کرامتی از حضرت مهدی (عج)

داستان ابوارجح حمامی | کرامتی از حضرت مهدی (عج)

کرامتی از حضرت مهدی (عج) ارواحنا له الفداء [۱]

در این مطلب به نقل کرامتی از حضرت مهدی (عج) در زمان غیبت ایشان که در کتاب بحار الانوار آمده است، خواهیم پرداخت.

در شهر حله عراق فردی به نام ابورارجح زندگی می کرد، او از شیعیان مخلص و معتقد بود و سرپرستی یکی از گرمابه های این شهر را بر عهده داشت از همین رو اکثر ساکنان شهر او را می شناختند.

در آن دوران، فردی به نام «مرجان صغیر» فرماندار شهر بود. در یکی از روزها به او اطلاع دادند که سرپرست گرمابه ای در شهر به نام ابورارجح حمامی بدگویی برخی از یاران و اصحاب منافق پیامبر اکرم (ص) را می کند.

داستان ابوارجح حمامی | کرامتی از حضرت مهدی (عج)
داستان ابوارجح حمامی | کرامتی از حضرت مهدی (عج)

مرجان صغیر با شنیدن این سخنان امر کرد تا او را به نزدش بیاورند. پس از آن که او را به حضورش آوردند دستور داد تا او را بزنند. ابورارجح حمامی را آنقدر زدند که از شدت زخم و جراحت در بستر مرگ افتاد. در واقع آنقدر او را زیر بار مشت و لگد گرفتند که دندان‌های او خُرد شده و از جای خود کنده شدند و زبان او را بیرون آورده و با جوالدوزی سوراخ کردند، آن ها بینی او را نیز بریدند و در آخر او را به گروهی از اراذل و اوباش سپردند، آنان نیز طنابی را به گردن او انداختند و در کوچه ها و خیابان های شهر گرداندند. از ابورارجح حمامی به قدری خون ریخته شد و به اندازه ای آسیب دید که دیگر تاب و توان حرکت نداشت و همه مرگ او را انتظار می کشیدند. مرجان صغیر علاوه بر این همه شکنجه قصد داشت در آخر او را بکُشد اما برخی از افرادی که در آن جا حضور داشتند، گفتند که ابورارجح مردی کهنسال است که به اندازه کافی تنبیه و مجازات شده است و به زودی خواهد مُرد پس از کُشتن او منصرف شوید. پس از اصرار بسیار، در نهایت فرماندار حله رضایت داد و او را آزاد کرد.

شفای ابوارجح توسط حضرت مهدی (عج)

پس از آنکه ابورارجح آزاد شد دقیقا، فردای همان روز مردم شهر او را در حالی که کاملا سالم است و هیچ گونه زخم و جراحتی در او مشاهده نمی شود و دندان های شکسته اش، صحیح و سالم در جای خود بودند، مشغول نماز دیدند. آن ها از دیدن ابورارجح متعجب شده و سوال کردند که تو چگونه نجات پیدا کردی؟ به گونه ای که هیچ اثری از آن همه زخم و جراحتی که بر بدن داشتی نیست و علاوه بر آن هیچ اثری از کهولت سن و پیری در تو مشاهده نمی شود و به صورت مردی جوان در آمده ای؟

ابورارجح حمامی در پاسخ به آنان گفت: من به گونه ای حالم بد بود که هر آن انتظار مرگ را می کشیدم و حتی با زبان نیز نمی توانستم به درگاه خدای متعال دعا کنم و از مولایمان امام زمان (عج) تقاضای کمک کنم، پس در قلبم به آن حضرت متوسل شده و از او طلب یاری کردم و به او پناه آوردم، هنگامی که شب به نیمه رسید و کاملا تاریک شد ناگهان مشاهده کردم که خانه ام پر از نور شده است، در آن لحظه چشمم به حضرت مهدی (عج) افتاد، ایشان جلو آمدند و دست مبارک خود را بر روی صورتم کشیدند و فرمودند: برخیز و برای امرار معاش خانواده خود بیرون برو که خداوند تو را شفا داد.

هم اکنون نیز شما مشاهده می کنید که من سلامتی خود را به طور کامل به دست آورده ام.

دگرگون شدن حال فرماندار حله پس از شنیدن خبر

خبر شفای ابورارجح حمامی و تبدیل او از پیرمردی فرتوت و کهنسال به مردی جوان، تنومند و قوی به سرعت در شهر پیچید و تمامی مردم از جمله مرجان صغیر از این اتفاق عجیب مطلع شدند. فرماندار حله بار دیگر به ماموران خود دستور داد تا ابورارجح را به نزد او بیاورند تا او را از نزدیک دیده و از درستی این خبر آگاه شود.

کرامتی از حضرت مهدی (عج)
کرامتی از حضرت مهدی (عج)

ابوارجح توسط ماموران به نزد فرماندار آورده شد. زمانی که فرماندار چهره ابوارجح را دید، متعجب و حیران شد. او تفاوت آشکاری را مشاهده می کرد، در واقع ابورارجح دیروز با ابوراجح امروز زمین تا آسمان تفاوت دارد و اثری از زخم در بدنش نمی بیند. ناگهان ترس و وحشتی بر قلب مرجان صغیر مستولی شد و چنان تحت تاثیر این اتفاق قرار گرفت که بعد از آن در شهر حله که بیشتر مردم آن بر مذهب تشیع بودند، رفتار و کردارش تغییر کرد.

در حقیقت او پیش از جریان شفا یافتن حمامی، زمانی که به جایگاه معروفی به نام مقام (مقام امام علیه السلام می باشد) می رفت برای تمسخر، بی احترامی و توهین به آن جایگاه، پشت به قبله می نشست، اما پس از آن اتفاق وقتی که به آن مکان می رفت رو به قبله و به صورت دو زانو برای عرض ادب می نشست. همچنین بعد از آن به مردم شهر احترام می گذاشت، به نیکوکاران نیکی می نمود و از خطاها و لغزش های آن ها چشم پوشی می کرد.

مرجان صغیر پس از شفا یافتن ابورارجح، چندان عمر نکرد و پس از مدتی مرد.

منبع:

[۱] بحار الانوار، ج ۵۲ ص ۷۰ و ۷

موسسه معراج النبی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 65 = 73