شرح و تفسیر حکمت هشتم نهج البلاغه – بخش دوم

حکمت هشتم نهج البلاغه

در این مطلب به ادامه شرح و تفسیر حکمت هشتم نهج البلاغه که بخش اول آن در مطلب «شرح و تفسیر حکمت هشتم نهج البلاغه – بخش اول» آمده است، خواهیم پرداخت.

حکمت هشتم نهج البلاغه: شگفتی های خلقت انسان

وَ قَالَ (علیه السلام) اعْجَبُوا لِهَذَا الْإِنْسَانِ؛ یَنْظُرُ بِشَحْمٍ، وَ یَتَکَلَّمُ بِلَحْمٍ، وَ یَسْمَعُ بِعَظْمٍ، وَ یَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْمٍ.

علی (ع) فرمود: از این انسان در شگفت باشید که با پیه ای (حدقه چشم) می نگرد، و با گوشتی سخن می گوید، و با استخوانی می شنود و از شکافی نفس می کشد [۱].

حکمت هشتم نهج البلاغه
حکمت هشتم نهج البلاغه

در مطلب پیشین دو مورد اول از شگفتی های بزرگ و عظیم خلقت شرح داده شدند، در اینجا به شرح و تفسیر دو مورد دیگر می‌پردازیم.

مولای متقیان در عبارت سوم این حکمت، از حس شنوایی آدمی سخن گفته و می فرماید: «وَ یَسْمَعُ بِعَظْمٍ» و با استخوانی می‌شنود.

در شرح واژه «عَظم» یا همان استخوان بسیاری از مفسران نهج البلاغه به دلیل آشنا نبودن با آناتومی بدن انسان و یا عدم پیشرفت علم تشریح در آن دوران با مشکلاتی مواجه شده بودند در حالی که امروزه و با پیشرفت و گسترش علم، همه به خوبی می‌دانند که منظور امام علی (ع) چه بوده است.

نحوه‌ی کار گوش بدین شکل است که امواج صوتی از مجرای گوش ورود پیدا می‌کنند و در پیچ و خمی که در گوش وجود دارد متعادل می‌گردد، سپس امواج صوتی متعادل شده به پرده گوش می‌رسند، در پشت پرده گوش دو استخوان به نام‌های چکشی و سندانی قرار دارند که به دلیل شبیه بودن به چکش و سندان به این نام ها معروف شده اند.

دسته استخوان چکشی تکیه داده شده به پرده‌ی صماخ است و از ارتعاش پرده صماخ استخوان به حرکت در خواهد آمد. در پشت استخوان ها عصبی قرار دارد که با به حرکت در آمدن آن ها، عصب تحریک گشته و پیام را به مغز آدمی ارسال می‌کند، آنگاه انسان حروف و کلماتی را که از طریق امواج صوتی دریافته و به مغز منتقل شده اند را با هر آنچه که از قبل به یاد دارد و آموخته است منطبق می‌سازد و در نهایت مفهوم سخنان را متوجه می‌شود. نکته‌ی دیگری که در این جا می توان ذکر کرد این است که شدت و ضعف ارتعاشات و زیر و بَم آن ها، هر یک مفهوم و پیام خاص و ویژه ای را منتقل می‌کند که برای آدمی قابل درک می‌باشد.

علاوه بر آنچه گفته شد، گوش آدمی تامین کننده قسمتی از تعادل بدن انسان در زمان راه رفتن و ایستادن است به همین دلیل برخی از بیماری های مرتبط با گوش باعث می شوند انسان نتواند تعادل خود را حفظ نماید.

در انتهای حکمت هشتم امیرمومنان حضرت علی (ع) فرموده است: و عجیب آن که آدمی از شکافی نفس می‌کشد (وَیَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْم).

ّبینی
بینی

در این جا منظور از شکاف در حقیقت همان شکاف بینی می باشد که اصولاً آدمی در خواب و بیداری به کمک آن تنفس می‌کند. درست است که به وسیله دهان نیز انسان می تواند تنفس نماید اما مجرای اصلی تنفس همان شکاف بینی است و دهان نمی‌تواند عمل تنفس را همانگونه که از مجرای بینی صورت می گیرد، انجام دهد و در برخی مواقع نفس کشیدن از دهان آثار نامطلوب و بدی همچون آسیب به ریه ها را بر جای می گذارد. در واقع هنگامی که از طریق بینی هوایی وارد ریه می گردد این هوا به تدریج گرم شده و به وسیله‌ی موهایی که وجود دارد تصفیه می‌گردد و هوایی پاکیزه وارد ریه می گردد. همچنین گرد و غباری که توسط موی بینی گرفته شده است به صورت آب بینی در آمده و انسان می تواند آن را به بیرون منتقل کند.

علاوه بر عمل تنفس خداوند متعال یکی از حواس مهم انسان یعنی بویایی را نیز در این شکاف قرار داده است. آدمی با این حس می تواند چیزی را که مطلوب او می باشد به دست آورد یا توسط این حس خود را از خطراتی حفظ نماید.

نکته ی بسیار جالبی که وجود دارد این است که خداوند متعال شکاف بینی را به اندازه ای قرار داده که متناسب با عمل تنفس باشد به گونه ای که اگر این شکاف تنگ و یا گشاد می بود سبب آسیب به ریه می شد.

منابع:

[۱] نهج البلاغه، حکمت هشتم، ترجمه علی شیروانی

سایت موسسه معراج النبی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 2 = 1