شرح و تفسیر بخشی از دعای اول صحیفه سجادیه

صحیفه سجادیه

صحیفه سجادیه بی تردید یکی از مهم ترین آثار نوشته شده توسط بزرگان دین (ائمه اطهار (ع)) است که مملو و سرشار از مضامین عرفانی و اخلاقی است. در این کتاب ۵۴ دعا از دعاهای عرفانی، اخلاقی امام سجاد (ع) وجود دارد که با خواندن، تدبر و تفکر در آن ها می توان با آموزه های دینی به سبکی دیگر آشنا شد. در این مطلب شرح و تفسیر قسمت اول از دعای اول صحیفه سجادیه قرار داده شده است.

دعای اول دارای سی فراز است و امام سجاد (ع) در این دعا ستایش و حمد پروردگار را گفته است طوری که در این سی فراز می توان بیست و پنج بار کلمه حمد را مشاهده کرد.

بخش اول دعای اول صحیفه سجادیه

  • الْحَمْدُ لِلَّهِ الْأَوَّلِ بِلَا أَوَّلٍ کَانَ قَبْلَهُ، وَ الْآخِرِ بِلَا آخِرٍ یَکُونُ بَعْدَهُ، الَّذِی قَصُرَتْ عَنْ رُؤْیَتِهِ أَبْصَارُ النَّاظِرِینَ، وَ عَجَزَتْ عَنْ نَعْتِهِ أَوْهَامُ الْوَاصِفِینَ.

ستایش مخصوص پروردگاریست که قبل از همه موجودات بوده و هیچ چیز قبل از او وجود نداشته و غایت و نهایت همه چیز است و هرگز بعد از او موجودی وجود نخواهد داشت، کسی است که دیده بینندگان از دیدن او عاجز است و وهم و اندیشه وصف کنندگان از توصیفش ناتوان.

صحیفه سجادیه
صحیفه سجادیه

شرح بخش اول

در ابتدای دعا امام سجاد (ع) خدا را برای اول بودنش ستایش کرده است اما چون ذهن آدمی از واژه اول، اولویت زمانی را متوجه شده است و همیشه پیش و پس یک زمان را در نظر می گیرد، امام سجاد (ع) نیز به این نکته در اول دعا اشاره می کند و می فرماید که اگر چه برای هر اولویت زمانی، زمان و وقتی قبل از آن نیز قابل تصور است اما صفت اولیت برای پروردگار متعال غیر از اولویت نسبی است که قبل از آن را بپذیرد زیرا اولیت خداوند هرگز قبل پذیر نمی باشد.

در حقیقت تمام مخلوقات عالم و هر آن چه که در نظام هستی وجود دارد معلول است و آن طور که مشخص و نمایان است هر معلولی به علتی وابسته است.

علاوه بر این او نهایت و غایت همه چیز است و پس از او نمی توان نهایتی را تصور کرد زیرا هیچ مخلوق و موجودی مستقل از خدا نیست تا بشود آن را آخر دانست. در حقیقت و طبق آیه های بی شماری که در قرآن مجید وجود دارد خداوند منتهی الیه همه چیز است و اوست که کمال مطلق است و همه موجودات به سوی او در تکاپو و تلاش هستند.

پس از آن امام (ع) از ناتوانی بینندگان در دیدار حق سخن گفت. چشمان ظاهر بین تا چه حد می توانند پدیده های طبیعی را مشاهده و درک کنند؟

سپس امام سجاد (ع) از عجز و درماندگی اندیشه افراد برای وصف خدای بزرگ و بلند مرتبه سخن به میان آورد، در حقیقت وجود نامحدود و نامتناهی پروردگار یگانه عالم در ذهن محدود مخلوق نمی گنجد.

بخش دوم دعای اول صحیفه سجادیه

  • ابْتَدَعَ بِقُدْرَتِهِ الْخَلْقَ ابْتِدَاعاً، وَ اخْتَرَعَهُمْ عَلَى مَشِیَّتِهِ اخْتِرَاعاً. ثُمَّ سَلَکَ بِهِمْ طَرِیقَ إِرَادَتِهِ، وَ بَعَثَهُمْ فِی سَبِیلِ مَحَبَّتِهِ، لَا یَمْلِکُونَ تَأْخِیراً عَمَّا قَدَّمَهُمْ إِلَیْهِ، وَ لَا یَسْتَطِیعُونَ تَقَدُّماً إِلَى مَا أَخَّرَهُمْ عَنْهُ.

مخلوقات را به قدرت خود خلق کرد، سپس با اراده و خواست خویش جامه هستی بر آن ها پوشاند سپس آنان را آن چنان که می خواست در راه مشخص و معینی قرار داد و در مسیر محبت به خویش مبعوث کرد، مخلوقات نمی توانند از حدی که پروردگار برای آن ها معین کرده است قدمی پیش و پس بگذارند،

شرح بخش دوم

ساختار خلقت بدین گونه است که هر چه از آن در مرحله ظهور قرار گیرد به گونه ای است که هیچ وقت به ذهن کسی خطور نکرده است و کسی قادر به تصور آن نخواهد بود. این امر خارق العاده و شگفت انگیز در خلقت تمام آفریده های الهی از کوچک ترین تا بزرگ ترین آن ها نمود دارد.

در واقع به جز حقیقت اعطای وجود به آفریده ها، ساخت و طرز آفرینش آن ها بی سابقه و غیر قابل پیش بینی است. اهمیت این موضوع به حدی است که ادای حق آن ها با هزاران تالیف و تحقیق هم ممکن نخواهد بود.

بعد از آن امام (ع) بیان کرد که پروردگار عالم انسان ها را در راه محبت خود قرار داد، در این زمان ممکن است سوالی ایجاد گردد که اگر که خدای متعال محبت خویش را در دل همه انسان ها قرار داده پس چگونه است که برخی از افراد با خدا دشمنی دارند؟

درحقیقت هر آنچه شخص بی دین با آن خصومت دارد خداوند متعال نیست بلکه توهم اشتباهی است که ساخته ذهن آن فرد است. مگر خداوند قابل دشمنی است؟ او خالق و آفریننده تمام هستی است، مبداء همه چیز است و منبع همه خوبی ها و برکات است. به همین دلیل نمی شود مبدا جهان و آن که را همه چیز به او وابسته است را دشمن و عدو دانست.

مشکل از آدمی است که پروردگار راستین خود را نشناخته است و آنچه را که خدا می داند ساخته و آفریده ذهن ناکاملش است، پس بر هر انسانی واجب است که خدا و خالق مهربان و رئوف خود را درست بشناسد.

جهان هستی
جهان هستی

در انتهای این بخش امام سجاد (ع) فرموده است که آفریده ها قدرت تغییر در چیزی که خدا برای آن ها مقدر کرده است را ندارند، یعنی این که هیچ چیز در این عالم قدرت تصرف در اصل وجود و حقیقت خود را ندارد زیرا این امر نیازمند این است که آن چیز خود مسلط به ساخت و ساز و خلقت خود باشد. که این امر محال و ناممکن است.

بخش سوم دعای اول صحیفه سجادیه

  • وَ جَعَلَ لِکُلِّ رُوحٍ مِنْهُمْ قُوتاً مَعْلُوماً مَقْسُوماً مِنْ رِزْقِهِ، لَا یَنْقُصُ مَنْ زَادَهُ نَاقِصٌ، وَ لَا یَزِیدُ مَنْ نَقَصَ مِنْهُمْ زَائِدٌ.

و برای هر یک از آن ها قوت و روزی مشخص و به اندازه معین از رزق و روزی قرار داده به طوریکه کسی نتواند از رزق فردی که خدا به او فراوان عطا کرده بکاهد و به آن شخص که به او کم داده است چیزی بیافزاید.

شرح بخش سوم

از واژه روح که در جمله ابتدایی این بخش آمده است می توان دریافت که رزق و روزی تنها به مسائل مادی و چیزهایی که نفس می پسندد مرتبط نمی شود بلکه خداوند بخشاینده و مهربان هر آن چه را که روح نیاز دارد چه آن هایی که برای حیات معنوی لازم است و چه آن هایی که برای زندگانی مادی نیاز است را تامین می کند.

پس همانطور که نان و آب و هوا و تمام نیازهای مادی و دنیوی از خدا بوده و خواهد بود لوازم زندگانی معنوی یعنی دانش، اندیشه، دیدن، شنیدن و قدرت تماما از خدا می باشد.

در انتها امام (ع) فرمود: که اگر که اراده و خواست خدا نباشد هیچ دانش و علمی بر قلب آدمی نخواهد نشست و هیچ رزق مادی به کام انسان فرو نخواهد رفت به این معنا که روزی معین خدا را نه کسی می تواند کم کند و نه فردی می تواند به آن بیافزاید.

بخش چهارم دعای اول صحیفه سجادیه

  • ثُمَّ ضَرَبَ لَهُ فِی الْحَیَاهِ أَجَلًا مَوْقُوتاً، وَ نَصَبَ لَهُ أَمَداً مَحْدُوداً، یَتَخَطَّى إِلَیْهِ بِأَیَّامِ عُمُرِهِ، وَ یَرْهَقُهُ بِأَعْوَامِ دَهْرِهِ، حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَقْصَى أَثَرِهِ، وَ اسْتَوْعَبَ حِسَابَ عُمُرِهِ، قَبَضَهُ إِلَى مَا نَدَبَهُ إِلَیْهِ مِنْ مَوْفُورِ ثَوَابِهِ، أَوْ مَحْذُورِ عِقَابِهِ، لِیَجْزِیَ الَّذِینَ أَسَاءُوا بِمَا عَمِلُوا وَ یَجْزِیَ الَّذِینَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى.

پس از آن برای زندگانی و حیاتش پایانی مشخص و وقتی معین قرارداد، که با ایام حیاتش به سمت آن قدم بر می دارد و با سال های روزگار به آن نزدیک می گردد تا آخرین قدم ها را برداشته و عمرش به پایان برسد، جان او را بگیرد و آن ها که کار نیک کرده پاداش دهد و آنان که بدکار بوده اند عذاب دهد.

شرح بخش چهارم

این دنیا براساس مقدرات الهی و سنجش دقیق تنظیم شده است و به هیچ وجه نمی توان از نظام حاکم بر آن سرپیچی و تخطی کرد. در واقع تغییر در مقدرات و سنت الهی ناممکن است و این امر در تمام عالم و برای تمام موجودات از کوچک ترین تا بزرگ ترین آن ها برقرار است، تمام افعال، کنش ها و واکنش ها تماما از مقدرات پروردگار هستند.

آدمی از جمله مخلوقاتی است که غیر از افعالی که می تواند به وسیله اعضا و جوارح خود انجام دهد در هیچ چیزی دخیل نمی باشد، او به سوی پایان این زندگی قدم بر می دارد و مسیری را طی می کند که به یکی از دو مقصد مشخص و ابدی منتهی می گردد، او یا به سعادت ابدی دست می یابد و یا به عذاب دردناک دچار می گردد.

پس آدمی می بایست حسابرسی دقیقی داشته باشد تا عمر خود را بیهوده و در بی خبری سپری نکند.

در پایان این بخش به نوع جزا و پاداش اخروی پرداخته شده است. پاداش و کیفر اخروی با آن چیزی که در این دنیا می بینیم کاملا تفاوت دارد، به این معنا که ممکن است در این دنیا در دو جای مختلف برای یک دزد مجازات مختلفی اعمال گردد که تناسبی با نوع عمل انجام داده شده ندارد اما در آن دنیا تمام پاداش و کیفر اعمال متناسب با خود عملی است که از انسان سر زده است.

فرد در آن دنیا عکس العمل رفتار و کردار خود را متقابلا خواهد دید به طور مثال اگر که شخصی غذای مسمومی بخورد منجر می شود به درد در دستگاه گوارشی، خونریزی یا زخم معده (دقیقا عکس العمل رفتاری بود که شخص انجام داده است)، در آن دنیا نیز به همین شکل است و کیفر و پاداش متناسب با نوع کردار خواهد بود.

بخش پنجم دعای اول صحیفه سجادیه

  • عَدْلًا مِنْهُ، تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُهُ، وَ تَظاَهَرَتْ آلَاؤُهُ، لَا یُسْأَلُ عَمَّا یَفْعَلُ وَ هُمْ یُسْأَلُونَ.

عدالت و دادگری از سوی خداست، نام هایش پاک و مقدس هستند، و نعماتش آشکار و پی در پی اند، درباره آنچه انجام می دهد بازخواست نخواهد شد در حالی که آن ها بازخواست می شوند.

عدالت
عدالت

شرح بخش پنجم

در ابتدای این بخش حضرت سجاد (ع) در ادامه بخش قبلی می فرمایند که این تناسب عمل و پاداش و جزا همه از عدل و دادگستری پروردگار جهانیان است او که نام هایش مقدس و پاکیزه هستند و نعمت هایش آشکار و نمایان.

و در انتها این بخش بیان می کند که از فعل خدا سوال نخواهد شد زیرا خدا حکیم است و هر عملی که از او سر بزند بر اساس حکمت و مصلحت و براساس حق است اما از انسان سوال خواهد شد زیرا برای همین آفریده شده است.

بخش ششم 

  • وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَوْ حَبَسَ عَنْ عِبَادِهِ مَعْرِفَهَ حَمْدِهِ عَلَى مَا أَبْلَاهُمْ مِنْ مِنَنِهِ الْمُتَتَابِعَهِ، وَ أَسْبَغَ عَلَیْهِمْ مِنْ نِعَمِهِ الْمُتَظَاهِرَهِ، لَتَصَرَّفُوا فِی مِنَنِهِ فَلَمْ یَحْمَدُوهُ، وَ تَوَسَّعُوا فِی رِزْقِهِ فَلَمْ یَشْکُرُوهُ. وَ لَوْ کَانُوا کَذَلِکَ لَخَرَجُوا مِنْ حُدُودِ الْإِنْسَانِیَّهِ إِلَى حَدِّ الْبَهِیمِیَّهِ فَکَانُوا کَمَا وَصَفَ فِی مُحْکَمِ کِتَابِهِ «إِنْ هُمْ إِلَّا کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلًا».

و ستایش از آن خدایی است که اگر بنده هایش را از معرفت شکر بر داده های پی در پی اش به آنان و نعمت های آشکار منع و محروم می کرد، از نعمت های او بهره می بردند و او را شکر نمی کردند و از روزی اش گشایش یافته و شکر و سپاس آن را به جای نمی آوردند.

و اگر که اینگونه می بود از حدود و مرزهای انسانی خارج شده و تا مرزهای حیوانی پیش می رفتند، پس آن طور می شدند که خداوند در کتاب محکم خود توصیف کرده بود «همانا آنان (در بی عقلی) به مانند چهار پایانند، بلکه از آنان گمراه تر».

شرح بخش ششم

بی تردید تفاوت و مزیت انسان ها بر دیگر موجودات و مخلوقات عالم شعور، درک و اختیار آن هاست تا در اطاعت از پروردگار بکوشند و به شناخت و معرفتش که نهایت، غایت و هدف خلقت آدمی است، نائل گردند. به همین سبب اگر که انسان عمر گرانبهای خود را تنها در ارضا و اشباع غرایزی که با دیگر موجودات برابر و یکسان هستند سپری کند از فطرت انسانی بیرون شده و  هم ردیف و حتی شاید در رتبه کمتری ار حیوانات قرار می گیرد. زیرا همه بر این امر واقف هستیم که حیوانات تنها بر مسیری که آفرینش برای آن ها در نظر گرفته است سیر و حرکت دارند و از آن تخطی نخواهند کرد اما آدمی اگر چه توانایی استفاده از بهترین نعمات الهی را دارد غالبا شعور پایین تری نسبت به عنایات پروردگار دارد که این امر سبب می گردد که از حیوانات نیز کمتر باشد. زیرا تمام قواها و استعدادهای خود را ضایع گردانیده و از هدف اصلی خود دور گشته است

انسان هایی که این چنین هستند وابسته به غرایز خود گشته و تنها چیزی که برای آن ها اهمیت دارد اشباع خواسته های نفسانی و غرایز است، در حالی که فکر و اندیشه انسانی شکر گزاری از ولی نعمت خود را امری حتمی می داند.

کم ترین شناخت و معرفتی که آدمی نسبت به پروردگار لازم است داشته باشد آن است که خداوندی حکیم حاکم همه مخلوقات و هستی است و اوست که نسبت به همه آفریده ها اشراف دارد و در انتخاب انسان از بین تمام مخلوقات برای سپاسگزاری و به یاد آوردن خود لطف بزرگ به انسان روا داشته است به همین دلیل باید آدمی با تمام وجود در برابر این کرامت و احسان پروردگار شکرگزار و خاشع باشد. مرتبه بعدی معرفت نسبت به خدای متعال این است که انسان می بایست با استدلال عقلی ثابت کند که جزء ذات پاک پروردگار ولی نعمت دیگری وجود ندارد. و در بالاترین مرتبه آدمی باید علم الیقین را به حق الیقین تبدیل و از حق الیقین به عین الیقین برسد و در محضر خدا به شهود حتمی حضور یابد.

 

  • تلاوت ترتیل آیه سوم سوره حدید – استاد احمد دباغ

هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ ۖ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ

اوّل و آخر و پیدا و پنهان اوست؛ و او به هر چیز داناست.

 

دانلود

منبع: سایت موسسه قرآن و عترت معراج النبی استان خوزستان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

58 − = 49