داستان حضرت نوح علیه السلام

داستان های قرآنی

قرآن کریم سراسر پند است و اندرز و هر یک از آیه های آن، که کامل ترین کتاب آسمانی‌ست، درسی برای درست زیستن در این جهان است و با تدبر در آن ها می توان به رستگاری و خوشبختی نه تنها در این دنیا که در جهان عقبی رسید. خداوند متعال بسیاری از نکات و آموزه های حیاتی زندگی را برای پند گرفتن انسان ها در قالب داستان ها و سرگذشت اقوام و انبیاء گذشته گنجانده است. تا درک و فهم آموزه ها برای آدمیان آسان‌تر باشد. در این مطلب بر آن شدیم تا شما را با سرگذشت قوم حضرت نوح (ع) که از پیامبران اولوالعزم می باشد، آشنا سازیم.

داستان های قرآنی
داستان های قرآنی

نوح نبی، از انبیاء اولو العزم الهی

حضرت نوح علیه السلام یکی از پنج پیامبر بزرگ و اولو العزم می باشد که نسب او از ادریس و شیث به حضرت آدم (ع) می رسد. سرگذشت قوم نوح در قرآن ذکر شده است و نام او بیش از چهل بار و در سوره های مختلف همچون نوح، هود، توبه، یونس، ابراهیم، اعراف، آل عمران، انعام، مریم، صافات و عنکبوت آمده است.

حضرت نوح علیه السلام از جمله انبیائی بود که هم آئین و شریعت به خصوصی داشت، هم دعوت او به یکتا پرستی و توحید جهانی بوده و هم اینکه جزو پیامبرانی که دارای کتاب یا همان مصحف بوده اند، می باشد.

نوح علیه السلام طبق روایات و نوشته ها به شغل نجاری مشغول بوده و دارای قدی بلند، پوستی گندمگون و خصائل نیک می باشد. بیش از ۸۰۰ سال از عمر با برکت ایشان گذشته بود که از طرف خداوند به امر نبوت مبعوث گردید. گفته شده که ایشان اولین رسول پس از ادریس نبی بوده است و مرکز رسالت، بعثت و دعوت او سرزمین های فلسطین، عراق و شامات بوده است.

حضرت نوح عمری دو هزار و پانصد ساله داشت که ۸۵۰ سال آن دوران پیش از رسالت بوده است، ۹۵۰ سال پس از مبعوث شدن را به خواندن مردم به توحید و یکتاپرستی گذراند، پس از دعوت به مدت ۲۰۰ سال به ساخت کِشتی که به امر خدا بوده است مشغول بود و ۵۰۰ سال آخر عمر خود را صرف آبادسازی شهرها کرد.

در اواخر عمر پر برکت خود به دستور خداوند که توسط جبرائیل فرشته وحی ابلاغ شد، نبوت را به پسر خود سام واگذار کرد، زیرا به امر و اراده ی خداوند و طبق سنت او زمین هیچ گاه از حجت او خالی نخواهد شد. او پس از آن که سام را وصی قرار داد و مردم را به آمدن رسولی به نام هود (ع) بشارت داد، جان به جان آفرین تسلیم کرد.

مزار نوح نبی علیه السلام در نجف اشرف و پشت سر امام علی (ع) می باشد.

دعوت و رسالت نوح (ع)

در دورانی که نوح (ع) روزگار می گذراند مردم در پرستش بت ها غرق شده بودند و به خرافات، آداب و رسوم غلط و باطل و هم چنین فساد روی آورده بودند و بر روی عقاید نادرست خود پا فشاری می کردند به گونه ای که حاضر بودند جان خود را از دست بدهند اما از باورهای سبک و غلط خود دست برندارند. حضرت نوح (ع) بیش از ۹۰۰ سال در میان مردم، آن ها را به یکتا پرستی و دوری از شرک و خرافه و فساد دعوت می کرد، اما آن ها نه تنها حرف های او را باور نمی کردند، بلکه او را دیوانه و مجنون خوانده و به فرزندان خود نیز از کودکی یاد می دادند که هیچ گاه حرف این مرد را باور نکنند زیرا آن ها را به گمراهی می کشاند.

ولی حضرت نوح (ع) نیز از هیچ مجاهدت و تلاشی برای هدایت آن ها فروگذار نکرد و با بیانی آشکار و همچون پدری دلسوز قوم خود را به یکتا پرستی و توحید دعوت می نمود.

نوح نبی آن ها را از عذاب الهی که ممکن است گریبان گیرشان شود بر حذر داشت و نجات و رهایی آن ها را در ایمان به خدا بیان نمود و به آنان گفت که از کیفر و عذاب خدا در جهان عقبی برایشان بیمناک است. اما آنان همچنان بی اعتنا بوده و نبوتش را انکار می کردند و به او می گفتند که تو را جز بشری مانند خودمان نمی بینیم و افرادی که از تو پیروی می‌کنند را گروهی ساده لوح می پنداریم و تو هیچ گونه برتری و ارجحیتی نسبت به ما نداری و تو را فردی دروغگو می دانیم.

داستان حضرت نوح علیه السلام
داستان حضرت نوح علیه السلام

حضرت نوح در این راه غصه های بسیاری خورد و تلاش های فراوانی کرد اما قوم لجباز او جز همان گروه اندکی که به وی ایمان آورده بودند، دست از عناد و لجبازی برنداشته و به او می گفتند که اگر در گفتار خود صادقی، به خدایت بگو که عذابش را بر ما نازل کند. حضرت نوح که از عمل و رفتار مردم پس از سال ها تلاش خسته و رنجور شده بود (گفته شده که برخی اوقات قوم لجباز نوح، آنقدر حضرت را می زدند تا به حالت مرگ در آید، اما او پس از آنکه به هوش می آمد و توان و نیرویش باز می گشت، با غسل کردن و شستشو بدن دوباره به نزد قوم برگشته و دعوت خود را از سر می گرفت) از خداوند متعال درخواست کمک کرد و از سرپیچی مردمش شکوه و شکایت نمود. او پس از تلاش های بسیار، زمانی که به بن بست رسید به خدا پناه آورده و قوم کافرش را نفرین کرد و فرمود: بار الها هیچ یک از کافران را باقی مگذار، به این دلیل که اگر از آنان کسی را باقی گذاری، بنده های تو را گمراه کرده و جز اولاد کافر و بدکار از آن ها به وجود نخواهد آمد. [۱]

منبع:

[۱] سوره نوح، آیات ۲۶ و ۲۷

سایت موسسه معراج النبی

 

  • تلاوت ترتیل آیه ۲۶ سوره نوح – عباس امام جمعه

وَقَالَ نُوحٌ رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْکَافِرِینَ دَیَّارًا

نوح گفت: «پروردگارا! هیچ یک از کافران را بر روی زمین باقی مگذار!

دانلود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

6 + 4 =