چرا دیه زن نصف مرد تعیین شده است؟

دیه زن و مرد در اسلام

اگر که میان مرد و زن مساوات وجود دارد، پس چرا دیه زن نصف مرد تعیین شده است؟

قبل از آن که به این سوال پاسخی جامع و در خور با استناد به قرآن مجید، کتب فقهی و روایات داده شود، لازم است یاد آور شد هر آنچه که در دین مبین اسلام با عنوان احکام اسلامی وجود دارند، بر اساس مصالح ویژه و خاصی وضع شده اند و برای هر یک از این احکام حکمتی است و در ایجاد و نگاشتن هر قانونی صلاحی کلی و جامع در نظر گرفته شده است. در دین اسلام که همواره و برای هر زمانی مناسب است اگر که چیزی و عملی نهی شده است بدین سبب است که مفسده و ضرری را شامل می گردد و اگر که به کاری توصیه و سفارش شده به دلیل آن است که منفعت و مصلحتی در آن نهفته است. البته درک و فهم بشر به اندازه ای نیست که بتواند همه حکمت های نهفته در این امور را درک نماید اما با به کار گیری همان مقدار فهم و با اتکا و استناد به کلام و سخنان نقل شده از ائمه اطهار (ع) می توان به قسمتی از این حکمت ها پی برد. در احکام فقهی و قضایی آمده است که دیه زن نصف مرد است؟ آیا این سخن درست است؟ اگر که این سخن جزو احکام اسلامی است آیا به برتر بودن جنس مرد بر زن اشاره ندارد؟ با خواندن این مطلب به چرایی این موضوع پی خواهید برد.

دیه و اختلاف در مقدار آن در قرآن و روایات

در قرآن مجید تنها در سوره نساء آیه ۹۲ از دیه سخن به میان آمده است که تفاوت و مقدار آن مشخص نشده است. اما در روایات معتبر موجود در کتب اهل تسنن و تشیع میزان و تفاوت مقدار آن برای زن و مرد بیان شده است.

روایاتی که درباره دیه مرد و زن و مقدار تفاوت آن آمده است در دو گروه قرار می گیرند، گروه یا دسته اول درباره قتل نفس است و دسته دوم مرتبط با دیه اعضای بدن و جراحت های وارده است. امام صادق (ع) فرمودند: دیه زن نصف دیه مرد است [۱]. همچنین نقل شده که امام جعفر صادق (ع) در جواب فردی به نام «ابان بن تغلب» که از شنیدن حکم دیه شگفت زده و متعجب شده بود، فرمود: آهسته و آرام باش ای ابان! این حکم رسول الله (ص) است [۲]. در حقیقت ابان بن تغلب روایت کرده بود که از امام (ع) درباره حکم مردی که انگشتی از انگشتان زنی را بریده باشد چیست؟ حضرت فرمود: ده شتر برای یک انگشت، بیست شتر برای دو انگشت، سی شتر برای سه انگشت و بیست شتر برای چهار انگشت. ابان نقل می کند که گفتم: پاک و منزه است خداوند متعال، این چگونه حکمی است که دیه سه انگشت از چهار انگشت بیشتر است؟ هنگامی که در عراق بودم این حکم را شنیده بودیم اما از گوینده ی آن بیزاری جسته و می گفتیم که این چیزی که گفته از چیزهایی است که شیطان القا نموده است، امام به او فرمود که ای ابان آهسته باش هر آنچه گفتیم حکم پیامبر (ص) است، زن تا ثلت (یک سوم) دیه با مرد برابر است، هر زمان به حد یک سوم رسید به نصف بر می گردد، ای ابان تو از در مقایسه وارد شدی، و هنگامی که مقایسه در سنت پیامبر (ص) ورود نماید، دین از بین می رود [۳].

دیه زن نصف دیه مرد است
دیه زن نصف دیه مرد است

فقهای مذهب تسنن نیز به طور عمده [۴] بر این حکم اتفاق نظر دارند و از رسول خدا (ص) و حضرت علی (ع) و صحابه روایت هایی را مبنی بر اینکه دیه زن نصف دیه مرد است را در کتب معتبر خود دارند.

با توجه به هر آنچه که گفته شد (روایات بسیاری وجود دارند که آوردن تمام آن ها در این مطلب نمی گنجد) هیچ شک و شبهه ای در این حکم قطعی باقی نخواهد ماند، ولی همچنان این سوال مطرح می باشد دلیل و حکمت این حکم چیست؟ چه توجیهی برای آن وجود دارد؟ مگر گفته نشده که اسلام دین برابری و مساوات است پس این حکم چه می گوید؟

دیه، خون بها نیست!

دیه خون بها نیست! بله درست خواندید، آنچه که ما به صورت عامیانه آن را خون بها می نامیم، خون بها نیست، زیرا خون و نفس آدمی با هیچ چیز مادی در این دنیا برابر نیست و جبران نمی گردد و خون و نفس تمام انسان ها با هم برابر است چه آن فرد مرد باشد، چه زن، معلول باشد یا سالم، پیر باشد یا جوان، همگی با هم برابر می باشند و هیچ چیزی نفس شخصی را بر شخصی دیگر برتری نخواهد بخشید.

دیه در حقیقت مجازاتی برای فرد مجرم است تا باعث شود دیگر خطایی مرتکب نشود و جبران خسارت اقتصادی ناشی از آسیبی است که به فرد وارد گشته است. زمانی که زن و یا مردی در یک خانواده از بین برود، جای او خالی گشته و این خلاء به وجود آمده به جز زیان و خسارت روحی و روانی باعث خسارت اقتصادی نیز می گردد، پس باید به گونه ای جبران شود.

دیه زن و مرد در اسلام
دیه زن و مرد در اسلام

دلیل تفاوت میزان دیه مرد و زن

برترین شما در نزد خدا، با تقواترین شماست. بی شک در نزد پروردگار عالم زن و مرد تفاوتی ندارند و او همواره در آیه های قرآن کریم زن و مرد را در کنار هم قرار داده است. اما باید به این امر اعتراف نمود که خداوند زن و مرد را بر اساس حکمت و برای امور خاص و فعالیت های ویژه از لحاظ جسمی متفاوت آفریده است. باردار شدن زن، شیر دهی و بزرگ کردن بچه اگر چه ایثارگری بزرگی است و وقت و نیروی بسیاری از زن می گیرد اما این کار نوعی خدمت است اما نه خدمت و کار اقتصادی. ولی مرد به دلیل قوا و ساختمان بدنی که دارد اغلب کارهای اجتماعی، سخت و مشقت بار را بر عهده دارد به گونه ای که بسیاری از امور سخت را نمی توان به بانوان سپرد و تنها مردان می توانند از عهده ی آن ها بر بیایند، پس از منظر اقتصادی اگر که مردی از میان برود خسارتی که یک خانواده می بیند بیشتر از زمانی است که زنی از میان برود (توجه شودکه زیان اقتصادی را بیان نموده ایم). ممکن است در این جا سوالی پیش بیاید و گفته شود خب درست است در دوران قبل فعالیت های اقتصادی زن کمتر از مرد بوده است اما امروزه که زنان پا به پای مرد در فعالیت های اقتصادی مشارکت دارند این حکم قابل قبول نیست. در پاسخ به این سوال لازم است گفته شود که اصولا اگر که حکم و یا قانونی تبیین می گردد وضع غالب در نظر گرفته می شود، درست است که بانوان همپای مردان مشغول به کار هستند اما وضعیت غالب این است که مرد تامین کننده هزینه خانه و خانواده است و نقش موثرتری را در امور مالی و اقتصادی دارا می باشد و برای حمایت از زن و فرزند او دیه ی بیشتری به آن ها تعلق می گیرد.

در نهایت باید گفت که علل تفاوت در دیه زن و مرد روایات معتبر نقل شده و اجماع میان فقیهان است که محور اصلی پاسخ، تعبد نسبت به حکم الهی و رسول الله (ص) است. البته ذکر این نکته خالی از لطف نیست که تعبد و تسلیم در برابر حکم الهی منافاتی با سوال درباره فلسفه و یا حکمت آن ندارد زیرا همگی بر این باوریم که احکام الهی و شریعت بدون شک بر حسب مصلحت انسان و دفع ضرر و زیان از آن است.

[۱] وسایل الشیعه، جلد ۱۹، ص ۱۵۲ـ۱۵۱، روایات ۱ و ۲ و ۳، باب ۵، ابواب دیات نفس

[۲] الحر العاملی، محمد بن الحسن. وسایل الشیعه، (بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا) ج ۱۹، ص ۲۶۸، حدیث ۱، باب ۴۴، دیات الاعضا

[۳] محمد بن یعقوب الکلینی، الکافی، تحقیق علی اکبر غفاری، (تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ سوم، ۱۳۶۷) ج ۷، ص ۲۹۹، ج ۶، ص ۲۹۵، ح ۱٫

[۴]  «ابن علیه» و «ابوبکر اصم» از جمله افرادی هستند که بیان نموده اند که دیه زن و مرد برابر است.

  • تلاوت ترتیل آیه ۹۲ سوره نساء – استاد پرهیزکار

وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ یَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً ۚ وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُؤْمِنَهٍ وَدِیَهٌ مُسَلَّمَهٌ إِلَىٰ أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ یَصَّدَّقُوا ۚ فَإِنْ کَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَکُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُؤْمِنَهٍ ۖ وَإِنْ کَانَ مِنْ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُمْ مِیثَاقٌ فَدِیَهٌ مُسَلَّمَهٌ إِلَىٰ أَهْلِهِ وَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُؤْمِنَهٍ ۖ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ تَوْبَهً مِنَ اللَّهِ ۗ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا

هیچ فرد با ایمانی مجاز نیست که مؤمنی را به قتل برساند، مگر اینکه این کار از روی خطا و اشتباه از او سر زند؛ (و در عین حال،) کسی که مؤمنی را از روی خطا به قتل رساند، باید یک برده مؤمن را آزاد کند و خونبهایی به کسان او بپردازد؛ مگر اینکه آنها خونبها را ببخشند. و اگر مقتول، از گروهی باشد که دشمنان شما هستند (و کافرند)، ولی مقتول باایمان بوده، (تنها) باید یک برده مؤمن را آزاد کند (و پرداختن خونبها لازم نیست). و اگر از جمعیّتی باشد که میان شما و آنها پیمانی برقرار است، باید خونبهای او را به کسان او بپردازد، و یک برده مؤمن (نیز) آزاد کند. و آن کس که دسترسی (به آزاد کردن برده) ندارد، دو ماه پی در پی روزه می‌گیرد. این، (یک نوع تخفیف، و) توبه الهی است. و خداوند، دانا و حکیم است.

 

دانلود

سایت موسسه معراج النبی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − = 16