شرح و تفسیر سوره مبارکه قارعه – بخش دوم

سوره قارعه

سوره مبارکه قارعه صد و یکمین سوره قرآن مجید بر اساس ترتیب کنونی است که در شهر مکه بر پیامبر اکرم (ص) نازل گردیده و جزو مفصلات قرآن به شمار می رود. این سوره دارای یازده آیه می باشد که در مطلب پیشین با عنوان «شرح و تفسیر سوره مبارکه قارعه – بخش اول» شرح و تفسیر بخش هایی از این سوره را بر اساس تفسیر نمونه برای بهره مند شدن شما عزیزان قرار دادیم. در این مطلب به تفسیر ادامه سوره خواهیم پرداخت.

سوره قارعه
سوره قارعه

سوره مبارکه قارعه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ، الْقَارِعَهُ ﴿۱﴾، مَا الْقَارِعَهُ ﴿۲﴾، وَ مَا أَدْرَاکَ مَا الْقَارِعَهُ ﴿۳﴾، یَوْمَ یَکُونُ النَّاسُ کَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ ﴿۴﴾، وَ تَکُونُ الْجِبَالُ کَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ ﴿۵﴾، فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ ﴿۶﴾، فَهُوَ فِی عِیشَهٍ رَاضِیَهٍ ﴿۷﴾، وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ ﴿۸﴾، فَأُمُّهُ هَاوِیَهٌ ﴿۹﴾، وَ مَا أَدْرَاکَ مَا هِیَهْ ﴿۱۰﴾، نَارٌ حَامِیَهٌ ﴿۱۱﴾.

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر، قارعه (آن حادثه کوبنده) (۱)، و چه حادثه کوبنده ای؟ (۲)، و تو چه می‌دانی که قارعه (آن حادثه کوبنده) چیست (۳)، روزی که مردم همچون پروانه های پراکنده خواهند بود (۴)، و کوه ها همانند پشم رنگین حلاجی شده می گردد (۵)، و اما کسی که ترازوهای اعمالش سنگین و با ارزش است (۶)، پس در یک زندگانی خوش خواهد بود (۷)، و اما شخصی که ترازوی اعمالش سبک است (۸)، پناهگاه او هاویه (مراد جهنم است) است (۹)، و تو چه می دانی که هاویه (دوزخ) چیست (چطور می توانی سختی های هاویه را تصور کنی)؟! (۱۰)، (هاویه) آتشی سوزان است (۱۱) [۱].

تفسیر سوره قارعه – بخش دوم

در مطلب پیشین تا آیه پنجم سوره تفسیر و شرح داده شد، حال به شرح ادامه آن خواهیم پرداخت.

در آیه های نخستین سوره خداوند از مراحل ابتدایی قیامت (پایان یافتن جهان) سخن گفته است و پس از آن به مراحل بعدی روز قیامت که زنده شدن اموات و همچنین تقسیم انسان ها به دو گروه است پرداخته و می فرماید: و اما شخصی که ترازوی اعمال او سنگین و با ارزش است، پس در یک زندگانی خوش و رضایت بخش خواهد بود و اما فردی که ترازوی اعمال او سبک باشد، پناهگاهش دوزخ (هاویه) است و تو چه می دانی که هاویه چیست؟، هاویه آتشی سوزان است.

قرآن کریم
قرآن کریم

واژه «موازین» جمع کلمه میزان است که به وسیله ای برای سنجش اطلاق می گردد. این کلمه در ابتدا برای وزن های مادی استفاده می شد، سپس برای مقیاس های معنوی به کار برده شد.

برخی از مفسران بر این باورند که اعمال آدمی در روز قیامت به شکل موجوداتی مادی و دارای جسم که قابل وزن شدن هستند، در خواهند آمد و راستی و درستی آن ها در آن روز با ترازوی سنجش اعمال سنجیده می شود.

البته این احتمال نیز وجود دارد که خود نامه اعمال انسان وزن شود و اگر که عمل و کردار درستی در آن وجود داشته باشد سنگین خواهد بود و در غیر این صورت سبک وزن یا بی وزن می باشد. اما ظاهرا هیچ گونه نیازی به این گونه توجیه ها نیست، میزان به طور قطع در معنای ترازویی که دارای کفه هایی مخصوص است، نیست و به هر نوع وسیله ای که سنجش با آن انجام می گیرد، گفته می شود، چنانچه در حدیثی از بزرگان معصوم آمده است: امیرمومنان و امامان از دودمان او ترازوهای سنجش هستند و از امام جعفر صادق (ع) نیز حدیثی روایت شده به این مضمون که از ایشان درباره معنای میزان پرسیدند و حضرت در پاسخ به آن فرمودند: ترازوی سنجش (میزان) همان عدل می باشد.

پس می توان گفت که اولیاء الهی یا قوانین عدل خداوند مقیاس هایی می باشند که در روز جزاء آدمیان با اعمال و کردارشان بر آن ها عرضه می شوند و به همان اندازه ای که با آن ها همخوانی و تطابق داشته باشند، وزن می گیرند (وزنشان است).

آشکار است که اگر از سبک یا سنگین بودن میزان سخن به میان می آید منظور سنگینی ترازوی سنجش عمل نیست بلکه وزن آن چیزهایی است که به وسیله آن سنجیده می شوند. در ضمن استفاده از تعبیر میزان به صورت جمع «موازین» به این دلیل است که اولیاء و  قوانین الهی هر یک میزانی برای سنجش هستند، همچنین تنوع موجود در اعمال انسان وجود میزان ها و مقیاس های مختلف و متفاوت برای سنجش را لازم و ضروری می کند.

راغب در کتاب مفردات خود بیان نموده که کلمه میزان در قرآن گاه به شکل مفرد و گاهی به صورت جمع آمده است، در شکل اول این واژه ناظر بر شخصی است که حساب می کند یعنی خداوند متعال و در شکل دوم (صیغه جمع) ناظر بر افرادی است که حسابرسی می شوند (حساب شوندگان).

برخی دیگر از مفسران قرآن بیان کردند که واژه موازین جمع کلمه موزون است یعنی عملی که آن را وزن می کنند، پس بر اساس این معنا سبک یا سنگین بودن موازین در حقیقت سبک یا سنگین بودن خود اعمال می باشد نه ترازوها.

البته که نتیجه هر دو این تفاسیر یکی است و تنها از دو راه متفاوت به دست آمده اند.

در آیه هفتم برای کسی که اعمال او سنگین بوده اند از تعبیر «عیشه راضیه» زندگانی خشنود استفاده شده است که تعبیری جالب و رسا می باشد از حیاتی پر نعمت و آرامش برای بهشتیان در آخرت. در حقیقت این زندگانی به قدری رضایت بخش می باشد، انگار که خود زندگی راضی است، یعنی به جای استفاده از تعبیر مرضیه که اسم مفعول می باشد برای تاکید بیشتر اسم فاعل به کار رفته است. و در واقع این امتیاز بزرگ، ویژه‌ی حیات اُخروی است چون که حیات دنیوی هر اندازه که خوب و توأم با آرامش، امنیت و رضایت باشد، ناخشنودی نیز خواهد داشت و تنها زندگی و حیات اخروی است که به طور تام رضایت، آرامش و امنیت را دارا می باشد.

در آیه نهم خداوند جایگاه انسان هایی که اعمال آن ها سبک بوده اند را دوزخ معرفی کرد. استفاده از تعبیر «اُم» در این آیه « فَأُمُّهُ هَاوِیَهٌ » به این دلیل است که خود واژه به معنای مادر است و مادر همواره پناهگاهی برای فرزندان خود است که در صورت بروز مشکلات به او پناه می برند و در این آیه به این موضوع اشاره می کند که گنهکارانی که ترازوی اعمالشان سبک است جز دوزخ (هاویه) ملجاء یا پناهگاهی ندارند و وای به حال انسانی که پناهگاهی جز دوزخ ندارد.

بعضی مفسران نیز بیان نموده اند که واژه «اُم» که در این سوره به کار رفته است به معنای «مغز» می باشد به این دلیل که عرب به مغز سر «اُم الرأس» گویند، پس معنای آیه اینگونه می شود که با سر در دوزخ انداخته می شوند اما این معنا بعید و دور به نظر می رسد زیرا اگر که درست باشد آیه دهم که خداوند می فرماید «و تو چه می دانی که آن چیست»، مفهوم صحیحی نخواهد داشت.

ریشه کلمه «هاویه»، هوی می باشد و به معنای سقوط کردن و افتادن است و یکی از نام های جهنم است زیرا گنهکاران در آن می افتند. همچنین این کلمه به عمق آتش جهنم اشاره دارد.

و اگر که واژه «اُم» به معنای مغز در نظر گرفته شود، هاویه در معنای سقوط کننده به کار می رود اما تفسیر نخست درست تر به نظر می رسد.

کلمه «حامیه» از ریشه حمی (بر وزن نفی) به معنای شدت حرارت می باشد و این واژه در این سوره به سوزندگی بسیار شدید آتش جهنم اشاره دارد.

فَأُمُّهُ هَاوِیَهٌ
فَأُمُّهُ هَاوِیَهٌ

در هر صورت آیات ده و یازده سوره قارعه تاکیدی می باشد بر این معنا که عذاب آخرت و آتش جهنم از تصور تمامی انسان ها خارج می باشد.

منبع:

[۱] برگرفته ار ترجمه سوره قارعه- آیت الله مکارم شیرازی

 

  • تلاوت ترتیل سوره مبارکه «قارعه» با صدای استاد «حسن ابراهیم هاشم»

 

دانلود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

23 − = 21