شرح و تفسیر سوره توحید (بخش اول)

اخلاص نام دیگر سوره توحید

در این مطلب به شرح و تفسیر سوره توحید که در مطلبی دیگر درباره شأن نزول و فضیلت های آن سخن گفته شده، خواهیم پرداخت.

قُلْ لَوْ کَانَ الْبَحْرُ مِدَادًا لِکَلِمَاتِ رَبِّی لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ کَلِمَاتُ رَبِّی وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَدًا [۱]

(بگو اگر که دریا برای کلمات پروردگارم مُرکب و جوهر گردد پیش از آن که کلمات پروردگارم پایان یابد بی شک دریا تمام شده هر چند دریایی دیگر باز ضمیمه یا اضافه گردد).

این آیه و آیه های دیگری از قرآن کریم به نامحدود بودن کلام خالق بزرگ و نامتناهی اشاره دارد و آدمی هر چه در آیات روشن و آشکار این کتاب آسمانی تَدبر و تفکر نماید، تنها می تواند بخش بسیار کوچکی از مضامین والای قرآنی را درک نماید.

سوره توحید
سوره توحید

آیه اول سوره توحید

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ

بگو خداوند یکتا و یگانه است.

  • شرح و تفسیر آیه اول

در آیه اول این سوره گفته شده او یکتا و یگانه است. در حقیقت اولین آیه این سوره پاسخی برای سوالات مُکرر و پی در پی است که از جانب اقوا و اشخاص مختلفی در زمینه اوصاف و ویژگی های پروردگار شده است.

ابتدای آیه با ضمیر (هو) که برای مُفرد غائب به کار می رود (هاء آن به تثبیت و توجه دادن به مطلب و واو آن به غائب از دیده و دور از لمس حواس اشاره دارند) آغاز شده که از معنا و مفهوم مُبهمی حکایت می کند، این ضمیر به در خفاء بودن ذات مقدس و پاک پروردگار و همچنین نگنجیدن آن در افکار محدود و مُتناهی انسان ها که واقعیت و حقیقتی غیر قابل انکار است اشاره دارد هر چند آثار و نشانه های خالق و رَب بودن خدای یکتا کُل جهان را پُر کرده است و آشکارتر از این آیات و نشانه ها چیز دیگری نمی توان یافت همانطور که در آیه ۵۳ سوره مبارکه فُصلت خداوند متعال به این موضوع اشاره کرده است و فرموده که به زودی نشانه ها و آیات خود را در اطراف جهان (آفاق) و در درونشان به آن ها نشان خواهیم داد تا برایشان آشکار گردد که او حق است.

اخلاص نام دیگر سوره توحید
اخلاص نام دیگر سوره توحید

ابتدایی ترین کلمه ی آیه (قُل) می باشد که در این آیه به معنای ابراز و آشکار کردن حقیقت است.

در سخنی از امام علی (ع) آمده است: در شب جنگ بَدر خِضر را در خواب دیدم از او خواستم که به من چیزی بیاموزد تا با کمک آن بر دشمن پیروز گردم، خِضر گفت: بگو: یا هو، یا من لا هو الا هو.

صبح خواب را برای پیامبراکرم (ص) تعریف کردم ایشان فرمودند: ای علی، اسم اعظم به تو تعلیم داده شده، پس از آن این جمله وِرد و ذکر من در جنگ بَدر بود.

در جریان جنگ صَفین نیز امیرمومنان (ع) این ذکر را در هنگام پیکار و جنگ می خواند که عمار یاسر آن را شنید و به حضرت گفت این کنایات چیست؟ حضرت فرمودند: نام اعظم پروردگار و ستون توحید است.

«الله» اسم خاص برای پروردگار است و معنا و مفهوم سخن حضرت این است که همین یک واژه به تمام صفات جلَال و جَمال خدا اشاره دارد به همین دلیل آن را اسم اعظم الهی نامیده است.

در واقع این اسم تنها بر خدا دلالت دارد در صورتی که اسم های دیگر پروردگار عمدتا به یکی از ویژگی ها و صفات جلال و جمال او اشاره دارند.

گفته شده است که ریشه نام اعظم الهی معنی وصفی دارد و مُشتق شده از واژه «وله» که به معنای تحیر است، می باشد زیرا عقل ها در ذات پاک کردگار مبهوت و متحیر مانده اند.

البته برخی نیز ریشه نام اعظم الهی را «الاهه» به معنای عبادت دانسته اند، و در اصل (الاله) است که به معنای تنها معبود به حق است.

اما همانگونه که گفته شد ریشه این نام هر چه بوده بعدها به صورت اسم خاص در آمده است و اشاره به ذات جامع تمام اوصاف کمالیه و خالی از هر عیب و نقص دارد.

نام مقدس «الله» حدود هزار بار در قرآن کریم تکرار شده و هیچ نامی از نام های مُقدس او به این اندازه در قرآن نیامده اند.

پس از نام مقدس «الله» واژه و کلمه «احد» آمده است. این کلمه از ماده وحدت می باشد و به همین دلیل برخی احد و واحد را یک معنا دانسته اند و در یک معنی تفسیر کرده اند و اعتقاد دارند که هر دو کلمه به ذاتی که از هر لحاظ بی نظیر و یکتا است (در علم یگانه، در قدرت بی مانند، در رحمانیت بی بدیل و …) اشاره دارند.

اما برخی دیگر گفته اند که بین دو واژه احد و واحد تفاوت وجود دارد و احد به ذاتی اطلاق می گردد که کثرت را نمی پذیرد (نه در ذهن و نه در خارج) و به هیچ وجه داخل عدد نمی شود بر خَلاف کلمه واحد که برای آن دوم و سوم نیز تصور می شود.

برخی دیگر نیز عقیده دارند که اَحَد به بساطت ذات پروردگار در برابر اجزاء ترکیبیه خارجیه یا عقلیه اشاره دارد در حالی که کلمه واحد به یگانگی ذاتش در مقابل کثرات خارجیه اطلاق می گردد.

امام محمد باقر (ع) در این باره فرموده است: احد فردی است یگانه و یکتا و دو کلمه احد و واحد یک مفهوم را دارند و آن ذات منفرد و منحصر به فردی است که مانند و شبیه برای او وجود ندارد، و توحید اقرار و اعتراف به یگانگی، وحدت و انفراد خداوند است.

در ادامه می خوانیم: واحد از عدد نیست (جزء اعداد نمی باشد) بلکه پایه اعداد است و اعداد از شماره ۲ آغاز می شوند. پس«الله احد» به این معنا است که پروردگار و مَعبودی که آدم ها از درک و فَهم ذات مقدس او ناتوان هستند و از احاطه کیفیتش عاجزند، در الهیت یکتا است و از صفات تمام خلائق برتر می باشد.

در قرآن کریم نیز دو کلمه واحد و احد به ذات مقدس و پاک خداوند متعال اطلاق می گردد.

پس در نهایت در می یابیم که خداوند متعال هم واحد است و هم احد، یکتا و منفرد است اما نه به معنا و مفهوم واحد شمارشی، نوعی یا جنسی. خداوند وحدت در ذات دارد و وحدانیت و یگانگی اش به این معناست که نظیر، شبیه و مانندی برای او نیست.

در حقیقت خدا ذاتی است نامتناهی از هر جهت و همانطور که می دانید برای ذات نامتناهی مانندی نمی توان متصور شد زیرا در صورت متصور شدن این موضوع نامتناهی بودن ذات از میان رفته و هر دو ذات محدود می گردند.

 

آیه دوم سوره توحید

اللَّهُ الصَّمَدُ

خدای صَمد، پروردگاری که تمام نیازمندان قصد او را می کنند.

  • شرح و تفسیر آیه دوم

خداوند در آیه دوم و در توصیفی دیگر از ذات یکتا، پاک و مقدس فرموده است: خدایی که تمام محتاجان و نیازمندان قصد او را دارند.

برای واژه صَمد در باب تفسیر و در روایات و سخنانی که در این باره گفته شده اند معانی فراوانی آمده است.

در مُفردات راغب برای این واژه آمده است که: واژه صمد به معنای آقا و بزرگی است که برای انجام امور و کارها به سمت و سوی او می روند و برخی دیگر گفته اند: به چیزی که تو خالی نیست و پُر می باشد اطلاق می شود.

در کتابی دیگر گفته شده که کلمه صَمد دارای دو ریشه است که یکی از آن ها به معنای قَصد است و دیگری صلابت و استحکام.

امام حُسین علیه السلام در حدیثی پنج معنی برای صَمد ذکر کرده است او صَمد را کسی می داند که منتهای آقایی و سیادت است، همچنین صمد را ذاتی دائمی و ازلی، وجودی بدون جوف، شخصی که نه می خورد و نه می آشامد و کسی که نمی خوابد معرفی کرده است.

در جایی دیگر آمده است که صَمد کسی است که قائم به ذات است و بی نیاز از غیر.

الصمد | سوره توحید
الصمد | سوره توحید

واژه صَمد مفهوم و معنای بسیار جامعی را داراست که هر صفتی را که برای مخلوقات است از ساحت مقدس و پاک خداوند نفی می کند. نام های مشخص و محدود، مکان، سکون و حرکت، حد و حدود و همانند این صفات که برای خلائق هستند و از ویژگی ها و اوصاف جهان ماده می باشند از ذات اقدس پروردگار به دور می باشند و خداوند از تمام این صفات بَرتر و والاتر است.

در واقع نباید از یاد برد که صَمد در لغت به معنای شخص بزرگی است که تمام نیازمندان و محتاجان رو به سوی او می کنند و از او می خواهند و از هر لحاظی پُر و کامل است و ظاهرا تمام تفاسیر دیگری که برای این واژه گفته شده است به همین ریشه باز می گردد.

(ادامه دارد…)

برگرفته از تفسیر نمونه

[۱] سوره کهف، آیه ۱۰۹

منبع: سایت موسسه قرآن و عترت معراج النبی استان خوزستان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

68 − 59 =