برخی ملاقات ها و کرامت های حضرت مهدی (عج)

یا مهدی ادرکنی

بدون شک آرزوی هر شیعه و دوست دار حضرت مهدی (عج) است که در این دوران سخت غیبت که ایشان در پس پرده نهان گشته اند، او را حتی به یک نظر ببینند. اما امر و فرمان خدا بر غیبت ایشان تا زمانی معین است که جز خداوند متعال، هیچ کس از زمان آن خبر ندارد و چه انسان هایی بودند که در فراق دیدن او چشم از این جهان فرو بستند. اما در این میان افرادی بوده اند که در شرایط ویژه و بسیار خاص توانسته اند در عصر غیبت کبری ایشان را ملاقات نموده یا از کرامت ها و فضائل ایشان به صورت مستقیم بهره مند گردند (البته ذکر این نکته مهم است که بسیاری از علما ملاقات با حضرت (عج) را امری ممکن در شرایط ویژه دانسته اند اما برخی دیگر نظیر نُعمانی این امر را غیر ممکن گفته اند پس نباید به هر حرف و حکایت و قضیه ای که در این باره ذکر می شود استناد نموده و آن را باور کرد). خواندن این ملاقات ها و کرامت ها که دارای سند درستی هستند خالی از لطف نیست به همین سبب در این مطلب بر آن شدیم به برخی از ملاقات ها و کرامت های حضرت مهدی (عج) بپردازیم.

یا صاحب الزمان (عج)
یا صاحب الزمان (عج) | برخی ملاقات ها و کرامت های حضرت مهدی (عج)

نکته ای بسیار مهم:

ندیدن حضرت مهدی (عج) در دوران غیبت اگر چه بر تمام شیعیان و دوستدارن آن حضرت سخت و طاقت فرسا است اما می توان با انجام وظایف یک منتظر واقعی بیشتر حضور ایشان را درک نمود و بهره معنوی بسیار برد.

  • مگر با گریه بر امام حسین (ع) گناهان آمرزیده می شوند؟! (ملاقات سید بحر العلوم با امام (عج))

سید محمد مهدی طباطبایی بروجردی که به سید بحر العلوم شهرت دارد به سمت سامرا رهسپار شده بود او در راه به این موضوع فکر می کرد که چگونه می شوند گریه و بکاء بر امام حسین (ع) سبب بخشش گناهان می گردد، که در همان حین متوجه شد که فردی عربی، سواره بر اسب به او رسید و سلام نمود و گفت: ای سید درباره چه چیزی به فکر رفته ای؟ جناب سید اگر که پرسشی داری، سوال کن، شاید پاسخش را بدانم.

سید بحر العلوم گفت چگونه می شود که خداوند این همه ثواب برای زیارت کنندگان و افرادی که برای امام حسین (ع) گریه می کنند در نظر گرفته است به طور مثال در هر گامی که در مسیر زیارت بر می دارند پاداش یک حج کامل و عمره برایشان ثبت می گردد و برای یک قطره اشکشان بر حسین (ع) گناهانشان بخشوده می شود؟ شخص عربی گفت: حکایتی برایت می گویم.

حاکمی به همراه دربایانش به شکار رفت در شکارگاه از افرادی که با او بودند دور شد و ناگهان آنان را گم کرد. پس از آن به مشقت و سختی افتاد و گرسنگی بر او غلبه کرد آن چنان که تا چشم او به خیمه ای افتاد، داخل آن شد. در آن خیمه پیرزنی را به همراه پسرش مشاهده کرد. آنان در خیمه تنها یک بز شیرده داشتند که تنها از راه مصرف شیر بز زندگی شان می گذشت. زمانی که سلطان وارد خیمه شد او را نشناختند اما چون که مهمان بود بز را برای او سر بریدند. حاکم فردای آن روز برگشت و به درباریان خود گفت که چطور می شود لطف آن ها را جبران نمود. هر یک پیشنهادی ارائه می کرد. پادشاه پس از شنیدن نظرات مختلف گفت اگر که من بخواهم همانند او عمل کنم باید کل مملکت و دارایی ام را به او بدهم چون که آن ها دار و ندار خویش را به من دادند. ای سید، امام حسین (ع) هر آنچه را که داشت در راه خدا داد. خداوند متعال که نمی تواند تمامی سلطنت خویش را به او بدهد، پس سبب شگفتی نیست اگر که به ازای آن عمل هر نوع ثواب و اجری را را به زوار و گریه کنندگان بر حسین (ع) بدهد. فرد سواره این سخن را که گفت سید به فکر رفت اما تا سر خویش را بلند نمود مشاهده کرد کسی در کنارش نیست!! سید با خود فکر می کرد که آن مرد که بود؟ چگونه پرسش من را جواب داد و ناگهان رفت؟ اشک می ریخت که امام (عج) را دیده اما نشناخته [۱]

  • پایان دادن به نگارش کتاب با دستخط حضرت قائم ارواحنا له الفداء

بیان شده که قاضی نور الله شوشتری گفته است: در میان اهل ایمان مشهور است که فردی از اندیشمندان اهل تسنن، که در برخی از علوم استاد علامه حلی می باشد کتابی بر ضد مذهب تشیع نگاشت و در مجالس مختلف آن را برای مردم می خواند. او از ترس این که مبادا شخصی از علمای تشیع کتابش را رد کند و به شبه هایی که نوشته است پاسخ دهد آن را به کسی نمی داد که نسخه ای از کتاب بر دارد. علامه حلی همواره به دنبال راهی بود که این کتاب را به دست آورده و آن را به گونه ای رد نماید. پس ناگزیر رابطه ی استاد و شاگردی را وسیله ای قرار داد و از آن اندیشمند اهل تسنن خواست تا کتابی که نگارش نموده را به او امانت دهد. آن فرد برای آن که دست رد به سینه ی علامه حلی نزده باشد درخواست او را قبول نموده و گفت: قسم خورده بودم که این کتاب را بیش از یک شب به کسی امانت ندهم. علامه حلی همان را نیز غنیمت می دانست پس کتاب را گرفته و به خانه اش برد تا از روی آن در حد امکان نسخه بردارد. او به نوشتن مشغول شد تا زمانی که شب به نیمه رسید و خواب بر او چیره شد. در همان حین حضرت مهدی (عج) حاضر گشته و به او فرمودند: کتاب را به من بده و تو بخواب. علامه خوابید. زمانی که بیدار شد مشاهده کرد که نسخه کتاب از لطف و کَرم حضرت به پایان رسیده است [۲] (البته این مورد به گونه های دیگری نیز بیان گردیده، مثلا گفته شده که کتاب توسط یکی از شاگردان علامه حلی به دست ایشان رسیده و هنگامی که مشغول تهیه نسخه از کتاب بودند خواب بر او چیره گشته و زمانی که بیدار شد مشاهده نموده که از کل کتاب نسخه برداری شده و در آخر نسخه نوشته شده: کَتبه محمد بن حسن العسکری صاحب الزمان (عج) [۳] …)

غیبت حضرت مهدی (عج)
غیبت حضرت مهدی (عج) | برخی ملاقات ها و کرامت های حضرت مهدی (عج)
  • شفا گرفتن شیخ حر عاملی از حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف

مرحوم شیخ حر عاملی خود چنین بیان کرده بود:

در دوران کودکی و زمانی که ده سال سن داشته است مبتلا به مریضی سختی می شوم و آن گونه حالم بد و دگرگون بود که آشنایان من جمع گشته و بر من گریه می کردند و باور داشتند که من در آن شب می میرم. در همین ساعات بود که در بین خواب و بیداری، رسول الله (ص) و دوازده امام (ع) را دیدم، پس بر آن ها سلام نمودم و به تک تک آن ها دست دادم (مصاحفه)، میان من و امام صادق (ع) سخنی گفته شد که یادم نیست چه بود. تنها به خاطر دارم که ایشان بسیار برایم دعا کردند.

پس به امام زمان (عج) سلام نمودم و با ایشان مصاحفه کرده و گریه کردم. سپس گفتم: آقای من، می ترسم که به سبب این بیماری بمیرم در حالی که آن چه از علم، دانش و عمل می خواهم را کسب نکرده ام. حضرت (عج) فرمودند: نترس چون که در اثر این مریضی نخواهی مرد و خداوند متعال تو را شفا خواهد داد و عمری طولانی داری. پس از آن قدحی که در دستشان بود را به من دادند تا از آن بیاشامم، و در همان حین من شفا یافتم و سلامتی خود را به دست آوردم و در جای خود نشستم. خویشاوندانم با مشاهده این صحنه تعجب کردند اما من این اتفاق را برای آنان نگفتم و پس از چند روز آن را نقل نمودم. [۴]

منابع:

[۱] برگرفته از عبقری الحسان، شیخ علی اکبر نهاوندی، ج ۱، ص ۱۱۹

[۲]  برگرفته از کتاب عبقری الحسان شیح علی اکبر نهاوندی

[۳] برگرفته از کتاب قصص العلماء

[۴] اثبات الهداه، ج ۵ ، باب معجزات

موسسه قرآنی معراج النبی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 1 = 2