تفسیر سوره کوثر

قرآن

سوره کوثر کوچکترین سوره قرآن کریم می باشد. این سوره مکی بوده و دارای سه آیه است و در ترتیب فعلی سوره ها، صد و هشتمین آن ها می باشد. نام این سوره از اولین آیه آن گرفته شده و معنای مشهور و معروف آن «خیر کثیر» می باشد. در مطلب «فضیلت و شأن نزول سوره کوثر» درباره برکات سوره و شأن نزول آن سخن گفتیم. در این مطلب به شرح و تفسیر این سوره خواهیم پرداخت.

سوره مبارکه کوثر
سوره مبارکه کوثر

سوره مبارکه کوثر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ، فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ، إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ.

ما تو را کوثر (خیر و برکت بسیار) دادیم، پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى کن، یقینا دشمن تو، خود بى‏ تبار و مقطوع النسل خواهد بود.

تفسیر سوره کوثر

مخاطب سوره مبارکه کوثر در تمام آیات، پیامبر اکرم (ص) می باشد. و از اهداف اصلی آن تسلی دادن به رسول خدا (ص) در برابر اتفاقات ناگوار و زخم زبان های دشمن است.

خداوند باری تعالی در ابتدا می فرماید: ما تو را کوثر (خیر و برکت بسیار) دادیم.

واژه کوثر وصف می باشد و از کثرت گرفته شده است و معنای آن خیر و برکت فراوان است و به افرادی که سخاوتمند می باشند نیز اطلاق می گردد.

حال منظور خداوند از کوثر در این آیه چیست؟ در روایتی گفته شده است: هنگامی که سوره کوثر بر قلب و جان رسول الله (ص) نازل گردید، ایشان بر فراز منبر رفته و سوره را تلاوت می نماید، اصحاب پیامبر (ص) گفتند: این چیست که خدا به تو عطا کرده است؟ پیامبر(ص) فرمود: نهری است در بهشت، از شیر سفیدتر و صاف تر از بلور که در دو طرف آن قُبه هایی است از دُر و یاقوت … .

همچنین در حدیثی که از امام جعفر صادق (ع) نقل شده نهر کوثر این گونه وصف شده است: کوثر نهری است در بهشت که خداوند عز و جل آن را به رسول خود در عوض مرگ فرزند (عبدالله) عطا کرده است.

برخی نیز معتقدند که مراد و منظور از کوثر همان حوض کوثر است که به رسول خدا (ص) تعلق دارد و افراد مؤمن هنگام ورود به بهشت از آن سیراب می گردند.

برخی کوثر را نبوت دانسته اند، برخی به قرآن نسبت داده اند، بعضی به زیادی اصحاب و یاران، بعضی به شفاعت و برخی دیگر به فراوانی فرزند و ذُریه که تماما از نسل حضرت فاطمه (س) می باشند، تفسیر نموده اند (فخر رازی برای واژه «کوثر» پانزده قول را ذکر نموده است).

حضرت فاطمه زهرا سلام الله
حضرت فاطمه زهرا سلام الله

در واقع اغلب این ها بیان مصداق های روشن و آشکاری از مفهوم گسترده و وسیع «کوثر» می باشند، به این دلیل که کوثر، خیر کثیر و نعمت بسیار است و می دانیم که پروردگار عالمیان نعمت های بسیاری را به پیامبر اکرم (ص) ارزانی فرموده است و هر یک از آن چه که ذکر شد، مصداق و نمونه ای روشن و آشکار است و مصداق های بسیار دیگری نیز برای آن وجود دارند.

در کل تمام موهبت های الهی بر رسول خدا (ص) در تمام زمینه ها، نصرت و پیروزی های او در جنگ ها، وجود علما و اندیشمندان در دوران و اعصار مختلف که پاسدار اسلام و قرآن هستند و به گسترش دین اسلام در سرتاسر جهان کمک می کنند، تماما در خیر کثیر یا همان «کوثر» وارد هستند.

البته این نکته را نباید از یاد برد که خداوند زمانی این سخن را به رسول خود می گوید که هنوز آثار این خیر کثیر و فراوان مشهود و نمایان نشده است. در حقیقت خبری اعجاز آمیز از آینده های دور و نزدیک و بیانگر حقانیت حضرت محمد (ص) بوده است.

اگر چه شُکر مخلوق هیچ گاه حق نعمتی که خالق عطا فرموده است را ادا نخواهد کرد و توفیق شُکر خود نعمتی دیگر از جانب پروردگار است اما این خیر کثیر و نعمت فراوان و بزرگ شُکرانه ای بس عظیم می خواهد، به همین دلیل خداوند می فرماید: حال که چنین است، براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى کن.

بخشنده نعمات خداوند است، پس نماز، عبادت و قربانی کردن برای غیر از او معنا نخواهد داشت، به خصوص با توجه به معنا و مفهوم واژه «رَب» که از تداوم نعمات، تدبیر خداوند و ربوبیت او حکایت دارد. در واقع عبادت هر گونه که باشد (نماز باشد یا قربانی کردن) منحصرا برای رَب و پروردگار که ذات مقدس و پاک الله است، می باشد.

این سخن در برابر اعمال و کارهای مشرکان است، زیرا آنان برای بُت ها قربانی و همچنین سجده می کنند، اما نعمت های خود را از خداوند متعال می دانستند.

گفته شده است که «لِرَبک» در آیه دوم سوره کوثر برهان و دلیلی است بر مسئله و موضوع لزوم قصد قربت در عبادات.

بسیاری از مفسران قرآن مجید بر این باور هستندکه منظور خدا در این آیه نماز عید قربان و قربانی کردن در آن روز است. اما ظاهرا آنچه که روشن و آشکار است مفهوم عام و گسترده ی این آیه می باشد که نماز و قربانی عید قربان یکی از مصادیق بارز و روشن آن است.

عبارت «وَانْحَرْ » از «نحر» که برای کشتن شتر استفاده می گردد، گرفته شده و شاید به این دلیل در این جا به کار رفته است که در بین تمام قربانی ها شتر اهمیت بیشتری دارد و مسلمانان نخستین، علاقه فراوانی به این حیوان داشته اند و قربانی این حیوان بدون ایثار ممکن نبوده است.

البته برای این آیه دو تفسیر دیگر بیان شده است:

اول اینکه منظور از عبارت «وَانْحَرْ » رو به قبله ایستادن در زمان نماز است چون که نحر به معنای گلوگاه می باشد، سپس عرب آن را به معنای مقابله با هر چیز به کار برده است همانند این عبارت: «مَنازلنا تتناحر» به این معنا که منزل های ما در مقابل یکدیگر هستند.

دومین تفسیری که داشته اند این است که عبارت «وَانْحَرْ» به معنای بلند کردن دست ها در زمان تکبیر و آوردن آن در مقابل صورت و گلوگاه است. در حدیثی آمده است: زمانی که سوره کوثر نازل شد پیامبر (ص) از جبرئیل امین سوال کرد: این«نحیره» ای که پروردگار مرا به آن مامور کرده چیست؟ فرشته وحی فرمود: این نحیره نیست، بلکه خداوند به تو امر می دهد زمانی که وارد نماز می شوی، در هنگام تکبیر دست ها را بلند کن و همچنین زمانی که رکوع می کنی یا سر از رکوع بر می داری و یا سجده می کنی، زیرا نماز ما و نماز فرشتگان در هفت آسمان به این شکل است، و برای هر چیزی زینتی است و زینت نماز بلند کردن دست ها در هر تکبیر می باشد.

قرآن
قرآن

البته از میان تفاسیری که گفته شد تفسیری که در ابتدا بیان شد مناسب تر می باشد زیرا منظور و مفهوم، نفی اعمال بُت پرستان است که عبادت و قربانی را برای غیر الله انجام می دادند.

ولی با تمام این چیزهایی که ذکر شد جمع میان همه ی معانی و روایات مانعی ندارد.

در آیه سوم سوره کوثر بر اساس نسبتی که سران مشرک به رسول خدا (ص) دادند می فرماید: یقینا دشمن تو، خود بى‏ تبار و مقطوع النسل خواهد بود.

«شانئ» از ماده «شنئان» که به معنای عداوت، کینه ورزی، و بد خُلقی کردن است، گرفته شده است و «شانئ» شخصی است که این صفات را دارا می باشد.

همچنین ابتر در اصل به معنای حیوان دم بریده می باشد و انتخاب این تعبیر از سوی دشمنان اسلام و مشرکین با هدف هتک حرمت و توهین به رسول خدا (ص) بوده است، و تعبیر «شانئ» برای دشمنان نشان دهنده این واقعیت است که دشمنان در عداوت خود کمترین ادب را نیز رعایت نمی کنند به این معنا که دشمنی آن ها آمیخته با قساوت، پستی و رذالت بوده است. در حقیقت قرآن می گوید: این لقب برای خود شما می باشد نه پیامبر اکرم (ص).

علاوه بر این و بر اساس شأن نزول این سوره متوجه خواهیم شد که در آن زمان قریش منتظر مرگ رسول خدا (ص) و برچیده شدن اسلام بوده اند زیرا آن ها می گفتند که رسول خدا (ص) مقطوع النسل می باشد در حالی که خدا فرمود: تو مقطوع النسل نیستی و دشمنان تو بدون نسل می باشند.

برگرفته از تفسیر نمونه

منبع: سایت موسسه معراج النبی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

75 − = 73