شرح و تفسیر حکمت هشتم نهج البلاغه – بخش اول

حکمت هشتم نهج البلاغه

در این مطلب به شرح و تفسیر حکمت هشتم نهج البلاغه خواهیم پرداخت.

حکمت هشتم: شگفتی های خلقت انسان

وَ قَالَ (علیه السلام) اعْجَبُوا لِهَذَا الْإِنْسَانِ؛ یَنْظُرُ بِشَحْمٍ، وَ یَتَکَلَّمُ بِلَحْمٍ، وَ یَسْمَعُ بِعَظْمٍ، وَ یَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْمٍ.

علی (ع) فرمود: از این انسان در شگفت باشید که با پیه ای (حدقه چشم) می نگرد، و با گوشتی سخن می گوید و با استخوانی می شنود و از شکافی نفس می کشد [۱].

شرح و تفسیر حکمت هشتم نهج البلاغه

مولای متقیان امام علی علیه السلام در حکمت هشتم از کلمات قصار خود اشاره هایی زیبا و لطیف به عظمت و بزرگی خلقت و آفرینش انسان و تدبیر بزرگ آفریننده انسان ها یعنی خداوند متعال می کند و بر این ویژگی خداوند عز و جل که قادر است با چیزهای کوچک مسائل مهمی را ایجاد و حل و فصل نماید، تاکید دارد.

در این حکمت امام علی (ع) به چهار بخش از این شگفتی ها اشاره می کند.

حکمت هشتم نهج البلاغه
حکمت هشتم نهج البلاغه

در ابتدا می فرماید: از این انسان در شگفت باشید که با پیه ای (حدقه چشم) می نگرد.

به طور عمده بدن آدمی از گوشت تشکیل شده است، گوشتی که به استخوان ها چسبیده و توسط آن ها نگه داشته شده است، اما چشم انسان برخلاف دیگر بخش های بدن پیه ای (چربی) شفاف می باشد که از ساختار شگفت انگیز و بسیار دقیقی برخوردار می باشد. چشم آدمی که نظم و قانون حساب شده ای بر آن حاکم است، متشکل از هفت طبقه که بر روی یکدیگر قرار گرفته اند و سه ماده شفاف و سیال که در بین این طبقات وجود دارند، می باشد.

قدرت چشم به اندازه ای است که دقیق ترین وسایل تصویر برداری نیز هیچ گاه نمی توانند به آن دست یابند به این دلیل که بدون آن که نیازی به وجود فیلم باشد تا در آن قرار دهند، برخی مواقع تا ۸۰ سال کار می کند و تمام تصاویر ضبط شده در آن سه بُعدی و با بهترین کیفیت می باشد و خود را می توانند با تصاویر دور و نزدیک منطبق کرده و در چهار جهت بدون نیاز به تنظیم حرکت کند.

در واقع چشم به طور اتوماتیک خود را برای تصویر برداری از صحنه های مختلف آماده می کند به این معنا که در مکان هایی پُر نور مردُمک چشم تنگ گردیده تا نور کم تری وارد آن شود و علاوه بر سالم ماندن چشم، تصویر برداری نیز به خوبی انجام شود و یا در مکان هایی که نور کمتر می باشد مردُمک گشاد شده و نور بیشتری را از محیط دریافت خواهد کرد تا بتواند صحنه ها را به خوبی ضبط کند. همچنین برخی اوقات برای تصویر برداری از صحنه های دور و نزدیک عدسی چشم توسط عضلاتی که در اطراف آن قرار گرفته اند کشیده و یا رها می گردند.

از دیگر شگفتی هایی که در ساختار چشم وجود دارد این است که تمام ذره های سازنده چشم موجودات زنده می باشند که همانند هر موجود زنده ای نیاز است تغذیه شوند. تغذیه چشم به اذن و اراده خدا از طریق خون انجام می شود. البته براساس قدرت خداوند خونی که وارد سلول های چشم می شود با خونی که در رگ های بدن جریان دارد متفاوت است زیرا اگر که خون همان گونه که در دیگر اندام ها جریان دارد در چشم نیز جریان داشت، دید آدمی از بین می رفت و همه جا به نظر تاریک می آمد، به همین دلیل خون قبل از ورود به سلول های چشم تصفیه و شفاف می گردد تا کمترین رنگی از خود نشان ندهد.

ساختار چشم آن چنان عجیب و پیچیده است که در یک کتاب نیز نمی گنجد، در این جا می توان به صحبت خردمندانه و حکیمانه امام علی (ع) پی برد.

بر اساس گفته مرحوم مُغنیه در شرح و تفسیر نهج البلاغه درباره چشم این گونه می توان گفت که این قطعه پیه دو کار را انجام می دهد اول اینکه صحنه ها و تصاویر خارج را به درون منتقل می کند و آدمی را از آنچه که در اطرافش وجود دارد آگاه می سازد دوم اینکه آنچه را که درون آدمی وجود دارد از دشمنی، دوستی، محبت و مهربانی تا هوشیاری، بلاهت، خیر و شر را به بیرون منعکس می کند (آینه ای برای نمایان ساختن اسرار درون آدمی).

چشم انسان
چشم انسان

در ادامه حکمت به دومین شگفتی اشاره می کند و می فرماید: و با گوشتی سخن می گوید.

منظور امام علی از گوشت، زبان انسان است. درست است که سخن گفتن برای آدمیان کار ساده و آسانی به نظر می آید و تمام افراد از کودکی با نحوه و چگونگی حرف زدن آشنا هستند اما اگر که در خلقت و آفرینش این بخش از بدن فکر شود می توان به پیچیدگی این عمل، پی برد.

در زمان ادا کردن یک عبارت زبان می بایست با سرعت بر روی مخارج متعدد و مختلف حروف بچرخد و مخرج لازم را برای حرف مشخص انتخاب نماید و به سرعت به سراغ مخرج حرف دیگر برود و بدین منوال ادامه بدهد تا کلمه و یا عبارت تمام شود (در این بین مکث هایی نیز صورت می گیرد). حال اگر که به جای یک عبارت، قرار باشد مقاله ای طولانی خوانده شود، زبان انسان چه تعداد حرکت باید انجام دهد؟ و چه جولانی در دهان خواهد داشت؟ به گونه ای که به صورت سلسله وار جای خود را تغییر دهد و حروف را به درستی ادا کند و مرتکب اشتباه و یا غلط خواندن کلمات نشود. اتفاق جالبی که رخ داده این است که این همه حرکت برای آدمی به صورت عادت در آمده است و او اتوماتیک وار به ادای حروف و سخن گفتن می پردازد بدون آن که برای او سخت باشد.

نکته ی شگفت انگیز دیگری که درباره زبان وجود دارد این است که این بخش از بدن اگر که تر و تازه نباشد هیچ گاه نمی تواند چنین حرکات بسیار سریعی داشته باشد به همین دلیل خداوند قادر و توانا در دهان و زیر زبان چشمه هایی را قرار داده که به صورت مداوم از آن ها بزاق ترشح می شود و زبان توسط آن ها نرم و فعال می گردد.

در واقع مطالبی که آدمی می خواهد بر زبان جاری سازد، تماما ابتدا در مغز انسان آماده می گردند، سپس کلمات مناسب انتخاب می شوند و بعد از آن به زبان توسط مغز امر می شود که با استفاده از مخارج حروف، کلمات را تنظیم کند و سپس عبارات و جملات را آماده کند تا افراد دیگر از اهداف درونی او آگاه گردند. بی شک خداوند قادر و تواناست که چنینی قدرتی را به انسان و به خصوص به قطعه گوشت داخل دهان او (زبان) داده است.

ادامه دارد …

منابع:

[۱] نهج البلاغه، حکمت هشتم، ترجمه علی شیروانی

منبع: سایت موسسه معراج النبی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 83 = 93