) نیازمند به خدائید؛ تنها خداوند است که بی‌نیاز و شایسته هر گونه حمد و ستایش است!

دانلود

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 + 3 =